‏نمایش پست‌ها با برچسب صادق شیرازی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب صادق شیرازی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ خرداد ۲۸, پنجشنبه

با خدا بجنگید با جمهوری اسلامی نه!

 " اختیاراتی که آقایان برای ولی فقیه قائلند خدا هم برای خود قائل نیست " . این یکی از آخرین اظهار نظرهای شیخ مهدی کروبی قبل از آغاز حصر خانگی بود   که ظاهراً بسیار بر خامنه ای گران آمد.آنچه پس از حدود پنج سال مرا به یاد آن جمله انداخت اظهارات عجیب شیخ جعفر سبحانی بود که در دو سه سال اخیر توسط رسانه های حکومتی به درجه مرجعیت رسیده است. او اخیراً در دیدار با فرمانده نیروی انتظامی اظهار داشته است : " اکنون پرداختن به مساله حجاب از پرداختن به ربا مهم تر است. ..بد حجابان به نظام دهن کجی می کنند در حالی که ربا خواران به نظام کاری ندارند." البته پس از بازتاب وسیع این سخن نابخردانه ، آقای سبحانی توضیحاتی برای رسانه ها ارسال نموده اما توضیحات او نشان نمی دهد که او این سخن را نگفته باشد. از جمله به روزنامه اطلاعات به عنوان رسانه ای که سخن او را بادقت نقل کرده اشاره نموده است در حالی که در خصوص بخش مورد مناقشه اظهارات او ، مطلبی در روزنامه اطلاعات به چاپ نرسیده است.
 
اما چه شده که فرمانده نیروی انتظامی ، مراجع تقلیدی همچون مکارم شیرازی و سبحانی را به حساب آورده و به دیدن آنها شتافته است؟شش سال پیش و پس از بازداشت فله ای گروهی از سیاستمداران معترض، آیت اله مکارم شیرازی در یک دوره شش ماهه ، شش بار یه صورت علنی خواستار آزادی زندانیان انتخاباتی  شد.آخرین تذکر او روز شانزدهم آذرماه سال هشتادو هشت بودکه بر حفظ  حقوق معترضان  انتخاباتی تأکید کرد. پیش از آن ، اوپنج بار در اظهاراتی صریح به حمایت از معترضان و منتقدان انتخابات پرداخته  بود. مکارم شیرازی  دراوایل مرداد هشتاد و هشت خواستار ازادی زندانیان انتخاباتی تا روز نیمه شعبان شد و  روز هفدهم آبان ،  محاکمه عوامل جنایت در کهریزک و کوی دانشگاه را مورد تأکید قرار داد. وی  چهار روز بعد اظهار داشت : " بر اساس روایات وارده ، در آخر الزمان ، جای معروف و منکر عوض می شود. نکند روزی بیاید که عده ای سخن از وحدت واقعی را فتنه بدانند." در همان روزجعفر سبحانی  هم در اظهار نظری علنی بر ازادی زندانیان انتخاباتی تأکید کرد. اما  نه تنها هیچیک از اظهارنظرهای انتخاباتی این دو مرجع  تقلید حامی نظام  پاسخی از سوی مقامات رسمی را به دنبال نداشت بلکه رسانه های رسمی حکومتی حاضر به انعکاس آن  اظهارات نیز نشدند. اما ظاهراً سخنان قاطعانه اخیر این دو در لزوم مقابله با پدیده ای که آن را بد حجابی می نامند با استقبال گسترده رسانه های حکومتی مواجه شده است.  حضور فرمانده نیروی انتظامی در بیوت این دو مرجع تقلید و بازتاب گسترده سخنان ایشان در رسانه های حکومتی نشان ازچیست ؟ گمان نمی کنم یافتن پاسخ برای این پرسش، چندان مشکل باشد.
 
چندی قبل حسن روحانی در جمع فرماندهان انتظامی اظهار داشت : " وظیفه نیروی انتظامی ، اجرای قانون است نه پیاده کردن احکام اسلامی . " این سخن، با حملات شدید اراذل و اوباش حکومتی مواجه شد که نان آنان در افراط گری هاست. اما حسن روحانی ، کسی است که از حدود بیست سال قبل ، شورای نگهبان ، با تأیید صلاحیت او برای عضویت در مجلس خبرگان ، بر اجتهاد او مهر تأیید زده لذا نمی توانند او را به ناآگاهی نسبت به احکام دینی  متهم کنند. پس باید کسانی که در سطح بالاتر فقهی از او قرار دارند به میدان دفاع از اوباشگری نیروهای رسمی و غیر رسمی حکومت بیایند. ظاهراً این وظیفه در مقطع فعلی به دو مرجع تقلیدی سپرده شده که اظهار نظرهای آنان تا کنون به هیچ انگاشته می شده است.احتمالا ً فرصت زیادی هم دراختیار آقایان نبوده تا بتوانند سخنی مطالعه شده و قابل تأمل بیان کنند. نتیجه آنکه یک مرجع تقلید  به قیمت  بی حیثیت کردن خویش ،  بخش سرکوب گر حکومت را از خود خشنود ساخته است. اما سخن منتسب به  آقای سبحانی تا چه حد با احکام تبلیغ شده دینی ، تطابق دارد؟ آیات دویست و هفتادو هشت و دویست و هفتاد و نه سوره بقره ، صریح ترین اظهار نظر قرآنی در خصوص رباست. این آیات نشان می دهد حکم ممنوعیت ربا حتی عطف به ما سبق می شود زیرا از مؤمنان می خواهد اگر در معامله ای ربوی از کسی مطالبه ای دارند آن را رها کنند:  "ای کسانی که ایمان آورده اید  از مخالفت با امر خدا بپرهیزید و از باقیمانده ربا صرف نظر کنید. اگر چنین نکنید بدانید که به جنگ خدا و رسول قیام کرده اید." این حکم صریح قرآنی را مقایسه کنید با اظهار نظر منتسب به یک مرجع تقلید : " پرداختن به مسئله حجاب از پرداختن به ربا مهم تر است. زیرا بدحجابان به نظام دهن کجی می کنند اما رباخوار به نظام کاری ندارد."معنای این سخن، واضح تر از آنست که نیاز به توضیح داشته باشد.یعنی دهن کجی به نظام از انچه جنگ با خدا نامیده شده ، مهم تر است و مقابله با آن ، واجب تر.   اینگونه اظهار نظر سابقه سی ساله در جمهوری اسلامی دارد. در اوایل انقلاب ، ایت اله خمینی ، تعطیل همه احکام شرعی  ازجمله نماز را برای حفظ نظام ، بلامانع دانست.او برای حفظ نظام ، یک امر سلبی - تعطیل نماز  - را تجویز کرد و اکنون یک امر ایجابی یعنی تحمل " جنگ با خدا " و به جای آن صرف سرمایه های نیروی انتظامی برای پیشبرد امر حجاب ، مجاز شمرده می شود.
 
خطر مهمی که اینگونه اظهار نظرها ایجاد می کند تقدس بخشی به آنها به خاطر طرح توسط کسانی است  که خودخواهانه ، خویش را " روحانی " می نامند و اتفاقا ً در  سطح از این طبقه صنفی  ،نشسته اند؛ سطحی که هنوز گروهی از مردم به آنان باور دارند و ایشان را جانشینان مختار امام زمان می پندارند. به نظر می رسد تا زمانی که قرار باشد نهاد دین و سخنگویان آن در خدمت حکومتی باشد که از دین سواری می گیرد این وضعیت ادامه خواهد داشت و هر رسوایی رفتاری و کلامی برای تقویت نظام ،   نه تنها قبیح   شمرده نمی شود بلکه تقدیس می گردد.
 
وقتی سخنان منتسب به آقای سبحانی را خواندم  بار دیگر اهمیت اظهارات شجاعانه آیت اله سید صادق شیرازی برایم ثابت شد. او در حال حاضر بلند ترین صدای حوزوی است که جدایی نهاد دین از حکومت را فریاد می زند و البته نمی توانند او رابه ضدیت با دین متهم نمایند. مایلم به بهانه موضوع اخیر ، بار دیگر  یادآوری نمایم همه کسانی که دل در گروی دین دارند و اصلاح کشور را همراه با حفظ حیثیت دینی خویش می خواهند باید به جای خوش گمانی  به روحانیون  و مدعیان نو اندیشی  دینی که دل در گروی نظام پوسیده جمهوری اسلامی دارند پشت سر روحانیونی بایستند که شجاعانه جدایی دین از حکومت را فریاد می زنند در غیر این صورت همچنان باید زیر علم کسانی سینه بزنند که جنگ با خدا را مجاز می شمارند اما نگاه چپ به جمهوری اسلامی را نه!ظاهرا ً حق با شیخ محصور بود که می گفت اختیارات متوقع برای ولی فقیه از اختیارات خداوند بالاتر است. پس امیدوارم او نیز نگاهی نو به میراث ننگ آفرین آیت اله خمینی یعنی ولایت فقیه و حکومت دینی پیدا کرده باشد و با کسانی که برای جدایی دین از حکومت تلاش می کنند همزبانی و همدلی کند.
 1

۱۳۹۳ اسفند ۱۵, جمعه

مرجع انگلیسی یا اسم رمز " وحشت خامنه ای "

بیست سال پیش وقتی که آخرین بازمانده از نسل مراجع قبل از انقلاب - آیت اله اراکی - از دنیا رفت جلسه دستوری جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تشکیل شد تا مراجع تقلید مورد حمایت آن جامعه را به مردم معرفی نماید. این اقدام که نخستین مورد از نوع خود در تاریخ  حوزه های علمیه بود آنطور که مورد توقع حکومت بود پیش نرفت. خبرهایی که از داخل جلسه به بیرون درز کرد حاکی از عدم وجود رأی کافی برای تأیید مرجعیت سید علی خامنه ای بود. لذا مأموران آماده به خدمت رهبر به صورت خودجوش !!! در برابر دفترجامعه مدرسین تجمع و علیه اعضای بی بصیرت آن تشکل شعارهای تهدید آمیزدادند. این شعارها کار خود را کرد و نام سید علی خامنه ای در جایگاه سوم افراد صاحب صلاحیت برای احراز مرجعیت قرار گرفت. اما این نه پایان ماجرا بلکه آغاز یک پروژه برای حامیان سید علی خامنه ای بود. زیرا توصیه دستوری جامعه مدرسین تنها برروی  کاغذ اعتبار یافت و اغلب کسانی   که به دنبال شناسایی مرجع تقلید برای خود بودند  به سوی آیت اله سیستانی جذب شدند . این مسأله از دو جهت بر خامنه ای و دکانداران ولایت ، سنگین آمد. آنها از یکسو نگران از دست رفتن جایگاه حوزه علمیه قم بودند که با زور پول وتبلیغات حکومتی تلاش می کردند آن  را قبله همه حوزه های علمیه معرفی کنند. نگرانی مهم تر آنها اما شکست در تلاش های خود برای ادعای رهبری بلامنازع خامنه ای بر همه شیعیان جهان بود.  آنها شاهد بودند که میزان مقلدان  آیت اله سیستانی  فاصله  فراوان  با سایر مراجع تفلید شیعه به خصوص مرجع سفارشی ،  سید علی خامنه ای  دارد .لذا  وقتی رادیوی بی بی سی اظهار نظر رایج در محافل مذهبی  دال بر پیشتاز بودن آیت اله سیستانی   از سایر مراجع تقلید  را منعکس نمود عوامل خامنه ای و تریبون های وابسته به او، عنان اختیار از کف دادند و اهانت به آقای سیستانی را آغاز نمودند. در این موضوع هم نخستین مأموریت به یکی از بدنام ترین سخنگویان رهبر یعنی احمد جنتی سپرده شد. او با وقاحتی مثال زدنی در تریبون نماز وحدت بخش جمعه !!!!! مرجعیت  آیت اله سیستانی را ساخته و پرداخته انگلیسی ها دانست. در آن زمان تنها دلیل وحشت خامنه ای و مواجب بگیران او این بود که وجود آیت اله سیستانی می توانست ادعاها در خصوص نفوذ خامنه ای در تمامی جهان اسلام را زیر سؤال ببرد  و برخی فریب کاری ها در داخل برای سرگرم سازی بعضی از متدینان ساده لوح را کم خاصیت نماید.

اکنون با گذشت بیست سال از آن روزها باردیگر ماشین دروغ پراکنی و اتهام افکنی رهبر و عوامل او فعال شده تا  به زعم خویش ، چهره  مرجع تقلید دیگری را درمیان مردم  لکه دار نمایند. طرفه آنکه در تلاش های اخیر، بخشی از  دولت روحانی با نهادهای وابسته به رهبری هم صدا شده و روحانی شجاع  آیت اله سید صادق شیرازی را مرجع انگلیسی می نامند و گروههای سیاسی را از هرنوع نزدیک شدن به او برحذر می دارند..آنها  که خود ننگ وابستگی به کثیف ترین و ضد مذهبی ترین قدرت های جهانی را بر پیشانی دارند  با آگاهی  از حساسیت ایرانیان نسبت به سوابق انگلیسی ها در کشومان ،  اتهام " انگلیسی بودن " را  به مخالفان و منتقدان خویش وارد می نمایند تا آنان را ازچشم مردم بیندازند.  در جدیدترین مورد از اتهام افکنی ، روحانی شجاع  ومتقی ، سید صادق شیرازی را مورد حملات ناجوانمردانه قرارداده اند . عوامل حکومتی و رسانه های نزدیک به رهبر، ظاهراً برخی دیدگاههای سنتی آقای شیرازی  و رسانه های نزدیک به او در خصوص مراسم عزاداری  محرم را بهانه قرار داده اند تا محدودیت های اعمال شده علیه او را موجه جلوه دهند. در حالی که  هیچیک از این دیدگاهها - که انتقادات شدید به  برخی از آنها وارد است - موضوع جدیدی نیست و همواره مورد حمایت آیت اله شیرازی بوده است. اما آنچه جدید می باشد مواضع شجاعانه سید صادق شیرازی  و تلاش او برای شکستن " بت نوین جمهوری اسلامی " است. در واقع سران جمهوری اسلامی که در برابر مواضع و افشاگری های شجاعانه آیت اله شیرازی ، مستأصل شده اند بار دیگر "نام رمز وحشتِ"  خود  یعنی مرجع انگلیسی را تکرار می کنند.  این بار عنوان  " مرجع انگلیسی "  را برای انتقامجویی از کسی به کار می گیرند که از یک سو به رانت های   مهیا  برای روحانیون حکومتی  پشت پا زده است و ازسوی دیگر به خاطر ایستادن در برابر زیاده خواهی های رهبر ، انواع خطرات را به جان می خرد. رسانه های جمهوری اسلامی که هیچگاه در سالهای گذشته به مواضع سنتی بیت شیرازی اعتراضی نداشتند ناگاه به یاد " ضرورت وحدت فرق اسلامی " افتاده اند و رسانه های وابسته به شیرازی ها را عامل تفرقه افکنی می نامند.  ادعای نگرانی جمهوری اسلامی از وحدت شکنی  در حالی مطرح می شود  که هنوز در بسیاری از شهرهای کشور ، انواع فشارها بر اقلیت های قومی و ایجاد محدودیت های وحدت شکن بر اهل سنت و فرق اسلامی ادامه دارد تا جایی که ملایم ترین علمای اهل سنت نیز به فریاد آمده اند.ادعای دیگری که اخیراً وزارت اطلاعات علیه آیت اله شیرازی مطرح کرده تلاش او برای ترسیم چهره خشن از اسلام است. این ادعا توسط کسانی مطرح می شود که  خود را جانشین امام علی ( ع ) می نامند و داستان خشونت  های آنها برای حفظ حکومت به هر قیمت در سراسر جهان  و بر سر هر کوی برزن شنیده می شود. هنوز تصاویر  شلاق زدن جوانان در خیابان ها ،   حمله  مأموران وحشی حکومتی به دختران و پسران تظاهر کننده  و اعدام های جرثقیلی  در خاطره ها باقی است  و  اجرای احکامی همچون در آوردن چشم متهم  نیز به آنها اضافه شده تا حکومت جمهوری اسلامی را به عنوان یکی از خشن ترین حکومت های مذهبی به جهانیان معرفی نماید . از همه اینها بالاتر حمایت لجستیک ، مالی و سیاسی از حکومت بشار اسد و تقویت نظام او ، حکومت  ولایت فقیه را به مظهر حمایت از یکی از خون ریز ترین نظام های حکومتی تبدیل کرده است. در چنین شرایطی اظهار نگرانی از ترسیم چهره خشن ار اسلام توسط گروهی که هیچ نفوذ حکومتی و رسانه ای ندارند دم خروس ادعای جمهوری اسلامی را آشکار می سازد. باز هم می گویم ترویج برخی سنت ها و روش های عزاداری را نمی پسندم  و حتی بعضی از آنها را مایه شرمندگی می دانم اما مگر برخی فقها و مجتهدان نزدیک به حکومت ، خرافی ترین سنت ها را ترویج نمی کنند؟  پس مشکل حکومت با سید صادق شیرازی ، نه حمایت او ازبرخی سنت های غیر قابل دفاع بلکه چیزی است که مدیر کل  وزارت اطلاعات در جدید ترین اظهارات خود بیان داشته است: "رسانه های معاند تلاش می کنند با معرفی سید صادق شیرازی به عنوان تنها مرجع تقلید ، به خیال خام خود  ولایت فقیه را از کارآیی بیندازند." پر واضح است هیچ رسانه خارجی یا هیچ نهاد حکومتی در ایران نمی تواند کسی را به عنوان " تنها مرجع تقلید " معرفی کند اما  اظهارات مقام امنیتی جمهوری اسلامی نشان می دهد جنس نگرانی  آنها از افرادی نظیر شیرازی چیست؟

ای کاش بیت آیت اله شیرازی  و رسانه های نزدیک  به او قدر این موقعیت را می دانستند و با تجدید نظر در برخی نگرش های مذهبی ، گروههای بیشتری از عناصر مذهبی در داخل کشور را در زیر پرچم این روحانی شجاع ، علیه ننگ ایران و اسلام یعنی ولی فقیه و ولایت فقیه بسیج می نمودند. سخن پایانی این یادداشت نیز با کسانی است که همچنان گمان می کنند  نه تنها عناصر مذهبی در داخل ایران هیچ نقشی در مبارزه ندارند بلکه هر کس از ایشان با احترام یاد کند مستحق هرگونه ملامت و اهانت است. با صراحت می گویم مذهب هم نقش تخدیری و تخریبی دارد هم نقش سازنده. خرافات فراوانی در قالب مذهب بر فرهنگ ملی ما  تحمیل  و از این راه موانعی بر سر راه پیشرفت جامعه ایجاد شده است. اما در مقابل ، هنوز بسیاری از نیروهای مذهبی ، سرمایه هایی قابل اتکا  برای مبارزه با استبداد مذهبی هستند و نادیده گرفتن آنها بزرگ ترین خدمت به خطرناک ترین استبداد یعنی استبداد دینی و نظام ولایت فقیه است.  بسیاری از منتقدان مذهبی  حکومت ، به دلیل تعلق خاطر به مذهب و نگرانی از آنچه سی وشش سال حکومت مذهبی بر سر مذهب  و ایمان مردم آورده است  از جدی ترین حامیان جدایی نهاد دین از حکومت هستند اما اگر احساس کنند معنای این جدایی، به خطر افتادن مذهب است ممکن است ازسر اجبار، جمهوری اسلامی را به مخالفان آن ترجیح دهند. در حالی که تکرار نام رمز وحشت خامنه ای توسط مزدوران او نشان می دهد رهبر و مزد بگیران او به شدت از مخالفان مذهبی خویش واهمه دارند و سرکوب آنها را از اولویت های خویش می دانند. پس اجازه ندهیم  نحوه ابرازمخالفت های منطقی یا احساسی با مذهب ، موجب حذف گروه کثیری از منتقدان و مبارزان شده  و کار را برای خامنه ای وعواملش آسان سازد.

۱۳۹۳ مرداد ۱۸, شنبه

تا خدا و ائمه هستند انتقاد از خامنه ای چرا؟


حمله به بیت روحانی منتقد آیت اله  سید صادق شیرازی و دستگیری برخی اطرافیان او  ،  اولین کینه ورزی جمهوری اسلامی نسبت به منتقدان حکومت نیست و اگر خدا وعزرائیل به سید علی خامنه ای مهلت دهند آخرین مورد از این نوع انتقامجویی حکومتی نخواهد بود.البته این یادداشت نیز    نه به  معنای  دفاع از دیدگاههای مذهبی آیت اله شیرازی بلکه در راستای احترام به " دگر اندیشی " در همه زمینه هاست اگر چه نمی توان  شجاعت این روحانی سنت گرا   نسبت به دیکتاتور قرن سید علی خامنه ای را نادیده گرفت. اما داستان حمله اخیر چیست وریشه آن را درکجا باید جستجو نمود؟ آیا واقعا  آنطور که" وزارت اطلاعات دولت تدبیر" و نیروهای قوه قضائیه جمهوری اسلامی ادعا کرده اند حمله به بیت این مرجع شیعی و تعطیل شبکه های تلویزیونی وابسته به او،  با هدف جلوگیری از اهانت به شخصیت های مورد احترام اهل سنت بوده است؟ بعید است کسی ساختار جمهوری اسلامی  و عملکرد رسانه های حکومتی را بشناسد و ادعای اخیر حکومت را باور کند. این مقاله  بر آنست تا با ارائه شواهدی ، دروغ پردازی جدید حکومت را برای خوش باور ترین حامیان نظام ، اثبات نماید.

یک - بهانه  حمله به بیت آقای شیرازی ، جلوگیری از اقدامات تفرقه افکنانه ازجمله اهانت به  مقدسات اهل سنت بوده است . اما آیا اصولاً اهل سنت ، از احترامی در جمهوری اسلامی برخوردارند که اکنون حکومت ،  سنگ مقدسات آنان را به سینه می زند؟ آیا جمهوری اسلامی ، اهل سنت را شهروند درجه یک و دارای حقوق برابر با سایر شهروندان می داند؟همین روزها در رسانه ها اعلام شد یکی از متهمان فراری د  توانسته جایگاه مهمی را در استانداری کردستان  غصب نماید در حالی که هنوز سیاستمداران اهل سنت اجازه  رسیدن به مناصب مهم دولتی در استان سنی نشین را ندارند. به عبارت  دیگر در جمهوری اسلامی ، آنکس که خودی تلقی می شود حتی " خودی خلاف کار " بر کسی که مذهب و مرامی متفاوت با سران حکومت دارد ترجیح داده می شود. ازسوی دیگر   مدافعان ناگهانی اهل سنت همان ها هستند که هنوز به آنان اجازه داشتن عبادتگاه در شهرهای مهم کشور را نمی دهند. مدعیان " وحدت شیعه و سنی " سالهاست که سرشناس ترین روحانیون اهل سنت همچون مولوی عبدالحمید را تحت فشارهای گوناگون قرار می دهند. از آن بالاتر ، در تریبون های رسمی حکومت  از جمله در بوق های نماز جمعه ، هرگاه  بخواهند کسی را به انحراف متهم نمایند او را به دو تن از شخصیت های مورد احترام اهل سنت یعنی طلحه و زبیر تشبیه می کنند.

دو - گفتمان حاکم بر  شبکه های وابسته به بیت آیت اله شیرازی ، ایرادات اساسی  دارد اما کسی مجاز به  اعتراض در این زمینه است  که خود مروج گفتمان اختلاف افکنی و اهانت نباشد. بسیاری از خوانندگان این مقاله،  شیخ بی سوادی را که نام دانشمند بر خود گذاشته است می شناسند. با یک جستجوی ساده در اینترنت می توان هتاکی های منحصر به فرد او در خصوص خلفای اول تا سوم را مشاهده نمود. همین فرد علاوه بر حضور مستمر در برنامه های تلویزیونی ، سخنران محافلی است که اغلب مستمعان آن ، افراد وابسته  به حکومت هستند.

سه - حکومت در مقاطع مختلف نشان داده که  نه تنها دغدغه ای نسبت  به بزرگان اهل سنت ندارد بلکه در محاسبات جمهوری اسلامی ،  خدا ، پیامبران بزرگ الهی و ائمه معصومین هم  حرمتی به مراتب پایین تر از  ولی فقیه دارند و حکومت تنها به دنبال استفاده ابزاری از آنهاست. پاییز سال گذشته ، دکتر علی اصغر غروی که از شخصیت های سرشناس ملی مذهبی است مقاله ای با عنوان " امام ، پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی ؟" نوشت که به بهانه ای برای حمله به اصلاح طلبان تبدیل شد. مهم ترین ادعای  دستگاههای حکومتی و رسانه های وابسته به رهبر این بود که در آن مقاله به " امام علی( ع)  " اهانت شده است. قوه فضائیه  هم حکم به دستگیری نویسنده مقاله و توقیف روزنامه بهار- منتشر کننده مقاله - داد. اما اظهار نظر نماینده رهبر در قوه قضائیه نشان داد که دغدغه اصلی حکومت ، اهانت به امام علی نیست و اگر کسی به دنبال اعتراض یا انتقاد به حکومت نباشد به خاطر اهانت به امامان شیعه ، مجازات نخواهد شد. شیخ صادق لاریجانی  در واکنش به مقاله دکتر غروی گفت : " اگر  نبود احساس اینکه می خواهند یک جریان امینتی سیاسی به راه بیندازند اصلاً به این موضوع نمی پرداختیم " . لاریجانی با وضوح کامل به نویسندگان و سخنرانان پیام داد که اگر به حوزه های مورد حساسیت حکومت وارد نشوند حتی اهانت به ائمه هم موجب گرفتاری آنها نخواهد شد. از عجیب ترین واکنش ها به مقاله مورد نظر می توان به اظهار نظر تعدادی از نمایندگان مجلس اشاره کرد که مدعی بودند اهانت به امام علی در این مقاله ، زمینه ساز اهانت به ولایت فقیه است. در واقع آنچه که آنها را نگران می کرد هرگونه تعرض به محدوده نامحدود ولایت فقیه بود نه اهانت به آنچه برای همه خدا باوران یا فرقه هایی از مسلمانان ، محترم و مقدس است.

چهار - حتی درچارچوب های جمهوری اسلامی نیز آنچه در دو دهه اخیر  برای سران  حکومت اهمیت داشته و دارد شخص سید علی خامنه ای و ولایت رو به گسترش اوست. بر همین اساس برخی ازروحانیون مانند مرحوم آذری قمی  که در دوره زعامت  آیت اله خمینی ، به خاطر انتقاد به او منزوی شده بودند در اوایل رهبری خامنه ای ، ارج و قرب یافتند اما همان ها به محض طرح نخستین انتقادات از رهبر دوم جمهوری اسلامی ، تحت شدید ترین فشارها قرار گرفتند.

با عنایت به آنچه در بالا آمد اکنون می توان دلیل اصلی حمله به مراکز وابسته به آیت اله صادق شیرازی را حدس زد و متناسب با انگیزه حکومت ، نسبت به این حمله موضعگیری نمود. حتی کسانی که دیدگاههای آیت اله شیرازی و همراهان او را در برخی زمینه ها افراطی می دانند شایسته است   از این زاویه  به حوادث اخیر بنگرند که مجازات این روحانی شجاع   به خاطر موضوعااتی  نیست  که ممکن است هر یک از ما نیز آنها را منفی بدانیم بلکه انتقام گیری از مهم ترین خصیصه او یعنی شجاعت و ظلم ستیزی است. این خصلت و حاملان آن ، همانقدر که امروز  برای  ایران مفید و ضروری می باشد برای خامنه ای و مزدورانش ، وحشت برانگیز است. تعارف را کنار بگذاریم . من هم برخی مواضع منتسب به  آیت اله شیرازی را نامناسب وغیر قابل قبول می دانم  اما شجاعت او گوهر نایابی است که اگر معدودی از روحانیون و سیاستمداران مدعی اصلاحات و اعتدال از آن برخوردار بودند قطعا سید علی خامنه ای نمی توانست اینچنین در ایران و جهان ، جولان دهد . حاکمان فریب کار جمهوری اسلامی، خود بزرگترین دشمن اقلیت  های گوناگون در کشور هستند وبرای نحله های فکری و مذهبی که اکثریت تلقی می شوند نیز ارزشی قائل نیستند . آنها بزرگترین اهانت ها را نسبت به اهل سنت روا می دارند اما اکنون به دروغ ،خود را مدافع وحدت شیعه وسنی ، جلوه می دهند تا در روند انتقام گیری از کسی که  شجاعت  بی نظیر و  ظلم ستیزی او  ، لرزه بر تن خامنه ای و عواملش انداخته ، با  اعتراض کمتری مواجه شوند. برای خنثی  کردن  این فریب حکومت ، همه آنان که دل در گروی آزادی و آزادگی دارند باید حملات اخیر به بیت این روحانی شجاع را محکوم و در عین حال مواضع خویش در لزوم احترام به بزرگان اهل سنت را آشکارا بیان نمایند. صاحب این قلم نیز خود را ملزم می داند هر دو مسیر را به صورت موازی طی نماید. باید برای افرادی که هنوز سران جمهوری اسلامی را مروج اسلام و طرفدار وحدت فرق اسلامی می دانند تبیین نمود که شعار اصلی در میان حکومتی ها آنست که" به هر که می خواهید اعتراض بلکه اهانت کنید حتی خدا و ائمه و خلفا ، اما نگویید بالای چشم خامنه ای ابروست. "

در پایان ، سخنی دوستانه با کسانی دارم که رسانه های وابسته به آیت اله شیرازی را اداره می کنند. شما اگر گمان می کنید در صدر اسلام ، تحریفاتی رخ داده و حقوقی از اهل البیت ضایع شده ، برای روشنگری ، فرصت های فراوانی دارید . همت امروز خود را صرف مبارزه با کسی کنید که خطر او برای اسلام و ایران ، صدها برابر بیش از آن چیزهایی است که به گمان شما در صدر اسلام رخ داده است.