‏نمایش پست‌ها با برچسب امام علی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب امام علی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ شهریور ۲۷, جمعه

بر اندازی از صدر اسلام تا عصر ولی فقیه


فکر می کنم نخستین بار در ماه رمضان سال هفتاد و نه بود که در تریبون رسمی جمهوری اسلامی ، به شیوه ای غیر مستقیم رفتار نظام ولایت فقیه با منتقدان ، در کنار برخورد امام  علی قرار گرفت و با آن مقایسه شد. سید محمد خاتمی  در آن موقع رئیس جمهور بود و در همان سال با روی کارآمدن مجلس ششم احساس قدرت بیشتری می کرد. او در یکی از شب های قدر در آرامگاه آیت اله خمینی سخنرانی کرد و در بخشی از آن اظهار داشت :" امام علی تا زمانی که مخالفان او دست به سلاح نبردند با آنان کاری نداشت ". البته به نظر می رسد  بسیاری از  داستان های صدر اسلام  را کسانی نقل کرده اند که شباهت رفتاری و گفتمانی بسیار به آخوندهای حکومتی جمهوری اسلامی دارند به طوری که هر یک از نحله های فکری روحانیت شیعه، می تواند مطابق میل خود آن داستان ها را تفسیر و رفتار خویش را توجیه نماید. پس اگر می خواهیم به داستان های صدر اسلام متوسل شویم تا یک جناح را تقویت و انحراف  آن دیگری را افشا نماییم  بهتر است به اسناد مکتوب به جا مانده از صدر اسلام اتکا کنیم؛اگرچه  در مورد آن اسناد هم ،گاه ملاحظاتی وجود دارد .
البته سخن آن روز خاتمی  هم ،بیشتر با حکومتداری سازگار بود  تا ادعای "علی گونه بودن " . زیرا آنچه در نهج البلاغه   در خصوص  رفتار امام علی با "خوارج " باقی مانده ،حتی بر خورد در مورد "دشمنان سیاسی مسلح " را نیز مقید به قیودی می کند. علی (ع) در حالی که به خاطر ضربه شمشیر ابن ملجم در بستر مرگ افتاده بود به بازماندگان خویش اینگونه وصیت کرد :" ولا تقتلوا  الخوارج  من بعدی . پس از من خوارج را نکشید" او البته تنها به نصیحت اخلاقی برای نمایش بزرگواری خویش اکتفا نمی کند بلکه دلیل این توصیه را نیز آشکارا بیان می نماید :" لیس من طلب الحق فاخطاه  کمن  طلب الباطل  فادرکه  .آنکس که به دنبال  حق بوده و به راه  خطا رفته ،هرگز با کسی که خود به دنبال باطل بوده و به آن رسیده  ، یکسان نیست."  این توصیه ،هم مذهبی است هم سیاسی. مذهبی  از آن جهت که علی تلاش می کند این باور در پیروان او تقویت شود  که  کسی جز خدا ،نیت انسان ها  را نمی داند تا جایی که حتی ممکن است قاتلان علی هم  ، از سر حق جویی دست به شمشیر برده باشند. این توصیه ،سیاسی هم هست زیرا او به عنوان حاکمی که به دست مخالفان مسلح ترور شده ،بی بند و باری در انتقام گیری  از ترور کنندگان  خود را نفی می کند.
البته تردید ندارم که امروز در هیچ کشوری و در سایه هیچ حکومتی نمی توان با نیت خوانی و به این گمان که "ممکن است مخالفان مسلح ،نیت خیر داشته اند " آنان را آزاد گذاشت. به عبارت دیگر همانطور که رفتار افراطی جمهوری اسلامی در "نیت سازی " و " نیت خوانی " برای منتقدان و برخورد با آنان بر اساس "نیت جعلی "، قابل قبول نیست نمی توان در برخوردی تفریطی ، مخالفان مسلح را آزاد گذاشت.
پس تکلیف چیست ؟ مگر سخن بالا ،یادگار امام علی نیست ؟مگر علی به عنوان  کسی که شیعیان ،او را حاکم به حق حکومت اسلامی می دانند ،نیت را مهم ترین عامل در تعیین مجازات - حتی برای طراحان ترور خویش - ندانسته است ؟ شاید کسی بگوید امام اول  شیعیان به عنوان "رهبر مذهبی"  رهنمودی  داده که عوامل حکومت  الزامی بر  اجرای آن ندارند . پذیرش این سخن ،تکرار ادعای سکولارها  حتی سکولارهای مذهبی است که بر تفکیک رهبری مذهبی از قیادت سیاسی و بالاتر از آن جدایی نهاد دین از حکومت تاکید می نمایند. بر اساس نگاه تعریف شده در توصیه امام علی ، اگر گناه قابل مجازاتی وجود داشته باشد ایستادگی در برابر حق است نه برخورد با کسانی که خود را معیار حق می دانند. باز هم تکرار می کنم حتی  در آزاد ترین حکومت های دنیا و در بزرگترین دموکراسی های جهان نیز نمی توان کسانی را که دست به سلاح می برند آزاد گذاشت و به انتظار کشف نیت آنان  در مقابله با حق نشست. پس چاره در آنست که حکومت را از نهاد دین جدا کنیم و میان " حق ستیزی" و " براندازی سیاسی " تفکیک قائل شویم. در آن صورت به مفهوم توصیه امام علی در خصوص "رجحان نیت بر عمل "پی می بریم و آن را یک توصیه برای ارزیابی میزان پایبندی افراد به دستورات دینی تلقی خواهیم کرد؛توصیه ای  که ربطی به قوانین و آداب حکومت ندارد. اما این نگاه ، پیامد های دیگری هم خواهد داشت. کسی که این نگاه را بپذیرد حق نخواهد داشت با تقدس بخشی به یک حکومت  زمینی ،شدید ترین مجازات  های دینی را بر مخالفان آن حکومت اعمال نماید.
در یک کلام ، به نظر می رسد حکومت،یک امر زمینی است که بایستی بر اساس قوانین و تجربیات بشری اداره گردد نه با امور قابل تفسیر دینی. مخالفان هیچ حکومتی را نمی توان مخالف خدا دانست و احکام مجعول همچون "بغی بر حکومت الله " را بر مخالفان و حتی بر اندازان آن حکومت ،جاری نمود.   در تفسیر  نقض احکام حکومتی از نگاه اسلامی و تفاوت آن با نگاه خودخواهانه سردمداران جمهوری اسلامی ، سخن بسیار است  که در مقاله ای جداگانه به آن خواهم پرداخت. اما به صورت خلاصه بگویم در  نهج البلاغه امام علی (ع)  موارد متعددی می توان یافت که او ،کارگزاران حکومتی خویش را به خاطر نقض حقوق اجتماعی مردم و بی توجهی به نیازهای آنان ،سرزنش نموده و حتی حاکم یا فرماندار منصوب از طرف خود را عزل کرده است. در حالی که در جمهوری اسلامی،رفاه و حقوق اجتماعی مردم ، هیچ محلی از اعراب ندارد و گاه مصالح جمهوری اسلامی در برابر منافع  مردم قرار می گیرد. در آخرین نمونه ، دو تن از ائمه جمعه  نزدیک به رهبر ،گشایش اقتصادی ناشی از رفت و آمد مقامات اروپایی به ایران را مقدمه "اندلسی شدن "ایران دانسته اند. به عبارت واضح تر در نگاه رسمی ولی فقیه و سخنگویان او  ، آنچه موجب رفاه مردم می گردد گاه جمهوری اسلامی را در معرض انقراض قرار می دهد و موجب براندازی نظام ولایت فقیه می شود.متاسفانه اغلب مبلغان دینی،قلم و زبان خویش را به جمهوری اسلامی و نظام ولایت فقیه فروخته اند اما روحانیون آزاده ای که تهدید و تطمیع های جمهوری اسلامی ،آنها را از وظیفه الهی خویش باز نداشته ،موظفند پاسخی برای این پرسش پیدا کنند که " آیا نگاه حاکمان صدر اسلام  به رفاه مردم  و مقوله براندازی ،همانست که در جمهوری اسلامی ترویج می شود ؟" 

۱۳۹۴ فروردین ۲۵, سه‌شنبه

علی جمهوری اسلامی ، علی نهج البلاغه : جنگ و صلح

مقدمه : همانگونه که در دوقسمت قبلی یادداشت اشاره شد مخاطب اصلی این سری مقالات ، کسانی هستند که  جمهوری اسلامی را ادامه راه امام علی ( ع) می دانند و ادعاهای دروغین رهبر جمهوری اسلامی در خصوص پایبندی های مذهبی او را باور دارند. نگارنده در این یادداشت ، تلاش نمی کند با مخالفان اسلام وارد چالش کلامی شود . هدف این یادداشت دعوت برخی طرفداران   حکومت جمهوری  اسلامی به  اندیشیدن بیشتر و مقایسه رفتار سران نظام جمهوری اسلامی با توصیه های مکتوبی است که از امام اول شیعیان به جا مانده است.

--------------------------
 
یکی از مهم ترین مشخصه های جمهوری اسلامی از آغاز استقرار ، اصرار برداشتن دشمن و خصومت ورزی با سایر دولت ها به بهانه های گوناگون بوده است. دشمن تراشی گاه به بهانه انجام وظیفه شرعی برای رفع ظلم و فساد از سراسر گیتی صورت گرفته و زمانی با ادعای رفع  توطئه علیه انقلاب اسلامی. قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز به نوعی از دشممن تراشی مشروعیت بخشیده است. در مقدمه این قانون آمده است : " قانون اساسی با توجه به محتوای اسلامی انقلاب ایران که حرکتی برای پیروزی تمامی مستضعفین بر مستکبرین بود زمینه تداوم این انقلاب را در داخل و خارج کشور فراهم می‌کند بویژه در گسترش روابط بین‌المللی، با دیگر جنبش‌های اسلامی و مردمی می‌کوشد تا راه تشکیل امت واحد جهانی را هموار کند (ان هذه امتکم امه واحده و اناربکم فاعبدون) و استمرار مبارزه در نجات ملل محروم و تحت ستم در تمامی جهان قوام یابد." در واقع ،  سران جمهوری اسلامی  از نخستین روزهای رسیدن به قدرت،  به دخالت در امور سایر کشورها برای  تشکیل " امت واحده اسلامی " از طریق " تداوم انقلاب  در داخل و خارج از کشور " می اندیشیده اند که مفهوم دیگر آن ، احساس دشمنی با بسیاری از دولت ها در سراسر کشور و خصومت ورزی در عرصه بین المللی است. در دوره رهبری سید علی خامنه ای ، خصومت ورزی ابعاد گسترده تری یافته و رهبر بی خرد جمهوری اسلامی ، علم مبارزه با برخی ملت ها را نیز برداشته است. او در آستانه انتخابات ریاست جمهوری اسلامی سال نود ودو، با صراحت نژادهای غربی به ویژه اروپایی ها را وحشی خواند و اظهار داشت: " غربی‌ها بخصوص نژادهای اروپايی، نژادهای وحشی‌اند. اينها ظاهرشان اتو کشيده و کراوات زده و ادکلن زده و اينهايند امّا همان باطن وحشی‌گری‌ای که در تاريخ وجود داشته هنوز هم در اينها هست".  
 
علاوه بر خصلت دشمن خواهی و دشمن تراشی، نگاه سران جمهوری اسلامی  به " صلح و دوستی" با سایر کشورها، همواره نگاهی منفی و همراه با احساس شرمندگی یا حقارت بوده است . این ، از نقاطی است که تفاوت آشکار سران جمهوری اسلامی با دیدگاههای به جا مانده از امام علی (ع ) را علنی  می سازد.مهم ترین سند در این خصوص، توصیه های حکومتی امام اول شیعیان و خلیفه چهارم اهل سنت  به مالک اشتر - حاکم منصوب امام در مصر- می باشد. این توصیه ها، تنها جنبه ارشادی و اخلاقی نداشته بلکه بخشی از دستور العمل اجرایی برای حاکم بخشی از حوزه حکومت اسلامی در صدر اسلام بوده است. در فرمان مکتوب امام  به مالک اشتر  آمده است : " هر گز صلحی را که دشمن به تو پیشنهاد می کند و رضای خدا در آنست  رد نکن."  کسانی که با ادبیات عرب آشنا هستند می دانند عبارت " ولا تدفعن " همراه با تاکید شدید است. او سپس دلایل خود برای این توصیه را نیز بیان می کند : " صلح موجب آسایش لشگریان ، آسودگی خاطرخودت و امنیت شهرها ست ".  اما نگاه رهبر جمهوری اسلامی به صلح با دشمنان واقعی و مجازی چیست؟ او بارها اعلام کرده که اگر ایران با امریکا از در صلح و دوستی وارد شود ابهت جمهوری اسلامی در میان ملت های انقلابی در سایر نقاط جهان از بین می رود. یعنی او به جای آنکه به آسایش لشکریان خود یا امنیت شهروندانی که آنها را رعیت خویش می پندارد بیندشید به فکر ابهت پوشالی است که با ماجراجویی های بین المللی و با استفاده از ثروت ملت ایران برای خود دست و پا کرده است. او به جای آنکه رفاه و آسایش ایرانیان را وجهه همت خویش قرار دهد همواره به فکر افزایش سوژه های در گیری در عرصه های بین المللی است تا بتواند در مواقع خاص از قدرتمندان جهانی باج خواهی نماید. او نه تنها دشمنی و کینه توزی را قبیح و موجب سلب آسایش ملت نمی پندارد بلکه آن را یک نعمت و موجب دوستی ملت با یکدیگر می شمارد. به این سخن او که در سال  هفتاد و شش و در آغاز تلاش های دولت خاتمی برای رفع برخی کدورت ها با امریکا بیان شده توجه نمایید: " میخواهند آن چیزی را که تا امروز وسیله وحدت ملت ایران بوده است، به وسیله اختلاف ملت ایران تبدیل کنند. تا به حال آحاد ملت ایران به خاطر این‌که میدانستند دولت امریکا دشمن آنهاست، در مقابل دشمنی امریکا، اگر یک وقت اختلافات جزئی هم داشتند، کنار میگذاشتند و متّحد میشدند. مقابله با امریکا، یکی از وسایل وحدت این ملت بوده است. "
این سخن در حالی مطرح شد که چند ماه قبل از آن ، انتخاب خاتمی -  که بسیاری ازمردم او را نسبت به مقامات جمهوری اسلامی ، متفاوت می دانستند - موجب وحدت استثنایی در داخل کشور شده بود اما خامنه ای و عواملش به هر طریق در برابر او سنگ اندازی می کردند. به عبارت دیگر، خامنه ای به جای اینکه دوستی ها در داخل کشور را به عامل وحدت تبدیل نماید ترجیح می داد - و می دهد - که از دشمن تراشی واقعی یا مجازی ، محور وحدت بسازد.
 
امام علی ( ع ) در ادامه توصیه های جنگ گریزانه ، به مالک اشتر دستور می دهد : " هیچ چیز مثل خون ریزی موجب از بین رفتن نعمت و زوال حکومت نمی شود." اما سخن گویان رسمی و غیررسمی علی خامنه ای ، در خارج از مرزها  از برخی آشوب های منجر به خون ریزی حمایت سیاسی و مالی می کنند در داخل کشور نیز   با شعفی خاص از لزوم ریخته شدن خون برای احیای مظاهری که موجب تقویت نظام جمهوری اسلامی می شود سخن می گویند. اشتهای خون ریزی سران و سخن گویان جمهوری اسلامی در حدی است که با صراحت از لزوم ریخته شدن خون  برای افزایش پایبندی زنان و دختران به حجاب سخن می گویند. اینگونه تبلیغات در جمهوری اسلامی تا کنون بی گناهانی را قربانی کرده است. چند سال قبل ، دختر و پسر جوانی که دوران نامزدی رسمی قبل از ازدواج را طی می کردند  در کرمان توسط آدمخواران طرفدار مصباح یزدی به طرزی فجیع به قتل رسیدند. عاملان قتل، بعداً در دادگاه تبرئه شدند زیرا به تشخیص دادگاه ، درراستای انجام وظیفه امر به معروف و نهی از منکر دست به قتل زده بودند! اسید پاشی های اخیر در اصفهان  وسهل انگاری عمدی در مجازات مناسب نسبت به عوامل آن ، نمونه دیگری از نگاه سران جمهوری اسلامی به ارزش جان و خون انسان ها و تفاوت آن با توصیه های مکتوب به جا مانده از امام علی (ع) است. " علی جمهوری اسلامی " ادعا می کند که پیرو " علی نهج البلاغه " است  اما رفتار او هیچ شباهتی با توصیه های مکتوب به جا مانده از امام علی (ع) ندارد. او برای حفظ ابهت کاذب خود در نقاط مختلف جهان ، بر طبل جنگ می کوبد . نتیجه رفتار خود خواهانه خامنه ای باعث  شده لشگریانش در بدترین شرایط باشند و هر نوع آسایش و رفاه از مردم دریغ شود. متدینانی که با توهم علی گونه بودن جمهوری اسلامی ، در برابر کاستی ها و ضعف های این نظام فاسد سکوت می کنند با اندکی تأمل در رفتار سران جمهوری اسلامی به ویژه علی خامنه ای می توانند فاصله دو " علی " را مشاهده نمایند. از نگاه دینی به این افراد توصیه می کنم خویش را به خاطر این علی قلابی ، مشمول حکم " خسر الدنیا و الاخره " ننمایند. 

۱۳۹۳ اسفند ۲۴, یکشنبه

علی نهج البلاغه ، علی جمهوری اسلامی (2)




مقدمه : این یادداشت برای مخاطبانی در داخل و خارج از کشور است که همچنان معتقدند جمهوری اسلامی ادامه راه امام علی (ع) است. در حال حاضر جمهوری اسلامی و گروهی از مخالفانش در یک موضوع اشتراک نظر دارند. رهبر جمهوری اسلامی و حامیانش ، بدعت ولایت فقیه را ادامه راه امام علی می دانند - یا اینگونه ادعا می کنند -  گروهی از مخالفان جمهوری اسلامی هم می خواهندبه هر طریق ثابت کنند آنچه در نظام ولایت فقیه انجام می شود چیزی نیست جز شیوه حکومتی امام علی . همین موضوع یکی از ابزارهای قوی است که جمهوری اسلامی را برای حفظ برخی حامیان متعصب و از جان گذشته خود یاری می کند.صاحب این قلم بدون آنکه وارد چالش با این گروه از مخالفان جمهوری اسلامی شود برخی توصیه های حکومتی امام علی ( ع) را در برابر چشمان حامیان عقیدتی  ولایت فقیه قرار می دهد و آنان را به تفکر دعوت می کند. ناگفته پیداست که رانت خوارانی که جمهوری اسلامی بازار مکاره ایشان برای ادامه چپاول است مخاطب این یادداشت نیستند.
 
----------------------------------------------------------------
 
علی نهج البلاغه  به کارگزار خود - مااک اشتر-  توصیه می کند برای قضاوت در میان مردم کسانی را انتخاب کند که دشمنی های دیگران بر او اثر نگذارد ، هر گاه حق را تشخیص داد از بازگشت به حقیقت ، واهمه نداشته باشد واگر نسبت به حقانیت و درستی فهم خود دچار کوچکترین شبهه ای شد آن شک را مورد توجه قرار دهد.به توصیه امام علی (ع) کسی صلاحیت قضاوت دارد که بیش از هرچیز به اسناد و دلایل توجه کند و با شکیبایی و بدون توجه به نزاع شاکی و متهم ، به دنبال کشف حقیقت باشد.  چنین قضاتی  که به تعبیر امام علی ( ع) تعداد آنان اندک است باید محترم شمرده شوند و کسی از اطرافیان و سوگلی های حاکم برای نفوذ بر ایشان و احکامی که صادر می کنند تلاش ننماید. اما علی جمهوری اسلامی بر سر قضاوت و دستگاه قضا در ایران چه آورده است ؟ نخستین قاضی القضات منصوب او  - شیخ محمد یزدی -   وقتی پس از دهسال تسلط بر آبرو، جان و مال مردم از دستگاه قضا رفت ارزیابی  جانشین اواز دهسال مدیریت  یزدی  این بود که " ویرانه ای را تحویل گرفتم ". هاشمی شاهرودی این سخن را گفت اما دوره دهساله ریاست خود او بر قوه قضائیه جمهوری اسلامی یکی از ننگین ترین دوره های تاریخ قضاوت در ایران است. بیست سال پیش به صورت اتفاقی در تهران  با پزشکی شریف از هموطنان مقیم امریکا  آشنا شدم . او فرزند مرحوم محمد سروری صاحب منصب عالیرتبه قضایی در دوره های گوناگون در رژیم گذشته بود. دشمنی مقامات و قضات جمهوری اسلامی نسبت این  مرد شریف در حکم مصادره اموال او و بستگان درجه اولش ، تجلی یافته بود . اما همه تلاش حضرات به یافتن خانه ای بسیار معمولی در اطراف خیابان طالقانی تهران به نام او و یک باب آپارتمان به نام فرزندش منتهی شده بود که آپارتمان فرزند نیز با وام بانک رهنی خریداری  گردیده بود.اما  صاحب منصبان  قضایی جمهوری اسلامی و اطرافیان آنها چه ؟ نزدیکان هاشمی شاهرودی علناً به کار چاق کنی مشغول  بودند  و هیچ حکمی در هیچ محکمه ای وجود نداشت  که دلالان سرشناس هاشمی شاهرودی ، امکان اثر گذاری بر آن را نداشته باشند. برادر بزرگتر و پر مدعای رئیس فعلی دستگاه قضا هم متهم بزرگ زمین خواری در اطراف تهران است . اما چه کسی جرئت دارد عامل مشکوک انگلیس در ایران و مشاور رئیس قوه قضائیه را مورد پرسش قرار دهد؟
 
توصیه نهج البلاغه در خصوص رفتار حاکم با کارگزاران آنست که همواره  بر کار آنان نظارت کند . علی از  مالک اشتر می خواهد کارگزاران خود را  از میان صاحبان تجربه و حیا پیشگانی انتخاب کند که در خانواده های اصیل پرورش یافته اند. اما در جمهوری اسلامی ، تجربه که هیچ جایگاهی ندارد زیرا هر که تا به حال بر مناصب مدیریتی تکیه زده ، اگر از نور چشمی ها نبوده،  پس از پایان کار به انواع مفاسد متهم شده و ادامه برنامه های او متوقف گردیده است. در خصوص نورچشمی ها هم  تکلیف مشخص است . اولا انتصاب آنها مشروط به داشتن تجربه نیست ثانیاً نه تنها نظارت مؤثر برآنان وجود ندارد بلکه هر گاه بر اثر تصادف ، مفسده ای از آنان کشف شود حاکم با وقاحت دستور" کش ندهید " صادر می کند و مانع پیگیری مفسده ای می شود که عامل آن نورچشمی حاکم است. در خصوص اصالت  و حیای کارگزاران جمهوری اسلامی هم که نیازی به سخن گفتن نیست. علی از مالک اشتر می خواهد چشم های مخفی از میان صداقت پیشگان ، مأمور نظارت بر عملکرد کارگزاران نماید. امروزه ، بهترین و امین ترین چشم های ناظر، مطبوعات و رسانه های مستقل هستند  که در جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگر ، تحت فشار قرار دارند. دستگاههایی همچون قوه قضائیه و مجلس هم که بر اساس قانون اساسی ، وظیفه نظارت بر عملکرد کارگزاران را دارند سالهاست که در جمهوری اسلامی ، اخته شده اند.امام علی می گوید اگر کسی از کارگزاران حکومت نسبت به آنچه ازبیت المال که در اختیار اوست خیانت کرد او را تنبیه کن و ننگ بدنامی را به گردن او بینداز. اما در جمهوری اسلامی ، رئیس فاسد ترین دولت تاریخ ایران ، همچنان قدر می یابد و حتی معاون او که برای بخش کوچکی از هزاران میلیارد تومان فساد به محاکمه نمایشی کشیده شده ، " متخلف خودی"  نامیده می شود.

در باب مالیات گیری ، توصیه امام علی به مالک اشتر آنست که انسان هایی سالم را برای این کار بگمارد. او فلسفه اصلی مالیات را عمران و آبادی می داند و به مالک می گویدهدف از  جمع آوری مالیات نباید جمع آوری مال توسط حکومت باشد و آنچه که به عنوان مالیات جمع آوری می گردد باید صرف  رفاه مردم شود . اما رسوایی سیستم مالیاتی جمهوری اسلامی به گونه ای است که اخیراً رهبر جمهوری اسلامی زبان به اعتراف گشود که " از کارمندان و ضعفا ، مالیات گرفته می شود اما گردن کلفت ها از مالیات دهی ، فرار می کنند". البته همین اعتراف هم با فریب کاری همراه بود. زیرا بزرگترین فرار های مالیاتی توسط نهادهایی صورت می گیرد که در آمد آنها به جای مصرف در مسیر عمران کشور و رفاه مردم ، برای ارضای شهوات سیاسی رهبر ، اتلاف می شود. امام علی به مالک اشتر یاد آوری می کند که " مملکت آباد ، تحمل سختی های احتمالی را خواهد داشت"  اما در جمهوری اسلامی ، عمران و آبادانی واقعی و پایدار ، هیچگاه دغدغه مسئولان نبوده در حالی که  همواره در انتظار تحمل سختی ها ازسوی مردم بوده اند تا سیاست های ماجراجویانه سران نظام با سهولت بیشتر انجام شود.نگاهی به عهدنامه مالک اشتر نشان می دهد گویی او نتیجه عملکرد مدعیان پیروی از خود را به خوبی مشاهده می کرده ، آنجا که می گوید " خرابی ها  به خاطر فقر مردم و کشور است و این فقر دلیلی ندارد جز زر اندوزی و حرام خواری حاکم  و نور چشمی های او ".

در بخش دیگری از عهدنامه مالک اشتر می خوانیم : " هنگامی که مردم می خواهند مشکلات خود را با تو در میان بگذارند اطرافیان  و محافظان را ازخود دور  کن تا آنان بدون لکنت و به دور از هرگونه ترس ، با تو سخن بگویند. اما در جمهوری اسلامی نه تنها مردم عادی نمی توانند به دور از چشم نگهبانان و اطرافیان با حاکم سخن بگویند بلکه ملاقات بلند پایگان کشور با عالی ترین مقام نظام با حضور خیل مخافظان و مراقبان انجام می شود.اگر هم کسی دچار ساده اندیشی شود و بخواهد حتی با لکنت بسیار، انتقادی به عملکرد رهبر داشته باشد سرنوشتی مانند علی مطهری پیدا می کند که هم از گماشتگان رهبر کتک می خورد هم نماینده رهبر- امام جمعه شیراز- ازحمله کنندگان حمایت می نماید. لابد امام جمعه شیراز ،  در هنگام دفاع از این اراذل و اوباش، خامنه ای را ، علی می بیند و خود را مالک اشتر.

امام علی برای آنکه مالک اشتر تحت تأثیر گزارش های اطرافیان ، از واقعیت های ملک و ملت غافل نشود به او می گوید هیچگاه به مدت طولانی از حضور در میان توده مردم را ترک نکند  اما حاکم فعلی جمهوری اسلامی ، بیست و شش سال است  که خود را به  ملاقات های رسمی و پر تکلف ، محدود کرده و این ملاقات ها نیز با حضور صدها  مراقب و محافظ بر گزار می شود. کسانی که سران جمهوری اسالمی را احاطه کرده اند به زیبایی در عهدنامه مالک اشتر توصیف شده اند : " حاکم ، نزدیکان و نورچشمانی دارد که خود خواه هستند و اهل دست اندازی به اموال عمومی. در رفتار با مردم کم انصافند . آنان از نزدیکی با حاکم ، سود می برند و رسوایی و عذاب آن در دنیا و آخرت برای حاکم باقی می ماند".

بر خلاف رویه حاکم در جمهوری اسلامی ، امام علی به کارگزاران خود دستور می دهد " هر گاه رفتار تو باعث بدگمانی مردم شد ، عذر و دلایل خود را با مردم در میان بگذار تا بد گمانی های آنان بر طرف شود" . او آنگاه توضیح می دهد که عادت استدلال برای مردم ،  حاکم را به رفتار پسندیده و اخلاق نیکو با آنان وادار خواهد کرد. به عبارت دیگر اگر حاکم بداند که همواره ناچار است برای رفتار خود دلایل قانع کننده عرضه نماید آنگاه  مراقب همه سخنان و حرکات خود خواهد بود. اما در جمهوری اسلامی نه تنها اقناع مردم مورد توجه نیست بلکه نماینده رهبر در قدرتمند ترین نهاد حکومتی  می گوید " ما اصلا حق نداریم در مورد دلایل و مبانی تصمیمات رهبر ، پرسش کنیم ".

ادامه دارد

۱۳۹۳ اسفند ۷, پنجشنبه

علی نهج البلاغه علی جمهوری اسلامی ( ۱)



مقدمه : این یادداشت برای مخاطبانی در داخل و خارج از کشور است که همچنان معتقدند جمهوری اسلامی ادامه راه امام علی (ع) است. در حال حاضر جمهوری اسلامی و گروهی از مخالفانش در یک موضوع اشتراک نظر دارند. رهبر جمهوری اسلامی و حامیانش بدعت ولایت فقیه را ادامه راه امام علی می دانند - یا اینگونه ادعا می کنند -  گروهی از مخالفان جمهوری اسلامی هم می خواهندبه هر طریق ثابت کنند آنچه در نظام ولایت فقیه انجام می شود چیزی نیست جز شیوه حکومتی امام علی . همین موضوع یکی از ابزارهای قوی است که جمهوری اسلامی را برای حفظ برخی حامیان متعصب و از جان گذشته خود یاری می کند.صاحب این قلم بدون آنکه وارد چالش با این گروه از مخالفان جمهوری اسلامی شود برخی توصیه های حکومتی امام علی ( ع) را در برابر چشمان حامیان عقیدتی  ولایت فقیه قرار می دهد و آنان را به تفکر دعوت می کند. ناگفته پیداست که رانت خوارانی که جمهوری اسلامی بازار مکاره ایشان برای ادامه چپاول است مخاطب این یادداشت نیستند.
--------------------------------

دوران پنج ساله حکومت امام علی که با در گیری های فراوان داخلی مواجه بود کوتاهتر از آنست که بتوان اطلاعات دقیقی از مبانی و دستاوردهای آن ارائه نمود . اما یک مانیفست حکومتی از ایشان باقی مانده  است. این مانیفست با عنوان  « عهدنامه مالک اشتر» شناخته می شود و می تواند برای کسانی که به دنبال شناسایی  مبانی حکومت علوی هستند مدرک قابل اتکایی باشد.این دستورالعمل ، برنامه حکومتی ارائه شده به مالک اشتر می باشد که البته هیچگاه فرصت عملی شدن پیدا نکرد زیرا مالک قبل از رسیدن به محل ماموریت خویش به قتل رسید. صادقانه بگویم نمی دانم اگر مالک فرصت حکومت می یافت آیا به اصول این مانیفست پایبند باقی می ماند یانه و آیا اصولاً مبانی عهدنامه مالک  برای  کسانی که قدرت  به دست می آورند و نظارت عمومی بر عملکرد آنها امکان پذیر نیست قابلیت اجرا دارد یا نه  ؟ این نکته را ازآن جهت می گویم که بر اساس  تحربیات بشری ، تقریباً همه انسانها با رسیدن به قدرت تغییر رفتار می دهند مگر آنکه نظارت عمومی و مستمر، امکان خودسری را از ایشان بگیرد. اما به هرحال عهدنامه مالک اشتر معیار مناسبی برای سنجش فاصله نظام ولایت فقیه با حکومت مورد توصیه امام علی ( ع ) است .

نخستین توصیه امام اول شیعیان به مالک اشتر آنست که  مهربانی و لطف به مردم  را سرلوحه کار خویش قرار دهد. او خطاب به مالک می گوید همچون حیوان درنده نباشد که دریدن انسانها را غنیمت می شمارد . اما در تصمیمات ، گفتار و رفتارسران جمهوری اسلامی با اقشار گوناگون مردم ، علایم  درنده خویی آشکارتر است یا نشانه های مهربانی ؟ کلام رهبر جمهوری اسلامی همواره با عبارات خشونت آمیز عجین است یا کلمات پرمهر و محبت  آمیز؟ البته  پافشاری بر خشونت کلامی تنها  نشانه فاصله گیری علی خامنه ای و عواملش با مانیفست رسمی حکومتی  امام علی نیست . جمهوری اسلامی از بدو تاسیس ازراههای مختلف عامل خونریزی و خشونت در کشور شده است. دهها هزار نفر به خاطر اصرار بر ادامه جنگ  هشت ساله ،  جان خود را ازدست دادند تا شعار « جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم »‌ برزمین نماند، در داخل مرزها نیز هزاران نفر  به زندان افتادند ، شکنجه های شدید تحمل کردند  و حتی به جوخه های اعدام سپرده شدند تنها و تنها به خاطر آنکه حاضر به تمکین در برابر زورگویی و زیاده خواهی حکومت  نبودند. در یک کلام اگر توصیه عملی نشده امام علی ( ع) به مالک اشتر ، مدارا با آحاد مردم مبتنی بود اساسی ترین اصل نانوشته جمهوری اسلامی در تمام سالهای گذشته ، یافتن بهانه ای  برای آزاررسانی به مردم بوده و هست به طوی که می توان  اغلب سران جمهوری اسلامی را مصداق کامل تعبیر امام علی نامید : حیوانی که دریدن انسان ها را غنیمت می شمارد.

امام علی با صراحت از مالک خواسته بود « کسانی را که به دنبال علنی ساختن عیوب مردم هستند  از اطراف  خود دور کند» در حالی که در جمهوری اسلامی نه تنها عیب جویی از آحاد مردم ، سکه رایج است بلکه مردم  و منتقدان را به عیب های نداشته نیز محکوم وآن را در بوق های تبلیبغاتی  خود اشاعه می دهند.سخنان رهبر جمهوری اسلامی و نزدیک ترین یاران او ، همواره مشحون از طعنه ، عیب سازی و عیب جویی برای انسان های شریف در داخل و خارج از کشور است ، همه را دشمن می بیندو  از نظر او ، اصل بر فاسد بودن همه است مگر کسانی که شبانه روز مشغول تملق گویی از رهبر هستند. «علی نهج البلاغه » به مالک می گوید عیوبی از مردم که بر تو آشکار است را  مخفی کن  و برای کشف عیوب مخفی مانده آنان تجسس نکن. آیا رویه رایج در جمهوری اسلامی شباهتی با این توصیه دارد؟ به یاد دارم رحیم صفوی فرمانده وقت سپاه پاسداران که  برای عیادت از مهدی کروبی به مرکز قلب تهران آمده بود با وقاحت تمام می گفت « ما در اتاق خواب نمایندگان مجلس ششم دوربین مخفی کار گذاشته ایم!» حمله شب ونیمه شب به خانه های مردم به بهانه جمع آوری ماهواره ، تجسس در خصوصی ترین شئون زندگی آحاد ملت و جار زدن اتهامات دروغ علیه هرکس که کوچک ترین انتقادی  به رهبر و عوامل فاسد او دارد  از دیگر شیوه های رایج در جمهوری اسلامی است که فاصله این نظام با توصیه های به جا مانده از امام علی برای عیب پوشانی را نشان می دهد .علی از والی خود می خواهد ریشه های انتقامجویی را در وجود خویش خشک کند اما در جمهوری اسلامی هر کس خواستار گذشت و مدارا می شود لقب « بی بصیرت و فریب خورده »‌دریافت می کند. در این حکومت، هر کس کینه جو تر باشد تقرب بیشتری به رهبر پیدا می کند و متاسفانه یکی از راههای نزدیکی به رهبر ، فریاد زدن کینه ها در تریبون های عمومی است چون هر کس از حس انتقامجویی قوی تری برخودردار باشد از نگاه رهبر،  با بصیرت تر است. صدور احکام تریبونی اعدام برای معترضان  و منتقدان به رهبر  و بدگویی های عقده گشایانه نسبت به روحانیون و دانشگاهیانی که حاضر به تمکین در برابر خودخواهی های رهبر نیستند فاصله اصلی ترین عناصر جمهوری اسلامی با توصیه مکتوب امام علی را  به نمایش می گذارد.

امام علی برای دسته بندی شهروندان ، آنان را به دو گروه« هم کیش » و « هم نوع » تقسیم می کند تا بگوید فرمانروا از جنس مردم عادی است که البته ممکن است گروهی ازایشان، هم کیش او باشند و نگاه عده ای ازآنها به آفرینش با اندیشه حاکم متفاوت باشد. این دسته بندی برای فرونشاندن شهوت خودبرترینی  فرمانرواست  در حالی که در حکومت خامنه ای تلاش می شود او و برخی از یارانش ، بندگان خاص خداوند معرفی شوند که دیگران باید به صورت چشم و گوش بسته مطیع ایشان باشند. توقع مهربانی و مروت با  «هم نوع غیر هم کیش » در این حکومت هم انتظاری بیهوده و دست نیافتنی است. 

 از دیگر توصیه های حکومتی امام علی به مالک اشتر  ،  مساوی نبودن  خادم  و خائن است. البته ظاهراً‌در حکومت خامنه ای،  این توصیه به دقت مودر توجه قرارگرفته و هم اکنون خائنان ، سوء استفاده کنندگان  از بیت المال و کسانی که هیچگونه خدمت واقعی در حق مردم نکرده اند در موقعیتی بالاتر از خدمتگزاران واقعی قرار دارند. دوره بیست و شش ساله اخیر نشان می دهد معیار نزدیکی به رهبر ، نه خدمتگزاری به خلق بلکه مجیزگویی نسبت به ولی فقیه  است و هرکس بتواند دل رهبر مجیزخواه را به دست بیاورد بر صدر می نشیند و قدر می بیند.

علی از مالک می خواهد کارگزاران خویش را از میان کسانی انتخاب کند که در خانواده های نجیب و اصیل پرورش یافته اند. اما نگاهی به کلام و رفتار بسیاری از تریبون داران و صاحب نفوذان جمهوری اسلامی نشان می دهد بی سر وپا ترین افراد بر تریبون های وابسته به رهبر تسلط دارند و نهادهای پرقدرت را اداره می کنند.اگر برخی از کارگزاران حکومتی  به هیچ اصل اخلاقی ، سیاسی و دینی   پایبندی ندارند  و با کوچک ترین باد مخالف ،  تعییر جهت می دهند ، اگر تریبون داران جمهوری اسلامی  به تاسی از  رهبر خویش به راحتی نسبت به دیگران بی اخلاقی می کنند و اگر انسان های نجیب از نزدیک شدن به این حکومت وحشت دارند دلیل آن را باید در بی توجهی به انتخاب کارگزاران جمهوری اسلامی از میان نجیب زادگان واقعی جستجو کرد.

ادامه دارد