‏نمایش پست‌ها با برچسب شیخ محمد یزدی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شیخ محمد یزدی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ خرداد ۲, شنبه

اسلامِ جمهوری اسلامی ؛ مردم و مسئولان

بیش از سی و هفت سال از انقلاب اسلامی و استقرار نظام ولایت فقیه در ایران می گذرد. در این مدت علیرغم همه کمبودهای افتصادی ، هیچگاه سران نظام از اختصاص بودجه های کلان به اموری که آن را تبلیغات اسلامی می نامیدند کوتاهی نکردند. در همین دوره ، نهادهایی به صورت قارچ گونه در کشور ایجاد و رشد کرد که وظیفه همه آنها توسعه فرهنگی کشور براساس استانداردهای مورد نظر مقامات عالیه نظام بوده و هست. بسیاری از مراکز زیارتی و عبادتگاه ها که تا چهار دهه قبل، توسط نهادهای مردمی و بدون کمک دولتی اداره می شد پس از انقلاب به دکان سیاسی  برای  نظام تبدیل شد و نمایندگان ولی فقیه در جزئی ترین امور این مراکز دخالت نمودند.  درتمام  سالهای پس  ازانقلاب ، هر هفته مردم سراسر کشور از رسانه های سراسری و محلی شاهد افاضات ائمه جمعه ای بوده اند که خود را مسئول نجات مردم از گمراهی و هدایت آنها به بهشت می دانند.اغلب منابر و تریبون هایی هم که تا پیش از استقرار جمهوری اسلامی در اختیار روحانیون مستقل و مردمی بود در این سالها در تیول حکومت قرار گرفت تا الگوی اسلامی مورد نظر آیت اله خمینی و جانشین او را در جامعه رواج دهد. حتی  روش سنتی اعزام روحانیون  به روستاها  برای اجرای مراسم مذهبی در  ماههای رمضان  و محرم نیز توسط حکومت دست کاری شد و این اعزام ها تحت کنترل سازمان هایی قرار گرفت که سیاست های تبلیغی و فرهنگی نظام را پیگیری می نمودند.  نظام آموزش عمومی کشور نیز دچار تغییراتی شکلی و ماهوی شد و معلمان امور تربیتی وظیفه کنترل اخلاقی ، سیاسی و مذهبی نوجوانان را به عهده گرفتند.

علاوه بر همه آنچه در بالا آمد صدا و سیمای جمهوری اسلامی در همه سی و هفت سال گذشته توسط کسانی اداره شده که منتخبان بلا واسطه رهبر جمهوری اسلامی بوده اند. البته ازآغاز رهبری سید علی خامنه ای دخالت در جزئی ترین برنامه های این رسانه به امری عادی تبدیل گردیده  به طوری که او حتی در خصوص گوینده اذان و مجری مناجات های مذهبی در برنامه های ویژه رمضان اعمال نظر  می نماید.برنامه های فراوان مذهبی به صورت روزانه ، هفتگی وماهیانه از شبکه های  گوناگون رادیو و تلویزیون وابسته به رهبر پخش می شود به طوری که کمتر کسی را می توان در ایران سراغ گرفت که دهها برنامه فرهنگی و مذهبی تهیه و پخش شده توسط صدا و سیما را مشاهده نکرده باشد . با قاطعیت می توان گفت صدا و سیمای جمهوری اسلامی که با تحمیل هزینه بسیار زیاد بر ایرانیان اداره می شود دستاورد مثبت فرهنگی و اجتماعی برای اکثریت ایرانیان ندارد. اما آیا سران نظام توانسته اند از برکت  این رسانه پر خرج به اهداف سیاسی ، فرهنگی و اعتقادی خود برسند؟ آیا همراهی  و همفکری  صدا و سیما با حوزه های علمیه، دفاتر تبلیغات اسلامی ، کاروان های متعدد تبلیغاتی و هزاران سمینار و نشست پر زرق و برق ، توانسته جامعه را آنگونه که سران نظام می خواهند اسلامی نماید؟ لازم به توضیح نیست مقصود نگارنده از عبارت " اسلامی " در پرسش اخیر ارتباطی با اسلام واقعی ندارد و تنها اسلامی مد نظر است که به ادعای بنیان گزار جمهوری اسلامی می توان همه ارکان آن را برای حفظ جمهوری اسلامی تعطیل کرد و حتی زیر پا گذاشت.
 
بار  دیگر پرسش خود را بدینگونه مطرح می کنم : آیا صدها تریبون پر هزینه و صدها منبر و محراب سیاسی ، به سران جمهوری اسلامی برای " اسلامی کردن " جامعه مطابق میل آنان  کمک کرده است؟ برای یافتن پاسخ مناسب ، نیاز به تحقیق گسترده نیست. کافی است به خطبه های نماز جمعه سراسر کشور به خصوص اظهارات ائمه جمعه در پایتخت سیاسی یا مذهبی جمهوری اسلامی گوش بسپاریم. هفته ای نیست که ائمه جمعه در شهرهای گوناگون از جمله تهران و قم ، از گسترش مفاسد در جامعه و کوتاهی دولت در مقابله با آنچه که آنان فساد می نامند سخن نگویند. هر گاه کشور ایران با کمبود باران مواجه می شود تریبون داران مذهبی - سیاسی ، گسترش فساد و ناهنجاری ها را عامل کاهش نزولات آسمانی ، معرفی می کنند  و البته هر بهانه دیگر را نیز غنیمت می شمارند تا  از آلوده بودن جامعه سخن بگویند . چند ماه قبل ، امام جمعه موقت تهران - سید احمد خاتمی - از لزوم ریخته شدن خون های پاک برای حل معضل بد حجابی سخن گفت و امام جمعه موقت اصفهان اعلام کرد که " امر به معروف زبانی دیگر اثر ندارد." قبل و بعد از آن ، هزاران بار ادعای گسترش فساد درجامعه از تریبون های سیاسی - مذهبی منتشر شده است. جدید ترین اظهار نظر در این مورد متعلق به کسی  است که علیرغم بی مقداری شخصی، در سلسله مراتب حکومتی از جایگاه رفیعی برخوردار است. روز گذشته رسانه های زنجیره ای وابسته به نیروهای تندرو، اظهار نگرانی شیخ محمد یزدی  از برخی امور که آنها را ناهنجاری نامیده است منتشر نموده اند. این سخنان در  اجلاسی ایرادگردیده که  تحت عنوان " عزت ، عفاف ، عشق " در شهر قم برگزار شده است.  شیخ محمد یزدی  که به تازگی با اشاره سید علی خامنه ای به ریاست مجلس خبرگان رسیده ، در تبیین دلایل گسترش بدحجابی اظهار داشته : " بیگانگان نیز با تبلیغات وسیع خود توانسته اند موضوع حجاب را بی ارزش جلوه دهند." البته او توضیح نداده چرا  بیگانگان به راحتی توانسته اند سی و هفت سال تبلیغات گسترده جمهوری اسلامی در مورد حجاب را خنثی کنند  به طوری که به گفته او از فرودگاهها تا میادین شهر تهران ، نمادهای بد حجابی عرض اندام می کنند.از سوی دیگر،  " بدحجابی " تنها سوژه ای نبوده که فریاد رئیس تحمیلی مجلس خبرگان را به آسمان برده است.   اظهار نظر او در خصوص وضعیت دانشگاهها نیز شنیدنی می باشد: " جوانان متدینی که وارد دانشگاه می شوند به جای این که بهتر شوند به مرور زمان تدین خود را از دست می دهند." این سخن در مورد دانشجویانی است که مراحل گزینشی را پشت سر می گذارند و در طی دوره تحصیل ناچارند سایه نمایندگان تشکل های اسلامی و بسیج دانشجویی و نیز نمایندگان رهبر در دانشگاهها را بر سر خود حس کنند . همچنین با کمی مسامحه می توان گفت همه اساتید فعلی دانشگاهها ، تربیت شدگان دوره استقرار جمهوری اسلامی هستند.
 
اظهارات رئیس مجلس خبرگان ،شفاف ترین و دقیق ترین پاسخ به پرسشی است که در ابتدای یادداشت آمد. شیخ محمد یزدی که مهم ترین هنر او تبدیل قوه قضائیه به ویرانه بود - عبارتی که سید محمود شاهرودی برای توصیف دستگاه قضایی در دوره تصدی یزدی به کار برد- اکنون اعتراف می کند  سی و هفت سال پس از حاکمیت جمهوری اسلامی :
اولاً تأثیربیگانگان و رسانه های آنان بر ایرانیان ، بیش ازاثرگذاری رسانه های متعددحکومتی ودستگاههای تبلیغاتی مذهبی است
ثانیاٌ نتیجه عملکرد جمهوری اسلامی آنست که حضور در مراکز علمی - دانشگاهی ، موجب کاهش تدین جوانان می شود
ثالثاً گستره آنچه که از نگاه رئیس تحمیلی مجلس خبرگان ،ناهنجاری تلقی می شود  بسیاروسیع وفراگیر است و در مرکز حکومت اسلامی از گستردگی بیشتری برخوردار می باشد.
 
اما از سخنان بی مغز رئیس مجلس خبرگان که بگذریم نشانه های  دیگری برای سنجش میزان اسلامی شدن ایران در دوره جمهوری اسلامی قابل  ارائه است. البته در این فقره هم می توان به آمارهای حکومتی و اظهارات سیاستمداران وابسته به جمهوری اسلامی اشاره نمود. آمارهای تکان دهنده از میزان دزدی در ارکان حکومت، افت پایبندی های خانوادگی ، افزایش سرسام آور دروغ، گسترش اعتیاد، کاهش سن فحشا و تن دادن ناخواسته عده ای از  دختران و زنان به برخی امور برای تأمین حد اقل های زندگی ، نشان می دهد جمهوری اسلامی ، نه  تنها موفق به تحمیل  الگوی اسلامی مورد نظر خود به جامعه نشده بلکه بسیاری از باورهای سنتی - اسلامی را نیز متزلزل کرده است. ضمن آنکه جامعه امروز ایران تلفیقی است ازدو "اکثریت " : اکثریت  مردمی که  الگوهای اسلامی جمهوری اسلامی را نپذیرفته اند و اکثریت مسئولانی که به هیچیک از باورهای سنتی  مذهبی در خصوص صداقت و پاکدستی ، ایمان ندارند و به راحتی آنها را نقض می کنند.
 
 

۱۳۹۳ اسفند ۲۴, یکشنبه

علی نهج البلاغه ، علی جمهوری اسلامی (2)




مقدمه : این یادداشت برای مخاطبانی در داخل و خارج از کشور است که همچنان معتقدند جمهوری اسلامی ادامه راه امام علی (ع) است. در حال حاضر جمهوری اسلامی و گروهی از مخالفانش در یک موضوع اشتراک نظر دارند. رهبر جمهوری اسلامی و حامیانش ، بدعت ولایت فقیه را ادامه راه امام علی می دانند - یا اینگونه ادعا می کنند -  گروهی از مخالفان جمهوری اسلامی هم می خواهندبه هر طریق ثابت کنند آنچه در نظام ولایت فقیه انجام می شود چیزی نیست جز شیوه حکومتی امام علی . همین موضوع یکی از ابزارهای قوی است که جمهوری اسلامی را برای حفظ برخی حامیان متعصب و از جان گذشته خود یاری می کند.صاحب این قلم بدون آنکه وارد چالش با این گروه از مخالفان جمهوری اسلامی شود برخی توصیه های حکومتی امام علی ( ع) را در برابر چشمان حامیان عقیدتی  ولایت فقیه قرار می دهد و آنان را به تفکر دعوت می کند. ناگفته پیداست که رانت خوارانی که جمهوری اسلامی بازار مکاره ایشان برای ادامه چپاول است مخاطب این یادداشت نیستند.
 
----------------------------------------------------------------
 
علی نهج البلاغه  به کارگزار خود - مااک اشتر-  توصیه می کند برای قضاوت در میان مردم کسانی را انتخاب کند که دشمنی های دیگران بر او اثر نگذارد ، هر گاه حق را تشخیص داد از بازگشت به حقیقت ، واهمه نداشته باشد واگر نسبت به حقانیت و درستی فهم خود دچار کوچکترین شبهه ای شد آن شک را مورد توجه قرار دهد.به توصیه امام علی (ع) کسی صلاحیت قضاوت دارد که بیش از هرچیز به اسناد و دلایل توجه کند و با شکیبایی و بدون توجه به نزاع شاکی و متهم ، به دنبال کشف حقیقت باشد.  چنین قضاتی  که به تعبیر امام علی ( ع) تعداد آنان اندک است باید محترم شمرده شوند و کسی از اطرافیان و سوگلی های حاکم برای نفوذ بر ایشان و احکامی که صادر می کنند تلاش ننماید. اما علی جمهوری اسلامی بر سر قضاوت و دستگاه قضا در ایران چه آورده است ؟ نخستین قاضی القضات منصوب او  - شیخ محمد یزدی -   وقتی پس از دهسال تسلط بر آبرو، جان و مال مردم از دستگاه قضا رفت ارزیابی  جانشین اواز دهسال مدیریت  یزدی  این بود که " ویرانه ای را تحویل گرفتم ". هاشمی شاهرودی این سخن را گفت اما دوره دهساله ریاست خود او بر قوه قضائیه جمهوری اسلامی یکی از ننگین ترین دوره های تاریخ قضاوت در ایران است. بیست سال پیش به صورت اتفاقی در تهران  با پزشکی شریف از هموطنان مقیم امریکا  آشنا شدم . او فرزند مرحوم محمد سروری صاحب منصب عالیرتبه قضایی در دوره های گوناگون در رژیم گذشته بود. دشمنی مقامات و قضات جمهوری اسلامی نسبت این  مرد شریف در حکم مصادره اموال او و بستگان درجه اولش ، تجلی یافته بود . اما همه تلاش حضرات به یافتن خانه ای بسیار معمولی در اطراف خیابان طالقانی تهران به نام او و یک باب آپارتمان به نام فرزندش منتهی شده بود که آپارتمان فرزند نیز با وام بانک رهنی خریداری  گردیده بود.اما  صاحب منصبان  قضایی جمهوری اسلامی و اطرافیان آنها چه ؟ نزدیکان هاشمی شاهرودی علناً به کار چاق کنی مشغول  بودند  و هیچ حکمی در هیچ محکمه ای وجود نداشت  که دلالان سرشناس هاشمی شاهرودی ، امکان اثر گذاری بر آن را نداشته باشند. برادر بزرگتر و پر مدعای رئیس فعلی دستگاه قضا هم متهم بزرگ زمین خواری در اطراف تهران است . اما چه کسی جرئت دارد عامل مشکوک انگلیس در ایران و مشاور رئیس قوه قضائیه را مورد پرسش قرار دهد؟
 
توصیه نهج البلاغه در خصوص رفتار حاکم با کارگزاران آنست که همواره  بر کار آنان نظارت کند . علی از  مالک اشتر می خواهد کارگزاران خود را  از میان صاحبان تجربه و حیا پیشگانی انتخاب کند که در خانواده های اصیل پرورش یافته اند. اما در جمهوری اسلامی ، تجربه که هیچ جایگاهی ندارد زیرا هر که تا به حال بر مناصب مدیریتی تکیه زده ، اگر از نور چشمی ها نبوده،  پس از پایان کار به انواع مفاسد متهم شده و ادامه برنامه های او متوقف گردیده است. در خصوص نورچشمی ها هم  تکلیف مشخص است . اولا انتصاب آنها مشروط به داشتن تجربه نیست ثانیاً نه تنها نظارت مؤثر برآنان وجود ندارد بلکه هر گاه بر اثر تصادف ، مفسده ای از آنان کشف شود حاکم با وقاحت دستور" کش ندهید " صادر می کند و مانع پیگیری مفسده ای می شود که عامل آن نورچشمی حاکم است. در خصوص اصالت  و حیای کارگزاران جمهوری اسلامی هم که نیازی به سخن گفتن نیست. علی از مالک اشتر می خواهد چشم های مخفی از میان صداقت پیشگان ، مأمور نظارت بر عملکرد کارگزاران نماید. امروزه ، بهترین و امین ترین چشم های ناظر، مطبوعات و رسانه های مستقل هستند  که در جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگر ، تحت فشار قرار دارند. دستگاههایی همچون قوه قضائیه و مجلس هم که بر اساس قانون اساسی ، وظیفه نظارت بر عملکرد کارگزاران را دارند سالهاست که در جمهوری اسلامی ، اخته شده اند.امام علی می گوید اگر کسی از کارگزاران حکومت نسبت به آنچه ازبیت المال که در اختیار اوست خیانت کرد او را تنبیه کن و ننگ بدنامی را به گردن او بینداز. اما در جمهوری اسلامی ، رئیس فاسد ترین دولت تاریخ ایران ، همچنان قدر می یابد و حتی معاون او که برای بخش کوچکی از هزاران میلیارد تومان فساد به محاکمه نمایشی کشیده شده ، " متخلف خودی"  نامیده می شود.

در باب مالیات گیری ، توصیه امام علی به مالک اشتر آنست که انسان هایی سالم را برای این کار بگمارد. او فلسفه اصلی مالیات را عمران و آبادی می داند و به مالک می گویدهدف از  جمع آوری مالیات نباید جمع آوری مال توسط حکومت باشد و آنچه که به عنوان مالیات جمع آوری می گردد باید صرف  رفاه مردم شود . اما رسوایی سیستم مالیاتی جمهوری اسلامی به گونه ای است که اخیراً رهبر جمهوری اسلامی زبان به اعتراف گشود که " از کارمندان و ضعفا ، مالیات گرفته می شود اما گردن کلفت ها از مالیات دهی ، فرار می کنند". البته همین اعتراف هم با فریب کاری همراه بود. زیرا بزرگترین فرار های مالیاتی توسط نهادهایی صورت می گیرد که در آمد آنها به جای مصرف در مسیر عمران کشور و رفاه مردم ، برای ارضای شهوات سیاسی رهبر ، اتلاف می شود. امام علی به مالک اشتر یاد آوری می کند که " مملکت آباد ، تحمل سختی های احتمالی را خواهد داشت"  اما در جمهوری اسلامی ، عمران و آبادانی واقعی و پایدار ، هیچگاه دغدغه مسئولان نبوده در حالی که  همواره در انتظار تحمل سختی ها ازسوی مردم بوده اند تا سیاست های ماجراجویانه سران نظام با سهولت بیشتر انجام شود.نگاهی به عهدنامه مالک اشتر نشان می دهد گویی او نتیجه عملکرد مدعیان پیروی از خود را به خوبی مشاهده می کرده ، آنجا که می گوید " خرابی ها  به خاطر فقر مردم و کشور است و این فقر دلیلی ندارد جز زر اندوزی و حرام خواری حاکم  و نور چشمی های او ".

در بخش دیگری از عهدنامه مالک اشتر می خوانیم : " هنگامی که مردم می خواهند مشکلات خود را با تو در میان بگذارند اطرافیان  و محافظان را ازخود دور  کن تا آنان بدون لکنت و به دور از هرگونه ترس ، با تو سخن بگویند. اما در جمهوری اسلامی نه تنها مردم عادی نمی توانند به دور از چشم نگهبانان و اطرافیان با حاکم سخن بگویند بلکه ملاقات بلند پایگان کشور با عالی ترین مقام نظام با حضور خیل مخافظان و مراقبان انجام می شود.اگر هم کسی دچار ساده اندیشی شود و بخواهد حتی با لکنت بسیار، انتقادی به عملکرد رهبر داشته باشد سرنوشتی مانند علی مطهری پیدا می کند که هم از گماشتگان رهبر کتک می خورد هم نماینده رهبر- امام جمعه شیراز- ازحمله کنندگان حمایت می نماید. لابد امام جمعه شیراز ،  در هنگام دفاع از این اراذل و اوباش، خامنه ای را ، علی می بیند و خود را مالک اشتر.

امام علی برای آنکه مالک اشتر تحت تأثیر گزارش های اطرافیان ، از واقعیت های ملک و ملت غافل نشود به او می گوید هیچگاه به مدت طولانی از حضور در میان توده مردم را ترک نکند  اما حاکم فعلی جمهوری اسلامی ، بیست و شش سال است  که خود را به  ملاقات های رسمی و پر تکلف ، محدود کرده و این ملاقات ها نیز با حضور صدها  مراقب و محافظ بر گزار می شود. کسانی که سران جمهوری اسالمی را احاطه کرده اند به زیبایی در عهدنامه مالک اشتر توصیف شده اند : " حاکم ، نزدیکان و نورچشمانی دارد که خود خواه هستند و اهل دست اندازی به اموال عمومی. در رفتار با مردم کم انصافند . آنان از نزدیکی با حاکم ، سود می برند و رسوایی و عذاب آن در دنیا و آخرت برای حاکم باقی می ماند".

بر خلاف رویه حاکم در جمهوری اسلامی ، امام علی به کارگزاران خود دستور می دهد " هر گاه رفتار تو باعث بدگمانی مردم شد ، عذر و دلایل خود را با مردم در میان بگذار تا بد گمانی های آنان بر طرف شود" . او آنگاه توضیح می دهد که عادت استدلال برای مردم ،  حاکم را به رفتار پسندیده و اخلاق نیکو با آنان وادار خواهد کرد. به عبارت دیگر اگر حاکم بداند که همواره ناچار است برای رفتار خود دلایل قانع کننده عرضه نماید آنگاه  مراقب همه سخنان و حرکات خود خواهد بود. اما در جمهوری اسلامی نه تنها اقناع مردم مورد توجه نیست بلکه نماینده رهبر در قدرتمند ترین نهاد حکومتی  می گوید " ما اصلا حق نداریم در مورد دلایل و مبانی تصمیمات رهبر ، پرسش کنیم ".

ادامه دارد