۱۳۹۲ مرداد ۲۶, شنبه

پیام های ۲۴ مرداد برای حماسه سازان ۲۴ خرداد

ترکیب رأی روز ۲۴ مرداد اعضای   مجلس شورای اسلامی  به  وزرای پیشنهادی آقای روحانی، باعث تعجب من نشد. مثلاً بعد از چهار روز هیاهو علیه زنگنه و طرح ادعاهای فراوان درخصوص وجود فساد بی سابقه در دوره مدیریت  پیشین او بر وزارت نفت، او توانست رأی اعتماد مجلسی را کسب کند که ادعای فساد ستیزی آن  کَر کننده گوش فلک است. لازم به توضیح نیست که من اغلب ادعاهای مطرح شده علیه زنگنه را قبول ندارم اما علیرغم ارائه سیاهه ای دروغین ، زنگنه مورد اعتماد مجلسیان قرار گرفت. محمد جواد ظریف هم که او را دلال امریکا معرفی کردند با رأی مجلسی ها بر صندلی وزارت خارجه تکیه زد.در مورد نعمت زاده هم ادعاهای گزافی مطرح کردند و حتی او را دلال نفتی نامیدند اما او هم از فیلتر مجلس ولایت مدار عبور کرد. اما در مقابل، نجفی و میلی منفرد از راهیابی به کابینه باز ماندند . نجفی در جلسه رأی اعتماد تا جایی که می توانست به رهبر جمهوری اسلامی ابراز ارادت کرد . او حتی با صراحت اعلام نمود قبول همکاری او با میر حسین موسوی در سال ۱۳۶۷ به خاطر تبعیت از نظر آقای خامنه ای بوده است . او برای اثبات تداوم ارادت خود به رهبر، جنبش سبز را « فتنه » نامید . درعین حال افشاگری ها در خصوص همراهی کوتاه مدت او با جنبش سبز، کار خود را کرد تا او سرشناس ترین «وزیر تأیید نشده » در کابینه روحانی باشد.اصرار میلی منفرد بر عدم همراهی با جنبش سبز هم تحت الشعاع فیلمی قرار گرفت که در مجلس پخش شد و حضور او در یکی از جلسات اعتراضی بعد از انتخابات را اثبات می کرد. هرچه هم فریاد زد که «در آن جلسه ، من هیچ صحبتی نکرده ام » برای او سودی نداشت. مسعود سلطانی فر هم که عضویت حزب کروبی را در کارنامه خود داشت نتوانست رأی اعتماد برای ورود به دولت را به دست بیاورد.

نتیجه چهار روز بررسی صلاحیت وزیران در مجلس پیام های مشخصی دارد که البته مخاطب آن نه روحانی بلکه طرفداران او هستند. گماشتگان مجلس نهم به طرفدران روحانی پیام دادند که «  خرِ ما از پل انتخابات گذشت و چهره نظام در دنیا تا حدودی ترمیم شد . پس  درها بر همان پاشنه ای خواهد چرخید که رهبر جمهوری اسلامی می خواهد.» حقیقت آنست که خامنه ای   به دنبال حل مشکلات خود با امریکاست پس دیپلماتی که در این زمینه تجربه دارد به وزارت خارجه برگزیده می شود .خامنه ای  می خواهد تحریم ها علیه دفتر نمایندگی سپاه در خیابان طالقانی تهران ـ موسوم به وزارت نفت ـ  شکسته شود پس وزیری رأی می آورد که یادگار دوره خاتمی است و این شانس را داشته که در جریان جنبش سبز « دل آقا» را به درد نیاورده است. البته هنوز مشخص نیست که زنگنه تا چه حد قادر به کوتاه کردن واقعی دست مافیای سپاه از صنعت نفت خواهد بود. اما به هرحال می تواند فرصتی در اختیار رهبر بگذارد تا طرف های خارجی را بفریبد و آنها را قانع کند که نفوذ سپاه در صنعت نفت که اصلی ترین عامل افزایش تحریم های نفتی است  در حال کاهش است . او امید دارد به این طریق از شدت تحریم های نفتی کاسته شود وبار دیگر نظام جمهوری اسلامی  به منابع گسترده  مالی دسترسی پیدا کند تا  ارضای شهوات سیاسی رهبر  در نقاط مختلف جهان  امکان پذیر گردد.  البته همین پاشنه آشیل خامنه ای ، فرصتی در اختیار  روحانی و وزیر نفت او می گذارد تا اگر واقعاً‌ بخواهند ، تا حدودی دست سپاه را از غارت منابع نفتی کوتاه نمایند.اگر اینگونه نشود آنگاه با قاطعیت می توان گفت که روحانی و کابینه او ، بازیگرانی برای پیشبرد اهداف فریب کارانه  رهبر هستند .

پیام دیگر ۲۴ مرداد ، تکرار دوباره این نکته بود که زخم رهبر جمهوری اسلامی از جنبش سبز ، عمیق تر از آنست که بتوان با از طریق هم زبانی با او  و « فتنه» خواندن جنبش سبز ، آن زخم را التیام بخشید. این پیامی بود که در رأی عدم اعتماد به محمدعلی نجفی متجلی گردید.

جلسات منتهی به ۲۴ مرداد در مجلس پیام سومی هم برای کسانی داشت که مشغول توجیه بافی برای برخی اقدامات آقای روحانی هستند. آنها پس از افشای اسامی کابینه، ادعا کردند  لزوم  اخذ موافقت سران مجلس واکثریت اعضای آن  با انتخاب تعدادی از وزرای اصلاح طلب، روحانی  را مجبور ساخته تا به همکاری با بدنامانی چون پورمحمدی تن دهد و اختیار وزارت کشور را به کسی بسپارد که در دوره مسئولیت علی لاریجانی در صدا و سیما، حامی پلید ترین اقدامات  علیه اصلاحات و اصلاح طلبان بوده است.اما نهایتاً همان بدنامان و دشمنان اصلاحات ، به کابینه راه یافتند و دو شخصیت اصلی در حوزه فرهنگ و آموزش که می توانستند تا حدودی  گفتمان اصلاحات را نمایندگی کنند از فیلتر گماشتگان مجلس عبور نکردند. در یک کلام ، بار دیگر ثابت شد رهبر جمهوری اسلامی ،هرگاه به ظاهر از برخی مواضع خود عدول  می کند به محض پشت سر گذاشتن خطر وتهدید، به نقطه اولیه باز می گردد وکسانی که با زیر پا گذاشتن منافع مردم به دنبال معامله با رهبر هستند چیزی جز خسران و بدنامی ، برای خویش به ارمغان نمی آورند.

روز ۲۴ مرداد ، روحانی هم پیام هایی برای کسانی فرستاد که در دو ماه گذشته از انتخاب او اظهار خوشحالی می کردند یا به خوشحالی ، تظاهر می نمودند.روحانی  ابتدا با شور و شعف ، از اینکه پورمحمدی حاضر به همکاری با او شده، اظهار امتنان کرد وسپس ، تظاهرات مسالمت آمیز جنبش سبز در اعتراض به کودتای انتخاباتی را « اردوکشی خیابانی » نامید تا به رهبر جمهوری اسلامی نشان دهد نگاه او به راهپیمایی های اعتراضی  همان نگاه رهبر  است که  در خطبه های اولین نماز جمعه بعد از کودتای انتخاباتی سال ۱۳۸۸ ـ مشهور به خطبه خون ـ بیان گردید. طُرفه آنکه بلافاصله پس از این سخن  عهد شکنانه روحانی، باز هم گروهی از اصلاح طلبان حکومتی به توجیه بافی روی آوردند و از روحانی تشکر کردند که هم زمان با استفاده از عبارت « اردوکشی خیابانی » به موضوع کهریزک هم اشاره کرده است . گویی همینقدر که روحانی از میان دهها جنایت بعد از کودتای سال ۸۸، به یکی از آنها اشاره کرده، می تواند با رهبر جنایت پیشه ، هم زبان شود و تظاهرات مسالمت آمیز مردم را محکوم کند.پیام واضح روحانی در روز ۲۴ مرداد آن بود که اگر کوچک ترین اعتراض مؤثری علیه نظام مشاهده شود  او همان روحانی   بیست و سوم تیر ماه ۱۳۷۸ است که با افتخار از سرکوب  تظاهرات دانشجویان  مظلوم سخن می گفت.

اکنون پیام های ۲۴ مرداد مشخص شده تا ثابت شود از نظر حاکمیت و برخی منتقدان آن، ۲۴ خرداد تنها فرصتی برای رفع خطر از نظام جمهوری اسلامی بوده نه زمانی برای به بازی گرفته شدن واقعی اصلاح طلبان و کسانی که به وضع موجود اعتراض دارند. ایا این پیام آشکار ۲۴ مرداد، عده ای  از بازیگران ۲۴ خرداد را هشیار خواهد کرد؟

۱۳۹۲ مرداد ۲۴, پنجشنبه

«تدلیس حجاریان » از نگاهی دیگر

سعید حجاریان در جدیدترین اظهارنظر خود پیرامون انتخابات سال ۸۸ اظهار داشته است: « بنده می گویم نه تقلب بوده نه تخلف، بلکه یک اسم قانونی دارد با عنوان تدلیس » .  حجاریان آنگاه مقصود خود از تدلیس را اینگونه بیان می کند :« اگر شما سه سال در شهرداری به مردم پول بدهید بعد هم چهار سال در دولت به مردم سیب زمینی و یارانه و پول مفت بدهید و رأی بخرید تدلیس سیستماتیک است ». این سخنان در واقع رد قطعی ادعای اصلی جنبش سبز و رهبران نمادین آن ـ موسوی و کروبی ـ بود،  اما سعید حجاریان به دلیل نزدیکی به حلقه رسانه ای و پرسر وصدای جبهه اصلاحات ، این شانس را داشت که  مورد حمله  مدعیان  اصلاح طلبی قرار نگیرد در حالی که سخنان او تأیید کننده اظهارات اخیر رهبر جمهوری اسلامی بود که با رد ادعای تقلب در انتخابات ، خواستار عذرخواهی سران جنبش سبز شد. در این مقاله سعی می کنم سخنان حجاریان را از زاویه ای مورد ارزیابی قرار دهم که تا کنون مورد توجه  قرار نگرفته است.

۱- بر اساس ادعای حجاریان،  نه تنها در انتخابات سال ۱۳۸۸ تقلب صورت نگرفته ، بلکه سیستم جمع آوری و شمارش آرا آنچنان منزه و امانت دار بوده  که  حتی اجازه تخلف در انتخابات نیز داده نشده است. منزه پنداری سیستم انتخاباتی جمهوری اسلامی توسط حجاریان در حالی مطرح می شود که حتی محسن رضایی کاندیدای نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی مدعی  تقلب و تخلف گسترده در انتخابات سال ۱۳۸۸ بود. 

۲- در نگاه اول به نظر می رسد حجاریان به دنبال تبرئه سیستم اجرایی و نظارتی انتخابات از اتهام تقلب در مرحله جمع آوری و شمارش آرا بوده و تلاش کرده تا ثابت کند  آنچه در انتخابات سال ۸۸ به وقوع پیوسته، سوء استفاده احمدی نژاد از قدرت حکومتی  برای جلب آرای ایرانیان بوده است. اما کمی دقت در همین ادعا، نشان می دهد که  به باور حجاریان ، مقصر اصلی در نابسامانی های انتخاباتی ، مردم ایران هستند که اکثریت ایشان به صورت هم زمان از«فقر اقتصادی» و « فقر فهم »  رنج می برند.  به ادعای حجاریان ،این فقیران اقتصادی،  مصلحت خویش   راتشخیص  نمی دهند  و هرکه لقمه ای نان  - یا به تعبیر حجاریان ، پول مفت یارانه - توزیع نماید رأی اکثریتی از ایرانیان را به خود اختصاص خواهد داد.

۳- دقت بیشتر در اظهارات حجاریان نشان می دهد او حتی احمدی نژاد را نیز متهم نمی کند. حجاریان هر نوع تخلف در انتخابات سال ۸۸ را رد کرده است.پس او برخورداری احمدی نژاد از حدود ۲۵ میلیون رأی راتأیید می کند. به عبارت دیگر، به گمان حجاریان، حدود ۶۵ درصد شرکت کنندگان در انتخابات سال ۱۳۸۸، به احمدی نژاد رأی داده اند  که البته مهم ترین دلیل رأی دادن ایشان تدلیس سیستماتیک دولت نهم  از طریق توزیع پول وسیب زمینی و سایر امکانات بوده است. این سخن بیش از آنکه محکوم کننده احمدی نژاد باشد می تواند عدالت پیشگی او را ثابت کند زیرا  حد اقل ۶۵ درصد مردم از امکانات توزیعی دولت نهم  بهره مند شده اند. ممکن است گفته شود روش توزیع امکانات در دولت احمدی نژاد ، تورم آفرین و مخرب اقتصاد بوده است اما این موضوع ربطی به سیستم انتخاباتی ندارد که حجاریان  با  تظاهربه افشاگری در مورد آن ، عملاً دامن نظام را از تقلب سال ۱۳۸۸ مبرا دانسته است.

اما مهم تر از همه موارد فوق ، پرسشی است که حجاریان و دوستان اواز پاسخگویی به آن طفره می روند.سعید حجاریان در پیامی که روز ۲۳ مهرماه ۱۳۸۳ در دوازدهمین اردوی سالیانه دفتر تحکیم وحدت قرائت شد چنین گفته بود :« مردم بسیج می شوند و رأی می دهند  اما در نهایت چه می شود ؟مردم حاجب الدوله ای را انتخاب می کنند که به قول خاتمی فقط یک تدارکاتچی است ».  فرقی نمی کند  ادعای موسوی و کروبی در خصوص وقوع تقلب گسترده در انتخابات سال ۱۳۸۸ درست باشد یا سخن حجاریان دال بر تبرئه نظام از این اتهام. مهم آنست که حجاریان، رئیس جمهور را یک حاجب الدوله می دانسته است. به جای فلسفه بافی برای توجیه اظهارات خود خواهانه رهبر، بهتر است حجاریان به این پرسش پاسخ دهد که "آیااو تغییری در اوضاع مشاهده نموده که به جای جلب توجه مجدد مردم به موضوع « هیچ کاره بودن رئیس جمهور» به دنبال منحرف نمودن اذهان همه ایرانیان از عامل اصلی نابسامانی های کشور- رهبر - به طرف احمدی نژاد است؟"پاسخ به این پرسش ، یافتن پاسخ و راه حل برای جلوگیری از تقلب یا تدلیس در انتخابات را هم تسهیل خواهد کرد.

۱۳۹۲ مرداد ۴, جمعه

ساحل گردی کروبی و دروغ پردازان ناشی جمهوری اسلامی

پس از آنکه خانواده مهدی کروبی اعلام کردند او در شرایط نامساعد جسمی به سر می برد ودر طی یک هفته ، دوبار به بیمارستان منتقل شده ،  یکی از سایت های حکومتی عکسی را منتشر کرد تا ثابت کند مهدی کروبی نه در مراکز درمانی بلکه در سفر تفریحی در کنار دریا به سر می برد. من در زمینه فتوشاپ و سایر حقه های تصویری ، تخصصی ندارم اما در این عکس نکاتی وجود دارد که نشان می دهد سران جمهوری اسلامی ، پول های مردم را در اختیار دروغ پردازان ناشی می گذارند  که نتیجه آن بر رسوایی های جمهوری اسلامی می افزاید. به عکس نگاه کنید  و به نکاتی که در زیر می آید بیندیشید:
۱- این عکس در مرداد ماه منتشر شده است اما کروبی بر روی پیراهن خود ، ژیله زمستانی به تن دارد 
۲- به سایه های موجود در عکس نگاه کنید . سایه کروبی از سمت چپ به سمت راست  تصویر رفته است در حالی که تصویر سرنشینان قایق ازبالا به پایین تصویر  است
۳- کروبی از عینک طبی با شماره بالا استفاده می کند اما در تصویر او در حال قدم زدن در کنار دریا بدون عینک است.

۱۳۹۲ مرداد ۲, چهارشنبه

آقای مهاجرانی ! « فقیه دقیق النظر » همین است؟


 دکتر عبدالکریم سروش در یکی از نوشته های خود ، نقدی   را متوجه « محمد مؤمن » عضو شورای نگهبان کرد .  اگر چه مخاطب ظاهری سروش ، این عضو قدیمی شورای نگهبان بود اما در واقع، دیدگاهی به نقد گذاشته شده بود که « بهتان زدن به دیگران » را به بهانه مقابله با کسانی که  «بد دینان و بدعت گذاران  در دین» نامیده می شوند، تجویز می کند . تقریباً بلافاصله پس از انتشار « نقد نامه » سروش ، دکتر عطاءاله مهاجرانی دست به قلم شد و به دفاع از محمد مؤمن پرداخت زیرا به ادعای او « آیت اله مؤمن قمی از زمره فقیهان آزاده و دقیق النظری هستند که همواره کوشیده اند در طرح نظر خود از معیارهای اصولی و ارزشی فقهی فراتر نروند و سلیقه سیاسی مختار را بر نظر فقهی خویش حاکم نکنند ».

حقیقت آنست که من خود را فاقد اهلیت برای ورود به محتوای بحث می دانم اما  پس از خواندن نامه آقای دکتر سروش و پاسخ آقای دکتر مهاجرانی ، رفتار آقای مؤمن در انتخابات مجلس هفتم را به یاد آوردم .آن رفتار نشان می داد ـ و می دهد ـ که آقای محمد مؤمن ،  بهتان زدن  به رقبای سیاسی حزب خویش ـ شورای نگهبان ـ را مجاز می شمارد . در آن انتخابات ـ که قاعدتاً همسر آقای مهاجرانی ، آن را به خوبی به یاد می آورد ـ شورای نگهبان ، بیش از دو هزار نفر از کاندیداهای غیر همسو را   رد صلاحیت کرد . رفتار شورای نگهبان در آن زمان آنچنان رسوا بود که حتی افرادی مانند حبیب اله عسگر اولادی نیز به فغان آمدند . با اوجگیری اعتراضات ، ابتدا  « پیر خرفت شورای نگهبان » وسپس محمد مؤمن ، مأموریت « توجیه رد صلاحیت ها » را به عهده گرفتند . احمد جنتی  در یک اظهار نظر عام ،همه رد صلاحیت شدگان را زیر سؤال برد و اظهار داشت :« برخی از رد صلاحیت  شدگان ، نماز می خوانند  وسایر فرایض مذهبی را انجام می دهند ودر عین حال ، کلاهبردار هستند » . محمد مؤمن هم در گفتگویی که روز بیست و پنجم دی ماه ۱۳۸۲ با خبر گزاری ایرنا انجام داد به دفاع مطلق از عملکرد حزب حکومتی خود ـ شورای نگهبان ـ پرداخت و اظهار داشت : « وقتی می دانیم آدمی هرزه و جاسوس است اما در وزارت  اطلاعات اسمش نرفته یا آنان اظهار نظری نکرده اند آیا  این فرد می تواند به مجلس برود ؟»‌  

فکر نمی کنم   برای اثبات  اعتقاد آقای مؤمن  به « تجویز بهتان به مخالفان  »   توضیح بیشتری لازم باشد. آن زمان ، مقاله ای در آفتاب یزد نوشتم و این پرسش را مطرح کردم که وقتی وزارت اطلاعات به عنوان متولی شناسایی جاسوسان ، نه تنها هیچ اظهار نظری در مورد یک فرد نکرده بلکه حتی نام او را در اختیار ندارد شورای نگهبان چگونه به جاسوس بودن آن فرد یقین پیدا کرده  و او را رد صلاحیت می کند؟  آقای مهاجرانی می داند که سیستم اطلاعانی جمهوری اسلامی با سخاوتمندی فراوان ، بسیاری از منتقدان را جاسوس می داند . از نظر آن سیستم ، هم « مهاجرانی » جاسوس است هم « سروش ». در عین حال آقای مؤمن برای توجیه اقدام سیاسی شورای نگهبان  و رد صلاحیت شریف ترین انسان ها ، به راحتی کسانی   را « جاسوس» و « هرزه » نامید که حتی دستگاه اطلاعاتی « هرزه پرور جمهوری اسلامی » حاضر نمی شد جاسوس بودن آنها را تأیید کند. ممکن است کسی بگوید که این اظهارات مربوط به دوره ریاست جمهوری خاتمی است که وزارت اطلاعات ، تا حدودی منزه تر از دوره فعلی بود. اما در آن زمان ، علاوه بر وزارت اطلاعات، دستگاههای اطلاعات موازی  و قوه قضائیه نیز به شدت فعال بودند و  گزارش های آنها می توانست معیار قانونی برای رد صلاحیت افراد باشد. اظهارات محمد مؤمن هم پاسخ به کسانی بو که مدعی بودند هیچیک از نهادهای قانونی کشور، مدرکی دال بر فساد یا محکومیت آنها در اختیار شورای نگهبان نگذاشته است .

آنچه در بالا آمد نشان می دهد دیدگاه فقهی  آقای مؤمن هر چه باشد، او ایراد اتهاماتی همچون « هرزگی » و «جاسوسی » به مخالفان سیاسی خویش را مجاز می شمارد . آقای مهاجرانی می تواند در خلوت ، از همسر فهیم خویش ، نام عده ای از رد صلاحیت شدگان در انتخابات مجلس هفتم را سؤال کند تا بداند « اظها نظر کلی آ قای مؤمن » که درواقع  پاسخ به اعتراضات  نسبت به ردصلاحیت افراد شناخته شده بود  ذهن ها را به طرف چه کسانی می بُرد و آنها را در مظان « هرزگی » و « جاسوسی » قرار می داد.راستی آیا از یک فقیه « دقیق النظر» چنین « هرزگی در اظهار نظر » قابل قبول است؟ 

۱۳۹۲ تیر ۲۵, سه‌شنبه

روزه داری نسل ما و تردید های امروزی


نخستین سالی که علیرغم مخالفت پدر ومادرم ماه رمضان را به صورت کامل روزه گرفتم سال ۱۳۵۶ ـ سی و شش سال قبل ـ بود. در آن سال هم ماه رمضان در مرداد و شهریور بود و بسیارگرم. بعضی روزها شدت گرما من را که تنها ۱۳ سال داشتم کلافه می کرد. اما از یک طرف تلاش می کردم تشنگی خود را ابراز نکنم و از سوی دیگر از صمیم قلب احساس رضایت می کردم زیرا بر این باور بودم که بدون خودنمایی ، برای اعلام تسلیم در برابر خداوند بزرگ، تشنگی و گرسنگی را تحمل کرده ام . هنوز هم از رفتار آن سالهای خود احساس رضایت دارم اما گمان می کنم امروزه جوانان حق دارند که مثل من فکر نکنند زیرا کم کم بر همگان ثابت می شود که « دین » و «احکام » آن ، بیش از آنکه راهی برای سعادت انسان ها باشد - که به باور من چنین است ـ بازیچه «زشت خو »ترین و «زشت گو» ترین افرادیعنی غاصبان حکومت ایران شده است تا از این طریق، با آسودگی بیشتر، خلایق را بفریبند . چندی قبل آقای بیات زنجانی ، فتوایی صادر کرده که به موجب آن « نوشیدن آب در حد ضرورت توسط روزه دارانی که تحمل تشنگی ندارند» بلامانع است. بلافاصله ماشین فحاشی در داخل ایران به راه افتاده است تا به بهانه این فتوا، از مواضع آقای بیات در جریان جنبش سبز انتقام بگیرند.در این میان آقای مکارم شیرازی هم که شائبه هایی در مورد رانت های « شکری » و « قیری» اطرافیانش مطرح است با رسانه های فحاش ولی فقیه ، هم زبان شده و فتوای آقای بیات را «ناقض اجماع علما »دانسته است. در حالی که قبل از آقای بیات ، آقای جعفر سبحانی که از مراجع تقلید حکومتی است مشابه فتوای آقای بیات را صادر کرده است .(http://tohid.ir/fa/persian/book?bookID=159&page=11) صفحه ۳۱۴ مسئله ۱۲۵۶ را ملاحظه کنید

۱۳۹۲ تیر ۲۲, شنبه

خرِ آقا و « پل حماسه سیاسی »



خر آقا و عواملش از پُل « حماسه سیاسی » گذشت . دبّه های آنها شروع شد. قابل توجه برخی خوش خیال ها:
عسگراولادی قبل از حماسه سیاسی : به عنوان یک عضو هیات منصفه می‌گویم که من موسوی و کروبی را در فتنه 88 مجرم نمی‌شناسم
http://khabaronline.ir/detail/270758


عسگر اولادی بعد از حماسه سیاسی : قابل تردید نیست که موسوی و کروبی فرمان شورش خیابانی صادر کردند با بیانیه‌های تند و افراطی مسبب قتل شده‌اند ده‌ها نفر در اغتشاشات کشته شده‌اند.. آنها میلیاردها تومان به مردم به‌ویژه کسبه خسارت زدند باید جوابگو باشند. این را باید دادگاه و قاضی مجازات آن را تعیین کند.
http://sahamnews.org/1392/04/253312

۱۳۹۲ تیر ۱۳, پنجشنبه

آن روز ریش تراش امروز....

تقریباً دوماه بعد از کودتای انتخاباتی سال ۸۸ ـ که امروز عده ای از اصلاح طلبان به دنبال پاک کردن آن از حافظه مردم هستند ـ همه نشانه ها حاکی از عدم اراده نظام برای مجازات جنایت کاران کهریزک  و همدستان آنها بود. در آن زمان مقاله ای درآفتاب یزد نوشتم و رفتار دستگاههای مسئول در برخورد با عوامل آن جنایت ها را با رفتار مشمئز کننده نظام در مواجهه با جنایت سال ۷۸ در کوی دانشگاه تهران مقایسه کردم. اکنون که حکم اولیه قصاب  کهریزک  ـ  قاضی محبوب خامنه ای   ـ صادر شده به نظرم رسید بازنشر آن یادداشت خالی از لطف نیست. ضمن آنکه این حکم ننگین،  به خوش خیال ترین افراد هم یاد آوری می کند که خامنه ای هیچ تغییری نکرده و برای ادامه سرکوب ها و جنایت های خود به «مرتضوی های دیگر» نیازمند است ولذا اجازه نمی دهد که  «نخستین مرتضوی او» با مجازات سنگین مواجه شود .  متن کامل یادداشت با عنوان « آن روز ریش تراش امروز ...»  را  از اینجا بخوانید