‏نمایش پست‌ها با برچسب مکارم شیرازی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مکارم شیرازی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ تیر ۲۲, دوشنبه

فقیه وقیح و رسم مسلمانی

از قدیم الایام رسم  در میان مسلمانان این بوده که با فرا رسیدن ماه رمضان تلاش می کرده اند کدورت ها و دلخوری ها را برطرف نمایند و اگر حتی احتمال ظلم به کسی را می داده اند از کسی که حقی از او ضایع شده طلب بخشش کنند. به نظر می رسد قدرتمندان بیش از دیگران در معرض این احتمالات هستند و لذا در حکومتی که ادعای اسلام گرایی آن گوش فلک را کر کرده ، بیش از دیگران توقع می رود این سنت نیکو را اجرا نماید. همچنین از روحانیونی که مترصد هر فرصتی هستند تا خطر از دست رفتن اسلام به خاطر آشکار شدن تار مویی از یک بانوی ایرانی را گوشزد نمایند نیز انتظار می رود گوشه چشمی به سنت زیبای « به دست آوردن دلها» در ماه رمضان داشته باشند. پس رهبر جمهوری اسلامی که خود را در بالاترین سطح از طبقات روحانیون می بیند و به صورت  مطلق برمال و جان ایرانیان مسلط است انتظار مضاعف وجود دارد. اما حیف که او وقیح ترین فقیه در طول تاریخ  و جغرافیاست یعنی نه در هیچ زمانی کسی به وقاحت او دیده شده  و نه هیچ نقطه جغرافیایی در جهان مانند او را به خود دیده  است. به باور سید علی خامنه ای ، تنها کسانی که در سالهای اخیر به آنان ظلم شده ، «بورسیه دزدان » بوده اند.  لذا هم زمان با فرار سیدن  ایام قدر - که مسلمانان،  آن را مقدس ترین روزها وشب ها می پندارند - خامنه ای چشمان خود را بست و دهان باز کرد که « افشای خبر بهره مندی رانتی  از بورسیه ها، از غلط ترین کارهای سالهای اخیر بوده و عده ای در این ماجرا مظلوم واقع شده اند.» بله !‌به باور فقیه وقیح ما ، مهم ترین ظلم سالهای اخیر همین موضوع بوده و  لذا او به عنوان عالی ترین مقام نظام ، خود را موظف دانست در ماه رمضان تضییع حقوق آنان را یاد آوری و مسببان این ظلم را توبیخ نماید  شاید موجب رضایت «‌بورسیه دزدان مظلوم » شود.

  نمی دانم زمانی که کارگردان حزب الهی - مسعود ده نمکی -  فیلم فقر و فحشا را ساخت خامنه ای کجا بود تا فریاد بزند و از مظلومیت دختران و زنان جوانی بگوید که ثروت آنان به دستور خامنه ای در فلسطین و بوسنی هرزگوین و عراق و ... خرج می شد در حالی که به اعتراف کارگردان حزب الهی ، این دختران  و بانوان از سر نیاز و ناچاری به تن فروشی روی آورده بودند .  صدها میلیارد دلار ثروت ایرانیان توسط دولتی که شنیدن نام  آن موجب ارضای جسمی و  روحی خامنه ای می شد از بین رفت اما خامنه ای حاضر نشد بابت ظلمی که عامل اصلی آن خودش بود از گرسنگان و نیازمندان ایرانی ، حلالیت بخواهد و آن ظلم بزرگ را یاد آوری نماید. زمانی که به اعتراف مقامات نظام ، حد اقل چهار جوان ایرانی در کهریزک و در زیر شکنجه جان سپردند و ستار بهشتی تنها به خاطر چند انتقاد فیس بوکی از رهبر فاسد جمهوری اسلامی توسط پلیس جنایتکار ایران شکنجه شد و به قتل رسید خامنه ای برای احقاق حق مظلومان احساس وظیفه نکرد . از نظر او هیچ جرم و جنایتی در حکومت بیست و شش  ساله او اتفاق نیفتاده که مستحق توبیخ عاملان و آمران آن باشد جز افشای گوشه ای از مفت خوری های مالی و تحصیلی نور چشمی های رهبر.

 البته همه اینها را نوشتم اما شخصاَ هیچگاه امیدی به حق جویی خامنه ای نداشته ام. در عین حال بر این باور بودم که عده ای از روحانیون که قبلا به صورت رسمی در مورد ستم دیدگان حوادث سال ۸۸ اظهار نظر کرده بودند فرصت شروع و پایان ماه رمضان را غنیمت بشمارند و از نفوذ خود برای پایان بخشیدن به این ظلم استفاده نمایند . آقایان ناصر مکارم شیرازی و آیت اله صافی گلپایگانی در سال ۸۸ بارها خواستار آزادی زندانیان سیاسی شدند اما حکومت،  خواسته آنان را به هیچ انگاشت. فرا رسیدن ماه رمضان هر سال ، فرصت مناسبی برای اینان بود تا با تکرار توصیه خود ، رهبر و امربران او را تحت فشار قرار دهند. آنان همانطور که هرروز به خاطر موضوع حجاب و   برخی فروع به دولت تذکر می دهند می توانستند   به حکومت برای رفع آزار از زندانیان سیاسی و کاهش فشار بر فعالان سیاسی ، مدنی و دگر اندیشان تذکر دهند. صادقانه بگویم سالهاست از حق جویی اغلب روحانیون نیز نا امیدم اما وقتی اطلاعیه دفتر آیت اله سید صادق شیرازی و توصیه به همه دولت های اسلامی - ازجمله جمهوری اسلامی - برای آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی را مشاهده نمودم با خود گفتم یک بار دیگر از سایر روحانیون بخواهم آنان نیز مانند آیت اله شیرازی سنت حسنه ماه رمضان را احیا و رفع ستم  از همه ستم دیدگان را خواستار شوند. البته توصیه به رفع ستم ،نیاز به زمان خاص ندارد اما ماه رمضان و فرار سیدن عید فطر، بهانه خوبی برای این توصیه است.

شاید بسیاری از کسانی که این متن را می خوانند ندانند آیت اله شیرازی و پیروان او هم اکنون با ظلمی مضاعف مواجهند . قوه قضائیه وابسته به رهبر همانقدر در محدود سازی این طیف می کوشد که دولت تدبیر و امید . برخی اصلاح طلبان به همان میزان به دنبال منزوی ساختن شیرازی و همفکرانش هستند که اقتدار گرایان و چماقداران حکومتی. آنچه که موجب تحسین مؤسسه شیرازی می باشد آنست که بدون توجه به رفتار خصمانه بسیاری از نحله های سیاسی اعم از اصلاح طلبان و اصولگرایان  با بیت شیرازی و جریان فکری شیرازی در داخل ایران و نیز بی مهری ها به آنان در برخی کشورهای دیگر ، حامیان او در توصیه ای که به مناسبت ماه رمضان منتشر کرده اند خواستار بهره گیری از فرصت ماه رمضان و عید فطربرای رفع کدورت میان گروههای مختلف و حتی مصالحه میان دولت ها و ملت ها شده اند.  توصیه عام به آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی بدون توجه به خاستگاه مذهبی ، از دیگر نکات قابل توجه در بیانیه مؤسسه شیرازی است که آن را از اغلب موضع گیری های منتسب به بیوت روحانیون متمایز می سازد.فاعتبروا یا اولی الابصار 

۱۳۹۲ تیر ۲۵, سه‌شنبه

روزه داری نسل ما و تردید های امروزی


نخستین سالی که علیرغم مخالفت پدر ومادرم ماه رمضان را به صورت کامل روزه گرفتم سال ۱۳۵۶ ـ سی و شش سال قبل ـ بود. در آن سال هم ماه رمضان در مرداد و شهریور بود و بسیارگرم. بعضی روزها شدت گرما من را که تنها ۱۳ سال داشتم کلافه می کرد. اما از یک طرف تلاش می کردم تشنگی خود را ابراز نکنم و از سوی دیگر از صمیم قلب احساس رضایت می کردم زیرا بر این باور بودم که بدون خودنمایی ، برای اعلام تسلیم در برابر خداوند بزرگ، تشنگی و گرسنگی را تحمل کرده ام . هنوز هم از رفتار آن سالهای خود احساس رضایت دارم اما گمان می کنم امروزه جوانان حق دارند که مثل من فکر نکنند زیرا کم کم بر همگان ثابت می شود که « دین » و «احکام » آن ، بیش از آنکه راهی برای سعادت انسان ها باشد - که به باور من چنین است ـ بازیچه «زشت خو »ترین و «زشت گو» ترین افرادیعنی غاصبان حکومت ایران شده است تا از این طریق، با آسودگی بیشتر، خلایق را بفریبند . چندی قبل آقای بیات زنجانی ، فتوایی صادر کرده که به موجب آن « نوشیدن آب در حد ضرورت توسط روزه دارانی که تحمل تشنگی ندارند» بلامانع است. بلافاصله ماشین فحاشی در داخل ایران به راه افتاده است تا به بهانه این فتوا، از مواضع آقای بیات در جریان جنبش سبز انتقام بگیرند.در این میان آقای مکارم شیرازی هم که شائبه هایی در مورد رانت های « شکری » و « قیری» اطرافیانش مطرح است با رسانه های فحاش ولی فقیه ، هم زبان شده و فتوای آقای بیات را «ناقض اجماع علما »دانسته است. در حالی که قبل از آقای بیات ، آقای جعفر سبحانی که از مراجع تقلید حکومتی است مشابه فتوای آقای بیات را صادر کرده است .(http://tohid.ir/fa/persian/book?bookID=159&page=11) صفحه ۳۱۴ مسئله ۱۲۵۶ را ملاحظه کنید

۱۳۹۱ بهمن ۲۵, چهارشنبه

دعایی که در حق «مکارم شیرازی » مستجاب نشد


 تمنای «‌عاقبت به خیری » یکی از دعاهایی  است که  اغلب مذهبی های سنتی  در حق بستگان و نزدیکان خود انجام می دهند . گمان می کنم کمتر کسی را حتی در میان غیر  مذهبی ها بتوان یافت که حسن عاقبت، آرزوی او نباشد. به یاد می آورم در دوره کودکی و نوجوانی بارها داستان پیر مردِ اذان گویی را از منبری ها می شنیدم که سرنوشت او را نمونه ای از « عدم عاقبت به خیری » می دانستند. پیرمرد داستان، حدود هفتاد سال عبادت کرده بود و هر صبح و شام از بالای مناره، مؤمنان را به برگزاری نماز ، دعوت می نمود. اما روزی در بالای مناره ، چشمش به دختر زیبارویی در همسایگی مسجد افتاد که با لباسی نه چندان مناسب در حیاط خانه خود دلبری می کرد. اذان گوی سالخورده آنچنان محو تماشای دلبری ها شد که کنترل  از کف  داد و با سقوط از فراز مناره ، جان باخت.
امروز که سخنان شیخ ناصر مکارم شیرازی را  در مورد حادثه بیست ودوم بهمن ماه قم شنیدم  ناخود آگاه پیرمرد اذان گو  را به یاد آوردم. این شیخ هشتاد و  شش  ساله  ـ متولد ۱۳۰۵ ـ  می داند    با ماجرای  بیست و دوم بهمن ماه  قم،  پروژه « احمدی نژاد ستیزی »   وارد فاز جدیدی شده است .مکارم شیرازی ،با داستان سرایی های مداح گونه ،  مجازات طراحان حادثه را در خواست  کرده زیرا به ادعای او  در جریان سخنرانی لاریجانی، « حرمت قم شکسته شده  وبه تربت امام حسین (ع ) اهانت شده است». البته از این شیخ توقعی نیست زیرا او نه به خاطر حرمت قم ، این گونه بر آشفته شده  ونه بی احترامی به تربت امام حسین ـ پرتاب مهر نماز به طرف لاریجانی ـ شیخ را تا این حد عصبانی نموده است. ناصر مکارم حتماً به یاد می آورد روز بیست و هفتم آبان ماه ۱۳۷۶ و حمله به منزل آیت اله منتظری را.  این آخوند دربار خامنه ای ،  شعار علیه رئیس مجلس که فرزند یکی از مراجع تقلید است را   موجب شکسته شدن حرمت قم می نامد  ـ نمی دانم کدام حرمت ؟ -  اما در روز ۲۷ آبان ۱۳۷۶ که عربده کشان رهبر ، تا مرز قتل ایت اله منتظری در قم رفتند  دهان این شیخ و سایر نان خورهای رهبر ، به اعتراض باز نشد. شیخ کاسب  از پرتاب مهر نماز - که خاکی بیش نیست ـ بی تاب شده  و« فریادِ خامنه ای پسند » سر می دهد اما هیچکس   در برابر پاره کردن صدها قرآن در حمله به بیت مرحوم منتظری ( کتاب خاطرات آیت آله منتظری - صفحه ۴۳۳) حتی به صورت در گوشی  از مکارم شیرازی اعتراضی نشنید. شاید شیخ مکارم ، پانزده سال پیش و سکوت خفت بار خود را فراموش کرده باشد اما سه سال پیش را چه؟ آیا او که منزلش فاصله کمی با منزل آیت اله صانعی دارد نشنید که روز بیست و سوم خرداد  ۱۳۸۹  دهها تن از اوباش حامی ولایت به بهانه مخالفت با حضور کروبی ، به منزل آن مرجع تقلید حمله کردند و آنچه را که لایق خود و «رهبرِ اراذل پرور» بود نثار کروبی و صانعی نمودند؟ مکارم شیرازی ظاهراً خبر های مربوط به آخرین  تکنولوژی های ارتباطی را پیگیری می کند  ولابد  به فضاهای خبر رسانی مجازی نیز دسترسی دارد . آیا او تصاویر حمله به منزل صانعی، پاره کردن دهها قرآن وشکستن صدها مهر نماز را ندید ؟

پس کسی باور نمی کند که شکسته شدن حرمت قم ، بی احترامی به شخصیت های سیاسی ـ مذهبی و اهانت به  مهر نماز، عصبانیت شیخ مکارم  را موجب شده باشد . ظاهراً او  که  شامه تیزی دارد بوی کباب استشمام کرده و به دنبال  جیره بیشتری است که خامنه ای   به مجیز گویان خود می دهد. مکارم شیرازی می داند که هم اکنون اعتراض به حادثه بیست و دوم بهمن ،  در واقع همراهی با پروژه احمدی نژاد ستیزی است که موجب تسکین کینه های رهبر می شود. 

اکنون که داستان شیخ مکارم و آن پیرمرد مؤذن را با هم مقایسه می کنم  عدم عاقبت به خیری هر دو را مشاهده می نمایم . البته نباید از حق گذشت که خُسرانِ آن پیرمرد  به مراتب کمتر از زیانی است که ناصر مکارم در سالهای پایانی عمر برای خود خریداری کرده است. آن پیرمرد ، دل به زیبا رویی بست و  شیخ مکارم دل به « عجوزه » ای روبه موت  به نام « حکومت خامنه ای » ! راستی که مکارم ، از دعای « عاقبت به خیری » هیچ نصیبی نبرده است.

۱۳۹۱ بهمن ۱۴, شنبه

از« تنباکو»ی میرزای شیرازی تا « رایتل » مکارم شیرازی


می گویند وقتی میرزای شیرازی برای ناکام گذاشتن  استعمارگران انگلیسی در ایران، فتوای تحریم تنباکو را صادر کرد زنان دربار قاجاری هم قلیان ها راشکستند  تا به طماع انگلیسی بگویند « دیگر سراغ تنباکو نخواهیم رفت». میرزا در یک عبارت ساده « الیوم استعمال تنباکو ، بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان است » به مردم گفت هر آنچه منفعت ملتی مؤمن را به خطر بیندازد خلاف شرع هم هست . اکثریت مردم هم که تاآن روز نشانه ای از « فتوادهی کاسبکارانه » نیافته بودند حرمت آن فتوا را نگه داشتند.  حدود یکصد و بیست   سال پس ازآن  فتوا ، آقای ناصر مکارم شیرازی که سالهاست بهترین حظ را از دستاوردهای تکنولوژی روز می برد   در پاسخ به سؤالی در خصوص استفاده از تکنولوژی « رایتل » ـ تلفن تصویری ـ اظهار داشته است : «به یقین مفاسد این کار از فوائد آن بیشتر است و منشأ مفاسد جدیدی در جامعه ما که متاسفانه درگیر مفاسد مختلفی است خواهد شد و با توجه به این که ضرورتی برای اصل این کار نیست بنابراین شرکتهای خصوصی و دولتی باید از آن خودداری کنند و مکلفین نیز باید از خرید آن خودداری نمایند»
گمان نمی کنم برای  کشف میزان نفوذ مراجع  تقلید فعلی  بر مخاطبان ، تحقیق زیادی لازم باشد.ضمن آنکه نمی دانم همین امروز در دفتر آقای مکارم چند نفر از «رایتل » استفاده می کنند. البته جای تعجب هم نیست زیرا بسیاری از مخاطبان این فتوا گمان می کنند اگر مؤسسه رایتل وجوهات شرعیه خود را به موقع تقدیم بیت معظم له می کرد اکنون با این فتوا مواجه نبود. به آنها می گویم هنوز هم دیر نشده ، بروید از دوستان خود که یک قرن پیش با فتوای تحریم قند در ایران در شرف ورشکستگی بودند راه «‌تغییر فتوا »‌را بپرسید . همانطور که « قند نجس »‌توسط  روحانی مربوطه ، تطهیر شد «‌رایتل مفسده انگیز »‌شما هم می تواند به وسیله ای پاک ومباح تبدیل شود تنها شرطِ آن هم یاد گرفتن فوت و فن های ارتباط با «بیوت مراجع حکومتی جمهوری اسلامی » است