‏نمایش پست‌ها با برچسب ایران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ایران. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ آذر ۵, پنجشنبه

قرآن سی میلیارد دلاری پوتین


رسانه های نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی ،موضوع اهدای قرآن به خامنه ای توسط رئیس جمهور روسیه را در صدر اخبار خود قرار داده و دهها تحلیل سیاسی  ،نظامی و اقتصادی به آن الصاق نموده اند. این الصاق ها علاوه بر کشفیاتی است که در گذشته وحال،  از ارادت "پوتین " به خامنه ای کشف نموده اند. پس از سفر هشت سال قبل پوتین به ایران ، ادعا شد که او گفته است : " مسیح را در چهره خامنه ای دیده". همچنین از قول میهمان روس ادعا شد که " اطلاعات خامنه ای از روسیه بیشتر از پوتین است ". برخی سایت های رسواتر نیز ادعا کردند که پوتین بعد از ملاقات با محبوب ایرانی خود ،آنچنان دچار رعشه شده که از احمدی نژاد خواهش کرده در اتومبیل او بنشیند. البته همان زمان این سوال مطرح بود که" یک کمونیست، با سابقه  ریاست بر سازمان مخوف کا گ ب ،چه تخصصی در  شناخت مسیح -که الگوی مهربانی و رافت بوده است -  دارد ؟ " همچنین  این ادعا که "خامنه ای روسیه را بهتر از  سران آن کشور می شناسد" چه فضیلتی برای رهبر جمهوری اسلامی است که در حدود سه دهه رهبری ،عدم شناخت خود از منافع ملت ایران را ثابت کرده است ؟
به نظر می رسد همان گزافه گویی ها ،به پوتین  آموخت که در سفر فعلی ، خوراک تبلیغاتی از همان دست برای رسانه های ایرانی و بیت رهبر فراهم نماید. اما آیا این  سفر و هدیه میهمان برای میزبان ، هزینه ای برای مردم ایران داشته و  دارد ؟اگر پاسخ مثبت است میزان هزینه چقدر می باشد ؟
متاسفانه سیستم مالی حکومت آنچنان مافیایی و مخفی اداره می شود که کسب اطلاع دقیق از همه قراردادهای اقتصادی و هزینه  یا فایده آنها امکان پذیر نمی باشد. به علاوه ،بخش عمده اقتصاد کشور تحت تسلط نهادهای وابسته به رهبر-همچون ستاد اجرایی فرمان امام - می باشد  که هیچیک از نهادهای نظارتی  دسترسی به اسناد آنها ندارند. اما ظاهرا خامنه ای و  عوامل او در نهادهای مخفی و مافیایی حکومت ، به باقیمانده اقتصاد کشور که هنوز تحت تیول آنها قرار نگرفته ،طمع دارند.آنها  ترجیح می دهند بخشی از هزینه بلند پروازی ها و شهوات سیاسی خامنه ای در خارج از مرزها را به اقتصاد دولتی تحمیل نمایند.  تصمیم به افزایش ناگهانی حجم مبادلات با روسیه را باید در همین راستا ارزیابی کرد.
کمتر از یک هفته قبل از سفر پوتین به تهران، وزیر ارتباطات جمهوری اسلامی از مذاکرات مهم اقتصادی با معاون اول نخست وزیر روسیه خبر داد که دستاورد آن برای مردم ایران ،افزایش مبادلات تجاری دو کشور به حدود سی میلیارد دلار در یک دوره سه ساله است. این موضوع در حالی مطرح می شود که در دو پروژه مهم اقتصادی در دو دهه گذشته  که روس ها متولی آن بوده اند بارها شاهد خلف وعده روس ها بوده ایم.  بیش از دهسال تاخیر در راه اندازی نیروگاه بوشهر و متوقف ساختن مراحل تحویل موشک های اس - سیصد نشانگر نحوه تعامل روس ها با کسانی  است که در سال های اخیر  به  امید بهره مندی از حمایت آن کشور در مجامع بین المللی ، در برابر همه "بدحسابی "های روسیه سکوت کرده اند. ضمن آنکه هیچ کس نمی داند روحیه باجگیری روس ها تا کنون چقدر هزینه اضافی بر هزینه واقعی  نیروگاه بوشهر افزوده است. 
البته به نظر می رسد  پوتین از   ملاقات دو ساعته  با خامنه ای بیش از هرچیز به دنبال  تثبیت باج گیری اقتصادی از جمهوری اسلامی  به واسطه  کسی  بوده که در برابر هیچ مرجع قانونی  یا نهاد مردمی ،پاسخگو نیست .  لذا کشف  رقم واقعی بهره مندی اقتصادی روسیه از بازار ایران به خاطر  شرایط جدید سوریه چندان آسان نمی باشد  . در واقع  حوادث سوریه ، سران جمهوری اسلامی و روسیه را که هر یک با اهداف خاص از حاکمیت اسد حمایت می کنند  به یکدیگر نزدیک تر کرده است. نکته تاسف انگیز در این میان آنکه روسیه بابت موضوعی در حال باجگیری از جمهوری اسلامی است که خود به آن نیاز دارد. حوادث  سوریه ،فرصت مناسبی در اختیار سران کرملین قرار داده  که برخی حساب ها با غرب به ویژه بعد از حوادث اوکراین و تحریم های گسترده علیه خود  را تسویه   نمایند. در عین حال تلاش می کنند   تمام یا بخش عمده هزینه حضور نظامی آنان  در سوریه  از جیب ملت ایران تامین شود. ابراز اطمینان پوتین به احداث چند نیروگاه اتمی دیگر در ایران علیرغم خلف وعده های مکرردر راه اندازی نیروگاه بوشهر ،نشان از سیاسی بودن توافقات اقتصادی و اهداف برون مرزی مشترک جمهوری اسلامی و روسیه است که برای  مردم ایران ، منفعتی ندارد.
اکنون می توان دلیل اصلی حملات سازمان یافته چند ماه اخیر خامنه ای به کسانی که خواهان عادی سازی روابط اقتصادی با غرب هستند را درک کرد. برخی اقدامات قضایی -امنیتی از جمله  دستگیری یکی از ایرانیان مقیم امریکا  که احتمالا برای تسهیل   تجارت میان ایران و لابیست  های  دولت روحانی در امریکا به تهران سفر کرده است نیز در همین راستا قابل ارزیابی است. در واقع در ترتیبات جدید امنیتی -دیپلماتیک جمهوری اسلامی ،نقش اصلی  به عهده مافیا های  وابسته به رهبر  و در راس آنها "دلال -بازجو"های سپاه است . آنها  ماموریت  دارند عمده امتیازات اقتصادی از تعاملات جدید را به جیب متحد فعلی  و حامی موقت  جمهوری اسلامی  در مجامع بین المللی یعنی روسیه بریزند . قرآنی هم که ابزار بازی جدید پوتین - خامنه ای بود در واقع هزینه ای معادل حداقل سی میلیارد دلار به ملت ایران  تحمیل کرد. قاعدتا از این به بعد فشارها بر کسانی که خواهان گسترش روابط اقتصادی ایران با امریکا و هم پیمانان آن هستند افزایش خواهد یافت. برخورد با رسانه هایی که ممکن است  در روندمعاشقه اقتصادی -سیاسی خامنه ای با پوتین اخلال کنند از دیگرپیامدهای اهدای  قرآن سی میلیارد دلاری و هدف پوتین از بازیچه قرار دادن آن قرآن خواهد بود.

۱۳۹۳ اسفند ۲۴, یکشنبه

آسودگی خامنه ای از توافق با امریکایی ها


 زمان اولیه اعلام شده برای توافق ایران با گروه موسوم به" پنج به علاوه یک "در حالی فرا می رسد که نشانه های گوناگون حاکی از آسوده خیالی  رهبر جمهوری اسلامی از دستیابی به توافق با قدرت های جهانی و در رأس آنها امریکاست. تجربه بیست و شش سال رهبری خامنه ای نشان می دهد او هرگاه نسبت به کاهش فشارهای خارجی ، مطمئن شده بر فشارها در داخل کشور افزوده است. همانطور که مداراهای موقت او در داخل همواره در دوره هایی صورت گرفته که او به تنهایی قدرت ایستادن در برابر فشارهای خارجی را نداشته است. کمتر از سه سال بعد از آغاز رهبری خامنه ای ، مقدمات انتخابات مجلس چهارم در حال فراهم شدن بود که با هدایت مشترک خامنه ای - رفسنجانی ، فشارها بر نیروهای منتقد که به اصل نظام اعتقاد داشتند افزایش یافت . در آن زمان ، هاشمی رفسنجانی توانسته بود روابط سرد ایران با بسیاری از کشورهای منطقه را بهبود بخشد و رفتار  قدرت های بزرگ جهانی  با دولت رفسنجانی هم  آمیخته ای از امید و احتیاط بود. در چنان شرایطی، دوگانه رفسنجانی - خامنه ای بدون نگرانی خاص از فشارهای خارجی ، صدها نفر از معتقدان به نظام که منتقد به وضع موجود بودند را از شرکت در انتخابات محروم کردند که چهل و یک نفر از آنها  در همان زمان،  نماینده مجلس بودند. پیش از آن نیز با فشار وزارت اطلاعات دولت رفسنجانی ، تعدادی از نمایندگان سرشناس مجلس تحت فشارهای زیاد قرار داشتند .از جمله رؤسای کمیسیون  های دفاع  و اقتصادی مجلس هنگام حضور در فرودگاه برای انجام سفر مأموریتی ، از حکم ممنوع الخروج بودن خویش  آگاهی یافتند! بلافاصله پس از پایان دوره فعالیت مجلس سوم هم ابراهیم اصغر زاده و علی صالح آبادی که  از پیشاهنگان انتقاد از دولت رفسنجانی   بودند دستگیر و تحت فشارهای زیاد قرار گرفتند .چهار سال بعد از آن  ودر آستانه برگزاری انتخابات مجلس پنجم  اما ، تشکیل پرونده  برای جمهوری اسلامی در مجامع  گوناگون  بین المللی منجر به فراخوانی سفرای اروپایی از ایران و اعمال برخی محدودیت های بانکی برای جمهوری اسلامی گردید. در آن زمان بر خلاف انتخابات مجلس  چهارم ، بسیاری از رد صلاحیت شدگان ازجمله بهزاد نبوی و تعدادی از نیروهای سرشناس ملی - مذهبی ، جواز ورود به انتخابات مجلس را دریافت کردند در حالی که بسیاری از آنها به مدت دوازده سال از حضور در رقابت های انتخاباتی ، محروم بودند. همچنین  نشانه هایی از فضای باز سیاسی - اجتماعی آشکار شد. ادامه آن وضعیت انتخابات دوم خرداد هفتاد و شش و گزینش کسی را به دنبال داشت که تنها پنج سال قبل از آن به خاطر اختلاف نظر با خامنه ای ، مجبور به ترک وزارت ارشاد شده بود.  در واقع در آن زمان خامنه ای یقین داشت که به تنهایی یا با اتکا به محافظه کاران همراه خویش ، قدرت ایستادگی در برابر فشارهای روزافزون جهانی را ندارد.

با روی کار آمدن خاتمی ، روابط سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی با جهان به سرعت بهبود یافت . کشورهای مؤثر منطقه همچون عربستان سعودی هم ازحضور خاتمی در رأس دولت ایران استقبال کردند. بهبود روابط با جمهوری اسلامی در آن دوره تا جایی پیش رفت که مادلین آلبرایت وزیر خارجه امریکا تلویحاً به خاطر رفتارهای پیشین دولت متبوع خود با ایران پوزش خواست.  رسیدن به چنان شرایطی ، خامنه ای را از فشارهای خرد کننده خارجی ، آسوده خیال کرد. این آسودگی به او شهامت داد تا فشارها در داخل را افزایش دهد. رهبر جمهوری اسلامی  که به دلیل نیاز اولیه به همراهی خاتمی و برخی نیروهای منتقد داخلی ، حتی  به افشای نقش حکومت در قتل های سیاسی دهه هفتاد تن داده بود به تدریج تغییر رفتارداد که اوج این تغییر، در  دستور مستقیم او برای توقیف فله ای مطبوعات و دستگیری  گسترده منتقدان متجلی گردید. اما این همه ماجرا نبود . بسیاری از افراد افراطی و خشونت گرا که  حدود سه سال از تریبون های عمومی حذف شده بودند بار دیگر تریبون دار شدند و کسانی همچون محمد رضا نقدی با عنوان رسمی وارد کارزار با دولتی شدند که تن دادن خامنه ای به آن از سر اجبار وبرای کاهش فشارهای خارجی و ناتوانی های داخلی بود. پس از آن نیز تا مدت ها بحران های متعدد بین المللی ، این فرصت را در اختیار خامنه ای قرار داد تا نگران اجماع جهانی علیه حکومت خویش نباشد.در داخل نیز حضور یک فرد عوام فریب در رأس دولت و افزایش در آمدهای نفتی ، تا حدود زیادی نگرانی خامنه ای را از مواجهه با بحران های داخلی  برطرف کرده بود. اما از ابتدای دهه نود بار دیگر شرایط  تغییر کرد. از یک سو رئیس دولتی که اهداف عوام فریبانه خامنه ای را محقق می ساخت به فکر افزایش سهم خود از قدرت افتاد و ازسوی دیگر، قدرت های بزرگ غربی باردیگر برای اعمال فشارهای سیاسی و اقتصادی به ایران  به یکدیگر نزدیک شدند. اوج این فشارها  در محرومیت جمهوری اسلامی از دسترسی به دلارهای نفتی آشکار گردید. مجموعه شرایط داخلی  و خارجی ، بار دیگر خامنه ای را به مدارای ظاهری در داخل متقاعد ساخت  که انتخابات ریاست جمهوری سال نود و دو و فضای نسبتاً باز تبلیغاتی قبل از آن را به دنبال داشت. مطبوعات که بنا بر دستور العمل سال هشتاد و هشت محمد علی رامین ، از تصویر خاتمی استفاده نمی کردند اجازه یافتند این محدودیت را نادیده بگیرند و کارناوال های خیابانی با هیبتی که چهار سال از آن خبری نبود به راه افتاد. البته بعد ها آشکار شد که ازماهها قبل از آن ، نمایندگان خامنه ای به صورت محرمانه ملاقات هایی با مقامات غربی  و در رأس آنها آمریکایی ها داشته و توافقاتی انجام داده بودند. همین توافقات به خامنه ای جسارت داد تا تنها به آنچه غربی ها از او می خواهند قناعت کند : "روی کار آمدن دولتی که پرونده هسته ای به سرانجام مطلوب برساند. " لذا این بار مهربانی خامنه ای در داخل بسیار محدود تر از تمکین  های پیشین او در برابر فشارهای خارجی بود تا جایی که حتی هاشمی رفسنجانی امکان رقابت در انتخابات ریاست جمهوری را نیافت.
 
اکنون با گذشت کمتر از دوسال از روی کار آمدن روحانی ، بار دیگر گروههای فشار که میزان الحراره واقعی تصمیمات  و آرزوهای خامنه ای هستند به صحنه بازگشته اند . رفتار رسمی حکومت هم روز به روز سخت گیرانه تر می شود. همچنین برخلاف سالهای هفتاد و چهار تا هفتاد وشش ،  نه تنها هیچ نشانه ای از یارگیری خامنه ای از منتقدان درون نظام مشاهده نمی شود بلکه محدودیت های بی سابقه و ظاهراً خود کشی گونه نظام در حال افزایش است. اعلام رسمی ممنوع التصویر بودن خاتمی  و فشار مستقیم خامنه ای برخبرگان برای "حذف همراه با هجو" هاشمی رفسنجانی در کنار حمایت منصوبان خامنه ای ازاوباشگری علیه منتقدانی همچون علی مطهری نشان می دهد خامنه ای  فعلاً دغدغه ای نسبت به فشارهای خارجی ندارد. او که ظاهراً برای توافق با امریکایی ها تصمیم قطعی گرفته ، برای فریب مردم از قابل اعتماد نبودن امریکایی ها سخن می گوید اما از سوی دیگر در حضور خبرگان بی خاصیت اظهار می دارد :" مقامات جمهوری اسلامی کار خود را بلدند و می دانند اگر هم به توافقی برسیم چگونه عمل کنیم که دولت امریکا بعدها نتواند زیر آن بزند."  به باور من این سخن خامنه ای ، تلاش برای اقناع برخی ساده لوحان است که در ماههای اخیر سخنان یاران خامنه ای در خصوص مخالفت رهبر  با مذاکرات ایران و امریکا را باور کرده اند. گمان می کنم پس از این باید منتظر فشارهای بیشتر در داخل باشیم . انتشار  حکم سنگین برای مهدی هاشمی  و صدور دستور محاکمه کروبی و موسوی،  فوری ترین نشانه ها از آسودگی خامنه ای از حذف فشار خارجی برای افزایش فشار داخلی خواهد بود. 

۱۳۹۱ شهریور ۲۷, دوشنبه

ایران و امریکا در مشت اسرائیل؟


در حاشیه یک فیلم سازی مشکوک
ایران و امریکا در مشت اسرائیل؟


چهارده سال پیش سید محمد خاتمی در اقدامی بی سابقه، وزارت اطلاعات را مجبور به صدور اطلاعیه و پذیرش مسئولیت "قتل های زنجیره ای " کرد. این اقدام خاتمی ، سخنرانیِ همراه با دستپاچگی سید علی خامنه ای را به دنبال داشت. او در خطبه های نماز جمعه روز ۱۸ دی ماه۱۳۷۷ ـ اینجا ـ اظهار داشتمن نمی توانم قبول کنم این قتل هایی که اتفاق افتاد بدون یک سناریوی خارجی باشد. چنین چیزی ممکن نیست ». پس از این ادعای رهبر ،ماشین تبلیعاتی نظام فعال شد تا نقش اسرائیل در قتل ها را ثابت کند. فعال ترین سخنگو برای به کرسی نشاندن حرف رهبر ، روزنامه کیهان بود که مقالات و اخبار متعدددر این مورد نوشت . یکی از آخرین "خبرسازی های کیهان"، خبر ویژه روز اول دی ماه ۸۹ آن روزنامه ـ اینجا ـ با تیتر"سند تازه از نقش موساد در قتل های زنجیره ای سال ۷۷" وحاوی این ادعا بود که "امروز به روشنی تمام، تحلیل های ۱۲ سال پیش محافلی چون کیهان، سندیت مضاعف می یابد که موساد و رژیم صهیونیستی و سرویس های همسو با صهیونیسم ، متهمان اصلی درقتل های زنجیره ای بوده اند".کیهان واربابانش با طرح این ادعاها به دنبال پاک کردن دامن آلوده نظام از این ترور های زبونانه بودند اما همزمان ، اعتراف می کردند اسرائیل تا بالاترین سطح اطلاعاتی جمهوری اسلامی نفوذ دارد. پس از آن هم هرگاه ترور یا انفجاری در ایران اتفاق افتاد آن را به اسرائیل نسبت دادند و بازهم اعتراف کردند که دست اسرائیل برای انجام اقدامات ضدامنیتی در ایران کاملاً باز است.

امروز صبح که اخبار مربوط به فیلم مشکوک ضد اسلامی و اعتراضات به آن در کشورهای اسلامی را از شبکه خبری فاکس نیوز پیگیری می کردم ناخود آگاه به یاد قتل های زنجیره ای در ایران و ادعای رسانه های جمهوری اسلامی در خصوص نقش اسرائیل در آنها افتادم. خبرنگار پُرانگیزه فاکس نیوز، خانم سوزان رایس نماینده امریکا در سازمان ملل را در گوشه رینگ گذاشته بود و او را با پرسش های بمباران گونه خویش به چالش می کشید. او ابتدا از حملات گسترده به سفارت خانه های امریکا در برخی کشورهای عربی و نیز تهدیدهایی سخن گفت که شهروندان امریکایی در کشورهای اسلامی با مواجه هستند . سپس از رایس در مورد وضعیت فعلی در روابط امریکا و اسرائیل پرسید که "چرا در چنین شرایطی ، روابط امریکا با مهم ترین و بهترین متحد خود در منطقه به گونه ای است که در جریان سفر نتانیاهو به امریکا، ملاقاتی بین او و اوباما انجام نمی شود؟"

راستش را بخواهید مایل نیستم گرفتار توهم توطئه شوم وبه همه چیز از زاویه "دست اسرائیل در کار است" نگاه کنم اما در دنیای امروز ، هیچ احتمالی را نمی توان و نباید نادیده گرفت . به خصوص آنکه برخی حامیان افراطی اسرائیل در امریکا از نفوذ فراوان مالی ، تبلیغاتی وسیاسی بر خوردارند و روش های جنجال آفرینی برای اعمال فشار بر بعضی لابی ها در امریکا را هم به خوبی فراگرفته اند . اگر اسرائیلی ها به ادعای مقامات جمهوری اسلامی ،می توانند در وزارت اطلاعات ایران نفوذ کنند و عامل خود - سعید اسلامی ـ را به مهم ترین معاونت آن دستگاه بگمارند آیا قادر نیستند برای گوشمالی برخی سیاستمداران امریکایی ، یک فیلم ساز نه چندان مشهور امریکایی را به خدمت بگیرند ؟

حیقیت آنست که من هم اقدام عقده گشایانه یک فیلم ساز نوظهورو آماتور امریکایی در ساختن فیلم غیر هنری و غیر اخلاقی را محکوم می کنم اما نمی توانم تعجب خویش از اقدام غیر هوشمندانه برخی مسلمانان در مواجهه با این پدیده مشکوک ـ و احتمالاًمرتبط با برخی حامیان اسرائیل ـ را مخفی نمایم. افتخار مسلمانان به آنست که در زمان حیات پیامبر اکرم (ص) کسی که خاکستر بر سر ایشان ریخت از محبت پیامبر بر خوردار گردید . پس کسانی که به بهانه اقدام مشکوک یک "امریکایی دو رگه " اینچنین بلوایی به راه انداخته اند بیش از آنکه غیرت مسلمانی خویش را به نمایش بگذارند در دامی افتاده اند که به احتمال زیاد توسط حامیان افراطی اسرائیل پهن شده است . آنها با این کار ، از یک سو چهره ای افراطی از همه مسلمانان تصویر می کنند و از سوی دیگر امریکا را تحت فشار می گذارند تا شاید در آستانه انتخابات ریاست جمهوری این کشور، بتوانند به امتیاز مورد نظر خویش برسند. این لابی ها که از کینه مردم در کشورهای عربی نسبت به امریکا ـ به خاطر روابط حسنه این کشور با دیکتاتورهای سرنگون شده ـ مطلع هستند اصلاح روابط واشنگتن با آن کشورها را موجب نگرانی می دانند.لذا از ناامن شدن سفارت خانه های امریکا در مصر ، لیبی، تونس ویمن استقبال می نمایند زیرا معتقدند کاهش سطح حضور دیپلمات های امریکایی در آن کشورها به معنای ایجاد تأخیر در ارتقای واقعی روابط امریکا با آن کشورها خواهد بود. که اکنون دولت های منتخب در آنها حکومت می کنند.

در یک کلام بگویم "نقش آفرینی اسرائیل در قتل های زنجیره ای ایران" ادعای مقامات جمهوری اسلامی بود که هیچگاه مدرکی برای آن ارائه نشد اما اکنون دست برخی حامیان افراطی اسرائیل را می توان در معرکه ای مشاهده نمود که فیلم عقده گشایانه اخیر ایجاد کرده است . آیا نهایتاً مقامات امریکا در مشت این گروه از اسرائیلی ها قرار خواهند گرفت و به خواسته های افراطی آنان تن خواهند داد؟این پرسشی است که برای یافتن پاسخ آن ، زمان زیادی لازم نیست