‏نمایش پست‌ها با برچسب حسن روحانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حسن روحانی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ فروردین ۲۲, یکشنبه

کیفر ساخت خامنه ای و کیفر خواست ناقص کروبی



نامه سرگشاده به حسن روحانی، تکمیل کننده فاز جدیدی از  اقدامات   شجاعانه و تاریخی است که مهدی کروبی  از روز بیست و هفتم خرداد سال هشتاد و چهار آغاز کرد.  آنچه کروبی را به تغییر روندتعامل  با سید علی   خامنه ای وادار ساخت تصمیم  دیکتاتور مآبانه رهبر برای مهندسی انتخابات سال هشتاد و چهار بود. او در واکنش به این اقدام ،نامه ای شجاعانه برای خامنه ای نوشت  و برای اولین بار از نقش مجتبی خامنه ای در اقدامات کودتایی پرده برداشت. پس از آن نیز در مواردی  اظهار نظرهای  مخصوص او در رسانه ها انعکاس یافت تا انتخابات سال هشتاد و هشت فرا رسید. ورود او و میر حسین موسوی  به عرصه انتخابات ،مطلوب رهبر نبود .لذا چماقداران رسمی ولی فقیه ، ماهها قبل از آغاز رسمی تبلیغات انتخاباتی، تخریب این دو را شروع کردند.  خامنه ای با انتخاب هر کس جز احمدی نژاد مخالف بود و نشانه هایی نیز برای اثبات این مخالفت وجود داشت. اما عدم کناره گیری دو کاندیدای اصلی اصلاح طلبان. راهی جز بسیج اراذل و اوباش حکومتی و چماقداران رسمی باقی نگذاشت. سید حسن فیروز آبادی که عالیترین مقام نظامی پس از رهبر است در یک سخنرانی عمومی،با صراحت از ادامه دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد سخن گفت و نامزدهای سالخورده -کروبی و موسوی - را برای احراز مسئولیت ریاست جمهوری ، نا مناسب دانست. کروبی در نامه ای سر گشاده ، فیروز آبادی  را  که مامور مستقیم رهبر بود "رئیس ستاد نظامیان دخالت کننده در انتخابات "نامید. پس از آن نیز صریح تر از سایر کاندیداها ،مفاسد احمدی نژاد را یاد آوری کرد. اقدامات او پس از کودتای انتخاباتی سال هشتاد وهشت نیز هیچگاه فراموش نخواهد شد . در عین حال ، نامه اخیر او اگرچه در ادامه روند یازده سال اخیر است اما به لحاظ اثرگذاری ،یقینا ماندگارتر از سایر اقدامات و اظهارات او خواهد بود.
با دیدن نامه شیخ، روز دوشنبه سی ام خرداد هشتاد و چهار را به یاد آوردم.  یک روز قبل از آن ،کروبی نامه ای  افشاگرانه خطاب به رهبر نوشته بود که در خواست فوری خامنه ای برای  مذاکره با او را به دنبال داشت . کروبی  مشاوران خود را احضار کرده بود تا در خصوص مباحث احتمالی با رهبر رایزنی کند. به صورت خصوصی از او پرسیدم "با خامنه ای چگونه مواجه خواهید شد ؟"  خیلی خودمانی گفت :"به جدت ،هر طور بر خورد کند همانگونه به او پاسخ خواهم داد". پس از یازده سال ،کروبی همچنان بر همان  راه و روش است. خامنه ای با استفاده از قدرت رسمی ،قلدر مآبانه کروبی و موسوی را نانجیب خواند و کروبی ،کلوخ خامنه ای را با سنگی مناسب پاسخ داد. رهبر جمهوری اسلامی  شش سال است جرئت ارجاع پرونده رهبران  جنبش سبز به دادگاه و محاکمه علنی آنان را ندارد .اما در همین مدت ،بارها آنان را به انواع اتهامات ،متهم کرده و شخصا مسئولیت "کیفر ساخت غیر قانونی "علیه آنان را به عهده گرفته است. آخرین اقدام رهبر ،نانجیب خواندن موسوی  و کروبی است. در مقابل ،کروبی در اقدامی هوشمندانه ، کیفر خواست حقوقی و مستند علیه رهبر صادر و آن را به دادگاه مردم ارائه نموده است. جای جای کیفر خواست کروبی ،به مردم یاد آوری می کند که متهم اصلی در فسادهایی که کشور را تا مرز پرتگاه برده ،سید علی خامنه ای است. او با عباراتی زیرکانه ، حمایت های بی چون و چرای رهبر از هشت سال تباهی احمدی نژادی را یاد آوری کرده است. توصیف دولت احمدی نژاد با عنوان "فاسد ترین دولت پس از مشروطیت "،  اعطای  عنوان "بهترین دولت بعد از مشروطه "به دولت احمدی نژاد توسط رهبر را به اذهان متبادر می سازد و و رهبر را در جایگاه متهم ردیف اول   پشتیبانی از آن جرثومه فساد می نشاند."حقه باز و دروغگو "نامیدن محبوب رهبر در نامه کروبی ،یاد آور اظهارات خامنه ای در نماز جمعه بیست و نهم خرداد هشتاد وهشت است و حمایت او از احمدی نژاد در برابر کسانی است  که رئیس جمهور دست ساز رهبر  را دروغگو نامیده بودند.
کروبی در نامه خود ، دو عبارت مورد علاقه خامنه ای-دشمن و نفوذی -  را عاریه گرفته اما "نفوذی های واقعی دشمن "را به گونه ای معرفی می نماید که هیچ تردیدی در وابستگی این نفوذی ها به رهبر و بیت او باقی نمی ماند. برخی ویژگی هایی که کروبی برای نفوذی های دشمن برشمرده  از این قرار است : خود محوری و جاه طلبی ،حب ریاست  و توهم تسلط بر سرنوشت سایر ملت های مسلمان و کشورهای منطقه . کروبی همچنین به   کسانی اشاره که  می کند که عامدانه کشور را به سمت تحریم بردند. هر کس این عبارات را بخواند به یاد ده سال رجز خوانی خامنه ای می افتد  که دائما از برکت آفرین بودن تحریم ها سخن می گفت و هنوز هم اقداماتی را پشتیبانی می نماید که می تواند موجب  تحمیل تحریم های بیشتر به کشور شود. کروبی از شخصیت هایی سخن می گوید که به دنبال توسعه قدرت خود هستند و خیال می کنند سرنوشت سایر ملل مسلمان و کشورهای منطقه ،در ید قدرت آنهاست. آیا کسی در ایران و جهان هست که این عبارت را بخواند و بلافاصله به یاد خامنه ای نیفتد ؟ بخشی از کیفرخواست کروبی ،اشاره به ماجراجویان هسته ای دارد . همه ایرانیان می دانند که سیاست گذاری های  بی حاصل هسته ای ،ربطی به آمدن و رفتن دولت ها در ایران نداشته و تماما متاثر از بلند پروازی های خامنه ای است ؛ همان کسی که بخش دیگر کیفر خواست، از اتلاف سرمایه های  مالی و انسانی ایران برای ارضای مطامع او در منطقه  خبر می دهد.
متهمی که کروبی علیه او کیفر خواست صادر  کرده ،کسی است که بر اساس متن همین کیفر خواست ،نورچشمی های او در انتخابات هفتم اسفند توسط مردم طرد شدند.آن کس که نورچشمی های خود را به لطایف الحیل به مردم معرفی کرد و پس از انتخابات از حذف آنان اظهار تاسف کرد کسی نبود جز خامنه ای. کروبی به طعنه، از حاصل بصیرت کسی سخن می گوید که سرمایه های کشور را قربانی حمایت از یک کذاب کرد. رفتار آن کذاب -احمدی نژاد - به گونه ای بود که روسای دو قوه دیگر و اغلب نمایندگان مجلس به صف مخالفان او پیوسته بودند و تنها کسی که به صورت کامل از آن کذاب حمایت می کرد علی خامنه ای بود. کیفرخواست کروبی با یک نتیجه گیری به  پایان می رسد تا شناسایی متهم   مورد نظر او با سهولت بیشتر انجام شود . او در توصیف این متهم ، به کسی اشاره می کند که عزت و ذلت بندگان خدا را در اختیار خود می داند. این بخش از ادعا نامه کروبی در کنار درخواست او برای بر گزاری دادگاه علنی و شناسایی نا نجیب واقعی ، چهره عصبانی خامنه ای به هنگام معرفی" نجیب ها و نانجیب ها" را  به یاد همگان می آورد.
ادعانامه کروبی ،حاشیه هایی نیز دارد که برخی از آنها از متن ، اثرگذار تراست. عقب نشینی اخیر رفسنجانی در برابر تهدید تریبونی  رهبر، خامنه ای  را دچار نشئگی زایدالوصف  کرده بود. به یقین می گویم ادعانامه شجاعانه کروبی و "مستبد "خواندن خامنه ای ،آن نشئگی را به خماری آزار دهنده تبدیل کرده است. شیخ که زندانی خامنه ای است شجاعانه خواستار ایستادگی همگانی به ویژه صاحبان قدرت و تریبون داران در برابر حاکمیت مستبد شده است.  در سراسر نامه  ،هر جا که اشاره به "نظام " و راس آن ضرورت داشته ،کروبی از اطلاق عنوان جمهوری اسلامی یا جمهوری ،خودداری  کرده و از حاکمیت نام برده  و این حاکمیت را نیز مستبد نامیده است. شیخ محصور ،در نخستین روز از حصر خانگی اعلام کرده بود که حاکمیت فعلی را نه جمهوری می  و  داند نه اسلامی.آخرین حاشیه از ادعانامه کروبی ، پاسخ به کسانی است که به بهانه آرام نگاه داشتن فضای کشور ،سکوت در برابر مظالم روزافزون را خواستار می شوند : " هیچکس نباید به بهانه مصلحت ،با ظلم همراه شود یا در برابر آن سکوت کند. امروز ،روز سخن گفتن و ایستادن در مقابل قانون گریزان است ".
البته کیفر خواست کروبی علیه خامنه ای ،دارای یک نقص اساسی نیز هست. او برای تکمیل ادعا نامه خود به اقدام شجاعانه دیگری نیاز دارد  :معرفی کسانی که ابلهانه یا طمع ورزانه  از گنجاندن "ولایت مطلقه فقیه" در قانون اساسی حمایت کردند . همچنین او باید  نظر کنونی  خود در خصوص تئوری پرداز ولایت مطلقه  فقیه را نیز با مردم در میان بگذارد. نقصی که در کیفرخواست کروبی وجود دارد بسیار بزرگ است اما ارزش  اقدام شجاعانه او نیز  آنقدر بزرگ است که نمی توان به بهانه آن نقص ،این عظمت را نادیده گرفت

۱۳۹۴ شهریور ۸, یکشنبه

آقای روحانی ! برجام را به بهارستان بفرستید

مقدمه : ساختمانی  که در بهارستان واقع است و دویست و نود دست چین شده شورای نگهبان بر صندلی های سبز آن تکیه می زنند  را  نمی توان مجلس نامید. پس در این یادداشت به جای استفاده از اصطلاح جعلی مجلس برای این نهاد از آدرس آن - بهارستان - استفاده کرده ام
---------------

اززمانی که توافق هسته ای میان جمهوری اسلامی و شش قدرت جهانی به امضا رسید یک سوژه به بحث های انحرافی و سرگرم کننده سیاسی در ایران اضافه شده است :" فرستادن توافق به ساختمان بهارستان برای بررسی و تصویب ." عده ای به عنوان حامی سینه چاک دولت ، با نادیده گرفتن جایگاه نهاد قانون گذاری ، به گونه ای سخن می گویند که گویی باید همه اختیارات کشور داری به دولت حسن روحانی واگذار شود و سایر مراکز قدرت ازجمله نهادی که به ناحق آن را مجلس می نامند از دولت تبعیت کنند . دولت هم ظاهراً ازترس اخلال بهارستان نشینان در روند تصویب برجام  به دنبال استفاده از  شورای عالی امنیت ملی به عنوان" میان بر" است. اما آیا واقعا نهاد مستقر در بهارستان ، با برجام مخالفت خواهد کرد که دولت و حامیان آن به دنبال دور زدن آن هستند؟ برای یافتن پاسخ برای این پرسش ، باید روند مذاکرات هسته ای در سه سال اخیر را مورد بازبینی- در صورت لزوم  همراه با نوعی بدبینی-  قرار داد. بر اساس اطلاع رسانی های قطره چکانی که توسط مقامات حکومتی صورت می گیرد از حدود سه سال پیش با مجوز رهبر ، مذاکراتی با طرف امریکایی شروع شده و زمینه  را برای تغییر ریل مذاکرات هسته ای در دولت روحانی ، فراهم کرده است. در واقع آنچه که در دوسال اخیر انجام شده ، با هماهنگی و حتی  با هدایت رهبر بوده است.   به عبارت دیگر درصورت مخالفت  خامنه ای   با روند مذاکرات ، رسیدن به این توافق، غیر ممکن بود. بالاتر از آن ، اصولا انتقال مسئولیت مذاکرات هسته ای از شورای عالی امنیت ملی به دولت ، بدون موافقت رهبر ، امکان پذیر نبود. این ، به معنای هیچ انگاشتن نقش دولت روحانی در به نتیجه رسیدن مذاکرات نیست اما یقینا اگر رهبر مخالف توافق بود و یا اگر در هریک از مراحل پیش رو، تصمیم به برهم زدن توافق بگیرد دولت روحانی یارای مقابله با تصمیم او را ندارد. فرقی هم نمی کند بررسی برجام در نهاد بهارستان انجام شود یا شورای عالی امنیت ملی ، خروجی نهایی مطابق اراده رهبر خواهد بود. کافی است نگاهی به ترکیب شورای عالی امنیت ملی شود. اکثریت مطلق اعضا کسانی هستند که بدون نظر رهبر هیچ چیزی را تأیید یا رد نمی کنند. پس چه تفاوتی می کند که مجری دستور رهبر برای رد یا تصویب برجام ، مجلس باشد یا شورای عالی امنیت ملی؟

بر خلاف کسانی که راه جدیدی برای  کنترل موقت مطالبات مردم پیدا کرده اند انتخابات آتی مجلس را دارای تأثیر قابل توجه بر سرنوشت کشور نمی دانم اما عده ای ،  از ماهها قبل خواستار مدارا با همه ظلم ها و نابسامانی ها شده اند تا به خیال خود فضا را برای انتخابات مجلس ، آرام کنند. آنان  مدعی هستند که می توانند ترکیب مجلس را تغییر دهند و نهاد قانونگذاری را با دولت هماهنگ نمایند. به ادعای ایشان ، هماهنگی دولت و مجلس می تواند محقق کننده وعده هایی باشد که روحانی در تبلیغات انتخاباتی خود بر آنها پا فشاری کرده بود. به فرض که چنین باشد! آیا اخته کردن مجلس - بیش از گذشته - و انتقال اختیارات آن به شورای عالی امنیت ملی ، به نفع جریانی است که مدعی تغییر ترکیب مجلس در نمایش انتخاباتی اسفند ماه است؟ مشروعیت بخشی به دخالت فراقانونی شورای عالی امنیت ملی  در بررسی پرونده هسته ای به بهانه " ترس موهوم از عدم تصویب برجام در مجلس" به نفع کدام جریان سیاسی در کشور است؟ آیا روحانی وطرفداران او نمی دانند  نظر  اکثریت اعضای شورای عالی امنیت ملی در مورد آزادی های سیاسی ومطبوعاتی چیست؟ مشروعیت بخشی به آن شورا ، می تواند تداوم حبس ها و جصرها بدون حکم قضایی را موجب شود و حتی عده دیگری را نیز به حبس و حصر بفرستد. روحانی می داند که مهم ترین ابزار برای قطع رانت ها و سالم سازی اقتصادی کشور ، توسعه آزادی های سیاسی و مطبوعاتی است در حالی که تجربه سالهای اخیر نشان می دهد  شورای عالی امنیت ملی یکی از موانع اصلی این آزادی هاست و  در برخی موارد حتی از قوه قضائیه ، خشن تر و سخت گیر تر است. دولتی که اکنون نهاد موسوم به مجلس را دور می زند و اختیار آن را به یک نهاد انتصابی محول می کند آیا خواهد توانست با آزادی ستیزی های بعدی این نهاد نظامی - امنیتی مخالفت کند؟.تجربه سال های گذشته نشان می دهد  فربه کردن شورای عالی امنیت ملی ، به معنای محدود کردن هرچه بیشتر مجلس و رسانه هاست و در غیاب یک مجلس مستقل  و رسانه های حق گو، هر روز بر رانت خواری های سیاسی و اقتصادی افزوده می شود . آیا تردید داریم که تأثیر این رانت خواری ها بر اقتصاد وسایر شئون کشور اگر از تأثیر تحریم ها و فشارهای مرتبط با پرونده هسته ای  بیشتر نباشد کمتر هم نیست ؟   ضمن آنکه مشروعیت بخشی به یک نهاد غیر پاسخگو توسط دولتی که ظاهراً بخش اصلاح طلب جامعه را نمایندگی می کند با مشروعیت بخشی به آن توسط افتدار گرایان ، تفاوت دارد و  زبان  مدعیان اصلاح طلبی   را در برابر زورگویی ها و اقدامات استبدادی آن شورا در آینده ، کوتاه خواهد کرد.

اما آیا اصولا ً ترکیب فعلی بهارستان نشینان به گونه ای است که کسی نگران مخالفت آنها با برجام باشد؟ معتقدم سه گروه در این مورد اظهار نگرانی می کنند.گروه نخست کسانی هستند که واقعیت های سیاسی جامعه را نمی شناسند و تحت تأثیر برخی شعارهای دستوری ، نگران بر هم خوردن روند مذاکرات به خاطر مخالفت مجلس هستند. برای رفع نگرانی این افراد، باید موضوع را توضیح داد که اگر رهبر با تصویب برجام مخالف باشد شورای عالی امنیت ملی هم آن را تصویب نخواهد کرد. دلواپسان بعدی ، تصویب برجام در مجلس را قطعی می دانند و معتقدند با این کار ، قدرت چانه زنی دولت در برابر طرف های خارجی ، کاهش می یابد. پاسخ این نگرانی نیز آنست که اولاً روند تصویب در مجلس گاه می تواند ماهها وسالها به طول بینجامد  و در این دوره چند ماهه ، دولت می تواند به چانه زنی های خود در مجامع بین المللی و در برابر سایر کشورها ادامه دهد. ثانیا ً همانند برخی موارد مشابه ، مجلس به جای ورودبه جزئیات ، می تواند چارچوبی را تعیین و به  دولت  برای تصویب  یا رد برجام  اختیار بدهد. در آن صورت دست دولت برای چانه زنی باز خواهد بود.اما گروه سوم از کسانی که اظهار نگرانی می کنند خود می دانند که درحال فریب مردم هستند . آنها یقین دارند که بهارستان نشینان ، فرمانبرمی باشند  و یقینا ً اقدامی بر خلاف تصمیم کلی نظام در خصوص پرونده هسته ای انجام نخواهند داد . به عبارت دیگر،  تصمیم نهایی مجلس در مورد برجام همان خواهد بود که قرار است در شورایعالی امنیت ملی به تصویب برسد.

 براساس آنچه در بالا آمد پیشنهاد می کنم روحانی بر ارسال برجام به مجلس اصرار کند و از این طریق اراده خود بر تقویت نهاد قانونگذاری به جای فربه کردن شورای عالی امنیت ملی را به نمایش بگذارد. او با این اقدام ، امکان سلب مسئولیت  یا کار شکنی بعدی رهبر را نیزبه حداقل خواهد رساند زیرا هیچکس باور نخواهد کرد که مجلس بر خلاف منویات رهبر، برجام را تصویب یا  رد کرده  است. روحانی از این طریق امکان گروگان گرفته شدن سایر اولویت های دولت توسط نهادهای انتصابی و عمدتاً رانت خوار را نیز به حداقل خواهد رساند . 

۱۳۹۴ خرداد ۲۸, پنجشنبه

با خدا بجنگید با جمهوری اسلامی نه!

 " اختیاراتی که آقایان برای ولی فقیه قائلند خدا هم برای خود قائل نیست " . این یکی از آخرین اظهار نظرهای شیخ مهدی کروبی قبل از آغاز حصر خانگی بود   که ظاهراً بسیار بر خامنه ای گران آمد.آنچه پس از حدود پنج سال مرا به یاد آن جمله انداخت اظهارات عجیب شیخ جعفر سبحانی بود که در دو سه سال اخیر توسط رسانه های حکومتی به درجه مرجعیت رسیده است. او اخیراً در دیدار با فرمانده نیروی انتظامی اظهار داشته است : " اکنون پرداختن به مساله حجاب از پرداختن به ربا مهم تر است. ..بد حجابان به نظام دهن کجی می کنند در حالی که ربا خواران به نظام کاری ندارند." البته پس از بازتاب وسیع این سخن نابخردانه ، آقای سبحانی توضیحاتی برای رسانه ها ارسال نموده اما توضیحات او نشان نمی دهد که او این سخن را نگفته باشد. از جمله به روزنامه اطلاعات به عنوان رسانه ای که سخن او را بادقت نقل کرده اشاره نموده است در حالی که در خصوص بخش مورد مناقشه اظهارات او ، مطلبی در روزنامه اطلاعات به چاپ نرسیده است.
 
اما چه شده که فرمانده نیروی انتظامی ، مراجع تقلیدی همچون مکارم شیرازی و سبحانی را به حساب آورده و به دیدن آنها شتافته است؟شش سال پیش و پس از بازداشت فله ای گروهی از سیاستمداران معترض، آیت اله مکارم شیرازی در یک دوره شش ماهه ، شش بار یه صورت علنی خواستار آزادی زندانیان انتخاباتی  شد.آخرین تذکر او روز شانزدهم آذرماه سال هشتادو هشت بودکه بر حفظ  حقوق معترضان  انتخاباتی تأکید کرد. پیش از آن ، اوپنج بار در اظهاراتی صریح به حمایت از معترضان و منتقدان انتخابات پرداخته  بود. مکارم شیرازی  دراوایل مرداد هشتاد و هشت خواستار ازادی زندانیان انتخاباتی تا روز نیمه شعبان شد و  روز هفدهم آبان ،  محاکمه عوامل جنایت در کهریزک و کوی دانشگاه را مورد تأکید قرار داد. وی  چهار روز بعد اظهار داشت : " بر اساس روایات وارده ، در آخر الزمان ، جای معروف و منکر عوض می شود. نکند روزی بیاید که عده ای سخن از وحدت واقعی را فتنه بدانند." در همان روزجعفر سبحانی  هم در اظهار نظری علنی بر ازادی زندانیان انتخاباتی تأکید کرد. اما  نه تنها هیچیک از اظهارنظرهای انتخاباتی این دو مرجع  تقلید حامی نظام  پاسخی از سوی مقامات رسمی را به دنبال نداشت بلکه رسانه های رسمی حکومتی حاضر به انعکاس آن  اظهارات نیز نشدند. اما ظاهراً سخنان قاطعانه اخیر این دو در لزوم مقابله با پدیده ای که آن را بد حجابی می نامند با استقبال گسترده رسانه های حکومتی مواجه شده است.  حضور فرمانده نیروی انتظامی در بیوت این دو مرجع تقلید و بازتاب گسترده سخنان ایشان در رسانه های حکومتی نشان ازچیست ؟ گمان نمی کنم یافتن پاسخ برای این پرسش، چندان مشکل باشد.
 
چندی قبل حسن روحانی در جمع فرماندهان انتظامی اظهار داشت : " وظیفه نیروی انتظامی ، اجرای قانون است نه پیاده کردن احکام اسلامی . " این سخن، با حملات شدید اراذل و اوباش حکومتی مواجه شد که نان آنان در افراط گری هاست. اما حسن روحانی ، کسی است که از حدود بیست سال قبل ، شورای نگهبان ، با تأیید صلاحیت او برای عضویت در مجلس خبرگان ، بر اجتهاد او مهر تأیید زده لذا نمی توانند او را به ناآگاهی نسبت به احکام دینی  متهم کنند. پس باید کسانی که در سطح بالاتر فقهی از او قرار دارند به میدان دفاع از اوباشگری نیروهای رسمی و غیر رسمی حکومت بیایند. ظاهراً این وظیفه در مقطع فعلی به دو مرجع تقلیدی سپرده شده که اظهار نظرهای آنان تا کنون به هیچ انگاشته می شده است.احتمالا ً فرصت زیادی هم دراختیار آقایان نبوده تا بتوانند سخنی مطالعه شده و قابل تأمل بیان کنند. نتیجه آنکه یک مرجع تقلید  به قیمت  بی حیثیت کردن خویش ،  بخش سرکوب گر حکومت را از خود خشنود ساخته است. اما سخن منتسب به  آقای سبحانی تا چه حد با احکام تبلیغ شده دینی ، تطابق دارد؟ آیات دویست و هفتادو هشت و دویست و هفتاد و نه سوره بقره ، صریح ترین اظهار نظر قرآنی در خصوص رباست. این آیات نشان می دهد حکم ممنوعیت ربا حتی عطف به ما سبق می شود زیرا از مؤمنان می خواهد اگر در معامله ای ربوی از کسی مطالبه ای دارند آن را رها کنند:  "ای کسانی که ایمان آورده اید  از مخالفت با امر خدا بپرهیزید و از باقیمانده ربا صرف نظر کنید. اگر چنین نکنید بدانید که به جنگ خدا و رسول قیام کرده اید." این حکم صریح قرآنی را مقایسه کنید با اظهار نظر منتسب به یک مرجع تقلید : " پرداختن به مسئله حجاب از پرداختن به ربا مهم تر است. زیرا بدحجابان به نظام دهن کجی می کنند اما رباخوار به نظام کاری ندارد."معنای این سخن، واضح تر از آنست که نیاز به توضیح داشته باشد.یعنی دهن کجی به نظام از انچه جنگ با خدا نامیده شده ، مهم تر است و مقابله با آن ، واجب تر.   اینگونه اظهار نظر سابقه سی ساله در جمهوری اسلامی دارد. در اوایل انقلاب ، ایت اله خمینی ، تعطیل همه احکام شرعی  ازجمله نماز را برای حفظ نظام ، بلامانع دانست.او برای حفظ نظام ، یک امر سلبی - تعطیل نماز  - را تجویز کرد و اکنون یک امر ایجابی یعنی تحمل " جنگ با خدا " و به جای آن صرف سرمایه های نیروی انتظامی برای پیشبرد امر حجاب ، مجاز شمرده می شود.
 
خطر مهمی که اینگونه اظهار نظرها ایجاد می کند تقدس بخشی به آنها به خاطر طرح توسط کسانی است  که خودخواهانه ، خویش را " روحانی " می نامند و اتفاقا ً در  سطح از این طبقه صنفی  ،نشسته اند؛ سطحی که هنوز گروهی از مردم به آنان باور دارند و ایشان را جانشینان مختار امام زمان می پندارند. به نظر می رسد تا زمانی که قرار باشد نهاد دین و سخنگویان آن در خدمت حکومتی باشد که از دین سواری می گیرد این وضعیت ادامه خواهد داشت و هر رسوایی رفتاری و کلامی برای تقویت نظام ،   نه تنها قبیح   شمرده نمی شود بلکه تقدیس می گردد.
 
وقتی سخنان منتسب به آقای سبحانی را خواندم  بار دیگر اهمیت اظهارات شجاعانه آیت اله سید صادق شیرازی برایم ثابت شد. او در حال حاضر بلند ترین صدای حوزوی است که جدایی نهاد دین از حکومت را فریاد می زند و البته نمی توانند او رابه ضدیت با دین متهم نمایند. مایلم به بهانه موضوع اخیر ، بار دیگر  یادآوری نمایم همه کسانی که دل در گروی دین دارند و اصلاح کشور را همراه با حفظ حیثیت دینی خویش می خواهند باید به جای خوش گمانی  به روحانیون  و مدعیان نو اندیشی  دینی که دل در گروی نظام پوسیده جمهوری اسلامی دارند پشت سر روحانیونی بایستند که شجاعانه جدایی دین از حکومت را فریاد می زنند در غیر این صورت همچنان باید زیر علم کسانی سینه بزنند که جنگ با خدا را مجاز می شمارند اما نگاه چپ به جمهوری اسلامی را نه!ظاهرا ً حق با شیخ محصور بود که می گفت اختیارات متوقع برای ولی فقیه از اختیارات خداوند بالاتر است. پس امیدوارم او نیز نگاهی نو به میراث ننگ آفرین آیت اله خمینی یعنی ولایت فقیه و حکومت دینی پیدا کرده باشد و با کسانی که برای جدایی دین از حکومت تلاش می کنند همزبانی و همدلی کند.
 1

۱۳۹۳ اسفند ۲۴, یکشنبه

آسودگی خامنه ای از توافق با امریکایی ها


 زمان اولیه اعلام شده برای توافق ایران با گروه موسوم به" پنج به علاوه یک "در حالی فرا می رسد که نشانه های گوناگون حاکی از آسوده خیالی  رهبر جمهوری اسلامی از دستیابی به توافق با قدرت های جهانی و در رأس آنها امریکاست. تجربه بیست و شش سال رهبری خامنه ای نشان می دهد او هرگاه نسبت به کاهش فشارهای خارجی ، مطمئن شده بر فشارها در داخل کشور افزوده است. همانطور که مداراهای موقت او در داخل همواره در دوره هایی صورت گرفته که او به تنهایی قدرت ایستادن در برابر فشارهای خارجی را نداشته است. کمتر از سه سال بعد از آغاز رهبری خامنه ای ، مقدمات انتخابات مجلس چهارم در حال فراهم شدن بود که با هدایت مشترک خامنه ای - رفسنجانی ، فشارها بر نیروهای منتقد که به اصل نظام اعتقاد داشتند افزایش یافت . در آن زمان ، هاشمی رفسنجانی توانسته بود روابط سرد ایران با بسیاری از کشورهای منطقه را بهبود بخشد و رفتار  قدرت های بزرگ جهانی  با دولت رفسنجانی هم  آمیخته ای از امید و احتیاط بود. در چنان شرایطی، دوگانه رفسنجانی - خامنه ای بدون نگرانی خاص از فشارهای خارجی ، صدها نفر از معتقدان به نظام که منتقد به وضع موجود بودند را از شرکت در انتخابات محروم کردند که چهل و یک نفر از آنها  در همان زمان،  نماینده مجلس بودند. پیش از آن نیز با فشار وزارت اطلاعات دولت رفسنجانی ، تعدادی از نمایندگان سرشناس مجلس تحت فشارهای زیاد قرار داشتند .از جمله رؤسای کمیسیون  های دفاع  و اقتصادی مجلس هنگام حضور در فرودگاه برای انجام سفر مأموریتی ، از حکم ممنوع الخروج بودن خویش  آگاهی یافتند! بلافاصله پس از پایان دوره فعالیت مجلس سوم هم ابراهیم اصغر زاده و علی صالح آبادی که  از پیشاهنگان انتقاد از دولت رفسنجانی   بودند دستگیر و تحت فشارهای زیاد قرار گرفتند .چهار سال بعد از آن  ودر آستانه برگزاری انتخابات مجلس پنجم  اما ، تشکیل پرونده  برای جمهوری اسلامی در مجامع  گوناگون  بین المللی منجر به فراخوانی سفرای اروپایی از ایران و اعمال برخی محدودیت های بانکی برای جمهوری اسلامی گردید. در آن زمان بر خلاف انتخابات مجلس  چهارم ، بسیاری از رد صلاحیت شدگان ازجمله بهزاد نبوی و تعدادی از نیروهای سرشناس ملی - مذهبی ، جواز ورود به انتخابات مجلس را دریافت کردند در حالی که بسیاری از آنها به مدت دوازده سال از حضور در رقابت های انتخاباتی ، محروم بودند. همچنین  نشانه هایی از فضای باز سیاسی - اجتماعی آشکار شد. ادامه آن وضعیت انتخابات دوم خرداد هفتاد و شش و گزینش کسی را به دنبال داشت که تنها پنج سال قبل از آن به خاطر اختلاف نظر با خامنه ای ، مجبور به ترک وزارت ارشاد شده بود.  در واقع در آن زمان خامنه ای یقین داشت که به تنهایی یا با اتکا به محافظه کاران همراه خویش ، قدرت ایستادگی در برابر فشارهای روزافزون جهانی را ندارد.

با روی کار آمدن خاتمی ، روابط سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی با جهان به سرعت بهبود یافت . کشورهای مؤثر منطقه همچون عربستان سعودی هم ازحضور خاتمی در رأس دولت ایران استقبال کردند. بهبود روابط با جمهوری اسلامی در آن دوره تا جایی پیش رفت که مادلین آلبرایت وزیر خارجه امریکا تلویحاً به خاطر رفتارهای پیشین دولت متبوع خود با ایران پوزش خواست.  رسیدن به چنان شرایطی ، خامنه ای را از فشارهای خرد کننده خارجی ، آسوده خیال کرد. این آسودگی به او شهامت داد تا فشارها در داخل را افزایش دهد. رهبر جمهوری اسلامی  که به دلیل نیاز اولیه به همراهی خاتمی و برخی نیروهای منتقد داخلی ، حتی  به افشای نقش حکومت در قتل های سیاسی دهه هفتاد تن داده بود به تدریج تغییر رفتارداد که اوج این تغییر، در  دستور مستقیم او برای توقیف فله ای مطبوعات و دستگیری  گسترده منتقدان متجلی گردید. اما این همه ماجرا نبود . بسیاری از افراد افراطی و خشونت گرا که  حدود سه سال از تریبون های عمومی حذف شده بودند بار دیگر تریبون دار شدند و کسانی همچون محمد رضا نقدی با عنوان رسمی وارد کارزار با دولتی شدند که تن دادن خامنه ای به آن از سر اجبار وبرای کاهش فشارهای خارجی و ناتوانی های داخلی بود. پس از آن نیز تا مدت ها بحران های متعدد بین المللی ، این فرصت را در اختیار خامنه ای قرار داد تا نگران اجماع جهانی علیه حکومت خویش نباشد.در داخل نیز حضور یک فرد عوام فریب در رأس دولت و افزایش در آمدهای نفتی ، تا حدود زیادی نگرانی خامنه ای را از مواجهه با بحران های داخلی  برطرف کرده بود. اما از ابتدای دهه نود بار دیگر شرایط  تغییر کرد. از یک سو رئیس دولتی که اهداف عوام فریبانه خامنه ای را محقق می ساخت به فکر افزایش سهم خود از قدرت افتاد و ازسوی دیگر، قدرت های بزرگ غربی باردیگر برای اعمال فشارهای سیاسی و اقتصادی به ایران  به یکدیگر نزدیک شدند. اوج این فشارها  در محرومیت جمهوری اسلامی از دسترسی به دلارهای نفتی آشکار گردید. مجموعه شرایط داخلی  و خارجی ، بار دیگر خامنه ای را به مدارای ظاهری در داخل متقاعد ساخت  که انتخابات ریاست جمهوری سال نود و دو و فضای نسبتاً باز تبلیغاتی قبل از آن را به دنبال داشت. مطبوعات که بنا بر دستور العمل سال هشتاد و هشت محمد علی رامین ، از تصویر خاتمی استفاده نمی کردند اجازه یافتند این محدودیت را نادیده بگیرند و کارناوال های خیابانی با هیبتی که چهار سال از آن خبری نبود به راه افتاد. البته بعد ها آشکار شد که ازماهها قبل از آن ، نمایندگان خامنه ای به صورت محرمانه ملاقات هایی با مقامات غربی  و در رأس آنها آمریکایی ها داشته و توافقاتی انجام داده بودند. همین توافقات به خامنه ای جسارت داد تا تنها به آنچه غربی ها از او می خواهند قناعت کند : "روی کار آمدن دولتی که پرونده هسته ای به سرانجام مطلوب برساند. " لذا این بار مهربانی خامنه ای در داخل بسیار محدود تر از تمکین  های پیشین او در برابر فشارهای خارجی بود تا جایی که حتی هاشمی رفسنجانی امکان رقابت در انتخابات ریاست جمهوری را نیافت.
 
اکنون با گذشت کمتر از دوسال از روی کار آمدن روحانی ، بار دیگر گروههای فشار که میزان الحراره واقعی تصمیمات  و آرزوهای خامنه ای هستند به صحنه بازگشته اند . رفتار رسمی حکومت هم روز به روز سخت گیرانه تر می شود. همچنین برخلاف سالهای هفتاد و چهار تا هفتاد وشش ،  نه تنها هیچ نشانه ای از یارگیری خامنه ای از منتقدان درون نظام مشاهده نمی شود بلکه محدودیت های بی سابقه و ظاهراً خود کشی گونه نظام در حال افزایش است. اعلام رسمی ممنوع التصویر بودن خاتمی  و فشار مستقیم خامنه ای برخبرگان برای "حذف همراه با هجو" هاشمی رفسنجانی در کنار حمایت منصوبان خامنه ای ازاوباشگری علیه منتقدانی همچون علی مطهری نشان می دهد خامنه ای  فعلاً دغدغه ای نسبت به فشارهای خارجی ندارد. او که ظاهراً برای توافق با امریکایی ها تصمیم قطعی گرفته ، برای فریب مردم از قابل اعتماد نبودن امریکایی ها سخن می گوید اما از سوی دیگر در حضور خبرگان بی خاصیت اظهار می دارد :" مقامات جمهوری اسلامی کار خود را بلدند و می دانند اگر هم به توافقی برسیم چگونه عمل کنیم که دولت امریکا بعدها نتواند زیر آن بزند."  به باور من این سخن خامنه ای ، تلاش برای اقناع برخی ساده لوحان است که در ماههای اخیر سخنان یاران خامنه ای در خصوص مخالفت رهبر  با مذاکرات ایران و امریکا را باور کرده اند. گمان می کنم پس از این باید منتظر فشارهای بیشتر در داخل باشیم . انتشار  حکم سنگین برای مهدی هاشمی  و صدور دستور محاکمه کروبی و موسوی،  فوری ترین نشانه ها از آسودگی خامنه ای از حذف فشار خارجی برای افزایش فشار داخلی خواهد بود. 

۱۳۹۳ مهر ۲۰, یکشنبه

آقای روحانی ! سپاس که فقط یک کوکبی زندانی است!

یکی ازایرانیان مقیم امریکا که خود را استاد دانشگاه در کالیفرنیا معرفی کرده ، گزارشی از میهمانی سخاوتمندانه حسن روحانی در نیویورک منتشرنموده است.  اگرچه هزینه اینگونه میهمانی ها از جیب همه ایرانیان تأمین می شود  اما مطابق معمول ، این بار  نیز میهمانان ، فقط کسانی بوده اند که  از نظر نژادپرستان حاکم بر جمهوری اسلامی ، خودی  تلقی می شوند یا انتقاد جدی به ارکان جمهوری اسلامی ندارند. در مورد اهداف این  میهمانی  و دستاورد های آن برای میزبان و میهمانان ، سخن بسیار است اما آنچه مرا به نوشتن این یادداشت وادار نمود بخشی از اظهارات منتسب به حسن روحانی است که مسافر کالیفرنیا از جلسه نیویورک نقل نموده است : « یکی از شرکت‌کنندگان در جلسه از آقای‌روحانی در مورد سرنوشت امید کوکبی، دانشجوی فوق‌ دکترا که حین بازدید از ایران دستگیر و زندانی شده، سوال کرد و گفت شما همیشه می‌گویید قوه‌قضاییه در ایران مستقل است ولی به‌عنوان رییس دولت هیچ اقدامی برای آزادی او نمی‌کنید....روحانی  توضیح داد هم‌اکنون 20 ایرانی در آمریکا و در کشورهای دیگر بنابر ‌درخواست آمریکا در زندان به‌ سر می‌برند و از نظر ما همه آنها بی‌گناه هستند ولی دولت آمریکا اقدامی جهت آزادی آنها نمی‌کند.»   

پاسخ غیر اخلاقی  روحانی در خصوص یکی ازنخبگان ایرانی ، در وهله اول پاسخ های مسخره احمدی نژاد به پرسش های مشابه را در یادها زنده می کند اما قدری تأمل، نشان می دهد روحانی در مسئولیت گریزی و ارائه پاسخ های  غیر مسئولانه ، بسیار بی پرواتر از احمدی نژاد است . روحانی به جای آنکه ویرانه  قضایی   جمهوری اسلامی را به خاطر زندانی کردن یک نخبه ایرانی مورد پرسش قرار دهد یا حتی به صورت ظاهری ، پیگیری موضوع را وعده دهد  زندانی بودن چند ایرانی  در امریکا را یاد آوری  می نماید ! چند سال قبل احمدی نژاد در پاسخ به پرسشی در مورد قتل مظلومانه ندا آقا سلطان ، تصویری از مروه شربینی  بانوی مسلمان  که در آلمان توسط یک شرور روس به قتل رسیده بود  را از جیب در آورد . او با محکوم کردن خبرنگارانی که  قتل ندا را پیگیری می کنند اما از مروه شربینی سخنی نمی گویند  به خیال خود پاسخی دندان شکن به خبر نگار داد. البته احمدی نژاد بهتر از هرکس می دانست  قتل یک شهروند ایرانی به دست مأموران حکومت جمهوری اسلامی  با کشته شدن یک بانوی مسلمان  در آلمان توسط یک شرور روسی قابل مقایسه نیست اما قدرت ناشی از وقاحت ، احمدی نژاد را قادر به ارائه آن پاسخ نمود. اگر پاسخ احمدی نژاد به پرسش در مورد قتل ندا آقاسلطان را وقیحانه بدانیم پاسخ روحانی  به مراتب وقیحانه تر است. روحانی به گونه ای پاسخ داده که گویی دستگیری چند ایرانی توسط دولت امریکا ، عقده گشایی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی علیه یک دانشمند ایرانی را توجیه پذیر می نماید. اگر چه به نظر می رسد در مورد ایرانیان محبوس در سایر کشورها نیز دولت جمهوری اسلامی ، وظایف خود را به درستی انجام نداده و نمی دهد.

پاسخ حقوقدان غیر سرهنگ به پرسش در مورد امید کوکبی  به خودی خود نگران کننده است.  اما آنچه  نگرانی بیشتر را موجب می شود  تجربه  فاصله گیری  هر چه بیشتر مقامات جمهوری اسلامی از مردم ، با افزایش مدت حضور در مناصب حکومتی است. بدون تعارف بگویم نگران حضور سال آینده روحانی در نیویورک هستم . می ترسم او در آن زمان ، با غرور هرچه تمام تر بگوید : « در حال حاضر تعداد ایرانیان زندانی در امریکا و اروپا ، از شمار زندانیان سیاسی در ایران بیشتر است . پس  خبر نگاران به جای  پرسش از مقامات جمهوری اسلامی ، سراغ مقامات اروپایی و امریکایی  بروند» . شاید روحانی ،هم اکنون توقع دارد که به خاطر زندانی کردن یک کوکبی در برابر بیست ایرانی زندانی در امریکا از او تشکر شود!

۱۳۹۲ شهریور ۲۳, شنبه

آقای روحانی ! شبهه خودتان چگونه برطرف شد؟

در ادامه مسابقه ای که برای انکار تقلب در انتخابات سال هشتاد و هشت  به راه افتاده است حسن روحانی هم فرصت حضور در جمع ائمه جمعه را مغتنم شمرد و گفت : «مردم در این انتخابات همه شبهات در مورد انتخابات گذشته در افکار عمومی جهان را شستشو دادند ». تأکید روحانی بر شسته شدن همه شبهات مربوط به انتخابات گذشته در حالی است که خود او دو هفته قبل از کودتای  انتخاباتی سال هشتاد و هشت ، شبهه ای بزرگ در مورد سلامت انتخابات  ریاست جمهوری دهم مطرح کرده بود. او که روز چهارم خرداد سال هشتاد و هشت  در نشست تخصصی پیش بینی اقتصاد ایران شرکت کرده بود با اشاره به توزیع غیر طبیعی پول میان اقشار مختلف جامعه اظهار داشت :«شوراي نگهبان كه در انتخابات مجلس با انجام نظارت درست آراء كانديداهايي كه پول بين مردم پخش كرده بودند را باطل كرد، خوب است گروه نظارتي خود را براي برخورد با اينگونه كارهاي شبهه ناك كه در انتخابات رياست جمهوري دهم صورت مي گيرد، فعال كند. چطور پول كانديداي نمايندگي مجلس از جيب خودش راي خريدن است ولي پخش پول از جيب ملت خريد راي نيست؟ » وی که این اقدام دولت احمدی نژاد در آستانه انتخابات را « شبهه ناک » می دانست از احمدی نژاد سؤال کرد که چرا به جای توزیع پول در خرداد - نزدیک انتخابات - این کار را در تیر ماه انجام نمی دهد؟
 
شبهه ناک دانستن انتخابات به دلیل تلاش احمدی نژاد برای خریدن آرای گروهی از مردم، موضوعی بود که در همان زمان و در کنار سایر روش های دخالت در نتیجه انتخابات، مورد اعتراض مهدی کروبی، میر حسین موسوی و بسیاری از فعالان سیاسی قرار گرفت. این اعتراضات ، با ادعاهای محسن رضایی در خصوص شناسایی حوزه های انتخابیه که میزان آرای اعلام شده برای آنها  تا صد وپنجاه در صد واجدان شرایط !!!!!رأی بود تکمیل شد. اکنون با گذشت بیش از پنجاه ماه،  حسن روحانی در حالی از شسته شدن همه شبهات مربوط به انتخابات سال هشتاد و هشت سخن می گوید که هنوز هیچکس به شبهات گوناگون  در این خصوص -از جمله شبهه مطرح شده توسط روحانی - پاسخ نداده است .
 
حسن روحانی در سخنرانی چهارم خرداد  هشتاد و هشت ، دهها ایراد اصولی که بر احمدی نژاد وارد بود و صدمات عمده ای که به خاطر عملکرد او بر کشور و ملت ایران تحمیل شده بود رایاد آوری کرد. نه ماه قبل از آن  یعنی در شهریور ماه هشتاد و هفت نیز حسن روحانی در یک سخنرانی شدیداللحن ،رفتار داخلی و خارجی احمدی نژاد را به چالش کشیده بود. ااکنون که او ادعا می کند همه شبهه ها پیرامون انتخابات سال هشتاد وهشت شسته شده، بهتر است برای مردم توضیح دهد که آیا شبهه مطرح شده توسط خود او یعنی خریداری رأی با پول مردم نیز برطرف شده است؟ او برای آنکه صداقت خود با مردم ایران را به اثبات برساند باید نحوه شسته شدن شبهه خویش را اعلام کند. همچنین باتوجه به آنهمه نابسامانی و مفسده در دولت احمدی نژاد که حداقل نه ماه قبل از انتخابات توسط روحانی مطرح شد او باید برای مردم توضیح دهد علت عدم کاندیداتوری وی در سال هشتاد وهشت چه بوده است؟ البته من می دانم و او هم می داند که روحانی یا هر اصولگرای دیگری که می توانست بخشی از رأی احمدی نژاد را جذب کند حق کاندیداتوری در سال هشتاد وهشت را نداشت. در واقع رهبر جمهوری اسلامی، با صراحت و در ملاقات حضوری، روحانی و قالیباف را در آن سال از کاندیداتوری منع کرده بود که این هم یکی از شبهات پیرامون افتضاح انتخاباتی سال هشتاد وهشت است. اگر غیراز اینست آقای روحانی می تواند در کنار افشاگری در مورد روند شسته شدن نخستین شبهه خویش، این شبهه را نیز برطرف نماید. در غیر اینصورت بعید است کسی این «کتمان حقیقت » توسط روحانی را به حساب فراموشکاری او بگذارد.

۱۳۹۲ شهریور ۱۸, دوشنبه

من و آقای روحانی از پنج سال پیش تا امروز




پنج سال قبل - بیست و پنجم شهریور سال هشتاد و هفت - سرمقاله آفتاب یزد را به سخنرانی انتقادی حسن روحانی علیه دولت احمدی نژاد و حملات هماهنگ دولتی ها علیه او اختصاص دادم . پس از نوشتن این مقاله ، روحانی مرا به دفتر خود دعوت کرد و جلسه ای مفصل و خصوصی با او داشتم . نمی دانم آقای روحانی فقط حاضر به گفتگو با «واحدی » است که از او در برابر احمدی نژاد دفاع می کرد یا حالا هم که عازم امریکاست حاضر به گفتگو با « واحدیِ » پرسشگر هست . به هرحال بخشی از مقاله مورد نظر را در اینجا نقل می کنم



بهتر است دولتمردان هم به جاي تكرار پاسخ هاي رايج در دو سه سال اخير، در برابر تك تك ادعاهاي حسن روحاني پاسخ هاي مستدل ارائه نمايند. روحاني در مورد حضور در جمع سران شوراي همكاري خليج فارس و نشستن در زير تابلوي <دول خليج العربيه> اعتراض كرده و نگراني خود را از دريافت قطعنامه ضدايراني در همين اجلاس بيان داشته است. اگر ادعاي او در اين مورد گزاف است، مي توان تصاوير تابلوهايي را ارائه نمود كه حضور رئيس جمهور ايران را در <اجلاس شوراي همكاري خليج فارس> گرامي داشته و نيز نسخه اي از بيانيه پاياني اجلاس را منتشر نمود كه نشان مي دهد سران عرب دست از ادعاي ضدايراني خود برداشته اند! روحاني از خالي شدن صندوق ذخيره ارزي سخن گفته است. مي توان آمار دقيقي از فروش نفت و درآمد مازاد – نسبت به پايه تعيين شده در بودجه– كه بايد به حساب ذخيره ارزي ريخته شود ارائه نمود و آن را با موجودي فعلي آن حساب تطبيق داد. در اين راه مي توان از بعضي نمايندگان اصولگراي مجلس هشتم نيز كمك گرفت كه در آستانه افتتاح مجلس هفتم، مصوبه مجلس ششم براي برداشت چندصدميليون دلار از آن حساب را خيانت مي دانستند! روحاني برخي اقدامات از جمله انحلال سازمان مديريت را به مثابه زدن مهر پايان بر اقدامات كارشناسي دانسته است. اگر كساني اين سخن او را قبول ندارند بهتر است به ميان نمايندگان اصولگراي مجلس و كارشناسان نزديك به اصولگرايان بروند و با گرفتن تاييديه از آنها، عملاسخن روحاني را غيرواقعي قلمداد كنند. روحاني از اينكه ايرانيان در برخي كشورها، مورد بي احترامي قرار مي گيرند اظهار تاسف كرده است و به خاطر همين حرف مورد حمله قرار گرفته است. درحالي كه يك ماه پيش، همه رسانه هاي ايراني، سخنان يك نماينده اصولگراي مجلس را منتشر كردند كه مصاديق مشخصي از هتك حرمت و خدشه بر عزت ايرانيان در كشورهاي همسايه را اعلام مي كرد. اما در آن روز هيچ كس آن نماينده مجلس را با عباراتي كه اخيراً براي حمله به روحاني مورد استفاده قرار مي گيرد، نوازش نكرد! اگرادعاي روحاني در خصوص خدشه به عزت ايران و ايرانيان غلط است حاميان دولت نشانه هايي از پاسخ مثبت مصر به پيشنهاد سخاوتمندانه احمدي نژاد براي برقراري فوري رابطه با آن كشور يا رفتار روسيه و چين در موضوع هسته اي - پس از ابراز اعتماد هاي مكرر مسئولان دولت نهم به اين دو كشور– ارائه نمايند!
  
    روحاني به فرصت هاي ناشي از حماقت آمريكايي ها و رفتار روس ها اشاره كرده و تاسف خود را از اين بابت اعلام نموده است كه ايران نتوانست از اين فرصت هاي طلايي استفاده كند. حاميان دولت مي توانند به جاي حملات مبهم به روحاني، چند نمونه از فرصت سازي ها و فرصت يابي هاي خود كه به نتايج عملي در انعقاد قراردادهاي بزرگ نفتي، تجاري يا حتي سياسي براي كشورمان منجر شده است اشاره كنند تا ادعاهاي روحاني به صورت عملي رنگ ببازد. در ميان سخنان روحاني نكات ديگري هم وجود دارد كه در ارتباط مستقيم با زندگي روزمره مردم، كاهش قدرت خريد و تحميل فشارهاي فراوان بر آنهاست. در مورد اين ادعاها، مردم بهتر از هر كس تشخيص مي دهند كه ادعاهاي روحاني بي اساس است و هدف انتخاباتي دارد يا ادعاهاي كساني كه همه روزه از بهتر شدن وضعيت معيشت مردم سخن مي گويند! ادعاي روحاني در خصوص تاثير مستقيم اقدامات و اظهارات نسنجيده بر شرايط كسب و كار مردم نيز نكته اي است كه اگر از واقعيت به دور باشد با سخنراني هيجاني روحاني، بر مقبوليت اين سخنان در ميان فعالان اقتصادي و آحاد مردم افزوده نخواهد شد و اگر حقيقت داشته باشد تكذيب مسئولان دولتي و متهم كردن سخنران به اهداف انتخاباتي، چيزي از ارزش اين سخنان كم نخواهد كرد.
    .
  
    در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه حتي اگر سخنان اخير روحاني، كليد زدن تبليغات انتخاباتي باشد او كاري نكرده است جز پيروي از همان روشي كه برخي طرفداران احمدي نژاد در دوره تبليغات انتخاباتسال 84 انجام داده اند؛ اگر چه برخي سخنان روحاني به دليل ارائه برخي شواهد ملموس براي مردم، از مقبوليت بيشتري برخوردار بوده است. اما حاميان دولت نمي توانند با پاسخگويي هاي احساسي، به نقطه صفر خود يعني دوره تبليغات سال 84 باز گردند. آنها اكنون مدارك كافي در اختيار دارند و اگر ادعاهاي روحاني و ساير منتقدان جدي دولت را ناصحيح مي دانند بايد با سند و مدرك به جنگ آنها بروند.

۱۳۹۲ خرداد ۲۶, یکشنبه

پیروزی بود اما ....

 دیدن لبخند بر چهره های غم گرفته ایرانیان، هر کس را که کوچک ترین علاقه ای به هموطنان داشته باشد شادمان می کند. من نیز اگر چه هزینه پرداخت شده برای شادی امروز برادران وخواهران خود در ایران را بسیار سنگین می دانم اما  به شادی آنان شادم . در عین حال مایلم چند نکته کوتاه را گوشزد نمایم

۱ـ آقای روحانی نمی تواند انکار کند که رأی خود را مدیون همه کسانی است که مستقل ازدلبستگی های شناخته شده  سیاسی ، از خود خواهی های رهبر به تنگ آمده و اصلاح اساسی در مدیریت کلان نظام را خواستار هستند این مسأله باید همواره به یاد او باشد.

۲ـ  نظر سنجی های قبل از انتخابات  نشان داد« ترس و وحشت» یا« رودربایستی و مصلحت سنجی» آنچنان فضای کشور در کنترل گرفته است که هیج نهاد حکومتی یا مستقل نمی تواند از طرق علمیِ رایج در جهان ، ارزیابی صحیحی از خواسته ها  و علاقه مندی های ایرانیان داشته باشد.  همچنین عدم تحقق پیش بینی اغلب تحلیل گران در خصوص تقلب در این انتخابات   نشان داد هنوز ابعادی از سیستم مافیایی  حکومت ایران ، مخفی است که پیش بینی تصمیمات  و زد وبند های رهبر را گاه غیر ممکن می سازد.اگرچه می توان حدس زد ناتوانی خامنه ای در  تحمل فشار های خارجی به ویژه تحریم های خرد کننده ـ  و تسلیم اعلام نشده او در برابر این فشارها، قطعاً از عوامل مؤثر بر« روند پیش بینی نشده انتخابات» بوده است.
۳-   رهبر جمهوری اسلامی در حالی به نتیجه انتخابات تن داد که ترکیب مخالفان آتشین روحانی و موافقان او ـ غالباً  منتقد، مخالف و معارض رهبر جمهوری اسلامی ـ  ثابت می کند   رأس حاکمیت، شرایط متزلزل خود را درک کرده و برای نجات از مهلکه فعلی به رفراندومی غیر رسمی علیه رهبر تن داده است. پس با قاطعیت می توان گفت اگر هاشمی رفسنجانی ، خاتمی و یاران سرشناس آنها به اندازه تحریمی ها « بحران زدگی نظام  ورهبر » ونیاز او به برگزاری انتخاباتی با شکوه برای خروج از انزوای داخلی و خارجی را درک کرده بودند می توانستند قبل از ورود بی قید و شرط به انتخابات، شرایط خویش را بر رهبر تحمیل و حتی فردی نزدیک  به جنبش سبز را به عنوان کاندیدای خود از فیلتر ناعادلانه شورای نگهبان عبور دهند .همین نکته  مرا تشجیع می کند که همچنان از تصمیم خود برای تحریم انتخابت قبل از تحقق شرایط حداقلی، حمایت نمایم