‏نمایش پست‌ها با برچسب علی لاریجانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب علی لاریجانی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ اسفند ۳, پنجشنبه

حضرت آیت اله خامنه ای ! شما هر روزغلط می کنید

سخنان اخیر سید علی خامنه ای  و عتاب همراه با ترس او خطاب به رئیس دولت با  اغلب سخنرانی های او تفاوت داشت. او برای آنکه احمدی نژاد را بیش ازحد لازم تحریک نکند توبیخ او را با تذکری خطاب به علی لاریجانی و تشری شدید به گماشتگان مجلس مخلوط نمود تا همه فرزندان بی ادب  را  به  خاطر  کارهای « بد » و « غلط »  شماتت کرده باشد . من  مخاطبان سخن اخیر رهبر  را بی مقدارتراز   خود او می دانم و انگیزه ای برای دفاع از ایشان ندارم . اما با تکیه بر استدلال های خامنه ای ، می خواهم نشان دهم چه کسی در ایران ، بیش از همه کارهای بد  و غلط می کند .
خامنه ای ، اظهارات احمدی نژاد در مجلس را  بد ، نامناسب ، غیر اخلاقی و غیر شرعی نامید زیرا به ادعای  او ،  هنوز در هیچ محکمه ای ثابت نشده است.  به تعبیری دیگر، احمدی نژاد «غلط» کرد زیرا سخنی گفت که هنوز ثابت نشده است. اما آیا احمدی نژاد اولین کسی است که به خاطر دسترسی آزاد به رسانه های عمومی ، هر غلطی می خواهد می کند؟ نگاهی گذرا به دویست و هشتاد و پنج ماه رهبری آقای خامنه ای ، بهترین پاسخ به این پرسش است. او در این مدت ، هربی لیاقت  راکه دستبوس او بوده تا عرش بالا برده و در مورد مخالفان خود، هر گونه عقده گشایی را مباح شمرده است. شاید  کلافگی از بحران های روز افزون و نیز برخی آلودگی های شخصی ، موجب   فراموشی بسیاری از غلط هایی شده باشد که خامنه ای مسبب آنها بوده است. پس من تعدادی از آنها را یادآوری می کنم تا مشخص شود در سالهای اخیر ، رکورددار اینگونه « غلط کردن»‌ها چه کسی بوده است؟

از نخستین سال رهبری خسارت بار خامنه ای شروع می کنم. در اوج قیام مردمی در رومانی ، با اصرار آقای خامنه ای ، چائوشسکو دیکتاتور آن کشور به ایران دعوت شد. او بلافاصله پس از بازگشت از ایران، توسط انقلابیون رومانیایی دستگیر و اعدام شد. تعدادی از نمایندگان مجلس  با احضار علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه ، او را به خاطر ساماندهی این سفر شماتت کردند . واکنش‌آقای خامنه ای به این  اعتراض، متهم کردن «‌پرسش کنندگان »  به عاملیت اسرائیل بود . آیا این اتهام ، در هیچ محکمه ای ثابت شده بود؟ از دهه هفتاد بگویم ؟ زمانی که مصلح بزرگ، مرحوم مهندس بازرگان نامه ای دلسوزانه نوشت و  درمورد عاقبت مدیریت  غلط نظام به رهبر هشدار داد. خامنه ای  در یک تریبون عمومی ، آن مرحوم را«‌خسر الدنیا و الاخره»‌نامید . آیا کسی که   خود ، هم دادگاه دنیایی تشکیل می دهد  وهم محکمه اخروی و در آن ، مهندس بازرگان را محکوم می کند می تواند از احمدی نژاد یا هر فرد دیگری  به خاطر اقدام مشابه ، انتقاد  نماید؟ آقای خامنه ای آیا روز  هفتم فرودین ۱۳۷۱ ( تقریباً بیست و یک سال پیش) را به یاد می آورد؟ بله! اوج ماه عسل خامنه ای و رفسنجانی را می گویم. آن روز ، رهبر جمهوری اسلامی  که  خطبه های نماز جمعه تهران  را ایراد می کرد ، نمایندگان چپ گرای مجلس سوم و رئیس آنها ـ مهدی کروبی ـ را فتنه گر نامید چرا که با برخی سیاست های مخرب اقتصادی در دولت رفسنجانی مخالفت کرده بودند. آیا فتنه گر بودن آن افراد در محکمه ای ثابت شده بود؟

در دهه هشتاد هم از این نوع « غلط»‌ ها به وفور در سخنان و اقدامات  رهبر وجود داشت که برای جلوگیری از تطویل از آنها می گذرم . اما در همین سالهای اخیر ،  اقای خامنه ای بزرگترین غلط را مرتکب شد.او بارها ـ آخرین بار در سخنرانی اخیر ـ معترضان انتخاباتی را « فتنه گر»‌نامید . این اتهام در کدا م محکمه   ثابت شده است؟ راستی مگر معترضان انتخاباتی چه می گفتند ؟ آنها  به بی اخلاقی ها، دروغ گویی ها ، تضییع حقوق اساسی مردم  و زیرپا گذاشتن بسیاری از ضوابط شرعی توسط احمدی نژاد اعتراض می کردند و از اینکه  او با یک کودتای انتخاباتی بر سرنوشت کشور مسلط  شده ، ابراز نگرانی می نمودند . در واقع ، با گذشت سه سال و نیم از زندانی کردن دهها تن از معترضان ،نه تنها فتنه گر بودن آنها در محکمه ای ثابت نشده بلکه امروز مشخص شده که فتنه انگیز  اصلی ، رهبر و رئیس جمهور دست ساز او بوده  اند . کروبی و موسوی در  سه سال ونیم گذشته بارها خواستار محاکمه علنی خود شده اند اما خامنه ایِ زبون ، بدون آنکه جرئت اجرای خواسته ایشان  را داشته باشد آنها را « سران فتنه»‌می نامد .

همین احمدی نژاد که امروز رهبر ، او را « بی اخلاق » ، « غیر متشرع» و « بی توجه به حقوق اساسی مردم »  می داند و از « غلط » او ابراز تأسف می کند همان کسی است که در جریان مناظرات انتخاباتی ، دهها تهمت اثبات نشده را علیه رقبای خویش مطرح نمود. اما چون آن تهمت افکنی ها موجب تسکین عقده های رهبر می شد اقای خامنه ای به او تذکر نداد که « طرح اتهامات اثبات نشده ، خلاف شرع ، خلاف اخلاق و تضییع حقوق اساسی مردم است ». او نه تنها ازسوی رهبر توبیخ نشد  بلکه افتخار  دریافت این« مدال »  از «رهبر کینه جو» را پیدا کرد  که «‌نظر من به ایشان نزدیک تر است» .  

نمونه های فوق نشان می دهد اگر آنچه احمدی نژاد اخیراً انجام داد « غلط » باشد رهبر جمهوری اسلامی هر روز در حال غلط کردن است.

۱۳۹۱ بهمن ۲۸, شنبه

آقای نوری زاد! «مُرشد » نشد سراغ « بچه مرشد ‌»ها بروید

پیشنهاد شجاعانه محمد نوری زاد به رهبر جمهوری اسلامی  ودعوت او به مناظره، آنچنان زیبا   و حساب شده به رشته تحریر درآمده  که حتی بدون پاسخگویی رهبر تأثیر گذار خواهد بود. نوری زاد بهتر از من می داند و رهبر بهتر از هردو ، که او فقط  وقتی   همچون «‌ فاتحان  » از عرصه جدال کلامی خارج  می شود که  متکلم وحده باشد  ونه تنهادر زمان اظهار فضل ، کسی او را به چالش نکشد بلکه پس  از سخنرانی های  او ـ که عموماً طولانی و خسته کننده هستند ـ نیز کسی نتواند جز تأیید آن سخنی بر زبان  بیاورد. متأسفانه  این خواسته او در بیست و سه سال گذشته  به برکت ماشین سرکوب و خفقان جمهوری اسلامی، محقق شده است. اما مایلم با توجه به شرایط جدیدی که در داخل نظام به وجودآمده ، پیشنهادی به محمد نوری زاد بدهم.

نوری زاد  به دنبال کشاندن  رهبر به عرصه پاسخگویی است  و  رهبر ، آن را برای خود دامی خطرناک می پندارد. اگر رهبر،  وجود قوای سه گانه در  کشور را علیرغم بی کاره بودن آنها پذیرفته ، تنها به این خاطر است که مشتی بی اراده و بی اختیار، در معرض انتقاد و اعتراض  مردم باشند و او   بدون توجه به دخالت های روز افزون خود در جزئی ترین امور کشور، همواره در جایگاه مدعی بنشیند و گرفتاری هایی را که خود خالق آنهاست به گردن دیگران بیندازد. البته گماشتگان رهبر که نام « رئیس قوه »‌را یدک می کشند مدتهاست دست او را خوانده اند و نقش رهبر در همه عقب ماندگی ها ،زورگویی ها  و کژی ها افشا می نمایند. رئيس قوه قضائیه  که باید مراقب   پیاده شدن عدالت در کشور باشد با صراحت می گوید« وظیفه من ، جلب رضایت رهبراست » . رئیس قوه مقننه با تظاهر به شیفتگی نسبت به رهبر ، اظهار می دارد «  اگر موضوعی مورد مخالفت رهبر باشد مجلس آن را کنار می گذارد » و رئیس دولت  با افشاگری های نیم بند و فریب کارانه، در سخنرانی عمومی اعلام می کند که « برای خاطر رهبر عزیز، فعلاً سکوت می نمایم». در چنین شرایطی ،نوری زاد می تواند رؤسای سه قوه را به مناظره یا مصاحبه دعوت کند. در شرایط متعارف ، هم احمدی نژاد که به گفتگو با  خبرنگاران بی خاصیت صدا وسیما عادت کرده و هم برادران لاریجانی ، فقط   تن به گفتگو با کسی خواهند داد  که پیشاپیش از همراهی او با خودشان مطمئن شده باشند. اما در شرایط فعلی  احتمال می دهم  دعوت شما ،احمدی نژاد  را برسر یک دوراهی قرار خواهد داد . او اگر بخواهد روند رفتاری جدید در« متفاوت نماییِ» خویش را ادامه دهد از پیشنهاد شما استقبال می کند تا   به خیال خود از  تریبون پرمخاطب نوری زاد برای ضربه زدن به  همراهان گذشته خود اعم از برادران قاچاقچی سپاه ، برادران لاریجانی ، باند رفسنجانی  وسایر رقبای احتمالی در نمایش انتخاباتی سال ۱۳۹۲ بهره بگیرد.راه دوم برای احمدی نژاد بی پاسخ گذاشتن دعوت شماست  . بر این باورم که در شرایط فعلی ، احمدی نژاد راه نخست را انتخاب خواهد کرد  زیرا   اولاً  عدم اجابت در خواستی که  شما  به صورت هم زمان برای رؤسای سه قوه  می فرستیدرئیس دولت  را در کنار دو لاریجانی قرار خواهد داد  که در شرایط فعلی برای او مطلوب نیست. ثانیاً احمدی نژاد مشاوران دنیا دیده ای دارد که به او خواهند گفت برای  مؤثر سازی افشاگری هایش ، هیچ تریبونی بهتر از تریبون های غیر حکومتی به ویژه رسانه های وابسته به اپوزیسیون ـ داخلی  یا خارجی ـ نیست. می دانم احمدی نژاد به گفتگو با من و امثال من  راضی نخواهد شد زیرا به او یاد داده اند که  از میان خارج نشینان  ، تنها با خبر نگارانی گفتگو کند  که زبان ایشان غیر فارسی باشد و در مورد ایران ، اطلاعات زیادی نداشته باشند. اما شرایط شما در حال حاضر متفاوت است . احمدی نژاد  می داند  شما تنها نویسنده داخل کشور هستید که  به جای  پرداختن به شاخه ها ، به سراغ ریشه ـ رهبر ـ رفته اید و گمان می کنم او ، چنین فرصتی را غنیمت خواهد شمرد تا سخن خود را به خانه تعداد بیشتری از ایرانیان ببرد . از سوی دیگر، برادران لاریجانی هم که در شرایط فعلی رفتار خود را با احمدی نژاد و حملات او تنظیم می کنند ممکن است برای ضربه زدن به احمدی نژاد ، تریبون شما را مفید بدانند و  علیرغم کینه عمیق از محمد نوری زاد ، به گفتگوی پیشنهادی با شما تن دهند .

اگر اینچنین شود ـ که احتمال وقوع آن دهها برابر بیشتر از  تن دادن رهبر به پاسخگویی است ـ شما قادر خواهید بود با هوشمندی خویش، سران سه قوه را وادار کنید یک بار دیگر هیچ کاره بودن خود و اتکای همه امور به علائق یا کینه های رهبر  را از طریق تریبون شما اعلام نمایند.  نابسامانی درهمه عرصه ها و گسترش روز افزون آن ، چیزی نیست که با سخنرانی های یک طرفه رهبر، قابل مخفی سازی باشد. بسیاری از هموطنان ، « مقصرِ غیر پاسخگو » در خلق شرایط فعلی را نیز می شناسند . اما سخن گفتن شما با « بچه مرشد » ها همه نگاهها را به طرف « مرشد» ی خواهد برد که تا کنون هیچگاه مسئولیت هزینه سازی های خویش برای کشور را نپذیرفته و همواره تلاش  کرده گناه تصمیمات خویش را به گردن رؤسای بی اراده سه قوه بیندازد.

۱۳۹۱ بهمن ۲۵, چهارشنبه

دعایی که در حق «مکارم شیرازی » مستجاب نشد


 تمنای «‌عاقبت به خیری » یکی از دعاهایی  است که  اغلب مذهبی های سنتی  در حق بستگان و نزدیکان خود انجام می دهند . گمان می کنم کمتر کسی را حتی در میان غیر  مذهبی ها بتوان یافت که حسن عاقبت، آرزوی او نباشد. به یاد می آورم در دوره کودکی و نوجوانی بارها داستان پیر مردِ اذان گویی را از منبری ها می شنیدم که سرنوشت او را نمونه ای از « عدم عاقبت به خیری » می دانستند. پیرمرد داستان، حدود هفتاد سال عبادت کرده بود و هر صبح و شام از بالای مناره، مؤمنان را به برگزاری نماز ، دعوت می نمود. اما روزی در بالای مناره ، چشمش به دختر زیبارویی در همسایگی مسجد افتاد که با لباسی نه چندان مناسب در حیاط خانه خود دلبری می کرد. اذان گوی سالخورده آنچنان محو تماشای دلبری ها شد که کنترل  از کف  داد و با سقوط از فراز مناره ، جان باخت.
امروز که سخنان شیخ ناصر مکارم شیرازی را  در مورد حادثه بیست ودوم بهمن ماه قم شنیدم  ناخود آگاه پیرمرد اذان گو  را به یاد آوردم. این شیخ هشتاد و  شش  ساله  ـ متولد ۱۳۰۵ ـ  می داند    با ماجرای  بیست و دوم بهمن ماه  قم،  پروژه « احمدی نژاد ستیزی »   وارد فاز جدیدی شده است .مکارم شیرازی ،با داستان سرایی های مداح گونه ،  مجازات طراحان حادثه را در خواست  کرده زیرا به ادعای او  در جریان سخنرانی لاریجانی، « حرمت قم شکسته شده  وبه تربت امام حسین (ع ) اهانت شده است». البته از این شیخ توقعی نیست زیرا او نه به خاطر حرمت قم ، این گونه بر آشفته شده  ونه بی احترامی به تربت امام حسین ـ پرتاب مهر نماز به طرف لاریجانی ـ شیخ را تا این حد عصبانی نموده است. ناصر مکارم حتماً به یاد می آورد روز بیست و هفتم آبان ماه ۱۳۷۶ و حمله به منزل آیت اله منتظری را.  این آخوند دربار خامنه ای ،  شعار علیه رئیس مجلس که فرزند یکی از مراجع تقلید است را   موجب شکسته شدن حرمت قم می نامد  ـ نمی دانم کدام حرمت ؟ -  اما در روز ۲۷ آبان ۱۳۷۶ که عربده کشان رهبر ، تا مرز قتل ایت اله منتظری در قم رفتند  دهان این شیخ و سایر نان خورهای رهبر ، به اعتراض باز نشد. شیخ کاسب  از پرتاب مهر نماز - که خاکی بیش نیست ـ بی تاب شده  و« فریادِ خامنه ای پسند » سر می دهد اما هیچکس   در برابر پاره کردن صدها قرآن در حمله به بیت مرحوم منتظری ( کتاب خاطرات آیت آله منتظری - صفحه ۴۳۳) حتی به صورت در گوشی  از مکارم شیرازی اعتراضی نشنید. شاید شیخ مکارم ، پانزده سال پیش و سکوت خفت بار خود را فراموش کرده باشد اما سه سال پیش را چه؟ آیا او که منزلش فاصله کمی با منزل آیت اله صانعی دارد نشنید که روز بیست و سوم خرداد  ۱۳۸۹  دهها تن از اوباش حامی ولایت به بهانه مخالفت با حضور کروبی ، به منزل آن مرجع تقلید حمله کردند و آنچه را که لایق خود و «رهبرِ اراذل پرور» بود نثار کروبی و صانعی نمودند؟ مکارم شیرازی ظاهراً خبر های مربوط به آخرین  تکنولوژی های ارتباطی را پیگیری می کند  ولابد  به فضاهای خبر رسانی مجازی نیز دسترسی دارد . آیا او تصاویر حمله به منزل صانعی، پاره کردن دهها قرآن وشکستن صدها مهر نماز را ندید ؟

پس کسی باور نمی کند که شکسته شدن حرمت قم ، بی احترامی به شخصیت های سیاسی ـ مذهبی و اهانت به  مهر نماز، عصبانیت شیخ مکارم  را موجب شده باشد . ظاهراً او  که  شامه تیزی دارد بوی کباب استشمام کرده و به دنبال  جیره بیشتری است که خامنه ای   به مجیز گویان خود می دهد. مکارم شیرازی می داند که هم اکنون اعتراض به حادثه بیست و دوم بهمن ،  در واقع همراهی با پروژه احمدی نژاد ستیزی است که موجب تسکین کینه های رهبر می شود. 

اکنون که داستان شیخ مکارم و آن پیرمرد مؤذن را با هم مقایسه می کنم  عدم عاقبت به خیری هر دو را مشاهده می نمایم . البته نباید از حق گذشت که خُسرانِ آن پیرمرد  به مراتب کمتر از زیانی است که ناصر مکارم در سالهای پایانی عمر برای خود خریداری کرده است. آن پیرمرد ، دل به زیبا رویی بست و  شیخ مکارم دل به « عجوزه » ای روبه موت  به نام « حکومت خامنه ای » ! راستی که مکارم ، از دعای « عاقبت به خیری » هیچ نصیبی نبرده است.

قمی ها از آبروی خود دفاع کنند


در خبرها آمده بود که سخنرانی علی لاریجانی  در قم با اوباشگری گروهی از حاضران درتظاهرات ۲۲ بهمن  ، ناتمام مانده است. فیلم این اوباشگری هم با کیفیت بالا در فضاهای مجازی منتشر شده است . همه حواس ها اکنون به اصل حادثه است و کسی نمی پرسد دوربین متعلق به کدام نهاد رسمی این تصاویر را ضبط کرده است.  اما من پرسش  دیگری دارم . همانطور که می بینید هرچه لاریجانی تلاش می کند  معترضان را ساکت نماید موفق نمی شود . مخاطبان سخنرانی ، یعنی مردم عادی هم به جای آرام کردن فضا ، مشغول فیلمبرداری از این صحنه ها هستند ؛ مثل عده ای دیگر از همین قماش که از صحنه  اعدام جوانان ، فیلم می گیرند.اما به محض اینکه علی سعیدی پشت تریبون  می رود همه سعی می کنند سکوت بر قرار شود. سکوت برای شنیدن سخنان کسی که تا کنون رتبه اول « مزخرف گویی »‌را به خود اختصاص داده است . او همان کسی است  که در یک سخنرانی عمومی ادعا کرد « خامنه ای هنگام خروج از بدن مادرش ، فریاد یاعلی ، سرداده است ». 

در واقع علی لاریجانی از تریبون پایین آمد تا علی سعیدی سخن بگوید. علی لاریجانی و علی سعیدی هردو از عمله ظلم هستند . هردو خود قبلاً تهییج کننده یا آمر همین اوباشگری ها در سخنرانی های  دگر اندیشان بوده اند. صدا وسیما در دوره مدیریت علی لاریجانی ، مشوق همین گونه عربده کشی ها علیه کسانی بوده که حاضر نبوده اند کلیشه های شرم آور خامنه ای را تکرار نمایند . اما خدا وکیلی ، حرف های لاریجانی کجا و سخنان علی سعیدی کجا!؟ گمان می کنم قمی ها باید از حیثیت و آبروی خودشان دفاع کنند و گرنه دیگران خواهند گفت « مردم قم از میان دو دیکتاتور پرور، یکی را ترجیح داده اند که  سخنان او بیش ازاظهاراتِ  هر"لاتِ حکومتی"  دیگری موجب شرم و ننگ است »

۱۳۹۱ آذر ۱, چهارشنبه

تهدید احمدی نژاد ؛وحشت خامنه ای و پیام به اصلاح طلبان خوش خیال



سخنان امروز سید علی خامنه ای  و دستور او برای توقف روند سؤال از رئیس دولت ـ  که بر خلاف نص صریح قانون 
اساسی جمهوری اسلامی است ـ  برای افراد آشنا با ساختار دیکتاتوری جمهوری اسلامی، عجیب نبود. این دستور از یکسو نشان داد نهادهای حکومتی تنها در حد گماشتگان رهبر عمل می کنند  و از سوی دیگر این واقعیت را آشکار ساخت  که اگر چه هنوز رهبر ، قدرتمندترین فرد در ساختار جمهوری اسلامی است اما  دستورات او در بسیاری از موارد ، واکنش به تصمیمات و اظهارات  احمدی نژاد می باشد. رهبر جمهوری اسلامی روز دهم آبان ماه جاری ضمن بی اهمیت دانستن اختلافات میان سران قوا اظهار داشت : "از امروز تا روز انتخابات  هر کسی احساسات مردم را درجهت  ایجاد اختلاف به کار گیرد قطعاً به کشور خیانت کرده". پس از این اظهارات ، برادران لاریجانی دو نامه برای  رهبر نوشتند و تمکین کامل خود را اعلام نمودند . اما نامه احمدی نژاد حال و هوای دیگری داشت و هیچ اشاره ای از اطاعت پذیری  در آن به چشم نمی خورد.  سه هفته بعد از آن هشدار شدید اللحن و نامه نگاری سران سه قوه، سید علی خامنه ای  در جمع بسیجیان از پاسخ مثبت سران سه قوه به دعوت خود برای کنترل اختلافات تشکر کرده و در عین حال با اشاره به تلاش اعضای مجلس  برای احضار احمدی نژاد اظهار داشته است : "ادامه این کار  همان چیزی است که دشمن می خواهد". البته این بخش از سخنان سید علی خامنه ای نشان می دهد تشکر او از سران سه قوه  به خاطر پاسخ مثبت به دعوت سه هفته پیش رهبر ، تعارفی بیش نبوده است و او مطمئن است حضور احمدی نژاد در مجلس موجب افشاگری های خواهد شد که بر رسوایی های رهبر و رئیس جمهور دست ساز او خواهد افزود.

اما کدام سخن  احمدی نژاد یا رقبای حکومتی او ، رهبر را نگران ساخته و او را وادار کرده با  جلوگیری از احضار رئیس دولت  به مجلس ، بدنامی دیگری برای خود ثبت نماید. پاسخ این پرسش را باید در اظهاراتی یافت که احمدی نژاد در دیدار دو روز قبل خود با نمایندگان مجلس بیان داشته است:" من در جلسه سؤال از رئیس جمهور صحبت هایی برای روشنگری مردم خواهم زد اما این روشنگری در چارچوب منافع نظام و انقلاب خواهد بود و حرفی که به ضرر انقلاب ، نظام  ومصالح مردم باشد نخواهم زد".  رهبر وعوامل او می دانند احمدی نژاد برای تشخیص منافع نظام و مصالح مردم، معیار های خود را به رسمیت می شناسد. او در نامه نگاری با صادق لاریجانی، افشاگری در مورد نقض مکرر قانون اساسی توسط قوه قضائیه را در راستای منافع مردم دانست و تهدید کرد گزارش بازدید خود  از اوین را در اختیار مردم خواهد گذاشت. در مورد منافع نظام هم، احمدی نژاد مدعی است که بیش از دیگران ، منافع نظام را تشخیص می دهد. سخنان مکرر او در سالهای گذشته حاکی از این بوده که  دودهه مدیریت کشور، گفتمان انقلاب را نادیده گرفته است . پس وقتی او در دیدار با نمایندگان مجلس ، " سؤال از رئیس جمهور" رافرصتی برای  "روشنگری در راستای منافع مردم و دفاع از نظام و انقلاب" می نامد در واقع پیام روشنی مخابره می کند که  اگر او را به مجلس احضار کنند دستور رهبر  برای " مخفی نگهداشتن اختلافات"   نمی تواند مانع  روشنگری هایی شود که از دیدگاه رئیس دولت ، در راستای منافع مردم و  نظام است.

ظاهراً همین تهدید کافی بوده تا رهبر به بهانه هفته بسیج سخنرانی کند و  بخشی از سخنرانی را به صدور دستور رسمی برای توقف سؤال از احمدی نژاد اختصاص دهد. ظاهراً او آنقدر در ایراد این سخنرانی دستپاچه بوده که نتوانسته از کمک فکری مشاوران نزدیک خود بهره بگیرد . نامه ذلیلانه علی لاریجانی و اعلام چندباره بی ارداگی  گماشتگان مجلس در برابر رهبر ، نشان می دهد که پس از ایراد سخنرانی، توجیهاتی برای "دستور همراه با وحشت زدگی رهبر" یافته اند: "سخنان امروز حضرتعالی به ویژه در شرایط حساس حمله نظامی رژیم صهیونیستی به ملت مظلوم و شجاع فلسطین، حکیمانه و برای امت اسلامی راهگشا می باشد .... حضرتعالی در مورد سؤال از رئیس جمهور  ضمن اعلام درستی اقدام سؤال کنندگان ، امر فرمودید که این اقدام همین جا متوقف گردد. قطعاً  نظر ولی امر مسلمین که اشراف بر همه مصالح مسلمین دارند برای جامعه اسلامی، قرین سعادت بوده و اطاعت از اوامر حضرتعالی فریضه و مایه افتخار اینجانب و نمایندگان مجلس  می باشد". در واقع علی لاریجانی به یاری رهبر شتافته تا  با بر قراری ارتباطی  نامربوط میان  جدید ترین دستور " کش ندهید " رهبر با درگیری های فلسطین،  به خیال خود ،بخشی از وحشت و حقارت رهبر  را مخفی نماید.

سخنرانی رهبر همانقدر که  وحشت و استیصال او در برابر " ورژن سال ۹۱ احمدی نژاد " را نشان می داد به همان میزان هشدار به برخی اصلاح طلبان بود که همچنان خود را به خواب زده اند و از حضور در انتخابات برای اثر گذاری بر تحولات کشور سخن می گویند. حکم حکومتی امروز و پاسخ علی لاریجانی  بار دیگر این پیام را برای مردم و فعالان سیاسی مخابره کرد  که تا مقوله ای به نام ولایت فقیه وجود دارد همه نهادهای حکومتی ، گماشتگانی برای رهبر هستند که یک روز باید  همه قانون شکنی ها و بی کفایتی های احمدی نژاد را  نادیده بگیرند زیرا او محبوب رهبر است و دیدگاههای او از دیگران به خامنه ای نزدیک تر است و روز دیگر باید روند سؤال از همین رئیس دولت را متوقف نمایند زیرا رهبر از افشاگری های او می ترسد.

نام زندانی شجاع ابوالفضل قدیانی بلند که علیرغم گرفتاری در چنگال دژخیم فریاد زد: "سلطان مطلق العنان،  بی پروا به سلطنت مطلقه مشغول است ...اصلاحاتی که جایگاه و نقشی برای ولایت فقیه در سیاست کلان خود قائل است دروغی بیش نیست "


۱۳۹۱ آبان ۱۲, جمعه

هشدار رهبر به احمدی نژاد نبود اما..

دوازدهم آبان ماه ۱۳۹۱
هشدار رهبر به احمدی نژاد نبود اما..
.
سخنان  روز چهارشنبه  رهبر جمهوری اسلامی  بی تردید شدیداللحن ترین سخنرانی  در طول دوره رهبری  او بود که سران سه قوه را مورد خطاب قرار می داد. او در سال های گذشته  بارها از لزوم  وحدت مسئولان سخن گفته است، گاه در خصوص افشای اختلافات به آنها هشدار داده و در مقاطعی از اینکه مسئولان کشور در دام اختلاف افکنی دشمنان بیفتند اظهار نگرانی کرده است. اما  تا کنون او هیچگاه برای توصیف اقدامات سران کشور  از لفظ « خیانت » استفاده نکرده بود: "مسئولان به ویژه سران سه قوه باید با وظیفه شناسی و درک شرایط حساس کنونی ، از هرگونه کشاندن اختلاف ها به میان مردم خودداری کنند. از امروز تا روز انتخابات هرکسی اختلاف ها را به میان مردم بکشاند به کشور خیانت کرده است". این جملات کوچک ترین تردیدی باقی نمی گذارد که مخاطب ظاهری رهبر ، رؤسای سه قوه بوده اند زیرا در مکاتبات اخیر بین دو تن از رؤسای قوا،  هریک از آنها تلاش کرده احساسات عمومی را علیه دیگری بر انگیزد. اما رهبر که نگران افشای بیش از پیش اختلافات است چرا با به کارگیری  عبارات بی سابقه، عمق اختلافات را به نمایش گذاشته و بالاتر از آن، چرابه جای هشدار حضوری به سران قوا، آنها را در یک سخنرانی عمومی مورد خطاب قرار داده است؟
رهبر جمهوری اسلامی می توانست احمدی نژاد و دو لاریجانی را احضار و باعباراتی بسیارشدیدتر، آنها را   توبیخ کند و نسبت به ادامه جنجال آفرینی  توسط هریک از آنها هشدار دهد. اما او به جای این کار در جمع عده ای از دانش آموزان، چارچوب مجاز برای "اختلاف نمایی مسئولان"  را معین کرد. نکته جالب در سخنرانی رهبر آن بود که او مکاتبات اخیر و جملات به کار رفته در آنها را فاقد اهمیت دانست درحالی که رئیس دولت در نامه خود، از نقض اصول متعدد قانون اساسی در قوه قضائیه سخن گفته و رئیس  قوه قضائیه هم احمدی نژاد را به سلطان غاصبی تشبیه کرده که اموال همگان را به تصرف درآورده و هنوز هم احساس طلب کاری دارد. 

پس به نظر می رسد توصیه های رهبر ناشی از دغدغه حیثیتی او برای نظام یا نگرانی از افشای اختلافات  روزافزون میان ارکان حکومت نیست. همچنین او پیشاپیش از بی حاصل بودن توصیه های خود  آگاه است و می داند که حداقل یکی از سران قوا، دست از جنجال آفرینی بر نخواهد داشت. رهبر جمهوری اسلامی  روز بیست و چهارم مهرماه ۹۱ در شهر شیروان، موضوع انتخابات را مورد توجه قرار داد و گفت: "تا قبل از انتخابات و در خود انتخابات باید همت همه مسئولان این باشد که آرامش سیاسی کشور را حفظ کنند و نگذارند فضای سیاسی کشور، جنجالی و متلاطم شود". تنها  یک هفته بعد از این توصیه یعنی روز اول آبان ماه، محمود احمدی نژاد نامه ای بی سابقه به صادق لاریجانی نوشت و یک جنجال  واقعی به راه انداخت. رئیس قوه قضائیه هم که به نظر می رسد بیش از احمدی نژاد نسبت به دستورات رهبر حساسیت دارد نامه احمدی نژاد را با جنجالی بزرگ تر پاسخ گفت تا مشخص شود حتی اگرعزم رهبر برای آرام نگهداشتن کشور جدی باشد توصیه ها ی او در این خصوص بی نتیجه خواهد ماند به ویژه اگر کسانی در سایر قوا زمینه را برای جنجال آفرینی توسط احمدی نژاد مهیا نمایند.

باتوجه به آنچه در بالا آمد به نظر می رسد مخاطب  سخنان اخیر رهبر در مرحله اول، راه یافتگان به مجلس هستند که تا کنون چند بار برای طرح سؤال از احمدی نژاد خیز برداشته اند.  آخرین تلاش مجلسیان نیز هم اکنون در جریان است. دو روز قبل ، برخی رسانه های داخلی اظهارات علی مطهری را منعکس کردند که با رد ادعاهای مربوط به بازپس گیری امضای نمایندگان، طرح  سؤال از احمدی نژاد درمجلس را قطعی دانست. برخی از گمانه زنی ها نیز حاکی از افزایش احتمال به نتیجه رسیدن  تلاش  جدید برخلاف تلاش های پیشین  نمایندگان بود. یک  روز بعد ،  نماینده ای دیگراز ملاقات خود با رئیس دولت خبر داد و سخن او را نقل کرد که "زمان طرح سؤال در مجلس ، بهترین فرصت برای بیان ناگفته های  احمدی نژاد است".  تردیدی وجود ندارد که احمدی نژاد در تهدید خود جدی است. زیرا او می داند دوره ریاست  را هرگونه که به پایان ببرد بایستی منتظر انتقام جویی رهبر و عواملش باشد . به عبارت دیگر او چیزی  ندارد که از دست بدهد اما امیدوار است که با برخی افشاگری های قطره چکانی و تهدید به  افشاگری های بزرگ تر، مخالفان ومنتقدان حکومتی خود را وادار به عقب نشینی کند. در نقطه مقابل، رهبر جمهوری اسلامی قرار دارد. او یا باید با صدور دستور رسمی، روند پرسش از رئیس دولت را متوقف سازد. در آن صورت سخن  یک سال پیش علی مطهری  احیا خواهد شد که   مخالفان سؤال از احمدی نژاد رابه  "ترس از پرونده های زیر بغل او" متهم ساخت. ضمن آنکه او هنوز تجربه "کِش ندهید" در ماجرای فساد بانکی سه هزار میلیارد تومانی را فراموش نکرده است، رهبر با آن دستور، از یک سو بدنامی در میان مردم را به جان خرید واز سوی دیگر در همان ماجرا با طلب کاری احمدی نژاد نیز مواجه شد. پس این بار برای متوقف کردن سؤال و مقابله با خطر افشاگری های احمدی نژاد، راه بهتری را برگزید. او سخنانی گفت که مخاطب ظاهری آن احمدی نژاد است اما دست نمایندگان برای طرح سؤال از احمدی نژاد را می بندد زیرا مطابق نظر رهبر، هرگونه جنجال آفرینی تا روز انتخابات  معادل خیانت  است.

البته هنوز نمی توان مطمئن بود  آنگونه که رهبر خواسته ـ یا به آن تظاهر کرده ـ تا روز انتخابات هیچ جنجالی در عرصه سیاسی کشور به وجود نیاید، زیرا آرام ماندن کشور تا آن روز به معنای از دست رفتن فرصت ها برای احمدی نژاد و استقبال  از  انتقام جویی ها وخطرات بزرگی خواهد بود که به محض ترک دفتر ریاست جمهوری، در انتظاراوست. نامه روز پنجشنبه احمدی نژاد به رهبر  و تفاوت آشکار آن با دو نامه ای که برادران لاریجانی در پاسخ به تذکر اخیر رهبر نوشتند نخستین نشانه از اراده رئیس دولت برای ادامه همان است که از نظر آقای خامنه ای، جنجال آفرینی تلقی می شود و  ادامه حیات سیاسی احمدی نژاد  به آن بستگی دارد. او برخلاف رؤسای دو قوه دیگر ، به جای اعلام تمکین در برابر تذکر رهبر، از توجه او به امر وحدت تشکر کرده تا نشان دهد عامل  اصلی اختلافات اخیر ، عدم توجه ولی فقیه و عوامل او به امر وحدت بوده است . او همچنین به اقای خامنه ای یادآوری کرده که اگر واقعاً دغدغه انتخابات ریاست جمهوری را دارد حقوق رئیس جمهور فعلی که دومین مقام جمهوری اسلامی بعد از رهبر است رابه رسمیت بشناسد تا مردم برای انتخاب رئیس جمهور بعدی انگیزه کافی داشته باشند. البته می توان حدس زد که اگر احمدی نژاد بخواهد از معدود فرصت های باقیمانده برای جدال با مخالفان قدرتمند خود استفاده کند آنگاه احتمالاً نیروهای غیر رسمی وارد عرصه خواهند شد  که ورود آنها نوع بازی را تغییرخواهد داد.

سخنان رهبر، مخاطبان دیگری هم در خارج از دایره اصلی قدرت دارد.  این گروه از مخاطبان، شامل هاشمی رفسنجانی وبرخی اصلاح طلبان  هستند که علاقه خود برای  بازگشت به حکومت را مخفی نمی نمایند. آنها فرصت انتخابات را غنیمت می شمارند تا به بهانه انتقاد از احمدی نژاد، سیاست های کلی هفت سال گذشته را به بوته نقد بگذارند که قطعاً‌این امر برای رهبر ، مطلوب نخواهد بود.  ضمن آنکه یقیناً احمدی نژاد هم از این فرصت استفاده خواهد کرد تا برای دفاع ازدولت خود، نقش  سایرارکان حکومت از جمله رهبر در نابسامانی های فعلی را افشا نماید. پس اگر افرادی همچون هاشمی رفسنجانی بخواهند در نقد هفت سال گذشته، از محدوده تعیین شده توسط رهبر تخطی کنند به بهانه احتمال جنجال آفرینی احمدی نژاد، منتقدان غیر خودی با موانعی مواجه خواهند شد. به عبارت دیگر اظهارات روزچهارشنبه رهبر، هشدار زودهنگام به برخی افراد است که حضور آنها در انتخابات، مطلوب رهبر نیست. اینها کسانی هستند که برای حذف ایشان از عرصه سیاسی ایران، تلاش فراوان به عمل آمده و حذف آنها "احیای گفتمان انقلاب" نام گرفته است.  پس حتی مطرح شدن  نام آنان به عنوان "منتقدان دولت" هم موجب بر هم خوردن آرامش رهبر خواهد بود . لذا او با تظاهر به "آرامش خواهی انتخاباتی " پیشاپیش به عوامل آشکار و پنهان خود چراغ سبز نشان داده تا عنداللزوم، راه را بر سخن گفتن انتقادی "غیر خودی ها" ببندند و این "راه بستن انتخاباتی" را اجرای دستور رهبربرای جلوگیری از "خیانت به انتخابات" قلمداد کنند.

اینکه آیا این سناریوی رهبر به نتیجه مطلوب او منجر خواهد شد یا نه، به عوامل متعدد داخلی و خارجی بستگی دارد که یکی از مهم ترین آنها میزان آمادگی احمدی نژاد برای انجام عملیات انتحاری  در ماههای پایانی ریاست او بر دولت است. احمدی نژاد قطعاً مخاطب هشدار روز چهارشنبه  رهبر نبود اما رفتار مخاطبان اصلی آن هشدار، تا حدود زیادی به ریسک پذیری احمدی نژاد درهشت ماه آینده بستگی دارد.