‏نمایش پست‌ها با برچسب مهدی کروبی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مهدی کروبی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ آبان ۱۸, شنبه

هزارمین روز؛ توافق هسته ای و پیشنهاد سحرخیز

فراموش نکنیم اگر اغلب موافقان و مخالفان نظام ، امروز از قرار گرفتن موضوع هسته ای  و رفع  نگرانی های مردم احساس شغف می کنند و برای نهایی شدن آن دست به دعا برداشته اند ناشی از تدبیر نظام و انصاف خامنه ای برای رفع مشکلات مردم نیست. نخیر! مقاومت پیران و جوانانی که رسوایی های خامنه ای و مفاسد حکومت او و عروسک دست سازش را در دنیا افشا کردند و خکومت او را در داخل و خارج تا حد «فلج کامل » پیش بردند  خامنه ای را به تن دادن به یک تفاهم - ولو مصلحتی - وادار کرده است. این کوتاه آمدن ناگزیر خامنه ای را نه مدیون حسن روحانی هستیم نه وزیر خارجه او که تلاش می کند از نظام جمهوری اسلامی، یک چهره منطقی و دوست داشتنی ، ترسیم کند. همه مامدیون پیران و چوانانی هستیم که در برابر زوزگویی و فریب کاری رهبر ، سر فرود نیاوردند و بایت این ایستادگی ،هزینه های فراوان پرداخت کردند. موسوی ، کروبی و رهنورد، تنها کسانی نیستند که در این راه هزینه دادند. آنها پیشتاز هزینه دادن هم نبودند و  حتی شاید هزینه ای که آنها می پردازند در مقایسه با آنچه بر مادران ندا، سهراب ، صانع محمد، محسن ،امیر،ستار  و...... می گذرد ناچیز باشد اما کروبی ، موسوی و رهنورد هم اکنون نماد مقاومت همه ما هستند پس هزارمین روز زندانی شدن آنها را فراموش نکنیم . باز هم تقاضا می کنم در مورد پیشنهاد عیسی سحر خیز و اجرای آن در روز تاسوعا - چهارشنبه 22 آیان ماه  اطلاع رسانی کنید. برنامه بالاویزیون در آستانه هزارمین روز حبس موسوی، کروبی و رهنورد را  اینجا ببینید


۱۳۹۲ شهریور ۲۳, شنبه

آقای روحانی ! شبهه خودتان چگونه برطرف شد؟

در ادامه مسابقه ای که برای انکار تقلب در انتخابات سال هشتاد و هشت  به راه افتاده است حسن روحانی هم فرصت حضور در جمع ائمه جمعه را مغتنم شمرد و گفت : «مردم در این انتخابات همه شبهات در مورد انتخابات گذشته در افکار عمومی جهان را شستشو دادند ». تأکید روحانی بر شسته شدن همه شبهات مربوط به انتخابات گذشته در حالی است که خود او دو هفته قبل از کودتای  انتخاباتی سال هشتاد و هشت ، شبهه ای بزرگ در مورد سلامت انتخابات  ریاست جمهوری دهم مطرح کرده بود. او که روز چهارم خرداد سال هشتاد و هشت  در نشست تخصصی پیش بینی اقتصاد ایران شرکت کرده بود با اشاره به توزیع غیر طبیعی پول میان اقشار مختلف جامعه اظهار داشت :«شوراي نگهبان كه در انتخابات مجلس با انجام نظارت درست آراء كانديداهايي كه پول بين مردم پخش كرده بودند را باطل كرد، خوب است گروه نظارتي خود را براي برخورد با اينگونه كارهاي شبهه ناك كه در انتخابات رياست جمهوري دهم صورت مي گيرد، فعال كند. چطور پول كانديداي نمايندگي مجلس از جيب خودش راي خريدن است ولي پخش پول از جيب ملت خريد راي نيست؟ » وی که این اقدام دولت احمدی نژاد در آستانه انتخابات را « شبهه ناک » می دانست از احمدی نژاد سؤال کرد که چرا به جای توزیع پول در خرداد - نزدیک انتخابات - این کار را در تیر ماه انجام نمی دهد؟
 
شبهه ناک دانستن انتخابات به دلیل تلاش احمدی نژاد برای خریدن آرای گروهی از مردم، موضوعی بود که در همان زمان و در کنار سایر روش های دخالت در نتیجه انتخابات، مورد اعتراض مهدی کروبی، میر حسین موسوی و بسیاری از فعالان سیاسی قرار گرفت. این اعتراضات ، با ادعاهای محسن رضایی در خصوص شناسایی حوزه های انتخابیه که میزان آرای اعلام شده برای آنها  تا صد وپنجاه در صد واجدان شرایط !!!!!رأی بود تکمیل شد. اکنون با گذشت بیش از پنجاه ماه،  حسن روحانی در حالی از شسته شدن همه شبهات مربوط به انتخابات سال هشتاد و هشت سخن می گوید که هنوز هیچکس به شبهات گوناگون  در این خصوص -از جمله شبهه مطرح شده توسط روحانی - پاسخ نداده است .
 
حسن روحانی در سخنرانی چهارم خرداد  هشتاد و هشت ، دهها ایراد اصولی که بر احمدی نژاد وارد بود و صدمات عمده ای که به خاطر عملکرد او بر کشور و ملت ایران تحمیل شده بود رایاد آوری کرد. نه ماه قبل از آن  یعنی در شهریور ماه هشتاد و هفت نیز حسن روحانی در یک سخنرانی شدیداللحن ،رفتار داخلی و خارجی احمدی نژاد را به چالش کشیده بود. ااکنون که او ادعا می کند همه شبهه ها پیرامون انتخابات سال هشتاد وهشت شسته شده، بهتر است برای مردم توضیح دهد که آیا شبهه مطرح شده توسط خود او یعنی خریداری رأی با پول مردم نیز برطرف شده است؟ او برای آنکه صداقت خود با مردم ایران را به اثبات برساند باید نحوه شسته شدن شبهه خویش را اعلام کند. همچنین باتوجه به آنهمه نابسامانی و مفسده در دولت احمدی نژاد که حداقل نه ماه قبل از انتخابات توسط روحانی مطرح شد او باید برای مردم توضیح دهد علت عدم کاندیداتوری وی در سال هشتاد وهشت چه بوده است؟ البته من می دانم و او هم می داند که روحانی یا هر اصولگرای دیگری که می توانست بخشی از رأی احمدی نژاد را جذب کند حق کاندیداتوری در سال هشتاد وهشت را نداشت. در واقع رهبر جمهوری اسلامی، با صراحت و در ملاقات حضوری، روحانی و قالیباف را در آن سال از کاندیداتوری منع کرده بود که این هم یکی از شبهات پیرامون افتضاح انتخاباتی سال هشتاد وهشت است. اگر غیراز اینست آقای روحانی می تواند در کنار افشاگری در مورد روند شسته شدن نخستین شبهه خویش، این شبهه را نیز برطرف نماید. در غیر اینصورت بعید است کسی این «کتمان حقیقت » توسط روحانی را به حساب فراموشکاری او بگذارد.

۱۳۹۱ اسفند ۲۵, جمعه

عمله خامنه ای و اعتراف به محبوبیت موسوی و کروبی

دو روز قبل رسانه های نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی  سخنانی را از قول محسن رضایی در یک تشکل ظاهراً دانشجویی  منتشر کردند که در بخشی از آن آمده بود : « کروبی و موسوی ، عمله امریکا هستند». این اظهارات  بازتاب وسیعی در رسانه ها داشت و  این  بازتاب ، محسن رضایی رادستپاچه کرد تا اعلام کند:« من نسبت به فتنه ۸۸ هیچ مصاحبه و "گفتگوی قابل انتشارجدیدی" نداشتم »همین سخن رضایی نشان داد او جدیداً سخنانی در باب حوادث سال ۸۸ داشته اما قرار بر" انتشار"  آن نبوده است! رضایی در تاریخ بیست و ششم بهمن ماه  ۱۳۸۹( دو روز قبل از آغاز حبس خانگی موسوی و کروبی ) اظهار داشته بود :« موسوی و کروبی نمی فهمند که در این حوادث ، عمله ای بیش نیستند و مورد سوء استفاده امریکا و همه بدخواهان قرار گرفته اند و جالب اینکه امریکا هم از این عمله ها هم عبور کرده است »

 به نظر می رسد رضایی در سخنرانی اخیر ، هنگامی که  با پرسش "دانشجویان ولایت مدار"  در خصوص دیدگاه او در مورد  موسوی و کروبی مواجه شده، آنان را به موضعگیری های پیشین خود ارجاع داده تا پیشتازی خود در عملگی برای رهبر کینه جوی جمهوری اسلامی را ثابت کند. اما هنگامی که بازتاب این سخنان در رسانه ها را مشاهده نموده به توصیه برخی مشاوران در صدد توجیه  بر آمده است. البته مطمئنم در بهمن ماه ۱۳۸۹ نیز آنچه بر زبان  محسن رضایی جاری شد، مبتنی بر اعتقاد نبود بلکه او از طرح آن عقده گشایی ها در صدد راه یافتن به دل رهبر از طریق بد گویی از کسانی بود که نام ایشان لرزه بر تن رهبر می انداخته و هنوز هم می اندازد.

در مورد محتوای سخنان رضایی و بی قدری او درنزد رهبر جمهوری اسلامی ، سخن بسیار است ، در مورد  پایگاه مردمی رضایی و میزان اعتبار سخنان او در میان مردم  نیز باید بر اساس عقب نشینی دستوری او از شکایت انتخاباتی خویش در سال ۱۳۸۸ داوری کرد . او تنها سه روز پس از کودتای انتخاباتی سال ۱۳۸۸ اعلام کرد که « برآورد ستاد های انتخاباتی و کارشناسان نشان می دهد که اینجانب در بدترین حالت ، وضعیتی بین سه و نیم تا هفت میلیون رأی داشته ام هر چند برخی کارشناسان تا ۹ میلیون رأی نیز بر آورد کرده اند » - اینجا ـ رضایی که  « هر رأی ریخته شده در صندوق های رأی » را به منزله ناموس  دانسته و بر دفاع از آری مردم تا آخر تأکید کرده بود به صورت ناگهانی در روز سوم تیر ماه ۱۳۸۸ از شکایت خود صرفنظر کرد بدون آنکه برای مردم توضیح دهد صرفنظر از سه تا ۹ میلیون رأی که قبلاً هر یکی از آن را همچون ناموس  می دانست چه نسبتی با « غیرت مندی » دارد.

اما نکته مهم در اظهارات اخیر او اعتراف صریح به محبوبیت « کروبی » و « موسوی » و بدنامی کسانی است که به آنها اهانت می کنند. رضایی  از باز نشر سخنان عقده گشایانه خود در سال ۱۳۸۹ به شدت عصبانی به نظر می رسد  ودر این مورد اظهار داشته است : « این یک جنگ ناجوانمردانه روانی در آستانه فعالیت های انتخاباتی است. اینکه حالا و پس از اعلام کاندیداتوری من چنین نقل قول های  دروغ و جعلی را پخش می کنند نشان می دهد که برخی جریانات از هر وسیله ای  برای رسیدن به هدف خود استفاده می کنند» .رضایی توضیح نداده که این جنگ ناجوانمردانه، چگونه برخی جریانات سیاسی رابه هدف خود می رساند، اما بی تردید این سخن ، اعتراف  به محبوبیت مردمی کسانی است که رهبر جمهوری اسلامی آنها را دشمن خود می داند و  هم اکنون در داخل کشور، موسوی و کروبی به این ویژگی شناخته می شوند . اعتراف  اخیر رضایی نشان می دهد حتی عقب ماندگان سیاسی نیز می دانند که بدگویی از کروبی و موسوی ،.تا چه حد چهره یک فعال سیاسی را در میان ایرانیان تخریب می نماید. این واقعیت آنچنان بدیهی است که حتی محسن رضایی که به حق باید اورا عمله بی جیره و مواجب رهبر نامید نیز به آن پی برده و با عصبانیت در برابر کسانی می ایستد که حرف جاهلانه او در سال ۱۳۸۹ را در آستانه انتخابات ریاست جمهوری منتشر نموده اند.


برای توجیه بهره گیری از عنوان «‌عمله خامنه ای  » در وصف  محسن رضایی، تلاش زیادی لازم نیست اما از باب تفنن ، متن پیام تسلیت رهبر در ارتحال مرحوم آیت اله منتظری ـ اینجا ـ را با پیام محسن رضایی در  همین مورد ـ اینجا ـ مقایسه نمایید!

۱۳۹۱ اسفند ۱۱, جمعه

وفاداری « میر» به وعده ای که شیخ از او گرفت


وقتی «شیخ » در مناظره تلویزیونی از «میر»  پرسید که «آیا تا  آخر می ایستی ؟» کمی نگران شدم و یقین دارم بسیاری از افراد در آن لحظه ، همان  حس نگرانی من را داشتند. من به یاد آوردم سال ۱۳۷۵ و انصراف ناگهانی «میر» از کاندیداتوری  برای انتخابات را بعد از دریافت پیام هشدار آمیز خامنه ای. البته می دانستم« میر حسین »  این بار جدی تر است زیرا از خود او در دفترش شنیده بودم که « به آقای خامنه ای هم گفته ام این بار شرایط ، متفاوت است. احمدی نژاد دروغ و قانون گریزی را به سکه رایج تبدیل کرده است ». اما  راستش را بخواهید ته دلم خیلی قرص نبود. امروز که ورود میر به هفتاد و دو سالگی را گرامی می داریم می خواهم اعتراف کنم که مهندس و همسر فداکارش بسیار فراتر از آنکه توقع می رفت « ایستاد»  آنکه امروز کمر خم کرده ، رهبر مستأصل جمهوری اسلامی است که حتی رئیس جمهور دست ساز خودش، او را به هیچ حساب نمی کند. مهندس عزیز! ورودت به هفتاد ودوسالگی و ورود به سومین  سال مقاومت در زندان رهبر را تبریک می گویم . یقین دارم شیخ شجاع هم از اینکه  وفای به عهد تو را می بیند به خود می بالد و زندان انفرادی  را با انگیزه قوی تر ، تحمل می نماید .
یازده اسفند سالروز تولد میر حسین موسوی مبارک باد 

۱۳۹۱ اسفند ۸, سه‌شنبه

حکومت بیست میلیون دلاری و « مدحی شو -۲ »

 دومین اپیزود از  «‌مدحی شو » دوشنبه شب از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد.در این بخش از نمایش نیز تلاش  زیادی صورت گرفت تا یکی از سرمایه داران ایرانی به عنوان محوری مهم و اثر گذار در اپوزیسیون   معرفی شود در حالی   که تا سه سال پیش ، نام او در میان فعالان سیاسی ،  ناشناخته بود .  قصد من کوچک شمردن کسی نیست اما هیچکس نمی تواند انکار کند که این فرد حداقل تا قبل از پخش سریال دو قسمتی « مدحی شو» شهرتی در میان اغلب ایرانیان نداشت و در محافلی که نحله های  گوناگون اپوزیسیون بر گزار می کردند نام او به ندرت شنیده می شد .البته تلاش های او در دو سه سال اخیر برای علاقه مندانش ، قابل احترام است و دیگران نیز حق ندارند او و فعالیت هایش را کوچک  بشمارند.اما آنچه که دو شنبه شب از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد قبل از هر چیز دست خالی سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی  و در مرحله بعد نگرانی سران نظام از توجه ایرانیان به چهره های شاخص جنبش سبز از جمله مهدی کروبی راآشکار ساخت.

محمود زمانی که یک عکس یادگاری او با آقای کروبی در بخش های مختلف «مدحی شو-۲» نشان داده شد در سالهای بسیاردور مدیریت یکی از واحدهای کوچک بنیاد شهید را به عهده داشت( کروبی ، ۲۱ سال پیش عطای ریاست  بنیاد شهید را به لقای رهبر کینه جوی جمهوری اسلامی بخشید).پس از آن، نه   در سالهای ریاست کروبی بر مجالس سوم وششم ( ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۱ و ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۳)،  محمودزمانی در میان یاران و همکاران کروبی دیده شد و نه در دوره  هایی که  کمپین های انتخاباتی شیخ در سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۸۸  فعال بود  نامی از زمانی شنیده می شد.«تک عکس یادگاری»    که در گزارش سیمای جمهوری اسلامی به عنوان تنها مدرک ارتباط  محمود زمانی  با شیخ نمایش داده می شدنیز  یکی از بهترین دلایل بر عدم نزدیکی او با کروبی است زیرا  حتی کسانی که  در کوتاه مدت  ارتباط نزدیک با کروبی داشتند هر یک دهها عکس یادگاری با شیخ دارند. راه دور نرویم  ! همین الان درفضای فیس بوک ، دهها نفر را می توان سراغ گرفت که تصویر پروفایل آنها عکس دو نفره با  مهدی کروبی است در حالی که احتمالاً آن عکس ، یادگاری از تنها ملاقات ایشان با شیخ  می باشد. ( همین وضعیت در مورد سایر چهره های مردمی نیز وجود دارد).  ضمن آنکه هزاران هموطن من که از نزدیک با کروبی ملاقات کرده اند  می دانند که گرفتن عکس یادگاری با او تا چه حد آسان بود. دهها خبر نگار پارلمانی  و همه نمایندگان مجلس به این ویژگی کروبی گواهی می دهند . مدارای  کروبی با کسانی که خواهان گرفتن عکس یادگاری با او بودند گاه موجب  سوژه سازی سایت های خبری لجن پراکن حمهوری اسلامی می شد.

البته تهیه کنندگان « کند ذهن » برنامه مثلث ـ مدحی شو ۲ـ نیز به صورت ناخواسته،  به این واقعیت اعتراف کردند که  محمود زمانی از یاران نزدیک کروبی نبوده است. زمانی  در بخشی از اظهارات  خود  ادعای  در خواست کمک مالی شیخ  از سرمایه دار ایرانی ـ معرفی شده در نمایش مثلث ـ را مطرح کرد که به گفته زمانی ، آن فرد خواستار ارائه  شواهدی بر تعلق آن در خواست به کروبی شده است. به عبارت دیگر ، نه تنها در محافل شناخته شده سیاسی در داخل و خارج از کشور، کسی محمود زمانی را به عنوان نماینده شیخ نمی شناخته بلکه  سرمایه دار مورد نظر صدا وسیما هم وجود رابطه میان شیخ و زمانی را باور نداشته است.

گمان نمی کنم برای اثبات دروغ بودن ادعاهای محمود زمانی  ـ یا دروغ هایی که تحت فشار سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی ، مجبور به بیان آنها شده است ـ تلاش زیادی لازم باشد. زیرا اولاً دروغ سازی های مکررو ناشیانه رسانه های رهبر ، باعث شده که فرض اولیه اکثر مخاطبان ، کذب پنداشتن مطالب منتشره در این رسانه ها باشد. ثانیاً اظهارات  زمانی و   نحوه بیان آن  درحدی از رسوایی و سستی بود که کمتر کسی  ـ حتی  از باور مندان به  رسانه های جمهوری اسلامی ـ می تواند آنها را باور نماید.

نکته دیگری که به ناچار به آن اشاره می کنم اینست که محور قرار گرفتن یک فرد نسبتاً‌ناشناخته در افشاگری های مسخره سیستم اطلاعاتی ـ رسانه ای جمهوری اسلامی، نشانه دیگری از اعتراف دست اندرکاران نظام به حقارت خویش است. به یاد دارم در اواخر سال ۱۳۷۸ و اوایل سال ۱۳۷۹ که روزنامه های اصلاح طلب، موجب کلافگی و بی تابی رهبر جمهوری اسلامی شده بودند شیخ کریه المنظر و خشونت طلب ـ مصباح یزدی ـ سریالی از سخنرانی در تریبون نماز جمعه تهران به راه انداخته بود که شاه بیت همه آنها ادعای « کمک بیست میلیون دلاری امریکا » برای  کمک به سر نگونی جمهوری اسلامی بود.این ادعا ، حقارت جمهوری اسلامی  را آشکار می ساخت به طوری که گویی به باور سران نظام و تئوریسین های آن ، آماده سازی بستربرای سرنگونی نظام ، به بیش ازبیست میلیون دلار نیاز نداشت .به نظر می رسد پس از یک دوره از درشت گویی و خود بزرگ بینی های عقده گشایانه ، بار دیگر سران جمهوری اسلامی قدر و منزلت واقعی خویش را به یاد آورده اند و با اینگونه کارهای نمایشی ، اپوزیسیونی را  معرفی می نمایند که   آن را  در حد و قواره خود می بینند . ( باز هم تأکید می کنم این نوشته به دنبال تحقیر هیچکس  وکوچک شمردن  تلاشهای هیچ گروهی نیست اما نباید از بیان این واقعیت نیز خودداری کرد که آنچه در کانون اعتراف گیری ها و افشاگری های خنده آور  رسانه های جمهوری اسلامی قرار گرفته ، بخشی بسیار کوچک از مجموعه افرادی است  که هریک  بر اساس توانمندی های خویش ، برای آزادی کشورشان مبارزه می کنند ).  لجن پراکنی اخیر در واقع بازتاب حقارت های  رهبر جمهوری اسلامی است   که از چند سال قبل به صورت مستمر شاهد ریزش در مجموعه یاران خویش بوده است و اکنون با روند جدیدی مواجه است. در روند جدید ، او توسط حقیر ترین نزدیکان خویش  از جمله احمدی نژاد تحقیر می شود. رهبر برای جبران  حقارت خویش راهی ندارد جز  تحقیر اپوزیسیون و کوچک نشان دادن افرادی که با عناصر سرشناس جنبش اعتراضی  در ارتباط هستند .

اما نکته پایانی! سیستم اطلاعاتی ـ رسانه ای جمهوری اسلامی می داند که محمود زمانی در دوره ای بسیار کوتاه موفق به فریب عده ای قلیل شده بود  (  عناصر معرفی شده در "مدحی شو ـ۲ "  در واقع تعداد کمی از کسانی بودند که در "مدحی شو - ۱"  از آنها نام برده می شد ). در واقع  به دلیل ناتوانی های ذاتی و فردی زمانی  ، مشت  او بسیار زودتر از افشای پروژه مدحی  برای همگان باز شد . روز هشتم خرداد ماه سال ۱۳۹۰ ( ده روز قبل از نمایش اپیزود اول از "مدحی شو")  اقای مهرداد خوانساری برای اولین و آخرین بار با من تماس گرفت   تا به  زعم خود به من در مورد ارتباط احتمالی با زمانی هشدار دهد . خوانساری برایم توضیح داد که او خود را به عنوان نماینده آقای کروبی معرفی کرده بود اما دست او برای همه باز شده و برخی افراد در انگلستان ، اطلاعات خود در مورد روابط او با سیستم اطلاعاتی   جمهوری اسلامی را به مبادی ذیربط منتقل کرده اند. من هم برای خوانساری توضیح دادم که از آخرین بار که زمانی را دیده ام بیش از بیست و پنج سال گذشته است. این نکته را از این جهت بازگو نمودم تا مشخص شود دومین مأمور جمهوری اسلامی بسیار ضعیف تر از آن بوده که  بتواند  حتی به اندازه "مدحی " به سران مستأصل نظام  ، یاری برساند؛ اگر چه واقعیت مربوط به مدحی نیز هنوز اشکار نشده است. اما ظاهراً حاکمیت فعلی   جمهوری اسلامی آنقدر حقیر و بدنام است که هیچکس جز همین عناصر « کُند ذهن » و «ناشی »  حاضر به همراهی با آن نیستند.

۱۳۹۱ بهمن ۲۶, پنجشنبه

بیست و پنجم بهمن؛ هشدار به حکومت و اصلاح طلبان حکومتی


متن سخنرانی امروز من در دانشگاه جرج واشنگتن به مناسبت دومین سالگرد حبس خانگی زهرا رهنورد، مهدی کروبی و میرحسین موسوی 



گرامی می دارم   دو مین سالگرد برگزاری راهپیمایی افتخار آمیز بیست  و پنجم بهمن ماه ۱۳۸۹ و   به سهم خود تشکر می کنم از همت بلند کسانی که با تشکیل این جلسه یاد زندانیان سیاسی  و به خصوص  زهرا رهنورد،  مهدی کروبی  و میر حسن موسوی را زنده نگهداشتند.    اگر از موسوی و کروبی به صورت ویژه یاد می نمایم اولاً  به دلیل  قرارداشتن در آستانه آغاز  سومین سالگرد حبس  ویژه وخانگی ایشان است وثانیاً این  که آن   دو،  علیرغم دلبستگی ها و ارتباطاتی که بانظام و بنیانگزار آن داشتند  و   نیز بدون توجه به فشارهایی که تا همین امروز به آنها و خانواده هایشان وارد می شود بر  موضع خود یعنی لزوم انتخابات آزاد و نفی حکومت فردی پافشاری دارند واین بزرگداشت قبل از هر چیز تآکید چند باره بر انتخابات آزاد  ونفی حکومت فردی است .  

 به گمان من ، زنده نگهداشتن یاد سه همراه پیشتاز جنبش سبز ، رهنورد، موسوی و کروبی امروز به دودلیل از هر زمان دیگری مؤثر تر و لازم تر است .دلیل نخست من آنست که  تقریبا هر آنچه که توسط کروبی و موسوی  از هفته های منتهی به کودتای انتخاباتی سال ۸۸ تا آخرین روز قبل از بازداشت  خانگی ، مطرح شد امروز بر اغلب ایرانیان  اشکار شده  و اکثر هموطنان ما بدون توجه به میزان حمایت یا مخالفت  با نظام   صحت اظهارات و پیش بینی های   موسوی و کروبی رادرک کرده اند. موسوی و کروبی از زمستان ۱۳۸۷ تا آخرین روزهای بهمن ماه ۱۳۸۹ که  محبوس شدند بارها نگرانی های اقتصادی خود را مطرح نمودند ، از آلودگی رئیس دولت  به دروغ و تزویر ابراز نگرانی کردند ، در مورد زیر پاگذاشتن بدیهی ترین اصول اخلاقی توسط دولتمردان و گسترش روزافزون  آن  هشدار دادند و پیامد اظهارات نابخردانه  رئیس دولت در عرصه بین المللی را گوشزد کردند . امروز تکرار همان   هشدارها و نگرانی ها از تریبون های رسمی و توسط یاران رده اول رهبر نشان دهنده صحت ادعاهای دو نامزد معترض و به معنای  پذیرش موضوعاتی است که مطرح کردن آنها موجب زندانی شدن تعداد زیادی از فعالان سیاسی  و در رأس ایشان  کروبی، موسوی و رهنورد شد   بدون آنکه   به درخواست مکرر کروبی وموسوی برای حضور در یک محکمه   به منظور اثبات ادعاهای آنان  توجه شود یا با پوزش از حبس ظالمانه ، آنان را آزاد نمایند .ایام  دو مین سالگرد بیست وپنجم و بیست و هشتم بهمن ماه، بهترین فرصت  برای یاد آوری مفاسد و نابسامانی هایی است  که یاران اصلی رهبر و کارگزاران مؤثر حکومت ،  با تأخیری حد اقل سه ساله به وجود آنها  اعتراف می کنند اما با کمال وقاحت تلاش می نمایند  همه خرابیها را به گردن مهره ای به نام احمدی نژاد بیندازند . این یادآوری بسیاری از آحاد غیر سیاسی و حتی گروهی از افرادرا  که به دلیل اعتماد به رهبر و رسانه های او ،  مواضع  موسوی و کروبی را نمی پسندیدند نسبت به حقانیت این دو عزیز زندانی ما قانع خواهد کرد و برای این دو ، چه سرمایه ای بالاتر از اینکه  منتقدان و شاید برخی از دشمنان دیروز  را به اردوگاه خویش بیاورند یا آنان را نسبت به  ادامه حضور در اردوگاه دروغ و تزویر ولی فقیه ، مرددسازند . اما دومین دلیل که به باور من ، بزرگداشت سالگرد حبس خانگی موسوی و کروبی را به موضوعی پر اهمیت تبدیل می نماید انحرافی است که توسط برخی همراها ن جنبش سبز یا مدعیان    همراهی ، در حال تحمیل به جنبش است. سخن گفتن از حضور در انتخابات با حذف شرط   «آزادی زندانیان سیاسی به ویژه کروبی، موسوی و رهنورد » در واقع   نوعی عقب نشینی از شعار انتخابات آزاد است چون به نظر من تا زمانی که فریاد زنندگان شعار انتخابات ازاد و کسانی که برای« صیانت  از آرای مردم‌»  حبس و انواع محرومیت را به جان  خریده اند  در حبس هستند  حاکمیت تمایلی به فکر کردن در مورد انتخابات آزاد را هم ندارد . در چنین شرایطی ، ورود گروهی از اصلاح طلبان به بحث انتخابات و تصریح ایشان به عدم وجود ارتباط  میان « حضور در انتخابات »‌و «آزادی زندانیان »  از نگاه حاکمیت، عقب نشینی از خواسته انتخابات آزاد و منتخب آزاد تلقی می شود و حاکمیت رفتار آتی خود با جنبش اعتراضی مردم  را بر همین اساس تنظیم خواهد نمود. ضمن آنکه ورود به بحث انتخابات قبل از تعیین تکلیف ادعاهایی که  جنبش سبز نسبت به انتخابات قبلی مطرح نموده ، از جمله  « عدم امانت داری متولیان انتخابات در جمهوری اسلامی » می تواند  اعتماد مردم را به مواضع آینده اصلاح طلبان و فعالان جنبش سبز نیز  خدشه دار سازد و از دست دادن  اعتماد مردم ، ،مهلک ترین سم برای  جنبش سبز است   که هیچ پایگاهی در حکومت  ندارد و همه پایگاههای مدنی آن نیز توسط حاکمیت با اخلال مواجه شده است . در مقابل  مشروط سازی حضور در انتخابات به رعایت قواعد انتخابات آزاد از جمله حفظ حقوق معترضان انتخاباتی، نشان خواهد داد که دغدغه « احتمال مهندسی انتخابات » همچنان بزرگترین نگرانی  حتی برای  کسانی است  که می خواهند در قالب نظم موجود ، به اصلاح امور بپردازند. فراموش نکنیم موضوع انتخابات آزاد  و مخالفت با مهندسی انتخابات بود  که کینه حاکمیت  نسیت به همه زندانیان انتخاباتی را به اوج رساند و  گذشت دو سال از حبس کروبی وموسوی هنوز آتش کینه نسبت به خانواده آنها را سرد نکرده است.  ما هم امروز با جمع شدن  در این مکان  و  دوستانمان با تجمعاتی مشابه در نفاط دیگری از جهان ، فریاد خود را به گوش حاکمیت می رسانند که ، انتخابات آزاد  دغدغه غیر قابل معامله همه ماست ونه به حاکمیت اجازه خواهیم داد با فریب کاری ، این حق مسلم مردم را توطئه بنامد نه برخی مشتاقان بازگشت به حکومت را آسوده خواهیم گذارد با توجیهاتی عجیب ، عقب نشینی از  مهم ترین پرسش جنبش سبز در خصوص مهندسی انتخابات را توجیه نمایند \