‏نمایش پست‌ها با برچسب رهنورد. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب رهنورد. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ دی ۲۲, دوشنبه

ساپورت علی مطهری


از نظر من ، ارزش حرف های  علی مطهری به این نیست که  فقط از محصورین و محبوسین حمایت کرده بلکه مهم آنست که  اولا از تریبون باز مجلس ، فصل الخطاب بودن رهبر را زیر سوال برده است . چیزی که نه خاتمی جرئت آن را دارد نه روحانی انگیزه آن را. مطمئن باشید این کار اثر خودش را بر فضای سیاسی خواهد گذاشت و چماقداران رهبر را مجبور خواهد کرد همانند امروز استیصال و چماقداری خود را به نمایش بگذارند.  ثانیا او با شکستن جو دورویی و رودربایستی که بر  ملت و نظام حاکم است وارد عرصه ای شده که در صورت همراهی دیگران می تواند نتایج بسیار خوبی  برای فرهنگ عمومی داشته باشد .دستاورد این کار آنقدر هست که برخی نکات که از نظر ما منفی تلقی می شود را تحمل کنیم. در این میان ، وظیفه ما آنست که عادت " هو " کردن دیگران به خاطر عقایدشان را کنار بگذاریم. اگر در میان سیاستمداران اپوزیسیون، همان‌قدر " دورویی" رواج دارد که در میان سیاستمداران حاکم بر جمهوری اسلامی ، مقصر ما هستیم. به نظر من،  علی مطهری که علیرغم آگاهی از بازتاب سخنان خود ، در تریبون باز با ساپورت پوشی بانوان مخالفت می کند قابل  اعتماد تر از سیاستمدار اپوزیسیون است که در مهمانی شام حسن روحانی در نیویورک شرکت می کند و فقط مراقب است دوربین ها او را شکار نکنند. اگر " هو کردن " ، سکه رایج رسانه ها و فضاهای مجازی نبود امروز خیلی از افراد رسما موضع خود در برابر جمهوری اسلامی و رهبر خودخواه آن را مشخص می کردند.  آن نویسنده لندن نشین هنوز به احمدی نژاد فحش می دهد زیرا گمان می کند  افشای  مافی الضمیر خود در مورد  لزوم  کنار آمدن با رهبر ، موجب هو شدگی توسط  من  و شما خواهد شد .  پس او ناچار است همه هنر قلمی خود را به کار گیرد تا ثابت کند ام الفساد ایران ، احمدی نژاد است نه خامنه ای .اگر آن یکی در جلسات مخفی، ذوق زدگی خود  از تحریم های کارساز نفتی را ابراز و در برابر  دو ربین ها از صدمات تحریم بر مردم ایران سخن می گوید و  اگر سومی تنها راه خلاصی ایران را یک عامل خارجی می داند نه خیزش داخلی، اما در کمپین های فریب کارانه ضد آمریکایی رختخواب پهن کرده ، همه و همه تقصیر ماست . بیابید عادت کنیم به جای هو کردن،  به نقد واقعی سیاستمداران بپردازیم . یعنی خوبِ آنها را قبول کنیم و بدِ آنها را هم بدون جنجال و هو کردن ، زیر سوال ببریم. 

 البته دورویی نه مختص ایران است نه با جمهوری اسلامی زاده شده است . اما تبدیل آن به اپیدمی ، بلایی است که بی تردید  جمهوری اسلامی بر فرهنگ ما تحمیل کرده و ملتی تقریبا «یکپارچه در دورویی » تحویل داده است. فکر نکنید این مسئله فقط در میان اپوزیسیون است.  زمانی که آیت اله خمینی  بر طبل ادامه جنگ می کوبید اگر فرهنگ دورویی حاکم نبود همه سیاستمداران با او هم زبان نمی شدند بلکه  همان حرفهایی رو به او می گفتند که در سال شصت و هفت گفتند و او هم به  ناچار،  قطعنامه پانصد و نود هشت را پذیرفت. در موضوع هسته ای اگر  خاتمی و روحانی همان حرفهایی را که در جلسات خصوصی مطرح می کردند علنی می گفتند کار به اینجا نمی رسید. در تعریف و تمجید از امت همیشه در صحنه یا مردم آگاه ایران هم  ملغمه ای از دورویی ، رودربایستی و فریب کاری وجود دارد که انصافا در بهره مندی از  آن ، حکومت و اپوزیسیون  گوی سبقت را از هم می ربایند. کدام مردم آگاه ؟ منِ اپوزیسیون، خیلی فهیم هستم که جزو نخستین فریب خوردگان شستشوی مغزی آیت اله خمینی بودم یا اصلاح طلبان که فریب بازی رفسنجانی و روحانی در انتخابات را خوردند ؟ مردمی که فریب ساده زیستی احمدی نژاد را خوردند یا آنان که هنوز منتظرند کلید روحانی ، قفل های زنگ زده سیاست و اقتصاد ایران را باز کند ؟ مردمی که گمان می کنند اروپا و آمریکا واقعا به دنبال مبارزه با نقض حقوق بشر در ایران هستند یا آنها که هنوز می گویند " خامنه ای سید است و اهانت به او ، قهر خدا را به دنبال دارد "؟ 

می دانم بسیاری از آنها که برای ابراز ضد امریکایی بودن  و توصیف امریکا به جهنمی پر از ظلم و جور ، هیچ فرصتی را ازدست نمی دهند هیچگاه حاضر نیستند یک روز زندگی در این جهنم را با صد سال اقامت در یکی از بهشت های دروغین زمینی عوض کنند. برخی از آنها هم که حتی پس از افشای شکنجه در زندانهای امریکا بیش از امریکایی ها بر عدم نقض حقوق بشر در امریکا پای می فشارند به خوبی میدانند کدام «الزامِ  رودربایستی ساز»  ، آنها را به این موضع کشانده است . در حالی که  اگر ترس از هو شدن نباشد کم کم حرف های واقعی زده خواهد شد و هم مردم ایران تکلیف خود را باسیاستمداران خواهند دانست هم طرف های مذاکره خارجی که الان نمی دانند حکومت جمهوری اسلامی چه می خواهد و حرف واقعی اپوزیسیون چیست!
اشتباه نشود . نه من اینقدر ساده لوح هستم نه رفع فرهنگ دورویی از جامعه ایران کاری است که حتی با جابجایی یک نسل به سر انجام برسد.بحث بر سر دیواری از دورویی و رودربایستی است که به دور همه ما کشیده شده و ما  با رفتار خود هر روز خشتی بر این دیوار می افزاییم. شاید ما نتوانیم به راحتی این دیوار را فرو بریزیم  اما چرا باید با هو کردن افرادی  که شجاعت را چاشنی دیدگاهای سیاسی خود کرده اند آنها را هم وارد بازی  دو رویی کنیم ؟ کسانی  مانند علی مطهری که در این عرصه صف شکنی می کنند از یکسو   بسیاری از  رانت های حکومتی را از دست می دهند و از سوی دیگر برای امروز یا فردای خود و وابستگان خویش خطر آفرینی می نمایند. هو کردن های  ما می تواند آنان را از ادامه راه منصرف یا برخی نیروهای وفادار به نظام  که در آستانه پیوستن به قافله مطهری ها هستند را  دچار تردید نماید. کسانی که مواضع سیاسی من را تعقیب می نمایند می دانند هیچ قرابت فکری با هر کس که هنوز دلبند  جمهوری اسلامی است  ندارم. اما گمان می کنم باید به خود  بیاییم و قبل از برافراشتن پرچم مبارزه با معدودکسانی که آگاهانه یا ناخواسته در حال شکستن برخی رفتارهای نهادینه شده و خطرناک هستند  نقد منصفانه آنها را دنبال نماییم . من بزرگترین ایراد علی مطهری را نه مخالفت او با ساپورت پوشی خانم ها بلکه ساپورت  او از کلیت نظام جمهوری اسلامی می دانم . برای من عجیب است که مطهری هنوز نمی داند ساپورت پوشی بانوان در هیچ کشوری موجب دین گریزی جوانان نشده اما سه دهه حاکمیت جمهوری اسلامی قشر وسیعی از جوانان را«‌ضد دین » کرده است .  اگر انتقادی به مطهری وارد باشد آنست که او همچنان  در میان رده هایی پایین تر از رهبر به دنبال مسئول فسادهای مالی می گردد. اما  باور کنیم که همه باورمندان به جمهوری اسلامی و رهبر، رانت خوار نیستند . سخنان مطهری ،  بی تردید  اذهان پرسش گر این گروه از وفاداران نظام را متوجه سایر اقدامات خودخواهانه و مفسده انگیز خامنه ای خواهد کرد. پس به جای هو کردن های شجاعانه!!!!! در  فضاهای مجازی،  به او یاد آوری کنیم دخالت  در خصوصی ترین جنبه های زندگی مردم  از جمله  انتخاب پوشش بانوان  همان کاری است که خامنه ای در مقیاس وسیع تر انجام می دهد و فریاد مطهری را هم  علنی کرده است. در این طرف آبها و در داخل کشور هم با اظهار نظر کنندگان سیاسی به گونه ای رفتار نماییم که  کسی از گفتن  آنچه به آن باور دارد دچار ترس و تردید نشود.  بر همین اساس ضمن مخالفت با  برخی مواضع علی مطهری ، او را «ساپورت »‌- حمایت  - می کنم زیرا  خط شکنی او را بیش از  آنکه بر رفتار سیاسی حاکمان مؤثر بدانم موجب آغاز یک جریان اجتماعی برای در نوردیدن مرزهای دورویی و رودربایستی های فریبنده می پندارم و این چیزی است که امروز به شدت محتاج آن هستیم. 

۱۳۹۳ مهر ۲۶, شنبه

فقیهی که قواعد « هرجایی » را می داند و کسانی که خود را به خواب زده اند

مقدمه : گمان نمی کنم  نوشتن این مقاله نیاز به پوزش خواهی داشته باشد اما کسانی  که همچنان« رهبر» را عالیقدر می دانند و  مزدوران بی اراده او را قابل احترام ، بهتر است این مقاله را نخوانند به جای آنکه بعد از خواندن آن ، نصیحت گویی آغاز کنند  و از من انتظار عذرخواهی داشته باشند.

می گویند پیرمردی نود ساله - هم سن شناسنامه ای شیخ احمد جنتی - مرتباً مفعول واقع می شد. به او گفتند :« پیرمرد !‌پایت لب گور است .چرا خجالت نمی کشی ؟»‌ پیرمرد پاسخ داد : «‌ در جوانیم  ،  برخی اطرافیانم خیلی بی حیا بودند و من هم خجالتی. نمی توانستم به  آنها پاسخ منفی بدهم.  حالا هم که خودم عادت کرده ام و نمی توانم دست از این کار بکشم .» لجن پراکنی  اخیر شیخ احمد جنتی در مورد دو خار چشم خامنه ای مرا به یاد این داستان انداخت.  برای من  مشخص نیست جنتی ، چه زمانی دوره خجالت را پشت سر گذاشته  اما بی تردید سالهاست  او مرتکب کردارها وگفتارهای  قبیحی می شود که عده ای بی حیا - و در رأس آنها رهبر - از او توقع دارند ، البته جنتی هم به آن  کردار و گفتار عادت کرده  و موجب   لذت اوست. شک ندارم بسیاری از سخنانی که جنتی می گوید و اغلب اقدامات او در شورای نگهبان ،  به افراد دیگری ازاطرافیان  رهبر هم پیشنهاد شده و می شود اما هرکس اندک آبرو داشته باشد از پذیرش آن خودداری کرده و می کند. البته « بی ربط گویی », خصوصیت همیشگی جنتی بوده اما در  سالهای بعد از جنبش سبز، وی  این عادت لذت بخش  برای خویش را بارها به نمایش گذاشته است . پس از اعدام دو تن از متهمان سیاسی در سال ۱۳۸۸، او تنها خطیب نماز جمعه بود که باصراحت   از قوه قضائیه گلایه کرد که « چرا کم اعدام کرده است ؟» هنوز مدت زیادی  از این اظهار نظر شرم آور نگذشته بود که «شیخ خون خواه » در تریبون نماز جمعه تهران حاضر شد و آنچه  که یک روز بعد از آن در مورد کروبی  و موسوی اجرا شد را از تریبون نماز جمعه تهران فریاد کشید. عربده کشی جنتی در تریبون نماز جمعه تهران در حالی اتفاق افتاد که ساعاتی قبل  از آن ، خبرگزاری حکومتی فارس ، محمد امامی کاشانی را به عنوان  خطیب آن روز نماز جمعه تهران معرفی کرده بود - اینجا -  اما ظاهراً‌  به دلیل امنتاع امامی کاشانی از پذیرش آن  رسوایی ، مأموریت به احمد جنتی سپرده شد. زیرا او نشان داده بود عادت به جا مانده از جوانی ، او را مستعد افزودن بر رسوایی های خویش کرده است.  

سخنان اخیر شیخ احمد جنتی و عقده گشایی او علیه دو شخصیت مقاوم چیزی نیست جز ادامه خوش رقصی هایی که بی حیایان از او انتظار دارند و او هم به آنها عادت کرده است. جنتی  گمان می کند همه کشورها همانند حوزه حکومتی ولایت فقیه است  و به جای هر قانونی ، کینه های رهبر، مبنای همه تصمیم گیری هاست. به این سخن جنتی توجه کنید :« اینها - موسوی و کروبی -  در "هر جایی" بودند در جا اعدام می شدند». البته مشخص نیست این «‌ هرجایی »‌که جنتی به قواعد آن آشناست در کدام نقطه از جهان قرار دارد  . بعید می دانم نقطه ای جز  انتهای خیابان پاستور تهران یعنی محل استقرار رهبر ، مشمول حکم « هرجایی » جنتی باشد. شیخ بی سواد و پر مدعا همچنین گفته است :« اگر بنا بر محاکمه این ها بود هیچ قاضی عادلی جز حکم اعدام برای اینها صادر نمی کرد.» این سخن که قبلا به صورت تلویحی توسط رهبر جمهوری اسلامی بیان و علی مطهری آن را افشا کرده بود در حالی بیان می شود که  با گذشت حدود چهار سال از آغاز حبس خانگی و علیرغم درخواست صریح موسوی، کروبی و رهنورد، هنوز رهبر و عواملش جرأت محاکمه علنی آنان را ندارند  و همین امر نشان دهنده  حقانیت این سه تن همانند سایر زندانیان سیاسی است .

 بر مخلوقی  رسوا همچون احمد جنتی ، حرجی نیست. اما اظهارات صریح او در تلویزیون وابسته به رهبر، نشان داد تعلل روحانی در اجرای وعده خود  برای رفع حصر ها و حبس ها ، تا چه حد بر جسارت  خامنه ای و مواجب بگیران او افزوده است. البته شخصاً هیچگاه سخنان انتخاباتی روحانی در خصوص حبس ها و حصرها را باور نکردم و جدی نگرفتم . با کسانی هم که خود را به خواب می زنند تا در دولت تدبیر به نان و نوایی برسند حرفی نیست اما اگر کسی به دنبال آزمودن میزان صداقت  و دانش  حقوقی کسی است که خود را « حقوق دان و نه سرهنگ » می نامید خوب است نظر او را در خصوص اظهارات ضد حقوقی پیر بی خرد  شورای نگهبان بپرسد . راستی آیا آقای روحانی پیام شیخ مهدی کروبی در نخستین روز حبس خانگی را به یاد می آورد؟ این جملات بخشی از پیام کروبی است که من انتقال دهنده آن بودم و  حسن روحانی یکی از مخاطبان آن بود:«  کروبی پیامی هم برای آقایان قالیباف ، حسن روحانی و ناطق نوری داشت . او با اشاره به شکستن هم زمان سکوت این سه نفر .. از آنان خواست با صدور اطلاعیه ای ، محاکمه علنی او و اجازه انتشار دفاعیاتش در رسانه ها را نیز خواستار شوند». اشاره کروبی به اظهارات  دستوری این سه نفر علیه خود بود . در آن زمان نه تنها کروبی بلکه حسن روحانی هم حتی به خواب نمی دید که با برخی وعده های فریبنده، بر کرسی ریاست جمهوری تکیه بزند. لذا در خواست  از روحانی ، به  انتشار اطلاعیه و درخواست محاکمه علنی  محدود شده  بود. اما اکنون که روحانی به ریاست جمهوری رسیده و خود را حقوقدان معرفی کرده است در برابر همه شهروندان از جمله موسوی، کروبی  و رهنورد مسئولیت دارد و باید از حقوق شهر وندی آنان دفاع کند . وظیفه مهم تر او ایستادگی در برابر ترویج بی قانونی  و خشونت در  رسمی ترین رسانه حکومت است. تردید ندارم نه تنها «حقوقدانان باسواد» بلکه «سرهنگ های با وجدان »هم اگر خود را به خواب نزنند سخنان جنتی را مصداق قانون شکنی و ترویج خشونت از طریق پر خرج ترین رسانه حکومتی خواهند دانست.

۱۳۹۳ تیر ۱۰, سه‌شنبه

خامنه ای حق دارد بترسد علی مطهری چه؟

سخنان علی مطهری در خصوص ملاقات با سد علی خامنه ای و پاسخ دیکتاتور به در خواست مطهری برای ازادی موسوی ،کروبی ورهنورد باردیگر نشان داد که در ایران چه خبر است. به گفته مطهری ،  علی خامنه ای  با رد درخواست ازادی موسوی و کروبی ، اظهار داشته که " اگر آنها محاکمه شوند مجازاتشان بسیار سنگین خواهد بود". معنای این سخن آنست که  سد علی شخصاً موسوی و کروبی را به صورت غیابی و بدون امکان دفاع ، محاکمه کرده و حکم را هم صادر نموده اما به گفته خود ، در حق آنها ملاطفت نموده است.  خامنه ای با این اظهارات اولاً عدالت مورد نظر خویش را به صورت علنی و آشکار ، تعریف نموده و ثانیا نمادی دیگر از " اجرای بدون تنازل قانون اساسی " را به نمایش گذاشته است . بر اساس قانون اساسی ، قوای سه گانه کشور زیر نظر ولایت مطلقه امر ، فعالیت می کنند  .پس ولی مطلقه حق دارد رأساً به جای هر یک از قوا تصمیم بگیرد. البته  حتی اگر این تلقی  از قانون اساسی پر تنافض جمهوری اسلامی ، صحیح باشد خامنه ای موظف بوده که قبل از صدور حکم ، به متهمان خود اجازه دفاع دهد. این چیزی است که کروبی بارها درخواست کرده اما دیکتاتور حقیر و مواجب بگیران او در قوه قضائیه ، جرئت تن دادن به این خواسته طبیعی را نداشته اند. خامنه ای با این سخن ، نشان داده که نمرود دوران جدید است و برای خود شأن خدایی قائل است. اما چه چیز باعث شده که خامنه ای این رسوایی را بپذیرد و به صورت علنی ، هیچ کاره بودن قوه قضائیه و دخالت مستقیم خود در صدور احکام قضایی را فریاد کند؟ پاسخ این پرسش ، خیلی ساده است . خامنه ای می داند محاکمه کروبی و موسوی ، فرصتی در اختیار آنها خواهد گذاشت تا ضمن سخنان  پیشین خود در خصوص آتش افتادن  به ثروت و اعتبار ایران در فاصله سالهای هشتادو چهار تا نود ودو  را این بار  با ارائه اسناد غیر قابل انکار ، تکرار نمایند. نگرانی رهبر خودخواه و فساد پرور جمهوری اسلامی آنست که  افشاگری های موسوی و کروبی در دادگاه ، مردم را قانع خواهد کرد که در هشت سال ریاست جمهوری ظاهری احمدی نژاد ، او مهره ای بوده که در حد توان ، ازرانت های حکومتی بهره مند شده و جیب اطرافیان را پر نموده است اما منبع اصلی فساد ، شخص سد علی بوده که هم زمان با خالی کردن جیب ایرانیان هر روز بیش از روز گذشته ، خرانه اعتبار و آبروی ایرانیان را برای پیشبرد شهوات سیاسی و عقده گشایی های خویش ، خالی نموده است .

اظهار نظر اخیر خامنه ای ازسوی دیگر ، جدید ترین پیام او به خوش خیالان یا فریب کارانی است که می خواهند به زور، اصلاح پذیری نظام و امکان تن دادن رهبر به قانون را  ثابت کنند . خامنه ای دوازده سال پیش به کروبی گفته بود که هنوز حتی از یک دهم اختیارات خود هم استفتده نکرده واکنون با فرا تر رفتن  از آن موضع ،تلاش می کند به اصلاح طلبان حکومتی تفهیم نماید اختیارات او هیچ حد و مرزی ندارد و حتی   می تواند بدون محاکمه افراد ، مجازات ایشان را تعیین نماید.البته در این میان ، بیش از سد علی ، کسانی مقصر هستند که هر روز جلوه های جدیدی از ولایت پذیری را به نمایش می گذارند و بر توهمات این موجود متوهم می افزایند. خامنه ای در سالهای اخیر ، هرگاه دهان هرزه گوی خود را باز کرده  ، بلافاصله عده ای مزدور حکومتی، به تمجید و تعظیم از  هرزه گویی های او پرداخته اند و همین امر  هر روز بر غرور هزینه ساز او افزوده است .

اما این همه ماجرا تیست .خامنه ای قبلا ثابت کرده به هیچ اصل اخلاقی و انسانی پایبندی ندارد . برخی افراد هم که تصور می رفت دل در گروی اصلاح حکومت دارند در پنج سال اخیر نشان داده اند که حفظ روابط خود با خامنه ای را بر همراهی با ملت ترجیح می دهند. اما در این میان ، پدیده ای مانند علی مطهری ظهور کرده  که می خواهد   یک تنه با برخی اقدامات افراطی همفکران خود مقابله  نماید. مطهری  در دوران تبلیغات انتخاباتی مجلس نهم  ، جمله ای گفت که توجهات بسیاری را متوجه او نمود.او اظهار داشت ، " از رهبر هم می توان انتقاد نمود". مطهری با سخن گفتن بر خلاف میل رهبر در مورد سران زندانی جنبش سبز ، کینه ابدی خامنه ای را به جان خریده  وراهی برای بازگشت ندارد. پس بهتر است سخن رأی ساز خود یعنی امکان انتقاد ازرهبر را عملی سازد. اظهارات غیر حقوقی و همراه با عصبانیت خامنه ای در مورد موسوی و کروبی ،  نقض بدیهی ترین مبانی قضایی است. مطهری اگر به سخن خویش پایبند است اکنون باید به انتقاد از رهبر بپردازد و مبنای شرعی و قانونی سخنان او را جویا شود. مطهری همچنین می تواند خواسته قبلی خود در خصوص محاکمه احمدی نژاد را  تکرار کند. البته خامنه ای اجازه این کار را نخواهد داد زیرا   می داند محاکمه احمدی نژاد به معنای زنده شدن  خاطره هشت سال حمایت خودخواهانه رهبر و مزد بگیران او از فاسد ترین ترین دولت تاریخ ایران است. اما پافشاری مطهری بر این خواسته ، باعث خواهد شد برخی ساده لوحان که هنوز معتقدند " حتی یک نقطه خاکستری در رفتار اقتصادی خامنه ای وجود ندارد" تکلیف خود را با اینگونه ادعاهای ساده لوحانه یا کاسب کارانه ، روشن نمایند. 

در یک کلام ، خامنه ای از محاکمه کروبی و موسوی می ترسد و برای فرار از این ترس ، تن به رسوایی جدید داده و بدون محاکمه ، برای آنان حکم صادر کرده است. اما مطهری که ظاهراً ترسی از اشتلم های خامنه ای و قداره بندان او ندارد باید ار فرصتی که پس از اظهارات اخیر خامنه ای به وجود آمده بهره بردای نموده و  وعده  خویش برای انتقاد از رهبر را عملی نماید. این گوی و این میدان .