‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات آزاد. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات آزاد. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ بهمن ۲۶, پنجشنبه

بیست و پنجم بهمن؛ هشدار به حکومت و اصلاح طلبان حکومتی


متن سخنرانی امروز من در دانشگاه جرج واشنگتن به مناسبت دومین سالگرد حبس خانگی زهرا رهنورد، مهدی کروبی و میرحسین موسوی 



گرامی می دارم   دو مین سالگرد برگزاری راهپیمایی افتخار آمیز بیست  و پنجم بهمن ماه ۱۳۸۹ و   به سهم خود تشکر می کنم از همت بلند کسانی که با تشکیل این جلسه یاد زندانیان سیاسی  و به خصوص  زهرا رهنورد،  مهدی کروبی  و میر حسن موسوی را زنده نگهداشتند.    اگر از موسوی و کروبی به صورت ویژه یاد می نمایم اولاً  به دلیل  قرارداشتن در آستانه آغاز  سومین سالگرد حبس  ویژه وخانگی ایشان است وثانیاً این  که آن   دو،  علیرغم دلبستگی ها و ارتباطاتی که بانظام و بنیانگزار آن داشتند  و   نیز بدون توجه به فشارهایی که تا همین امروز به آنها و خانواده هایشان وارد می شود بر  موضع خود یعنی لزوم انتخابات آزاد و نفی حکومت فردی پافشاری دارند واین بزرگداشت قبل از هر چیز تآکید چند باره بر انتخابات آزاد  ونفی حکومت فردی است .  

 به گمان من ، زنده نگهداشتن یاد سه همراه پیشتاز جنبش سبز ، رهنورد، موسوی و کروبی امروز به دودلیل از هر زمان دیگری مؤثر تر و لازم تر است .دلیل نخست من آنست که  تقریبا هر آنچه که توسط کروبی و موسوی  از هفته های منتهی به کودتای انتخاباتی سال ۸۸ تا آخرین روز قبل از بازداشت  خانگی ، مطرح شد امروز بر اغلب ایرانیان  اشکار شده  و اکثر هموطنان ما بدون توجه به میزان حمایت یا مخالفت  با نظام   صحت اظهارات و پیش بینی های   موسوی و کروبی رادرک کرده اند. موسوی و کروبی از زمستان ۱۳۸۷ تا آخرین روزهای بهمن ماه ۱۳۸۹ که  محبوس شدند بارها نگرانی های اقتصادی خود را مطرح نمودند ، از آلودگی رئیس دولت  به دروغ و تزویر ابراز نگرانی کردند ، در مورد زیر پاگذاشتن بدیهی ترین اصول اخلاقی توسط دولتمردان و گسترش روزافزون  آن  هشدار دادند و پیامد اظهارات نابخردانه  رئیس دولت در عرصه بین المللی را گوشزد کردند . امروز تکرار همان   هشدارها و نگرانی ها از تریبون های رسمی و توسط یاران رده اول رهبر نشان دهنده صحت ادعاهای دو نامزد معترض و به معنای  پذیرش موضوعاتی است که مطرح کردن آنها موجب زندانی شدن تعداد زیادی از فعالان سیاسی  و در رأس ایشان  کروبی، موسوی و رهنورد شد   بدون آنکه   به درخواست مکرر کروبی وموسوی برای حضور در یک محکمه   به منظور اثبات ادعاهای آنان  توجه شود یا با پوزش از حبس ظالمانه ، آنان را آزاد نمایند .ایام  دو مین سالگرد بیست وپنجم و بیست و هشتم بهمن ماه، بهترین فرصت  برای یاد آوری مفاسد و نابسامانی هایی است  که یاران اصلی رهبر و کارگزاران مؤثر حکومت ،  با تأخیری حد اقل سه ساله به وجود آنها  اعتراف می کنند اما با کمال وقاحت تلاش می نمایند  همه خرابیها را به گردن مهره ای به نام احمدی نژاد بیندازند . این یادآوری بسیاری از آحاد غیر سیاسی و حتی گروهی از افرادرا  که به دلیل اعتماد به رهبر و رسانه های او ،  مواضع  موسوی و کروبی را نمی پسندیدند نسبت به حقانیت این دو عزیز زندانی ما قانع خواهد کرد و برای این دو ، چه سرمایه ای بالاتر از اینکه  منتقدان و شاید برخی از دشمنان دیروز  را به اردوگاه خویش بیاورند یا آنان را نسبت به  ادامه حضور در اردوگاه دروغ و تزویر ولی فقیه ، مرددسازند . اما دومین دلیل که به باور من ، بزرگداشت سالگرد حبس خانگی موسوی و کروبی را به موضوعی پر اهمیت تبدیل می نماید انحرافی است که توسط برخی همراها ن جنبش سبز یا مدعیان    همراهی ، در حال تحمیل به جنبش است. سخن گفتن از حضور در انتخابات با حذف شرط   «آزادی زندانیان سیاسی به ویژه کروبی، موسوی و رهنورد » در واقع   نوعی عقب نشینی از شعار انتخابات آزاد است چون به نظر من تا زمانی که فریاد زنندگان شعار انتخابات ازاد و کسانی که برای« صیانت  از آرای مردم‌»  حبس و انواع محرومیت را به جان  خریده اند  در حبس هستند  حاکمیت تمایلی به فکر کردن در مورد انتخابات آزاد را هم ندارد . در چنین شرایطی ، ورود گروهی از اصلاح طلبان به بحث انتخابات و تصریح ایشان به عدم وجود ارتباط  میان « حضور در انتخابات »‌و «آزادی زندانیان »  از نگاه حاکمیت، عقب نشینی از خواسته انتخابات آزاد و منتخب آزاد تلقی می شود و حاکمیت رفتار آتی خود با جنبش اعتراضی مردم  را بر همین اساس تنظیم خواهد نمود. ضمن آنکه ورود به بحث انتخابات قبل از تعیین تکلیف ادعاهایی که  جنبش سبز نسبت به انتخابات قبلی مطرح نموده ، از جمله  « عدم امانت داری متولیان انتخابات در جمهوری اسلامی » می تواند  اعتماد مردم را به مواضع آینده اصلاح طلبان و فعالان جنبش سبز نیز  خدشه دار سازد و از دست دادن  اعتماد مردم ، ،مهلک ترین سم برای  جنبش سبز است   که هیچ پایگاهی در حکومت  ندارد و همه پایگاههای مدنی آن نیز توسط حاکمیت با اخلال مواجه شده است . در مقابل  مشروط سازی حضور در انتخابات به رعایت قواعد انتخابات آزاد از جمله حفظ حقوق معترضان انتخاباتی، نشان خواهد داد که دغدغه « احتمال مهندسی انتخابات » همچنان بزرگترین نگرانی  حتی برای  کسانی است  که می خواهند در قالب نظم موجود ، به اصلاح امور بپردازند. فراموش نکنیم موضوع انتخابات آزاد  و مخالفت با مهندسی انتخابات بود  که کینه حاکمیت  نسیت به همه زندانیان انتخاباتی را به اوج رساند و  گذشت دو سال از حبس کروبی وموسوی هنوز آتش کینه نسبت به خانواده آنها را سرد نکرده است.  ما هم امروز با جمع شدن  در این مکان  و  دوستانمان با تجمعاتی مشابه در نفاط دیگری از جهان ، فریاد خود را به گوش حاکمیت می رسانند که ، انتخابات آزاد  دغدغه غیر قابل معامله همه ماست ونه به حاکمیت اجازه خواهیم داد با فریب کاری ، این حق مسلم مردم را توطئه بنامد نه برخی مشتاقان بازگشت به حکومت را آسوده خواهیم گذارد با توجیهاتی عجیب ، عقب نشینی از  مهم ترین پرسش جنبش سبز در خصوص مهندسی انتخابات را توجیه نمایند \

۱۳۹۱ دی ۲۴, یکشنبه

وحشت نه ساله خامنه ای از گردن کلفت ها





شیخ احمد جنتی پس از ماهها غیبت باردیگر در تریبون نماز جمعه تهران حضور پیدا کرد  و البته این حضور بیش از حد معمول ، خبر ساز شد. وی که تنها سه  روز بعد از سخنرانی هشدار آمیز رهبر ، خطبه های نمازجمعه را ایراد می کرد  به موضوع « انتخابات آزاد » نیز اشاره کرد  و در این خصوص اظهار داشت شکست خورده های سیاسی این روزها صحبت از انتخابات آزاد می کنند  و یکی از آنها که از همه گردن کلفت تر است مدت ها قبل این موضوع را مطرح کرده و بقیه هم پشت سر  او این خط را  دنبال کردند ».  البته احمد جنتی  از انگیزه کافی برای  ناسزاگویی به  متقاضیان  ‌«انتخابات آزاد »‌  بر خوردار است زیرا او  در دودهه  گذشته همواره متهم ردیف اول  در قلع و قمع های   انتخاباتی بوده است اما   آنچه بیش از انگیزه های شخصی، احمد جنتی را به  درشت گویی اخیر وادار  کرده،  یک خصلت شخصی رهبر است. خامنه ای  علاقه دارد هر نوع  ابراز  موافقت  یا مخالف خوانی  با امور سیاسی ، اقتصادی و مذهبی در هماهنگی با اظهارات واراده او باشد. این نکته را همه اطرافیان رهبر به خوبی درک کرده اند .  لذا جنتی پس از مدت ها غیبت ، به عرصه بازگشته تا   در مورد آزادیخواهان انتخاباتی سخنی بگوید که نخستین بار  در سال ۱۳۸۲   توسط رهبر  بیان شده بود.   در آن زمان ،  قرار بود انتخابات مجلس هفتم بر گزارشود  تا به گفته جنتی « وقتی انسان رادیوی مجلس را باز می کند دیگر از سخنان نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم  دچار "تن لرزه" نشود».  برای تحقق این خواسته جنتی و  همفکرانش، بیش از دو هزار نفر از داوطلبان نمایندگی رد صلاحیت شدند و به تعبیر رؤسای وقت  قوای اجرائیه و مقننه ، تکلیف ۱۹۰ کرسی از دویست وهفتاد کرسی  پیشاپیش توسط شورای نگهبان  معین گردید . در آن زمان، اکثریت نمایندگان  اصلاح طلب مجلس ششم  در اعتراض به  رویه شورای نگهبان  دست به تحصن زدند   و خواستار رسیدگی به موضوع شدند . خاتمی و کروبی که یکی ریاست دولت و دیگری ریاست مجلس را به عهده  داشت مذاکراتی را  با رهبر  آغاز نمودند . رهبر هم ظاهراً دستوری  خطاب به شورای نگهبان صادر نمود اما چون جدیتی در آن دستور وجود  نداشت شورای نگهبان  راه خود را ادامه داد . آخرین درخواست رؤسای دو قوه از رهبر ، تعویق  در برگزاری انتخابات بود   اما رهبر که  برای راحت شدن از پدیده ای به نام مجلس آزاد ، شخصاً جریان رد صلاحیت ها را هدایت می کرد در برابر رؤسای قوا ایستاد . بهانه او در آن زمان  این بود که  « کسانی هستند که زیاده خواهند و همانطور که عرض کردیم با گردن کلفتی می خواهند کار خود را پیش ببرند» [پانزدهم بهمن ماه ۱۳۸۲ ]. کسانی که رهبر از آنها به عنوان « گردن کلفت های زیاده خواه » نام می برد نمایندگان سرشناس مجلس ششم ودر رأس آنها پیر شجاع بهزاد نبوی بودند که  آمادگی خود برای کناره گیری از کاندیداتوری را اعلام کرده بودند  به شرط آنکه  سایر کاندیداهایی که به ناحق  رد صلاحیت شده اند به صحنه انتخابات باز گردانده شوند. 

اظهارات اخیر رهبر و هشدار او به کسانی که از انتخابات آزاد  سخن می گویند   نشان می دهد در واقع آنچه که  همواره آقای خامنه ای را رنج  داده ، خواسته مشروع آزادیخواهان   برای بر گزاری یک انتخابات نسبتاً آزاد بوده و هست ؛ همان چیزی که او به خیال خویش از سال ۱۳۸۲ پرونده آن را بسته اما بسیاری از اصلاح طلبان ، از هوش کافی برای تشخیص نقشه او بر خوردار نبوده اند. 

سخن دیروز شیخ احمد جنتی در واقع بازتاب دهنده  وحشت نُه ساله رهبر از آزادیخواهانی است که  علیرغم مداراهای   های گذشته با نظام ،  از اواخر سال ۱۳۸۲  و هم زمان با اراده رهبر برای محدود سازی هر چه بیشتر  حق انتخاب مردم ،تصمیم گرفتند بر انتخابات آزاد تأکید کنند.  اما رهبر حق داشت و حق دارد که ازعبارت  « انتخابات آزاد » وحشت داشته باشد  زیرا حتی سخن گفتن از آن را به معنای مرگ سیاسی  خویش می پندارد . از سوی دیگر او به  چیزی جز  تمکین  از کارگزاران حکومتی و فعالان سیاسی نمی اندیشد لذا تحمل  شنیدن سخنی در خصوص  انتخابات آزاد  راندارد  که او را به وحشت می اندازد . او برای رفع این وحشت ، در سال ۱۳۸۲  متقاضیان انتخابات آزاد را گردن کلفت نامید و در سال ۱۳۸۸  همان  آزدایخواهان  را به زندان افکند تا به خیال خود دیگر شاهد گردن کلفتی نباشد. امااو  برای خلاصی از گردن کلفت های  آزدایخواه ، به دیکتاتور های حقیر و بی هویتی دل  بست که اکنون برخی از آنها در کنار آزادیخواهان واقعی ، شعار انتخابات آزاد را سر می دهند تا بر وحشت رهبر درمانده بیفزایند.

به هرحال به نظر می رسد  تعداد کسانی که برای رسیدن به هدف آزادیخواهانه یا برای خون کردن دل رهبر، از انتخابات آزاد سخن می گویند  روز به روز افزوده خواهد شد و اگر عمر سیاسی برای خامنه ای باقی باشد بر  وحشت او از این گردن کلفتی ها نیز اضافه می شود و ‌« نُه ساله » باقی نخواهد ماند  .