۱۳۹۲ فروردین ۱۶, جمعه

آقای خامنه ای ! این عو عو سگان شما نیز بگذرد

کسانی که زندگی در امریکا را تجربه کرده اند می دانند تأمین معیشت خانواده در این کشور ، کار ساده ای نیست . من و خانواده ام هم از این قاعده ، مستثنی نیستیم. به خصوص برای کسی که بخواهد اشتغال تمام وقت سیاسی داشته باشد  وضعیت پیچیده تری به وجود می آید زیرا بسیاری از زمان هایی که برای انجام گفتگوها و سخنرانی ها در نظر گرفته می شود منطبق بر ساعات  اداری است  به طوری که تلفیق « اشتغال برای تأمین  نیازمندی های زندگی » با « در دسترس بودن برای پاسخگویی به خبرنگاران یا حضور در نشست های سیاسی » اگر نگویم غیر ممکن ، بسیارمشکل است. بر همین اساس از حدود یک و نیم سال پیش ، به طور جدی تصمیم گرفتم حداقل برای مدتی، فعالیت های سیاسی خود را به انجام برخی گفتگوهای تلویزیونی و تکمیل کتاب خاطرات خود ، محدود سازم . نخستین بار که به صورت جدی در اندیشه  اجرای این تصمیم  بودم یک سایت  مدعی اصلاح طلبی ، خبری سراسر کذب به نقل از خانواده کروبی علیه من نوشت. در آن شرایط ، اجرای تصمیم خود را موجب تقویت  دروغ پردازان می دانستم. لذا علیرغم مشکلات اقتصادی که در برابرم وجود داشت فعالیت های سیاسی را با همان حجم پیشین ادامه دادم. اندکی بعد  ، مقدمات نمایش انتخاباتی مجلس نهم در حال تدارک بود. چند تن از دوستان که از تصمیم من مطلع شده بودند  توصیه کردند کماکان به نوشتن و فعالیت ادامه دهم. در بهار سال گذشته ، پیام های تهدید آمیزی دریافت کردم که ضمن خودداری از افشای آنها، توقف یا کاهش فعالیت خویش را موجب جسارت تهدید کنندگان وابسته به جمهوری اسلامی می دانستم.پس از آن، مقاله  ای در خصوص یکی از چهره های سرشناس مخالف جمهوری اسلامی نوشتم که گروهی از طرفداران او، مرا تهدید به شکایت در محاکم امریکا کردند . باز هم حس کردم کناره گیری از سیاست می تواند آن تازه به دوران رسیده ها را دچار توهم نماید.

 به هرحال سال گذشته را علیرغم همه مشکلات، به صورت کج دار و مریز سپری نمودم. در روزهای پایانی سال، با شرایطی مواجه شدم که راهی جز کاهش فعالیت سیاسی برایم باقی نمانده بود . لذا بدون آنکه با کسی سخنی بگویم ابتدا صفحه فیس بوک خود را به صورت موقت، بستم و روال همیشگی در نوشتن حداقل یک مقاله در هفته را نیز به حال تعلیق در آوردم. در این مدت جز دو برنامه تلویزیونی و کار بر روی دو کتاب، فعالیت دیگری نداشتم و تصور می کردم ادامه این روال برایم مطلوب است. اما دیروز اتفاقی افتاد که نمی توانستم نسبت به آن بی تفاوت باشم. یکی از دوستان که حدود دو سال از او بی خبر بودم  با مشقت فراوان مرا پیدا کرد و با نگرانی بسیار از من خواست ضمن مراقبت در رفت و آمدها ، از انجام سفر به خارج از امریکا خودداری کنم. او می گفت چند روز قبل از یکی از فرماندهان با نفوذ سپاه شنیده که فتوای قتل من توسط مجتهدان حکومتی صادر شده است. او که به دلیل حضور در  داخل ایران   با ترس فراوان با من سخن می گفت اصرار زیادی داشت که من برای مدتی دست از فعالیت هایم بردارم. دقایقی بعد از آن تماس به طور اتفاقی مطلع شدم که در دو سه هفته گذشته ، سایت های خبری حکومتی ، بر حجم دروغ پردازی های خود علیه من افزوده اند. خبر آن دوست و اقدام هماهنگ سایت های حکومتی ـ از جمله سایت وابسته به قالیباف شهردار تهران ـ مرا مطمئن نمود که فعالیت های من ، در حد خود ، تأثیر گذار است. لذا تصمیم گرفتم برای آخرین بار ، اجرای تصمیم خویش برای کاهش برخی فعالیت ها و توقف برخی از آنها را مدتی به تعویق بیندازم  و خطاب به رهبر مستأصل جمهوری اسلامی و آدمکشان حرفه ای او بگویم :
         این نوبت از کسان به شمـا ناکسان رسید            نوبت زناکسان شمـــا نیز بگذرد
         در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت             این عو عو سگان شما نیز بگذرد

این را نوشتم تا به تهدید کنندگان و آخوندهای دربار خامنه ای که برای «لقمه ای نانِ آغشته به خون» فتوای قتل صادر می کنندبگویم تهدید های آنها بیش از گذشته مرا به صحت راه خود ، مطمئن ساخت. آنها بدانند حتی روزی که فعالیت علنی نداشته باشم به سایر کوشندگان برای سرنگونی حکومت   ننگین ولی فقیه کمک خواهم کرد. آنها هم اگر در اجرای فتوای خود موفق شوند با کاهش یک سوم از هزینه خانواده سه نفره من، لطف بزرگی در حقمان کرده اند.  

۱۷ نظر:

  1. قلمتون هر روز رساتر باشه آقای واحدی

    امیدوارم هر روز تیرشون به سنگ بخوره

    نوشته ها و مصاحبه های شما خیلی آزارشون می ده به همین دلیل از شما خیلی عصبانی هستند جون فکر کی کنم کارهای شما مختصر و مفید قلب حاکمیت رو بدون پرداختن به حاشیه ها اشاره می ره و این بسیار براشون دردناکه

    همیشه موفق باشید.

    پاسخحذف
  2. در برنامه نوروزی حرف های مسعود بهنود مرا به این فکر انداخت که رژیم استبداد دینی احتمالا از کسانی که مدتی در زندان بوده اند بخصوص از دهه هفتاد به بعد .یک جوری گرویی گرفته است مثل اکبر گنجی.کوثر.بهنود.
    و عده ی زیادی را هم خریده است تکلیف اصلاح طلبان داخلی و خارجی و بنی صدر که هنوز در پی نظام ولایی هستند معلوم است.امیدوارم در این جنگ نابرابر با رژیم با انهمه مزدور سایبری که پول میگیرند تا فضای مجازی را به نفع رژیم بزک کنند از یک سو و مردم خسته و ناامید و بی تفاوت و تحت سانسور شدید از طرف دیگر .و بزرگوارانی مثل شما و دکتر سازگارا که از وقت استراحت خود میزنید تا روشنگری کنید پیروز باشید.به نظر اینجانب اینگونه تهدیدات نشان میدهد که به جای درست میزنید پس به یاری پروردگار تا شکست اهریمن. پایدار باشید.

    پاسخحذف
  3. این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.

    پاسخحذف
  4. آقای واحدی، شاید بتونی همرو رنگ کنی، اما نه ما خانواده شهدا رو که روزی تو حصر خانگی آقای کروبی بودیم، و شما هم رئیس دفتر و مشاور ارشد آقای کروبی بودن. یادتون میاد چقدر به ما توهین میکردین؟ یادتونه چقدربه مریم لگد زدین که خونریزی کرد و بردنش بیامرستان؟ توی باغ یاسر زندانیمون کرده بودین، و بعد انتقال دادن شهید آقایی تو نیاوران.
    آقای کروبی آدم بخشنده ای بود، به هرکسی که خوشش میومد، کوچکترین کادواش یک خونه ویلایی مصادره ای بود، یعنی به شما که مشاورش بودن هیچی کادو نداده؟ چرا ازمعیشت مینالید؟ چرا مردم رو رنگ میکنید ؟ من میدونم چقدر ملک زیر دستتون بود که فقط با امضای شخص شما منتقل میشود به یک نفر دیگه، و شما هم که آدم درستکاری نبودین که هیچ سهمی بر نداشته باشین. پس از فقر ننالید. اگر درستکار بودین که زندان بان ما نمیشدین.
    زندان خیابون شهید آقایی روبروی وزارت امور خارجه رو یادتونه؟ الان شده آسایشگاه جانبازان...زندان یاسر چطور؟
    یادتونه چرا ما رو زندانی کردن؟ چون مادرم رو مجبور کنید که ازدواج کنه.
    بچه ها رو از مادرشون جدا میکردین، که مادرها رو مجبور کنید که زود ازدواج کنن تا فقط چندرقاز حقوقشون رو قطع کنید؟ زورکی.
    یادتون میاد خونه ما رو ازمون گرفتین و مصادره کردین، و درجا هدیه دادین به خانومی که دربون ویلای آقای کروبی در کاخ سعد اباد بود؟
    من هیچ کدوم رو فراموش نکردم، هنوزم دارم بابت اون مشکلات زجر میکشم، اما الان یک عده مرید دارید که از گذشتتون هیچی نمیدونن و دارن استفراغ شما رو تو بالاترین منتشر میکنند .
    چرا شدید مبارز سیاسی، که ما رو بیشتر شکنجه بدین؟ این بر چه نقشه ای دارید؟
    حاضرید باهم یک مناظره تلویزیونی داشتی باشیم؟و من همه این مطالب رو مطرح کنم؟ حداقل ۱۰۰ نفر رو از نزدیک میشناسم که با من تو همون باغ زندانی بودن. همشون ازتون سوال دارن.
    با من تماس بگیرید تا مناظره بگذاریم .

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. آقای واحدی من از منش و روش شما خوشم میاد ولی، جا داره که جواب این فرد زجر کشیده رو بدهید. این رو بدونید که بارون نیومد که ترکها هم بیان! شما و آقای کروبی باید پاسخ این افراد رو بدین. اتهامات این فرد بسیار سنگینه و حتی یک دهم این اتهامات کافیه که شما رو برای ۲۰ سال بفرسته پشت میله ها.

      حذف
    2. این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.

      حذف
    3. خیلی ممنون از حمایت شما دوست عزیز
      تمام این اتهامات واقعیی هستن، اما تا امروز هیچ کسی جوابگوی ما نبوده ایشون روز نوشته دارن، روزی ١ مطلب مینویسن اما تو این ٢٠ سال ١ روز وقت نکردن جواب این همه زجری که به ما دادن رو بدن، حتی در موردش حرف هم نمیزن، چون مردم آگاه میشن و این به ضررشون است. من به خاطر همین کامنت از بالاترین پرت شدم بیرون، چون یک عده طرفدار ایشون من رو report کردن به جرم اتهام زدن به فرد شخصی. اما ایشون یک چهره تلویزیونی است، نه فرد شخصی، این من هستم که فرد شخصی محسوب میشم.

      حذف
  5. این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.

    پاسخحذف
  6. ای شیخ خاموش!
    http://ooesaganeshomabogzarad.blogspot.ca/

    پاسخحذف
  7. سلام بر پیام دهنده محترم که به خاطر استفاده از نام مستعار، توفیق شناخت خودشان را از من و کسانی که کامنت ایشان را می خوانند دریغ کردند. من بر خلاف ایشان ، حاضر نیستم به راحتی کسی را متهم کنم و بگویم هم زمانی این کامنت با آنچه در یکی دو هفته گذشته بر روی سایت های حکومتی آمده، مشکوک است. زیرا دلیلی نمی بینم که کسی بخواهد به خود زحمت بدهد و از روی عمد مطالب غیر واقعی در اینجا بنوسید. اما چند نکته کوتاه:
    ۱- نوشته اند که به خاطر نوشتن همین کامنت بر روی بالاترین، دچار مشکل شده اند. نمی دانم این کامنت را برروی کدام پست از بالاترین گذاشته بودند چون معمولا حتی کامنت های حذف شده نیز ، به نحوی قابل رؤیت برروی بالاترین است. اما به هرحال من تسلطی بر بالاترین ندارم اما همانگونه که ایشان و دوستان دیگر می بینند مدتی است کامنت ایشان بر روی وبلاگ خود من هست و من آن را حذف نکرده ام.
    ۲- ایشان به توضیحات من در مورد نحوه تأمین معیشت اعتراض کرده اند و آن را نشانه مظلوم نمایی دانسته اند. جهت اطلاع ایشان عرض می کنم اصولا مظلومیت را باعث افتخار نمی دانم که بخواهم به آن متوسل شوم. پس از تعطیل موقت صفحه فیس بوک در اواسط اسفند ماه ، عده زیادی برای من پیام فرستادند و علت را جویا شدند. اخرین نفر ،آقای سیامک دهقانپور ـ برنامه افق ـ بود که به من گفت تعدادی پیام در مورد علت بسته بودن صفحه من دریافت کرده است. من هم بنا داشتم برای مدتی ، از حجم فعالیت های خود بکاهم اما زمانی که تهدید از داخل کشور را دریافت کردم مصمم به از سرگیری فعالیت ها شدم و در توضیح علت رفتن وبرگشتن، متن مورد اعتراض این هموطن را برروی وبلاگ و فیس بوک گذاشتم
    ۳- من در حد خودم شناخته شده هستم ونیازی ندارم که با طرح ادعا در مورد وجود خطر جانی ، از خود چهره سازی نمایم. جهت اطلاع این هموطن ـ که ظاهرا در امریکا حضور دارند اما ترجیح می دهند با نام مستعار علیه دیگران ، مطلب بنویسند ـ عرض می کنم قبل از آنکه من موضوع اخیر را افشا کنم دهها تن از هموطنان در ملاقات های تصادفی ، از من خواسته اند که مراقب دشمنی های جمهوری اسلامی باشم.
    ۳- در مورد مطالبی که در مورد آقای کروبی نوشته اند فکر می کنم بهترین کار آن باشد که همه ما تلاش کنیم شرایط آزادی اقایان موسوی و کروبی فراهم شود . با این کار هم یک پیروزی بزرگ در برابر اقای خامنه ای حاصل خواهد شد هم برای کسانی که از رفتار ایشان شکایتی دارند امکان پاسخ خواهی فراهم خواهد شد. اما تا آن زمان با صراحت می گویم هر کس مرتکب کارهایی شده باشد که در این متن ادعا شده ، باید عذرخواهی کند و اگر شاکیان نخواهند از حق خود بگذرند مرتکبان باید در برابرقانون و مردم ، پاسخگو باشند. اما در مورد خودم بگویم آنچه در اینجا نوشته شده از جمله « لگد زدن به مریم ـ که نگفته اند کیست ـ» یا مصادره ... کاملا عاری از حقیقت است. البته من ایشان را ملامت نمی کنم و اکر آنچه در این متن نوشته شده درست باشد ایشان در زمان وقوع حادثه ، چهار ساله بوده اند و لابد از دیگران شنیده اند. همچنین باصراحت می گویم هیچگاه در بخش املاک بنیاد مسئولیتی نداشته ام که به ادعای ایشان با امضای من املاکی به دیگران ـ از جمله خودم ـ رسیده باشد.من در سال ۱۳۶۴ یعنی ۲۷ سال پیش ودر سن ۲۱ سالگی از ریاست دفتر اقای کروبی استعفا دادم و دوسال بعد یعنی در سال ۱۳۶۶ هم به طور کلی همکاری خود با بنیاد شهید را خاتمه دادم اگرچه تا قبل از حبس خانگی آقای کروبی ، با ایشان ارتباط داشتم.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ۴- زمان استعفای من از ریاست دفتر آقای کروبی ، چهار سال قبل از انتصاب آقای یزدی یه ریاست قوه قضائیه بود. اما ایشلن که می گویند یا دستور آقای یزدی، زندان اقای کروبی تعطیل شد، ایکاش در مورد مصادره خانه ویلایی خودشان توسط اقای کروبی هم به پیشگاه قاضی القضات عادل اقای خامنه ای ، تظلم می کردند. البته هم ایشان می دانند هم بسیاری از کسانی که این متن را می خوانند که آقای کروبی اگر چه فرد قدرتمندی در جمهوری اسلامی بود اما هیچگاه اختیار مصادره اموال کسی را نداشت زیرا مصادره مال و صدور سند به نام فرد دیگر، فقط با حکم دستگاه قضایی امکان پذیر بوده و هست. در ضمن در متن کامنت ایشان مطالبی هست که نشان می دهد بخش قابل توجهی از مطالب توسط افرادی غیر مطلع مطرح شده است. از جمله ویلای اقای کروبی در کاخ سعد اباد ودربان آن. تا جایی که من می دانم اقای کروبی سال ۷۷ یا ۷۸ دفتری در نزدیکی کاخ سعد اباد اجاره کرده بود وقبلاز سال ۸۸ هم آن ملک را تخلیه کرد در حالیکه جدایی ایشان از بنیاد شهید در سال ۱۳۷۱ انجام شد.پس نمی دانم مصادره ویلای شما که و بخشیدن آن به دربان ویلای اقای کروبی در سعد آباد چه مفهومی دارد. در عین حال اگر چنین ظلمی به شما شده، فکر می کنم الان که جمهوری اسلامی به دنبال پرونده سازی برای آقای کروبی است بهترین فرصت است که این موضوع را پیگیری کنید و به حق خودتان برسید. توصیه ای هم به شما دوست ناشناخته دارم . هر چه می خواهید از ظلم من ، کروبی ، موسوی ، خمینی ، خامنه ای و.... بگویید اما کاری نکنید که تصور شود شیخ محمد یزدی انسان عادلی بوده است. عدالت شیخ را از آرمان رضا خانی بپرسید که اتفاقا او هم در امریکاست و پدرش توسط جلال الدین فارسی به قتل رسید و قاتل، با دستور مستقیم شیخ یزدی از زندان آزاد شد
      ۵- اما سخن پایانی اینکه این دوست و سایر کسانی که احتمالا با ایشان همفکری کرده اند خیالشان اسوده باشد من از بیست ماه پیش در نوشته ها و مصاحبه های گوناگون اعلام کرده ام که سرنگونی جمهوری اسلامی ، پایان فعالیت سیاسی من خواهد بود.زیرا معتقدم همه ما که به نحوی در تداوم حاکمیت جمهوری اسلامی نفش داشته ایم باید برای احترام به افکار عمومی، کناره گیری داوطلبانه از قدرت را بپذیریم. البته ادعا دارم که تأسیس جمهوری اسلامی ، خواست مردم بوده و تا سالها نیز کم و بیش از حمایت اکثریتی از مردم بر خوردار بوده است اما به هر حال وظیفه کنونی امثال من ـ که نه تهدید های جمهوری اسلامی و نه تخریب های همراه با کم لطفی، موجب توقف آن نخواهد شد- آنست که آنچه در توان داریم برای افشای ماهیت و خطرات تداوم حاکمیت فعلی به کار بگیریم. با این کار ، عدرخواهی مورد نظر کامنت گذار هم محقق خواهد شد. در عین حال به سهم خودم به خاطر کوتاهی هایی که در استیفای حقوق همه مردم ایران از جمله خانواده شهدا شده و قطعا من نفش مستقیم و حتی غیر مستقیم دراغلب آنها نداشته ام پوزش می خواهم.

      حذف
    2. نکته بعد از پایان! این تنها توضیح من بود و دیگر با پاسخ های متوالی ، مخاطبان را خسته نخواهم کرد. کامنت گذار هم اگر مطلبی علیه دیگران که در اینجا حضور ندارند تا از خود دفاع کنند بنویسد آن را حذف خواهم کرد اما هر مطلب مستند علیه خود را در همین جا نگه خواهم داشت .

      حذف
    3. یک شماره تلفن براتون ایمیل می‌کنم، تماس بگیرید، چیزهایی که نوشتم رو براتون یاد آوری می‌کنند. به دنبال این هستم که چند نفر از دوستانم را که مثل من قربانی‌های وحشیگری های شما بوده‌اند را با خودم همراه کنم تا از طریق مراجع قانونی علیه جناب عالی اعلام جرم نماییم. شما بهتر از هر کسی میدانید که با خطر حبس ابد مواجه هستید.

      حذف
  8. سلام، میتونم خواهش کنم یک ایمیل به من بدید تا براتون شماره تلفن رو بفرستم. با تشکر

    پاسخحذف
  9. سلام بر شما .وقتی من مطمئن هستم که ادعاهای شما در مورد خودم واقعیت ندارد نیازی نمی بینم که منتظر دریافت مدرک یا مطلبی باشم . برایتان آرزوی سلامتی دارم

    پاسخحذف