‏نمایش پست‌ها با برچسب آیت اله خمینی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آیت اله خمینی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ اردیبهشت ۲, پنجشنبه

یادداشت نویسی قاچاقچی -سپاهی ها یا تیر چهار نشانه خامنه ای ؟



 سال هزار و سیصد و شصت ونه  ،   طرحی در مجلس شورای اسلامی مطرح شد که هدف آن قانونی سازی  "قلع و قمع کاندیداهای نمایندگی مجلس " بود.  طرح  مزبور توسط جناح اقلیت مجلس سوم که روابط نزدیکی با رهبر جدید جمهوری اسلامی داشت پیگیری می  شد . در آن طرح عناوین کلی و قابل تفسیر همچون "التزام عملی به اسلام و ولایت فقیه " به وفور وجود داشت.  جناح اکثریت  مجلس سوم که بعدها با عنوان اصلاح طلبان شناخته شدند در برابر نقشه رهبر و امربران او ایستادند و اجازه ندادند خواسته آنان محقق شود. مرحوم آیت اله فاضل لنکرانی که در آن زمان ریاست شورایعالی حوزه علمیه قم را به عهده داشت نامه ای برای کروبی رئیس وقت مجلس نوشت که ترجیع بند آن "آیا آن شب خوابتان برد ؟" بود . کروبی هم  علیرغم روابط شخصی صمیمانه که با مرحوم فاضل لنکرانی داشت   پاسخی  شدید اللحن ارسال کرد که در نوع خود کم نظیر بود و انعکاس وسیعی پیدا کرد. شیخ برایم نقل می کرد که خامنه ای به او گفته "لحن شما خیلی تند بود " و این پاسخ را از کروبی دریافت کرده که " ازقدیم گفته اند کلوخ انداز را پاداش سنگ است " و خامنه ای هم گفته "سنگ و کلوخ کدام است؟ شما توپخانه کار انداخته اید " و پاسخ نهایی کروبی نیز اینکه "خواستم بعضی ها بدانند هنوز همه توپخانه ها خاموش نشده است. " در همان زمان آیت اله موسوی اردبیلی به کروبی گفته بود "آنطرفی ها هیچ پاسخی نمی توانند به نامه شما بدهند و تنها کاری که از آنها ساخته است مامور  کردن عده ای برای هتاکی و فحاشی است ".

 پس از ربع قرن ،این بار کروبی به جای پرداختن به  شاخه ها ، ریشه همه مفاسد کشور را نشانه گرفته و نقش رهبر در کژی ها و مصایب مردم را افشا نموده است. یقین دارم شیخ در زمان تنظیم نامه می دانسته که خامنه ای هیچ پاسخی ندارد که به او بدهد و تنها پاسخ ،بسیج اراذل و اوباش حکومتی برای هتاکی و تهدید است. بیانیه قداره بندان موسوم به حزب اله،  اصلی ترین پاسخ علی خامنه ای به شیخ کروبی بود. شیخ با اینگونه تهدیدها غریبه نیست. در سال هفتاد و هفت که به دستور مستقیم خامنه ای ،کرباسچی محاکمه و برخی زیر دستان او به شدت شکنجه شدند کروبی در چند مصاحبه ،اعتراض خود را  به رفتار بازجویان پرونده اعلام کرد. سردار عراقی محمد رضا نقدی برای تیم حفاظت کروبی پیام داده بود که شیخ را به گونه ای در خانه اش می کشیم که آب از آب تکان نخورد.  اما تهدید مستقیم توسط اراذل و اوباش حزب الهی ،تنها پاسخ خامنه ای به کروبی نبود. انتشار مطلبی کوتاه در هجو کروبی و آیت اله خمینی در روزنامه رسمی "قاچاقچیان سپاهی "-روزنامه جوان - یقینا یک  اقدام خودسرانه نبوده و دست اندرکاران آن روزنامه براساس برنامه ای از پیش طراحی شده اقدام ننگین آیت اله خمینی را یادآوری نموده اند تا کسانی همچون کروبی که دوران حکومت آیت اله خمینی را "طلایی "می نامند با  این سوال  آزار دهنده جوانان مواجه شوند :"  مبانی عقلی ،حقوقی ،انسانی و حتی شرعی حکم چند کلمه ای خمینی   برای اعدام فله ای در یک شب چه بوده است ؟" این سوال بی پاسخ، هم وجهه رهبر اول جمهوری اسلامی را به شدت مخدوش می نماید هم تردید هایی  نسبت به عدالت و حق طلبی کسانی که دوران خمینی را طلایی می نامند ایجاد می کند. حداقل فایده ای که از ایجاد این پرسش نصیب خامنه ای می شود آنکه "دوران خمینی و حامیان او ،تفاوت جدی با دوره خامنه ای و شیفتگان او ندارد اگر بدتر نبوده باشد " . همین تردید و پرسش ،برای خامنه ای که در اوج بدنامی و رسوایی قرار گرفته ،غنیمت است.

یادداشت کوتاهی که روزنامه "قاچاقچی سپاهی "ها منتشر کرد ظاهرا با هدف تخریب کروبی و دوران طلایی مورد نظر او به رشته تحریر در آمد . نامه کروبی  خواب را از چشمان خامنه ای ربود و او مستحق چنین پاسخی بود . اما به نظر می رسد  آمران نگارش یادداشت روزنامه  جوان، هم زمان سه هدف  دیگر را نیز مد نظر داشتند. هاشمی رفسنجانی از چند ماه قبل تلاش گسترده ای را برای چهره سازی از سید حسن خمینی شروع کرده تا او را در برابر دیگر کاندیدای هم تراز جانشینی رهبر -مجتبی خامنه ای -قرار دهد. پیش از آن نیز ،هاشمی رفسنجانی با نقل خاطره یا خاطره سازی از آیت اله خمینی ،تلاش می کرد عملکرد فعلی نظام جمهوری اسلامی را مخالف رویه های مورد نظر آقای خمینی نشان دهد. پیام خامنه ای به هاشمی   رفسنجانی که از  زبان یادداشت نویس روزنامه جوان نقل شده اینست :"اگر لازم باشد امام شما  را به لجن می کشم تا دیگر نتوانید  دوران طلایی او را به رخ بکشید ". در میان همه اقدامات انتحار گونه خامنه ای در هفت سال اخیر ،به نظر می رسد تدبیر جدید او  برای خنثی سازی اقدامات رفسنجانی ،کارساز خواهد بود .  اما هدف سوم از انتشار یادداشت جدید ،سید حسن خمینی است. او با پشتکاری کم سابقه ، مراحل تحصیلات حوزوی را پیگیری کرده و اکنون از چهره های مطرح در حوزه علمیه قم است. سابقه خانوادگی و انتساب به آیت اله خمینی هم راه را برای ورود جدی او به عرصه سیاسی هموار کرده است. اظهارات هاشمی رفسنجانی و اعتراض برخی روحانیان سرشناس به "رد صلاحیت نوه امام " در واقع متکی به آن جایگاه حوزوی و این انتساب خانوادگی بود. رونمایی جسورانه از پلیدترین اقدام حکومتی آیت اله خمینی ،فتح باب برای یاد آوری برخی دیگر از اقدامات غیر قابل دفاع بنیانگزار جمهوری اسلامی است. با این اقدام هوشمندانه والبته بی سابقه ،این پیام برای حسن خمینی مخابره می شود که "افتخار تو را بی آبرو می کنیم تا دیگر هوس رقابت با مجتبی را در سر نداشته باشی".

انتشار آن یادداشت کار را برای اصلاح طلبان مدعی حقوق بشر نیز دشوار خواهد کرد.آنها ناچارند از میان ادعاهای حقوق بشری و "بالیدن به دوران طلایی امام "یکی را انتخاب کنند و این همان چیزی است که خامنه ای به دنبال آنست.

تیر چهار نشانه خامنه ای ،در هدف اول خود یعنی مرعوب ساختن کروبی به سنگ خواهد خورد . از سه هدف دیگر ،هر کدام که برای خامنه ای محقق شود او برنده این بازی است اگرچه به نظر می رسد  رهبر  جمهوری اسلامی ،سودای رسیدن  به هر سه هدف را در سر دارد .

۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۵, سه‌شنبه

پیاده کردن اسلام یا مذهب سواری ؟

اظهارات اخیر حسن روحانی و تأکید او بر اینکه  «‌ مسئولیت پلیس، اجرای قانون است نه پیاده کردن  احکام اسلام » واکنش شدید گروهی از روحانیون را به دنبال داشت. آنچه  حسن روحانی اعلام کرد در واقع اشاره به این موضوع بود  که وظیفه تطبیق قوانین با اسلام ، به عهده نهادهای دیگر است و پلیس باید قوانین مصوب را اجرا نماید نه آنکه با تشخیص خود به دنبال اجرای احکام اسلام باشد. البته مشخص نیست اظهارات روحانی تا چه حد مورد توجه قرار خواهد گرفت  زیرا درحال حاضر بسیاری از نیروهای موسوم به خودسر و برخی تشکیلات سیاسی که هر روز بر تعداد آنها افزوده می گردد خود را متولی  اجرای اسلام می دانند و لابد پلیس بیش از آنها چنین وظیفه ای برای خود قائل است. ضمن آنکه به نظر می رسد در بالاترین سطح تصمیم گیری نظام ، برای بازگذاشتن دست سرکوبگران به بهانه اجرای احکام اسلام ، تصمیم گیری شده و روحانی حتی به فرض جدیت در این سخن ، توان ایستادن در برابر این تصمیم را ندارد.

در ارتباط با سخنان روحانی دو نکته قابل توجه است. نخست آنکه آیا اصولاً اجرای اسلام ، دغدغه مسئولان جمهوری اسلامی است؟ ثانیاً به فرض که آنان به دنبال اجرای اسلام باشند کدامیک از قرائت هایی  که در سی و شش سال گذشته متناسب با نیاز مسئولان دچار تغییرات متناوب شده و می شود قرار است مبنای تصمیم گیری ها و برنامه ریزی ها باشد؟ اگر از این زاویه به سخنان روحانی توجه شود درک  اهمیت آن آسان تر خواهد بود. زیرا با توجه به تعدد قرائت های حکومتی از اسلام ، سپردن اجرای احکام اسلام به نیروهایی که حتی به فرض صداقت ، درک دقیقی از هیچیک از آن قرائت ها ندارند می تواند هرج و مرج موجود در کشور را گسترده تر سازد.

 اما نشانه های فراوانی وجود دارد که ثابت می کند اعتراض کنندگان به سخنان اخیر  روحانی  و حامیان حکومتی آنان اصولاً دغدغه ای جز حفظ حکومت خویش ندارند و همه چیز حتی مذهب را برای پیشبرد اهداف حکومتی خویش می خواهند.  آنان هرگاه لازم بوده بر موج احساسات مذهبی مردم سوار شده و مخالفان را با تحریک   احساسات  اقشار مذهبی تحت فشار قرار داده اند.  حتی در بسیاری از موارد با دروغ پردازی، مخالفان خود را به ضدیت با مذهب متهم کرده اند. در اوج جنبش سبز در سال هشتاد و هشت ، بسیاری از اقشار مذهبی به صف مخالفان حکومت پیوسته بودند و این امر موجب وحشت سران نظام شده بود. لذا با بزرگ نمایی برخی اتفاقات و البته  دروغ پردازی های گسترده ، حامیان جنبش سبز را به شکستن حرمت عاشورا متهم کردند  و متاسفانه باید اقرار کرد که از این دروغ پردازی ، نتیجه هم گرفتند. پیش از آن در جنگ با عراق -  که ظاهراً‌طولانی ساختن آن ، تنها راه برای پوشاندن بی کفایتی های نظام بود - این احساسات  در بالاترین حد، مورد سوء استفاده سران نظام   قرار گرفت. حتی در ترورهای مشکوک سال شصت، با برخی مشابه سازی های تاریخی ، توانستند موج سواری مذهبی نمایند. هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود اعتراف می کند که تعداد کشته شدگان در انفجار حزب جمهوری اسلامی ، بیش از هفتاد و دو تن بود اما برای تحریک عواطف  مذهبی مردم ، تصمیم گرفته شد که تعداد کشته شدگان  به تعداد شهدای کربلا یعنی هفتاد و تن اعلام شود. آیت اله خمینی در پیامی که به مناسبت انفجار حزب جمهوری اسلامی صادر کرد نوشت  « ملت ایران در این حادثه ، هفتادو  دو تن به عدد شهدای کربلا از دست داد ».

 کسانی که به دروغ، ادعای اجرای احکام اسلام را داشته و دارند و مخالفان خود را به سبک شمردن شعائر دینی متهم می کنند  هرگاه لازم بوده به بهانه حفظ نظام ، بسیاری از احکام مذهبی را تعطیل نموده اند. در سالهای گذشته ، گاه برای ایجاد جو وحشت در داخل کشور، شلاق زدن علنی در خیابان ها به راه انداخته و ناگاه  با این بهانه  که اجرای برخی احکام ، موجب وهن نظام است اجرای همان احکام را متوقف نموده اند. در واقع آنان با این سخن نشان داده اند که اصل اساسی برای آنان ، حفظ نظام به هرقیمت است.  اوج بازی با مذهب در این اظهار نظر عجیب  آیت اله خمینی تبلور یافت که «‌ برای حفظ نظام می توان حتی نماز را تعطیل کرد.»‌ این سخن در حالی مطرح شد که همواره از نماز به عنوان مهم ترین رکن عبادی اسلام نام برده می شود و پس از انقلاب ، نماز های خیابانی و نمازهای جمعه از ابزارهای حکومتی برای پیشبرد برخی اهداف و برنامه ها بوده است. درکنار "مجوز تعطیل کردن احکام اسلامی  برای حفظ نظام " برخی پلیدی ها و کژی ها به لیست امور مباح  و بلکه واجب اضافه شد تا آنها نیز در خدمت حفظ نظام باشد. رواج بی سابقه دروغ در بالاترین سطوح نظام ، دستور سکوت در برابر بزرگترین مفاسد مالی  و سرپوش گذاشتن بر بعضی جنایت ها در زندان ها و محاکم با توجیه حفظ آبروی نظام  از دیگر نشانه هایی است که هر نوع تردید در خصوص "مذهب سواری سران نظام" به جای ادعای دروغ  " تشکیل نظام جمهوری اسلامی  برای احیای شعائر مذهبی "را بر طرف می کند. 

در این میان کسانی که دستی به رسانه های آزاد دارند باید با افشای مستمر "مذهب سواری " در جمهوری اسلامی ، کسانی را که هنوز نظام فاسد ولایت فقیه را دارای رسالت مذهبی می دانند و از آن حمایت می نمایند آگاه سازند. تریبون دارانی  که سخن  آنان ، مخاطبانی در میان متدینان ایرانی دارد  باید آنان را  نسبت به مسئولیت اخلاقی و شرعی  که حمایت از نظام جمهوری اسلامی متوجه آنان می نماید توجیه نمایند. در این مورد باز هم خواهم نوشت.  


۱۳۹۲ خرداد ۵, یکشنبه

خانم مصطفوی ! به جای پدر و برادرتان استغفار ومعذرت خواهی کنید

سرکار خانم زهرا مصطفوی فرزند آیت اله خمینی!
نامه شما  به سید علی خامنه ای ،بازتاب گسترده ای در رسانه های فارسی زبان داشت . البته بیش از  هدف اصلی نامه یعنی درخواست از رهبر برای بازنگری در «ردصلاحیت رفسنجانی»‌  نقل قول از پدرتان  در خصوص « هم ترازی رفسنجانی با خامنه ای برای تصدی رهبری »  مورد توجه قرار گرفت. من هم مایلم به همین بعد از نامه شما بپردازم.اما قبل از ورود به بحث اصلی ، تذکر دو نکته را خالی از لطف نمی دانم. نخست آنکه شما  بهتر از هر کس می دانید حتی اگر رستاخیزی موقت برپاشود وآیت اله خمینی   شخصاً همین سخنان را تکرار کند سید علی خامنه ای اعتنایی به آن نخواهد کرد. دومین نکته نیز بی ارزش بودن گواهی شما  بنا بر فتوای پدرمی باشد. شما احتمالاً کتاب تحریر الوسیله پد را می شناسید. در صفحه ۵۷۷ از جلد دوم آن کتاب در مورد  اعتبار « گواهی زنان »  آمده است که « در باب حقوق اله  شهادت زنان ، چه انفرادی و چه دسته جمعی ، ارزشی ندارد.» در مورد حقوق انسان ها هم شهادت چهار زن یا دو زن و یک مرد لازم است . اگر آنگونه که آیت اله خمینی ادعا می کرد حکومت اسلامی و ولایت فقیه، از حقوق الهی باشد شهادت شما ، فاقد ارزش دینی  است و چنانچه برخی سخنان پدر قبل از به دست گرفتن حکومت را بپذیریم که حکومت را ناشی از ارداه ملت می دانست آنگاه شهادت شما  در باب بخشی ازاین حق ایرانیان، جز با همراهی سه زن دیگر یا یک زن و یک مرد دیگر، قابل قبول نخواهدبود که تقریباً یقین دارم  موفق به یافتن شهود به تعداد کافی از میان بازماندگان ایت اله خمینی نخواهید شد . زیرا سرشناس ترین عضو ذکور خانواده، قطعاً حاضر به ازدست دادن منافع کلانی که تولیت حرم آیت اله خمینی برای او دارد نخواهد شد در حالی که در افتادن با سید علی خامنه ای همان و ازدست دادن آن منافع همان.

اما درخصوص گواهی شما در خصوص لیاقت اقای رفسنجانی برای رهبری ، لازم است توجه شما رابه این نکته جلب کنم که ایرانیان بیست و چهار سال است هزینه دروغپردازی برادرتان با همدستی اقای رفسنجانی برای به کرسی نشاندن خامنه ای را می پردازند. ممکن است بگویید اگر خامنه ای رهبر نمی شد فرد دیگری بر این کرسی می نشست و شرایطی کم وبیش یکسان در کشور وجود داشت. اما خوب می دانید بعد از فوت پدرتان، اکثر افراد صاحب نفوذ، معتقد به تشکیل شورای رهبری به جای انتخاب رهبر بودند . قطعاً با تشکیل شورای رهبری ، این نوع قدیس سازی احمقانه از فردی بی کفایت همچون خامنه ای ، به طور کلی منتفی می شد و بعید نبود که در مدتی معقول، سیستم اداره کشور به طرف استقرار حداقلی از دموکراسی پیش برود. در ضمن آیا به یاد ندارید آخرین جمله از وصیت نامه پدرتان را؟«اکنون که من حاضرم نسبت های بی واقعیت به من داده می شود و ممکن است بعد از من در حجم آن افزوده شود. لهذا عرض می کنم آنچه به من نسبت داده می شود مورد تصدیق نیست مگر آنکه صدا یا خط و امضای من باشد با تصدیق کارشناسان ، یا درسیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم»برادرشما تنها دقایقی بعد از قرائت این بخش از وصیت نامه پدرتان ، دروغ مربوط به « لیاقت خامنه ای برای رهبری » را جعل کرد واکنون شما بعد از بیست و چهار سال، دروغی بر آن می افزایید. لطفاً عصبانی نشوید!پدرتان گفته اند هر چیز از ایشان نقل شود و  صوت یا تصویر اثبات کننده آن وجود نداشته باشد مورد تصدیق نیست. 

خانم مصطفوی ! آیا می دانید با افزودن دروغی بر دروغ برادرتان ، چه مصیبت جدیدی درست می کنید؟ شما که می دانید این سخن، هیچ تأثیری بر روند حاکمیت نخواهد داشت . تنها خاصیت سخن شما، مشروعیت بخشی به تلاش اطرافیان خامنه ای برای « معرفی ولی فقیه بعدی توسط ولی فقیه فعلی »است.  وصیت نامه آیت اله خمینی  نشان می دهد نقل قول شما وبرادرتان، هیچ ربطی به پدرتان ندارد. اما اگر او چنین سخنی گفته باشد درواقع  با تعیین ولیعهد  خود، رویه ای را بنیانگزاری کرده است که هم اکنون در مرتجع ترین حکومت های عربی هم در حال انقراض است. البته علاوه بر این اشکال اساسی، اقدام منسوب به پدرتان ، پیامدهایی برای خود او هم دارد. کسانی که دستاورد بیست  وچهار سال رهبری خامنه ای را می بینند هم اکنون در خصوص تحلیل شخصیت و درک سیاسی آیت اله خمینی دچار سر در گمی خواهند شد.  عده ای گمان خواهند کرد پدرتان علیرغم شناخت از شخصیت و  روحیات خامنه ای ، اورا بر ایرانیان مسلط کرده است که در این صورت شما چاره ای جز طلب مغفرت  به درگاه الهی برای پدرتان و التجا به پیشگاه ایرانیان برای بخشیدن او ندارید. خوش بین ترین افراد هم بنیانگزار جمهوری اسلامی  را انسانی خوش قلب می پندارند که در شناخت یاران  خویش ناتوان بوده است .در آنصورت ، نقل قول  امروز شمااز پدرتان،  چیزی بر شأن  آقای رفسنجانی نمی افزاید. البته گروه سومی هم هستند که توصیه مرحوم مهندس بازرگان به ایت اله خمینی را به یاد می آورند که به او گفته بود « هیچکس ظرفیت این همه قدرت واختیارات را ندارد. تا خودتان در قید حیات هستید بساط ولایت فقیه را جمع کنید ».

سرکار خانم مصطفوی ! توصیه برادرانه ام به شما  آنست که به جای ساختن بتی جدید و تحمیل آن به  ایرانیان ، برای پدر و برادرتان به خاطر تحمیل بت فعلی ، طلب آمرزش کنید. همچنین به درگاه ایرانیان، عذرتقصیر بیاورید شاید بخشی از بار مسئولیت عزیزانتان کاهش پیدا کند