‏نمایش پست‌ها با برچسب جنتی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جنتی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ مهر ۲۶, شنبه

فقیهی که قواعد « هرجایی » را می داند و کسانی که خود را به خواب زده اند

مقدمه : گمان نمی کنم  نوشتن این مقاله نیاز به پوزش خواهی داشته باشد اما کسانی  که همچنان« رهبر» را عالیقدر می دانند و  مزدوران بی اراده او را قابل احترام ، بهتر است این مقاله را نخوانند به جای آنکه بعد از خواندن آن ، نصیحت گویی آغاز کنند  و از من انتظار عذرخواهی داشته باشند.

می گویند پیرمردی نود ساله - هم سن شناسنامه ای شیخ احمد جنتی - مرتباً مفعول واقع می شد. به او گفتند :« پیرمرد !‌پایت لب گور است .چرا خجالت نمی کشی ؟»‌ پیرمرد پاسخ داد : «‌ در جوانیم  ،  برخی اطرافیانم خیلی بی حیا بودند و من هم خجالتی. نمی توانستم به  آنها پاسخ منفی بدهم.  حالا هم که خودم عادت کرده ام و نمی توانم دست از این کار بکشم .» لجن پراکنی  اخیر شیخ احمد جنتی در مورد دو خار چشم خامنه ای مرا به یاد این داستان انداخت.  برای من  مشخص نیست جنتی ، چه زمانی دوره خجالت را پشت سر گذاشته  اما بی تردید سالهاست  او مرتکب کردارها وگفتارهای  قبیحی می شود که عده ای بی حیا - و در رأس آنها رهبر - از او توقع دارند ، البته جنتی هم به آن  کردار و گفتار عادت کرده  و موجب   لذت اوست. شک ندارم بسیاری از سخنانی که جنتی می گوید و اغلب اقدامات او در شورای نگهبان ،  به افراد دیگری ازاطرافیان  رهبر هم پیشنهاد شده و می شود اما هرکس اندک آبرو داشته باشد از پذیرش آن خودداری کرده و می کند. البته « بی ربط گویی », خصوصیت همیشگی جنتی بوده اما در  سالهای بعد از جنبش سبز، وی  این عادت لذت بخش  برای خویش را بارها به نمایش گذاشته است . پس از اعدام دو تن از متهمان سیاسی در سال ۱۳۸۸، او تنها خطیب نماز جمعه بود که باصراحت   از قوه قضائیه گلایه کرد که « چرا کم اعدام کرده است ؟» هنوز مدت زیادی  از این اظهار نظر شرم آور نگذشته بود که «شیخ خون خواه » در تریبون نماز جمعه تهران حاضر شد و آنچه  که یک روز بعد از آن در مورد کروبی  و موسوی اجرا شد را از تریبون نماز جمعه تهران فریاد کشید. عربده کشی جنتی در تریبون نماز جمعه تهران در حالی اتفاق افتاد که ساعاتی قبل  از آن ، خبرگزاری حکومتی فارس ، محمد امامی کاشانی را به عنوان  خطیب آن روز نماز جمعه تهران معرفی کرده بود - اینجا -  اما ظاهراً‌  به دلیل امنتاع امامی کاشانی از پذیرش آن  رسوایی ، مأموریت به احمد جنتی سپرده شد. زیرا او نشان داده بود عادت به جا مانده از جوانی ، او را مستعد افزودن بر رسوایی های خویش کرده است.  

سخنان اخیر شیخ احمد جنتی و عقده گشایی او علیه دو شخصیت مقاوم چیزی نیست جز ادامه خوش رقصی هایی که بی حیایان از او انتظار دارند و او هم به آنها عادت کرده است. جنتی  گمان می کند همه کشورها همانند حوزه حکومتی ولایت فقیه است  و به جای هر قانونی ، کینه های رهبر، مبنای همه تصمیم گیری هاست. به این سخن جنتی توجه کنید :« اینها - موسوی و کروبی -  در "هر جایی" بودند در جا اعدام می شدند». البته مشخص نیست این «‌ هرجایی »‌که جنتی به قواعد آن آشناست در کدام نقطه از جهان قرار دارد  . بعید می دانم نقطه ای جز  انتهای خیابان پاستور تهران یعنی محل استقرار رهبر ، مشمول حکم « هرجایی » جنتی باشد. شیخ بی سواد و پر مدعا همچنین گفته است :« اگر بنا بر محاکمه این ها بود هیچ قاضی عادلی جز حکم اعدام برای اینها صادر نمی کرد.» این سخن که قبلا به صورت تلویحی توسط رهبر جمهوری اسلامی بیان و علی مطهری آن را افشا کرده بود در حالی بیان می شود که  با گذشت حدود چهار سال از آغاز حبس خانگی و علیرغم درخواست صریح موسوی، کروبی و رهنورد، هنوز رهبر و عواملش جرأت محاکمه علنی آنان را ندارند  و همین امر نشان دهنده  حقانیت این سه تن همانند سایر زندانیان سیاسی است .

 بر مخلوقی  رسوا همچون احمد جنتی ، حرجی نیست. اما اظهارات صریح او در تلویزیون وابسته به رهبر، نشان داد تعلل روحانی در اجرای وعده خود  برای رفع حصر ها و حبس ها ، تا چه حد بر جسارت  خامنه ای و مواجب بگیران او افزوده است. البته شخصاً هیچگاه سخنان انتخاباتی روحانی در خصوص حبس ها و حصرها را باور نکردم و جدی نگرفتم . با کسانی هم که خود را به خواب می زنند تا در دولت تدبیر به نان و نوایی برسند حرفی نیست اما اگر کسی به دنبال آزمودن میزان صداقت  و دانش  حقوقی کسی است که خود را « حقوق دان و نه سرهنگ » می نامید خوب است نظر او را در خصوص اظهارات ضد حقوقی پیر بی خرد  شورای نگهبان بپرسد . راستی آیا آقای روحانی پیام شیخ مهدی کروبی در نخستین روز حبس خانگی را به یاد می آورد؟ این جملات بخشی از پیام کروبی است که من انتقال دهنده آن بودم و  حسن روحانی یکی از مخاطبان آن بود:«  کروبی پیامی هم برای آقایان قالیباف ، حسن روحانی و ناطق نوری داشت . او با اشاره به شکستن هم زمان سکوت این سه نفر .. از آنان خواست با صدور اطلاعیه ای ، محاکمه علنی او و اجازه انتشار دفاعیاتش در رسانه ها را نیز خواستار شوند». اشاره کروبی به اظهارات  دستوری این سه نفر علیه خود بود . در آن زمان نه تنها کروبی بلکه حسن روحانی هم حتی به خواب نمی دید که با برخی وعده های فریبنده، بر کرسی ریاست جمهوری تکیه بزند. لذا در خواست  از روحانی ، به  انتشار اطلاعیه و درخواست محاکمه علنی  محدود شده  بود. اما اکنون که روحانی به ریاست جمهوری رسیده و خود را حقوقدان معرفی کرده است در برابر همه شهروندان از جمله موسوی، کروبی  و رهنورد مسئولیت دارد و باید از حقوق شهر وندی آنان دفاع کند . وظیفه مهم تر او ایستادگی در برابر ترویج بی قانونی  و خشونت در  رسمی ترین رسانه حکومت است. تردید ندارم نه تنها «حقوقدانان باسواد» بلکه «سرهنگ های با وجدان »هم اگر خود را به خواب نزنند سخنان جنتی را مصداق قانون شکنی و ترویج خشونت از طریق پر خرج ترین رسانه حکومتی خواهند دانست.

۱۳۹۱ دی ۲۴, یکشنبه

وحشت نه ساله خامنه ای از گردن کلفت ها





شیخ احمد جنتی پس از ماهها غیبت باردیگر در تریبون نماز جمعه تهران حضور پیدا کرد  و البته این حضور بیش از حد معمول ، خبر ساز شد. وی که تنها سه  روز بعد از سخنرانی هشدار آمیز رهبر ، خطبه های نمازجمعه را ایراد می کرد  به موضوع « انتخابات آزاد » نیز اشاره کرد  و در این خصوص اظهار داشت شکست خورده های سیاسی این روزها صحبت از انتخابات آزاد می کنند  و یکی از آنها که از همه گردن کلفت تر است مدت ها قبل این موضوع را مطرح کرده و بقیه هم پشت سر  او این خط را  دنبال کردند ».  البته احمد جنتی  از انگیزه کافی برای  ناسزاگویی به  متقاضیان  ‌«انتخابات آزاد »‌  بر خوردار است زیرا او  در دودهه  گذشته همواره متهم ردیف اول  در قلع و قمع های   انتخاباتی بوده است اما   آنچه بیش از انگیزه های شخصی، احمد جنتی را به  درشت گویی اخیر وادار  کرده،  یک خصلت شخصی رهبر است. خامنه ای  علاقه دارد هر نوع  ابراز  موافقت  یا مخالف خوانی  با امور سیاسی ، اقتصادی و مذهبی در هماهنگی با اظهارات واراده او باشد. این نکته را همه اطرافیان رهبر به خوبی درک کرده اند .  لذا جنتی پس از مدت ها غیبت ، به عرصه بازگشته تا   در مورد آزادیخواهان انتخاباتی سخنی بگوید که نخستین بار  در سال ۱۳۸۲   توسط رهبر  بیان شده بود.   در آن زمان ،  قرار بود انتخابات مجلس هفتم بر گزارشود  تا به گفته جنتی « وقتی انسان رادیوی مجلس را باز می کند دیگر از سخنان نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم  دچار "تن لرزه" نشود».  برای تحقق این خواسته جنتی و  همفکرانش، بیش از دو هزار نفر از داوطلبان نمایندگی رد صلاحیت شدند و به تعبیر رؤسای وقت  قوای اجرائیه و مقننه ، تکلیف ۱۹۰ کرسی از دویست وهفتاد کرسی  پیشاپیش توسط شورای نگهبان  معین گردید . در آن زمان، اکثریت نمایندگان  اصلاح طلب مجلس ششم  در اعتراض به  رویه شورای نگهبان  دست به تحصن زدند   و خواستار رسیدگی به موضوع شدند . خاتمی و کروبی که یکی ریاست دولت و دیگری ریاست مجلس را به عهده  داشت مذاکراتی را  با رهبر  آغاز نمودند . رهبر هم ظاهراً دستوری  خطاب به شورای نگهبان صادر نمود اما چون جدیتی در آن دستور وجود  نداشت شورای نگهبان  راه خود را ادامه داد . آخرین درخواست رؤسای دو قوه از رهبر ، تعویق  در برگزاری انتخابات بود   اما رهبر که  برای راحت شدن از پدیده ای به نام مجلس آزاد ، شخصاً جریان رد صلاحیت ها را هدایت می کرد در برابر رؤسای قوا ایستاد . بهانه او در آن زمان  این بود که  « کسانی هستند که زیاده خواهند و همانطور که عرض کردیم با گردن کلفتی می خواهند کار خود را پیش ببرند» [پانزدهم بهمن ماه ۱۳۸۲ ]. کسانی که رهبر از آنها به عنوان « گردن کلفت های زیاده خواه » نام می برد نمایندگان سرشناس مجلس ششم ودر رأس آنها پیر شجاع بهزاد نبوی بودند که  آمادگی خود برای کناره گیری از کاندیداتوری را اعلام کرده بودند  به شرط آنکه  سایر کاندیداهایی که به ناحق  رد صلاحیت شده اند به صحنه انتخابات باز گردانده شوند. 

اظهارات اخیر رهبر و هشدار او به کسانی که از انتخابات آزاد  سخن می گویند   نشان می دهد در واقع آنچه که  همواره آقای خامنه ای را رنج  داده ، خواسته مشروع آزادیخواهان   برای بر گزاری یک انتخابات نسبتاً آزاد بوده و هست ؛ همان چیزی که او به خیال خویش از سال ۱۳۸۲ پرونده آن را بسته اما بسیاری از اصلاح طلبان ، از هوش کافی برای تشخیص نقشه او بر خوردار نبوده اند. 

سخن دیروز شیخ احمد جنتی در واقع بازتاب دهنده  وحشت نُه ساله رهبر از آزادیخواهانی است که  علیرغم مداراهای   های گذشته با نظام ،  از اواخر سال ۱۳۸۲  و هم زمان با اراده رهبر برای محدود سازی هر چه بیشتر  حق انتخاب مردم ،تصمیم گرفتند بر انتخابات آزاد تأکید کنند.  اما رهبر حق داشت و حق دارد که ازعبارت  « انتخابات آزاد » وحشت داشته باشد  زیرا حتی سخن گفتن از آن را به معنای مرگ سیاسی  خویش می پندارد . از سوی دیگر او به  چیزی جز  تمکین  از کارگزاران حکومتی و فعالان سیاسی نمی اندیشد لذا تحمل  شنیدن سخنی در خصوص  انتخابات آزاد  راندارد  که او را به وحشت می اندازد . او برای رفع این وحشت ، در سال ۱۳۸۲  متقاضیان انتخابات آزاد را گردن کلفت نامید و در سال ۱۳۸۸  همان  آزدایخواهان  را به زندان افکند تا به خیال خود دیگر شاهد گردن کلفتی نباشد. امااو  برای خلاصی از گردن کلفت های  آزدایخواه ، به دیکتاتور های حقیر و بی هویتی دل  بست که اکنون برخی از آنها در کنار آزادیخواهان واقعی ، شعار انتخابات آزاد را سر می دهند تا بر وحشت رهبر درمانده بیفزایند.

به هرحال به نظر می رسد  تعداد کسانی که برای رسیدن به هدف آزادیخواهانه یا برای خون کردن دل رهبر، از انتخابات آزاد سخن می گویند  روز به روز افزوده خواهد شد و اگر عمر سیاسی برای خامنه ای باقی باشد بر  وحشت او از این گردن کلفتی ها نیز اضافه می شود و ‌« نُه ساله » باقی نخواهد ماند  .