آقای خامنه ای بارها ثابت کرده که شنوندگان سخنانش بر محتوا و شکل اظهارات او اثر می گذارد. وی در دیداربا گروهی از زنان گفته است :«جنس قوی تر زن است. زنان می توانند با تدبیر و ظرافت مرد را در دست خود بچرخانند. این را انسان هم در تجربه مشاهده می کند و هم با قیاسهای عقلی انسان می تواند این را اثبات کند. زنانی هستند که بی تدبیری می کنند و نمی توانند این کار را انجام دهند اما زنی که تدبیر داشته باشد مرد را رام خودش می کند مثل این که یک نفر بتواند یک شیر درنده را افسار بزند و سوارش شود.”»من از صحبتهای او چنین فهمیدم: ۱- او به تجربه ، این موضوع را کشف کرده، پس قاعدتاً حدیث نفس کرده و وضعیت خود با حاج خانم را تبیین می نماید ۲ـ از نظر او ـ لابد این هم به تجربه ثابت شده ـ که مرد اگر شیر هم باشد « شیر درنده » است . او حق دارد اینگونه قضاوت کند. درندگی خود را که به چشم دیده، عده ای متملق هم دائماً او را شیر می نامند . پس فکر می کند مرد باید شیر باشد اما شیر درنده ۳ـ حتی کسانی که خود را به سواری گرفتن از همه ملت ، محق می دانند در داخل خانه ـ به دلایلی که لابد آقای خامنه ای بعدا توضیح خواهد داد ـ به همسرشان سواری می دهند
۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۵, چهارشنبه
۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۴, سهشنبه
رفسنجانی ، مشایی و احمدی نژاد ؛ بازیگر یا بازیگردان!؟
نمی توان تکذیب کرد که کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی تغییرات عمده در روند انتخابات ریاست جمهوری ایجاد می کند. نخستین تأثیر ، رفع نگرانی رهبر جمهوری اسلامی در خصوص میزان مشارکت مردم در نخستین انتخابات ریاست جمهوری پس از کودتای انتخاباتی سال ۱۳۸۸ است. او اکنون می تواند مطمئن باشد که دشمنان قسم خورده و حامیان واقعی یا مصلحتی رفسنجانی، برای حصول اطمینان از رسیدن به نتیجه دلخواه خود در انتخابات شرکت می کنند . این حضور ، خواسته رهبر برای مشروع و مقبول نشان دادن نظام ولایت فقیه را تا حدودی محقق خواهد کرد. اما این ، تنها تأثیر ناشی از کاندیداتوری رفسنجانی نخواهد بود. از میان مردمی هم که هنوز تصور می کنند راههای کم هزینه تری برای نجات کشور از بحران های روز افزون وجود دارد عده ای با شنیدن خبر این کاندیداتوری ، احساس آرامش پیدا کردند یا در دل تاریکی ها ، کورسویی مشاهده نمودند. اما این ، همه ماجرا نیست. رهبر جمهوری اسلامی در بیست و چهار سال رهبری خود نشان داده هرچقدر در اداره کشور ، بی کفایت و ناتوان است در یافتن راه برای نجات خویش از مخمصه ها تبحر فراوان دارد. خامنه ای در دو دهه گذشته، بارها بر موج هایی سوار شده که ظاهراً توسط سرسخت ترین رقبا و حتی دشمنان او ایجاد شده است. در ماجرای اخیر نیز بی تردید او از « کاندیداتوری رفسنجانی » بهترین بهره را خواهد برد تا مشخص شود در انتخابات سال ۹۲ هم ، بازی گردانی به عهده رهبر است و احمدی نژاد، مشایی وهاشمی هم بازیگرانی در جدید ترین بازی او خواهند بود. تا قبل از کاندیداتوری رفسنجانی، علاوه بر میزان مشارکت مردم ، یافتن بهترین راه برای « مهندسی انتخابات » هم از دغدغه های رهبر بود. او اکنون تصور می کند هرچه باشد حضور مردم در انتخابات ، بسیار بیش از میزانی است که قبلاً تصور می شد. در خصوس مهندسی آرا نیز ورود هاشمی ، راحت ترین سناریو را در پیش پای خامنه ای قرار داده است . مطابق این سناریو، رهبر می تواند با صدور حکم حکومتی، تأیید صلاحیت مشایی را خواستار شود. در چنان شرایطی نیاز به تقلب در حد سال ۸۸، که موجب تحقیر و تحریک رأی دهندگان شود وجود نخواهد داشت. مراحل بعدی این سناریو به شرح زیر خواهد بود.
۱ـ حضور مشایی و هاشمی در انتخابات ، منتقدان و معارضان نظام رابه دو گروه تقسیم خواهد کرد. عده ای که هاشمی را همچنان بخشی از نظام می دانند مشایی را به او ترجیح خواهند داد. همچنین کسانی که در سالهای اخیر برخی سخنان دوپهلو وتبلیغاتی مشایی در مورد ایدئولوژی اسلامی ، روابط با مردم اسرائیل و اموری از این قبیل را باور کرده اند برای تقویت « گفتمان منسوب به مشایی » و تضعیف هر چه بیشتر جمهوری اسلامی ، رأی خود را به نام اسفندیار دولت به صندوق ها خواهند انداخت. عده قابل توجهی از اقشار ضعیف جامعه به ویژه در شهرهای کوچک و روستاها هم به امید تحقق وعده دروغ احمدی نژاد ودسترسی به یارانه دویست و پنجاه هزار تومانی ، منتظر جابجایی احمدی نژاد و مشایی خواهند بود. به این طریق رأی نسبتاً قابل توجهی به نام مشایی ثبت خواهد شد. ضمن آنکه به نظر می رسد درخصوص تخریب گسترده هاشمی، توافق نانوشته ای میان باند احمدی نژاد و مزدبگیران خامنه ای وجود دارد که این مسئله نیز نهایتاً به نفع مشایی خواهد بود .البته نگارنده همچنان بر این باور است که در این انتخابات نیز ، تقلب و رأی سازی ، حرف نهایی را خواهد زد. اما تقسیم طبیعی آرای مخالفان یا منتقدان نظام و اعلام آرای تقسیم شده بین مشایی و هاشمی، برای مردم بسیار باور پذیر تر خواهد بود تا آنکه رقم بالایی از آرا به نام کاندیداهای مطلوب رهبر اعلام شود.۲ـ اگر رهبر موفق به اجرای این سناریو شود کاندیدای مطلوب او همراه با مشایی به دور دوم خواهد رفت و قاعدتاً میزان آرای اعلام شده برای سه کاندیدای اصلی- رفسنجانی، مشایی و کاندیدای رهبر- تفاوت زیادی با یکدیگر نخواهد داشت . در دور دوم ، بدون نیازبه دستکاری تحریک کننده در آرا، کاندیدای رهبر به عنوان پیروز انتخابات ، معرفی خواهد شد. بسیاری از رأی دهندگان هم نتیجه را خواهند پذیرفت زیرا هرچه باشد اغلب کسانی که در مرحله اول به هاشمی رفسنجانی رأی داده اند ـ حامی یا معارض نظام ـ حاضر نخواهند بود دردور دوم رأی خود را به نام مشایی به صندوق ها بیندازند .لذا پس از اعلام نتیجه مرحله دوم انتخابات و معرفی کاندیدای رهبر به عنوان فرد پیروز، بسیاری از شرکت کنندگان در انتخابات و کثیری از ناظران بیرونی ، این نتیجه را باور خواهند کرد.
۳ ـ حتی اگر به دلایلی رهبر ناچار شود راه یافتن رفسنجانی به دور دوم را بپذیرد بازهم با جابجایی نه چندان گسترده آرا، نتیجه مطلوب رهبر ، قابل حصول خواهد بود. اغلب کسانی که در مرحله اول ، مشایی را بر می گزینند دلیلی ندارند تا در مرحله دوم به رفسنجانی رأی دهند. زیرا کینه حامیان احمدی نژاد از رفسنجانی ، بسیار عمیق تر ازمخالفت احتمالی ایشان با رهبر یا سایر کاندیداها می باشد. پس حتی به فرض راهیابی رفسنجانی و کاندیدای رهبر به دور دوم ، اعلام پیروزی کاندیدای رهبر ، با جابجایی درصدی از آرا امکان پذیر خواهد بود . ضمن آنکه بسیاری از افراد ،با آگاهی از عمق کینه حامیان احمدی نژاد نسبت به رفسنجانی ، انتقال آرای مشایی به کاندیدای رهبر را قابل قبول خواهند دانست .۴ ـ آگر رهبر بخواهد با رسوایی کمتری این سناریو را محقق کند بهترین گزینه برای او علی اکبر ولایتی خواهد بود. زیرا در صورت فرستاده شدن ولایتی و مشایی به دور دوم ، بسیاری از فعالان ستاد های انتخاباتی هاشمی ، به صورت رسمی یا غیر رسمی به تبلیغ برای ولایتی خواهند پرداخت و عده کثیری از رأی دهندگان به رفسنجانی هم در مرحله دوم ، رأی خود را به نام ولاتی ثبت خواهند کرد. در آنصورت به جای جابجایی یازده میلیونی آراکه موجب اعتراضات گسترده سال ۱۳۸۸ شد می توان با جابجایی دو تا سه میلیون رأی ، اراده رهبر را محقق نمود.
به گمانم اطلاع رسانی گسترده در مورد این سناریو، رهبر و عوامل اورا به تجدید نظر در بخش اول سناریو ـ تأیید صلاحیت مشایی* ـ وادارخواهد کرد. در آنصورت، رهبر ناچار خواهد بود به فکر سناریوهای پیجیده تری باشد که قطعاً اجرای آن ، دردسرهای بزرگ به دنبال خواهد داشت. تردید ندارم که رهبر ، پذیرش ریاست جمهوری رفسنجانی را رفراندوم علیه خویش می داند. مفهوم این سخن ، باز بودن دست رفسنجانی برای اجرای وعده های انتخاباتی خود نیست بلکه به دلیل موضع گیری های صریح یا تلویحی رهبر نسبت به دولت های سازندگی و اصلاحات ،به ویژه در چهار سال گذشته، بازگشت رفسنجانی حتی برای تصدی جایگاه « تدارکاتچی » یک رفراندوم علنی علیه ولی فقیه خواهد بود که او به آن تن نخواهد داد. اما او به دنبال آنست که ضمن بهره گیری از مزایای حضور رفسنجانی در رقابت های انتخاباتی ، او را از راههای کم هزینه تر ـ مانند سناریوی فوق الذکرـ حذف و همین حذف را به عنوان پیروزی خود اعلام نماید. افشاگری در مورد این سناریو، رهبر و سناریو نویسان او را با بحران جدید مواجه خواهد کرد . در مورد سناریوهای جایگزین ، به زودی نظر خود را خواهم نوشت.
---------------------------
*البته نگارنده موافق رد صلاحیت هیچکس حتی بازیگران رهبر نیست اما بر هم خوردن این سناریو را در راستای مواجهه رهبر با مشکلات بیشتر و افزایش فشارها بر اومی داند که قطعاً به نفع همه ایرانیان است.
*البته نگارنده موافق رد صلاحیت هیچکس حتی بازیگران رهبر نیست اما بر هم خوردن این سناریو را در راستای مواجهه رهبر با مشکلات بیشتر و افزایش فشارها بر اومی داند که قطعاً به نفع همه ایرانیان است.
برچسبها:
احمدی نژاد,
انتخابات,
خامنه ای,
رفسنجانی,
مجتبی واحدی,
مشایی
۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۲, یکشنبه
ارتباط «گوزن » با «گُل شقایق»
پس از اعلام کاندیداتوری آقای هاشمی رفسنجانی، دوست خوبم آرش بهمنی و دو سه نفر دیگر مطلب زیبایی نوشته بودند که خلاصه آن ، توصیه حامیان هاشمی به رعایت اعتدال در نمایش « ذوق زدگی » هایشان بود. هنوز ساعاتی از این توصیه خیرخواهانه نگذشته بود که در سایت بالاترین خبری ازسایت روزنامه شرق دیدم . راستش هر چه فکر کردم این چه نوع استدلالی است نفهمیدم. این سخن ، تنها می تواند اثبات کننده ادعاهای احمدی نژاد باشد که تا کنون بارها گفته «مخالفانش بازار ارز و سایر کالاها را به هم می ریزند تا دولت او را بدنام کنند». البته هم احمدی نژاد بی ربط گفته و هم « شرق » در مجیز گویی « حد شکنی » کرده است . در ماههای گذشته، بارها بدون آنکه اتفاقی بیفتد قیمت دلار در یک روز صدها تومان بالا رفته و یکباره دهها تومان افت کرده است . اگر کسی بخواهد مانند حامیان شرقی رفسنجانی، میان گوزن و شقایق ، رابطه برقرارکند ادعاهای دیگری هم قابل طرح است. مثلاً شیخ احمد جنتی می تواند بگوید همان میلیاردها دلاری که ملک عبداله برای ایجاد آشوب در کشور اختصاص داده بوداکنون به بازار ریخته شده تا قیمت را بشکنند و مردم را به طرف رفسنجانی جذب کنند، محمود احمدی نژاد می تواند بار دیگر پرچم « بگم بگم » را در دست بگیردو از نقش کسانی سخن بگوید که در استخرهای شمال شهر تهران بر علیه دولت او توطئه چینی می کنند، مخالفان احمدی نژاد می توانند بگویند دولت در ماههای گذشته ، به اندازه کافی « دلار » به بازارتزریق نکرده و اکنون بازار ارز را اشباع کرده تا اعلام کاندیداتوری مشایی با کاهش قیمت دلار هم زمان شود ، مخالفان بی منطق خاتمی ، می توانند نیامدن او را علت ارزانی ارز بدانند و روزنامه خورشید هم که حامی مشایی است می تواند با تقلب از روی مجیزنامه حامی هاشمی، آمدن مشایی را موجب آرامش بازار ارز و کاهش قیمت دلار معرفی کند.
آقایان ! شما را به خدا اندازه نگه دارید . آقای هاشمیِ شما، اصلا نازنین ترین مخلوق خدا. اما شعری نگویید که درقافیه آن بمانید. چرا این بازاریان شریف که برای آمدن هاشمی، قیمت ارز را به صورت ناگهانی کاهش دادند در سال ۷۴ جلوی تورم ۷۰ در صدی را نگرفتندکه هنوز چوب آن به سر رفسنجانی زده می شود؟
۱۳۹۲ فروردین ۱۸, یکشنبه
نامه تاج زاده ؛ خبر اشتباه یا خیالبافی به جای تحلیل؟
نوشته شجاعانه و البته غیر واقع گرایانه سید مصطفی تاج زاده ودعوت او از خاتمی برای شرکت در نمایش انتخاباتی ریاست جمهوری، دارای نکات متعددی است که رد بسیاری از آنها ، چندان مشکل نیست. مشغول نوشتن جوابیه ای براین تحلیل هستم .اما به عنوان مقدمه و قبل از انتشار پاسخ مفصل، مایلم حدس خود درمورد اطلاعاتی که مبنای تحلیل های آقا مصطفی است را بیان کنم . تاج زاده در بخشی از تحلیل انتخاباتی خود آورده است: «رهبر از عکس العمل پیش بینی ناشده آقای احمدی نژاد بسیار نگران است. برای نمونه هیچ بعید نیست که او رفتاری مشابه آن چه در انتخابات نظام پزشکی انجام داد، از خود بروز دهد و با رد صلاحیت کاندیدای مورد نظر خویش، انتخابات را باطل بخواند یا از برگزاری آن طفره رود و یا اساساً استعفا دهد! » تاج زاده توضیح نداده که واکنش احمدی نژاد به موضوع انتخابات نظام پزشکی ، در عمل چه حاصلی داشته که اکنون برمبنای آن ، از احتمال مقاومت احمدی نژاد در برابر مهندسی انتخابات ریاست جمهوری سخن می گویند؟ شاید تحلیل دقیق تر آن باشد که احمدی نژاد با ورود به موضوع انتخابات نظام پزشکی ، احتمال موفقیت خود برای ایستادگی در برابر «مهندسان انتخابات » را ارزیابی کرد و آنگاه که همراهی صد در صدی وزیر تازه منصوب شده بهداشت با «مهندسان انتخابات نظام پزشکی » را مشاهده کرد از موضع ظاهراً قاطع خویش ، عقب نشینی نمود.این تجربه به احمدی نژاد آموخت که در انتخابات ریاست جمهوری هم نمی تواند بر روی همکاری وزارت کشور حساب کند. ظاهراًبرخی دوستان اصلاح طلب بیش از خود احمدی نژاد به توانایی های ماورایی رئیس دولت کودتا ایمان دارند. شاید هم خبر ها به صورت هدفمند و گزینش شده به تاج زاده می رسد و او گمان می کند احمدی نژاد موفق شده تهدید خود برای ابطال انتخابات نظام پزشکی را عملی سازد!
نکته دیگری که در پاسخ مشروح خود به سید مصطفی تاج زاده به تفصیل به آن خواهم پرداخت وجود نشانه هایی در تحلیل اخیراوست که ثابت می کند او بر خلاف کروبی و رفسنجانی، وجود تقلب گسترده در انتخابات سال ۱۳۸۴ ـ دور اول ریاست جمهوری احمدی نژاد ـ را قبول ندارد ( تاج زاده :در انتخابات ۸۴ به گفته آقای عسگراولادی، وقتی رهبری از ایجاد اتحاد بین نامزدهای اصول گرا ناامید شد، به خدا توکل کرد و شاهد رقابت هفت نامزد با یکدیگر شد. از آن فضای نسبتاً آزاد اما با تخلفات آشکار، آقای احمدی نژاد بیرون آمد و نامزدهای اصلاح طلب، آقای هاشمی و نیز نامزد احزاب اصول گرا در انتخاباتی رقابتی، اگرچه با تخلفاتی که پیگیری نشد، رأی نیاوردند. رهبر می تواند این تجربه مثبت از نظر خویش را مجدداً تکرار کند. شاید مجدداً فرد مطلوبی از نظر ایشان رأی بیاورد، بدون آن که انتخابات یک اسبه برگزار شود). به نظر می رسد تاج زاده انتخاب احمدی نژاد درسال ۱۳۸۴ را در روندی می داند که اگرچه با تخلفاتی همراه بوده اما تخلفات آن در حدی نبوده که کروبی و رفسنجانی ادعا کردند. بر حسب ظاهر او با نظر موسوی و کروبی در مورد کودتا در انتخابات سال ۱۳۸۸هم موافق نیست. این بخش از تحلیل او را بخوانید :« .....هم انتخابات و هم دولت با آرای به مراتب کم تری در قیاس با سال ۸۸ و در نتیجه با پشتوانه ملی پایین تری مجبور است با معضلات رو به تزاید کنونی مواجه شود.» به موجب این جملات، ظاهراً تاج زاده رأی بالای احمدی نژاد در سال ۸۸ را قبول دارد اما گمان می کند در انتخابات سال ۹۲ ، کاندیدای دولت موفق به جلب آن میزان از رأی نخواهد شد. کسی نمی تواند تاج زاده را به خاطر اختلاف نظر با کروبی، موسوی و رفسنجانی در مورد دو انتخابات سال های ۸۴ و ۸۸ را محکوم کند اما خوب است به جای پیچیده گویی واظهارات دو پهلو، صراحتاً با مردم سخن گفته شود. در این مورد هم در پاسخ تفصیلی خود ، سخن خواهم گفت.
برچسبها:
احمدی نژاد,
انتخابات,
تاج زاده,
خاتمی,
مجتبی واحدی,
نظام پزشکی
۱۳۹۲ فروردین ۱۷, شنبه
مسابقه بیست سؤالی و بیسکویت هسته ای
حدود چهل سال پیش که دانش آموز دبستان علم و دین در نارمک تهران بودم یکی از معلمان دفتری داشت که از روی آن برای ما لطیفه می خواند. یکی از لطیفه هایی که به یاد می آورم مربوط به شرکت فردی ساده لوح در مسابقه
« بیست سؤالی » بود. ظاهراً مجری مسابقه با آن فرد آشنا بوده و به او می گوید جواب مسابقه « بیسکویت » است ،اما مبادایک دفعه پاسخ را بگویی. اول چند تا از سؤال هایی که معمولاً در مسابقه « بیست سؤالی » رایج است را بپرس بعداً جواب را بگو. وقتی مسابقه شروع می شود شرکت کننده می پرسد : « یک کویت است؟» نه . « دو کویت است ؟» نه. سه کویت ..... ده کویت ....نوزده کویت؟ نه. بیس کویت ؟ بله!
نمایش مشترک مقامات جمهوری اسلامی و طرف های غربی در آستانه مذاکرات آلماتی -۲ و در روز اول مذاکرات ، مرا به یاد این داستان انداخته است. بر این باورم که آقای خامنه ای ، کاملاً در برابر گروه ۱+۵ لُنگ انداخته و آنها هم تسلیم همراه با ذلت او را پذیرفته اند . در عین حال این امتیاز را به جمهوری اسلامی داده اند که برای کمتر رسوا شدن ، اعلام « بیسکویت هسته ای » در این مسابقه ، به صورت ظاهراً طبیعی انجام شود. اما آنقدر موضوع رسواست که همانند همان داستان « بیسکویت » همه متوجه آن می شوند. همچنین خیلی طول نخواهد کشید تا میزان هزینه های تحمیل شده به ملت ایران قبل از تسلیم ذلت بار در موضوع هسته ای، آشکار شود
۱۳۹۲ فروردین ۱۶, جمعه
آقای خامنه ای ! این عو عو سگان شما نیز بگذرد
کسانی که زندگی در امریکا را تجربه کرده اند می دانند تأمین معیشت خانواده در این کشور ، کار ساده ای نیست . من و خانواده ام هم از این قاعده ، مستثنی نیستیم. به خصوص برای کسی که بخواهد اشتغال تمام وقت سیاسی داشته باشد وضعیت پیچیده تری به وجود می آید زیرا بسیاری از زمان هایی که برای انجام گفتگوها و سخنرانی ها در نظر گرفته می شود منطبق بر ساعات اداری است به طوری که تلفیق « اشتغال برای تأمین نیازمندی های زندگی » با « در دسترس بودن برای پاسخگویی به خبرنگاران یا حضور در نشست های سیاسی » اگر نگویم غیر ممکن ، بسیارمشکل است. بر همین اساس از حدود یک و نیم سال پیش ، به طور جدی تصمیم گرفتم حداقل برای مدتی، فعالیت های سیاسی خود را به انجام برخی گفتگوهای تلویزیونی و تکمیل کتاب خاطرات خود ، محدود سازم . نخستین بار که به صورت جدی در اندیشه اجرای این تصمیم بودم یک سایت مدعی اصلاح طلبی ، خبری سراسر کذب به نقل از خانواده کروبی علیه من نوشت. در آن شرایط ، اجرای تصمیم خود را موجب تقویت دروغ پردازان می دانستم. لذا علیرغم مشکلات اقتصادی که در برابرم وجود داشت فعالیت های سیاسی را با همان حجم پیشین ادامه دادم. اندکی بعد ، مقدمات نمایش انتخاباتی مجلس نهم در حال تدارک بود. چند تن از دوستان که از تصمیم من مطلع شده بودند توصیه کردند کماکان به نوشتن و فعالیت ادامه دهم. در بهار سال گذشته ، پیام های تهدید آمیزی دریافت کردم که ضمن خودداری از افشای آنها، توقف یا کاهش فعالیت خویش را موجب جسارت تهدید کنندگان وابسته به جمهوری اسلامی می دانستم.پس از آن، مقاله ای در خصوص یکی از چهره های سرشناس مخالف جمهوری اسلامی نوشتم که گروهی از طرفداران او، مرا تهدید به شکایت در محاکم امریکا کردند . باز هم حس کردم کناره گیری از سیاست می تواند آن تازه به دوران رسیده ها را دچار توهم نماید.
به هرحال سال گذشته را علیرغم همه مشکلات، به صورت کج دار و مریز سپری نمودم. در روزهای پایانی سال، با شرایطی مواجه شدم که راهی جز کاهش فعالیت سیاسی برایم باقی نمانده بود . لذا بدون آنکه با کسی سخنی بگویم ابتدا صفحه فیس بوک خود را به صورت موقت، بستم و روال همیشگی در نوشتن حداقل یک مقاله در هفته را نیز به حال تعلیق در آوردم. در این مدت جز دو برنامه تلویزیونی و کار بر روی دو کتاب، فعالیت دیگری نداشتم و تصور می کردم ادامه این روال برایم مطلوب است. اما دیروز اتفاقی افتاد که نمی توانستم نسبت به آن بی تفاوت باشم. یکی از دوستان که حدود دو سال از او بی خبر بودم با مشقت فراوان مرا پیدا کرد و با نگرانی بسیار از من خواست ضمن مراقبت در رفت و آمدها ، از انجام سفر به خارج از امریکا خودداری کنم. او می گفت چند روز قبل از یکی از فرماندهان با نفوذ سپاه شنیده که فتوای قتل من توسط مجتهدان حکومتی صادر شده است. او که به دلیل حضور در داخل ایران با ترس فراوان با من سخن می گفت اصرار زیادی داشت که من برای مدتی دست از فعالیت هایم بردارم. دقایقی بعد از آن تماس به طور اتفاقی مطلع شدم که در دو سه هفته گذشته ، سایت های خبری حکومتی ، بر حجم دروغ پردازی های خود علیه من افزوده اند. خبر آن دوست و اقدام هماهنگ سایت های حکومتی ـ از جمله سایت وابسته به قالیباف شهردار تهران ـ مرا مطمئن نمود که فعالیت های من ، در حد خود ، تأثیر گذار است. لذا تصمیم گرفتم برای آخرین بار ، اجرای تصمیم خویش برای کاهش برخی فعالیت ها و توقف برخی از آنها را مدتی به تعویق بیندازم و خطاب به رهبر مستأصل جمهوری اسلامی و آدمکشان حرفه ای او بگویم :
این نوبت از کسان به شمـا ناکسان رسید نوبت زناکسان شمـــا نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت این عو عو سگان شما نیز بگذرد
این را نوشتم تا به تهدید کنندگان و آخوندهای دربار خامنه ای که برای «لقمه ای نانِ آغشته به خون» فتوای قتل صادر می کنندبگویم تهدید های آنها بیش از گذشته مرا به صحت راه خود ، مطمئن ساخت. آنها بدانند حتی روزی که فعالیت علنی نداشته باشم به سایر کوشندگان برای سرنگونی حکومت ننگین ولی فقیه کمک خواهم کرد. آنها هم اگر در اجرای فتوای خود موفق شوند با کاهش یک سوم از هزینه خانواده سه نفره من، لطف بزرگی در حقمان کرده اند.
۱۳۹۲ فروردین ۱۲, دوشنبه
فوت حاج سید جوادی و چشم دوربین سید محمد خاتمی
روح دکتر حاج سید جوادی شاد! در گذشت آن مرحوم مرا به یاد نامه او به خامنه ای ـ اینجا ـ انداخت که هم پُرمحتوا بود و هم ادبیات رایج در میان بزرگمردان نهضت آزادی را در اذهان زنده نمود. من باردیگر آن نامه را خواندم و به روح بزرگ او درود فرستادم . توصیه می کنم شما هم نامه را بخوانید.اما در گذشت مرحوم حاج سید جوادی یک دستاورد سیاسی هم داشت که چیزی نبود جز پیام آقای سید محمد خاتمی به این مناسبت ـ اینجا ـ بی تردید هر کس در این روزها از درگذشت حاج سید جوادی مطلع می شود قبل از هر چیز نامه شجاعانه او به رهبر را به یاد می آورد. اما سید محمد خاتمی به جای آن ،ناگهان سی و چهار سال و سه ماه به عقب بازگشته و دوران ستم شاهی را به یاد آورده است. خاتمی در وصف آن مرحوم نوشته است : « او از مؤمنان دلیری بود که در دوران ستم شاهی همواره به دفاع از آزادی و آزادگان بر خاست و هزینه های آن را نیز با دلی گشاده پرداخت ».
خاتمی پس از یادآوری مبارزات حاج سید جوادی در دوره ای که آن را ستم شاهی نامیده است او را «تا آخر عمر در خدمت جمهوری اسلامی » دانسته است. اما مگر جمهوری اسلامی چیزی غیر از رسوایی است که هم اکنون خامنه ای بر ایران تحمیل نموده است و حاج سید جوادی برای توصیف آن ، داستان گلستان را یاد آوری نموده است : «یکی را از ملوک عجم حکایت کنند که دست تطاول به مال رعیت دراز کرده بود و جور و اذیت آغاز کرده، تا جایی که خلق از مکاید فعلش به جهان برفتند و از کربت جورش ، راه غربت گرفتند . چون رعیت کم شد ارتفاع ولایت نقصان پذیرفت و خزانه تهی ماند و دشمنان زور آوردند.»
نمی دانم خاتمی و سایر وکلای مدافع جمهوری اسلامی تا چه زمان دچار «دوربینی »خواهند بود ؟ آنها با ندیدنِ عمدی جنایات و مفاسد امروز ، همچنان به دنبال نبش قبری هستند که « مرده» ای درون آن نیست! راستی آقای خاتمی! آیا در دوره « ستم شاهی » هیچگاه شنیده بودید که از مهراوه دوازده ساله ـ دختر نسرین ستوده ـ تا پیرمرد ۹۶ ساله ـ حاج سید جوادی ـ را ممنوع الخروج کرده باشند؟
اشتراک در:
پستها (Atom)