‏نمایش پست‌ها با برچسب قوچانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب قوچانی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ مرداد ۲۹, چهارشنبه

اصلا "روحانی شما " خداست تحریف تاریخ و تحقیر ملت چرا؟



مقاله  اخیر محمد قوچانی  ارزش پرداختن و پاسخگویی دارد زیرا  اولا این مقاله خلاصه ای از دیدگاه اسپانسورهای پر نفوذ او بود ثانیا این فرصت را ایجاد کرد تا   مشت های زیادی باز شود. یقین دارم این حجم از تملق که در مقاله " بهترین دفاع حمله است " نصیب روحانی شده ، اگر توسط اطرافیان احمدی نژاد یا خامنه ای برای تمجید از محبوب خویش مصرف می شد فریاد های بسیاری را بلند می کرد اما ظاهرا اگر آنکه مجیز او را می گویند به یک طیف فکری نزدیک باشد یا ستایش گر، قبای اصلاح طلبی به تن داشته باشد نه تنها  نقدی بر او وارد نیست بلکه نقادان ،  مشتی "تازه به دوران رسیده "هستند که کلام آنها " پشیزی ارزش  ندارد. " محمد قوچانی در این مقاله مرتکب چند خبط بزرگ شده است. نخست تحریف واقعیت های تاریخی . خطای دیگر او تحقیر قطعی ملت ایران است و نهایتا بی مروتی نسبت به آنان که بدون حمایت ایشان ، پیروزی  در انتخابات برای  شخص روحانی هم تنها رؤیایی شیرین بود. 

محمد قوچانی قطعا ماموریت دارد  هر نوع ارتباط میان پیروزی روحانی در انتخابات با وعده های مشخص  انتخاباتی او را نفی کند. او در ادعایی عجیب می گوید : " اگر روحانی در برابر حملات مکرر قالیباف خویشتنداری می کرد هرگز رئیس جمهور نمی شد حتی اگر اقایان هاشمی و خاتمی از او حمایت می کردند." بر  همین جمله چندین اشکال وارد است . نخست آنکه  تلاش کرده  یک جمله معترضه قالیباف را ، حمله فله ای او به روحانی جلوه دهد. در حالی که قالیباف  می خواست همان کاری را بکند که روحانی کرد و بخشی از رأی خود را مدیون آنست. شهردار تهران به دنبال آن بود که خود را موافق  همه انواع  فعالیت سیاسی از جمله تظاهرات خیابانی ، نشان دهد. روحانی  همین کار را کرد و نتیجه گرفت ؛اگر چه  خود او اندکی بعد عبارت " اردوکشی خیابانی "  را برای تظاهرات متین و افتخار آفرین حامیان جنبش سبز به کار برد تا نشان دهد در مخالفت با تحرکات سیاسی ، تفاوتی با خامنه ای ندارد. قالیباف هم برای عقب نماندن از قافله، ادعایی را مطرح کرد که به قواره او   نمی خورد. اما  بر خلاف ادعای قوچانی ، پاسخ  روحانی ، بیش از آنکه مرهون هوشمندی او باشد  تلاش وی برای تحریف تاریخ و ناتوانی قالیباف برای تبیین نقش روحانی در سرکوب تظاهرات دانشجویی سال  هفتاد و هشت  را آشکار ساخت . در برابر پرسش قوچانی که " اگر روحانی در پاسخ به قالیباف ، عبارت حمله گاز انبری را به یاد نمی آورد ....." می توان این سؤال را مطرح کرد که " اگر قالیباف ،  در همان مناظره ، سخنان خشن حسن روحانی در بیست و سوم تیرماه سال هفتاد و هشت را  یادآوری می کرد چه می شد؟"   اگر قالیباف ،  میزان شعف روحانی از سر کوب  تظاهرات کوی دانشگاه  تهران را یاد آوری  می کرد، نتیجه چه می شد؟ اگر قالیباف  تأکید  روحانی در سخنرانی بیست و سوم تیرماه 78  بر مسئولیت شورای عالی امنیت ملی  برای شناسایی و مجازات عاملان حمله به کوی دانشگاه - که با هدف آرام کردن دانشجویان خشمگین بیان شد - را تکرار می کرد و در نهایت یادآوری می نمود که "وعده روحانی نهایتاً به محکومیت یک سرباز به دزدیدن ریش تراش ختم شد " آیا روحانی پاسخی داشت؟
سؤال بی پاسخ دیگر اینکه  روحانی که  اعتراضات شدیدی  به مدیریت احمدی نژاد داشت   از ماهها قبل از انتخابات ، خود را برای کاندیداتوری آماده کرده بود. چه چیز او را از رقابت با احمدی نژاد منصرف کرد؟ 

اما ادعای بی مبنای قوچانی ، اشکال بزرگتری دارد. او  تلاش کرده  تأثیر یک جمله ریسکی روحانی  بر سرنوشت نمایش انتخاباتی سال 92 را از نقش رفسنجانی و خاتمی در پیروزی او مهم تر جلوه دهد. قوچانی برای بی اثر دانستن نقش رفسنجانی در سناریوی انتخابات نود ودو ، شکست موسوی در انتخابات سال هشتاد وهشت را قطعی جلوه می دهد و علت آن را هم موفقیت احمدی نژاد در " این همانی موسوی و رفسنجانی " اعلام می کند. به این جمله قوچانی دقت کنید:" در عرصه رفتار سیاسی ، احمدی نژاد برنده بود. او موفق شد این همانی موسوی و هاشمی را ایجاد کند و از نظر جنگ روانی برنده بازی شود ."در واقع   قوچانی برای تکمیل ادعای " بی اثر بودن حمایت هاشمی و خاتمی از روحانی " مدعی شده  نزدیکی  رفسنجانی با  یک کاندیدا ، نه تنها برای او امتیاز نیست بلکه همانند لکه ننگی موجب انزجار مردم می شود. البته به نظر می رسد او با این ادعا ، مأموریت دیگری را اجرا می کند. قوچانی   می گوید که   مردم فقط  به جسارت روحانی رأی دادند و این شجاعت را به صورت ناگهانی  پس از  پاسخ چند کلمه ای به قالیباف کشف کردند . به عبارت دیگر به ادعای قوچانی ، وعده های فراموش شده تأثیری در رأی آوری روحانی نداشته است  . اگر این "دروغ دستوری" جا بیفتد دیگر کسی  حق سؤال  در خصوص حبس و حصر ها را نخواهد داشت. اگر بپذیریم که نقش خاتمی در انتخاب روحانی از نقش " گاز انبر " کمتر بوده آنگاه کسی نخواهد پرسید قرار دادن "دشمن قسم خورده اصلاحات و خاتمی " در رأس وزارت کشور، چه نسبتی با رفتار و گفتار  تبلیغاتی روحانی دارد. ضمن آنکه  ادعای قوچانی ، تحقیر سطح شعور مردم است. به ادعای قوچانی ، اکثریت رأی دهندگان به او ،  قرار بوده به قالیباف رأی دهند اما با  شنیدن  نام مقدس" گاز انبر" از خود بی خود شده و تصمیم گرفته اند  به جای قالبیاف به روحانی رأی دهند. این ، دقیقا ادعای قوچانی است. بخوانید: " اگر حسن روحانی اصطلاح حمله گاز انبری را فورا به یاد نمی آورد و حمله شهردار تهران  را با ضد حمله ای مناسب پاسخ نمی داد امروز تمام ایران به تفکیک جنسیتی مبتلا شده بود " ملاحظه فرمودید ؟ قوچانی نمی توانست از این صریح تر بگوید که" اگر آن دو جمله میان قالیباف و روحانی رد و بدل نمی شد امروز به جای روحانی ، قالیباف بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زده بود." .  اکنون مایلم از سفارشی نویس بیت روحانی  بپرسم " اگر گاز انبر نقش تاریخی خود در مسخ ملت ایران را ایفا نمی کرد و امروز  به جای روحانی ، قالیباف  با نادیده گرفتن انجمن صنفی روزنامه نگاران ، دستورمی داد  انجمن سلطنتی روزنامه نگاران زیر نظر دربار ریاست جمهوری تشکیل شود  بازهم قوچانی و هم فکرانش سکوت می کردند؟ می ترسم روزی برسد که قوچانی ، ایستادگی روحانی در برابراستقلال  روزنامه نگاران را نیز از نشانه های جسارت و موفقیت او بداند. 

 از نکات تأثر آور در مقاله قوچانی اینکه  اودر تشریح مناظرات سال هشتادو هشت ،  به عمد کروبی را به حاشیه رانده ، همه حواس ها را به طرف  نجابت موسوی برده و با کنار گذاشتن انصاف ، این نجابت را ناتوانی جلوه داده است. اما چرا قوچانی ، از حملات کروبی به احمدی نژاد چیزی نمی گوید؟ البته کروبی سخنان بسیاری داشت که بگوید اما آنگونه که شنیده ام اسپانسر اصلی  آقای قوچانی ، از طرح آنها جلوگیری  کرد. در اینجا ناچارم برای اولین بار حادثه ای را که در جریان تبلیغات انتخاباتی سال هشتاد و هشت  به وقوع پیوست افشا  نمایم.  بر اساس صحبتی که روز نهم خرداد هشتاد و هشت با آقای کروبی داشتم حوالی غروب پنجشنبه چهاردهم خرداد  به همراه یکی از دوستان  به منزل موقت  شیخ در انتهای خیابان نیاوران  رفتم .او هنوز به خانه نیامده بود.قدری با آن دوست و خانم کروبی صحبت کردیم تا شیخ از راه رسید.به درخواست آقای کروبی مطالب و مستندات زیادی برای مناظره با احمدی نژاد تهیه کرده بودم . آنشب تا ساعت چهار صبح ، سناریو های مختلف در مناظره با احمدی نژاد را بررسی کردیم . حتی یک  بار من در نقش احمدی نژاد شیخ را به چالش کشیدم . اندکی بعد از ساعت چهار صبح ، شیخ  برای رفتن  یک سفر چند ساعته به زاهدان خانه را ترک کرد و من هم به خانه برگشتم. شیخ از من خواست که حدود ساعت پنج بعد از ظهر منتظر تلفن او باشم تا همان شب بحث را ادامه دهیم . تا پاسی از شب منتظر تماس شدم و بعد خودم تلاش کردم با شیخ تماس صحبت کنم اما  برای اولین بار دردوره بیست و هشت ساله  ای که با آقای کروبی در ارتباط بودم ، هر چه تلاش کردم نتوانستم به او دسترسی پیدا نمایم .فردای آن روز وقتی پای مناظره تلویزیونی شیخ و احمدی نژاد نشستم با کمال تعجب دیدم اغلب  مواردی که  پنچشنبه شب با شیخ مورد گفتگو و بحث قرار داده بودیم  در مناظره مطرح نشد در حالی که  او  تا ساعاتی پس از نیمه شب با اشتیاق ، آنها را می شنید و از من می خواست مستندات آنها را  به صورت دسته بندی شده  در اختیار او بگذارم . در بحث چند ساعته ای که با شیخ داشتم از او خواستم  در طول مناظره ، چشم در چشم احمدی نژاد به او بگوید " تو دروغگو هستی " . برای اثبات ادعا ، نسخه هایی از روزنامه ایران که اظهارات متناقض و کذب احمدی نژاد در آنها وجود داشت را دراختیار شیخ گذاشتم. از او خواستم بی اخلاقی های احمدی نژاد را با صراحت مطرح کند و دهها مطلب دیگر که  هیجان شیخ را به دنبال داشت .

 شاید بسیاری از هموطنان ندانند اما قطعا محمد قوچانی می داند به توصیه چه کسی ، شیخ از بیان آن مطالب منصرف شد.همانطور که لابد می داند وقتی متن نامه تاریخی شیخ به خامنه ای در سال 84 را تهبه کردم کدام یار امروز شیخ بر من آشفت که " حاج آقا رأی نیاورده ، چرا او را علیه رهبر تحریک می کنی ؟" قوچانی که صراحت روحانی در برابر قالیباف را یک پدیده تارخی می نامد لابد به یاد دارد وقتی  در سال 88 متن پاسخ دندان شکن کروبی به سردار فیروز آبادی را نوشتم چه کسانی درحزب و روزنامه اعتماد ملی با آن مخالفت کردند.  از اینها که بگذریم  اگر محمد قوچانی  مدعی است  کروبی هم مانند موسوی   در مناظره با احمدی نژاد از جسارت و سرعت انتقال بالا برخوردار نبوده است قبل از هرکس خود او باید پاسخگو باشد زیرا او در پشت درب اتاق مناظره حضور داشت و می توانست گاه و بیگاه یادداشت و تذکر برای شیخ بفرستد. اما اگر مانند من معتقد است کروبی با شجاعت و  با زبان عامه ، برخی کژی های احمدی نژاد را در برابر دوریین ها مطرح کرده چرا در مقاله اخیر خود  به آن اشاره ای نکرده است ؟  این غفلت عمدی ، دلیلی جز این ندارد که بیان حقایق در خصوص اظهارات شجاعانه کروبی در برابر  احمدی نژاد، امکان " یگانه " دانستن روحانی را از قوچانی سلب می کرد و مجیز نامه او را ناقص می  ساخت. 

البته قوچانی ، نخستین یار روحانی نیست که تاریخ را تحریف می کند و باب میل ارباب قدرت سخن می گوید. بزرگترین تحریف کننده تاریخ در دولت روحانی خود اوست که تظاهرات مسالمت آمیز مردم تهران را " اردو کشی خیابانی " نامید. پس از او حسام الدین آشنا در دروغی آشکار ادعا کرد مرحوم آیت اله منتظری برای رفع حصر ، تن به تعهداتی داده است.اکنون هم محمد قوچانی برای تجلیل از رئیس خود ، حقایق انتخابات سال 88 و سال نود ودو را وارونه جلوه می دهد. حقیقت آنست که قوچانی قبل از آنکه روزنامه نگار باشد یک جوان ایرانی است که حق زندگی دارد . او حق دارد  برای تأمین نیازهای خویش ، از استعداد انکار ناپذیر  و استثنایی در نوشتن  بهره بگیرد. اما بهتر است او این استعداد را در تجلیل  از رئیس دست و دل باز و برخی اسپانسرهای همه فن حریف مصرف کند  نه آنکه آن را درخدمت  تحریف تاریخ ، تحقیر ملت و مذمت ظالمانه شخصیت هایی به کار گیرد که دولت و رهبر اکنون در ادامه حصر آنان ، اتفاق نظر دارند و امکان پاسخگویی و دفاع از ایشان سلب شده است. به قوچانی می گویم " اصلا روحانی شما خود خداست  با  تملق گویی از او خوش باشید اما دست از سر ملت  و تاریخ بردارید. نه آن را تحقیر کنید نه این را تحریف ".

۱۳۹۳ تیر ۲۲, یکشنبه

یار روحانی و پاسخ دو خطی به مقاله صد سطری خود

 معمولا ً تلاش می کنم مقالاتی که "به دستور" مقامات جمهوری اسلامی  یا " به منظور" چهره سازی غیرواقعی از آنان نوشته می شود را بخوانم. یادداشت اخیر محمد قوچانی با عنوان " یک کارت دعوت برای دو جناح " حداقل یکی از این دو ویژگی  را داراست. قوچانی قطعا" یکی از یاران نزدیک روحانی در یک سال و چند ماه گذشته بوده و سلسله مقالات او در این مدت ، با هدف قهرمان سازی از روحانی نگاشته شده است. علاقه قوچانی به روحانی در حدی است  که حتی وزیر خارجه دولت یازدهم را در جایگاهی بالاتر از مصدق قرار می دهد . در  مورد  مأموریت قوچانی ، سخن بسیار است که مجالی دیگر می طلبد. اما آخرین مقاله او در متن خود با تناقضی مواجه است که نمی توان نسبت به آن بی تفاوت بود. 

قوچانی در مقاله " یک کارت دعوت برای دو جناح " ادعا  می کند که دیدارهای روحانی با اعضای دوجناح سیاسی کشور ناشی از تلاش او برای نهادینه کردن نظام حزبی در کشور و جایگزینی اشخاص با برنامه ها وگفتمان هاست. اینکه اصولاً در ساختار قدرت جمهوری اسلامی ، رئیس جمهور تا چه حد اختیار وتوان دارد تا بتواند بر خلاف نظر رهبر ، نظام حزبی را نهادینه کند نیازمند  بحث زیادی نیست .از سوی دیگر به نظر می رسد قوچانی علیرغم اطلاع از واقعیت دیدارهای روحانی ، گزارشی غیر واقعی از ضیافت های اخیر  ارائه می  نماید. او با آب و تاب فراوان از  ضیافت رئیس دولت  برای دو جناح کشور سخن گفته و این دیدار را نشانه عزم روحانی برای نهادینه کردن تحزب در کشوردانسته است . گویی ادامه فعالیت این دو جناح ،جای خالی هزاران نخبه ممنوع الفعالیت  و دهها گفتمان مورد کینه حاکمیت در کشور را پر می کند . البته غفلت بزرگتری نیز  در مقاله قوچانی  وجود دارد که قطعاً به مذاق حاکمیت خوش خواهد آمد. این نویسنده نزدیک به روحانی ،  با چشم بستن عمدی بر غیاب اصلی ترین چهره های اصلاح طلب در ضیافت رئیس دولت ، پاستوریزه سازی فضای سیاسی کشور به نفع امیال رهبر را به رسمیت شناخته است تا نشان دهد برای  نسل جدید اصلاح طلبان ،  سهم داشتن از قدرت  مهم تر است  تا  حفظ  گفتمان اصلی اصلاح طلبی وبهره گیری از توان و تجربه اصلاح طلبان واقعی . این ترجیح در حالی است که مدعای اصلی در  مقاله " یک کارت دعوت برای دوجناح " تلاش روحانی برای الگو برداری از  تجربه موفق در عرصه جهانی و جلوگیری از حذف عناصر مجرب و کار آزموده است.  

غفلت دیگر در مقاله قوچانی ، نادیده انگاشتن واقعیت ها در جناح محافظه کار است. میهمانان محافظه کار روحانی ، عمدتاً کسانی بوده اند که نقش آنان در حاکمیت روز به روز در حال کاهش است . در مقابل ، کسانی که یاران جدید رهبر  و اهرم فشار او بر هر منتقد یا دولتمرد نا هماهنگ   به حساب می آیند در ضیافت روحانی حضور نداشته اند در حالی که سهم اصلی قدرت در جناح محافظه کار در اختیار آنهاست . اگر چه از حق نباید گذشت که پایبندی میهمانان محافظه کار روحانی به مبانی سیاسی و عقیدتی خود بسیار قوی تر از اغلب افرادی است که به نمایندگی از اصلاح طلبان به دیدار روحانی رفتنه بودند.

اصلی ترین مدعای قوچانی در مقاله اخیر آنست که روحانی با نهادینه کردن تحزب به دنبال بهره برداری از تجربیات همه عناصری است که نظم موجود در کشور را قبول دارند. البته   در شرایطی که حتی بسیاری از اصلاح طلبان  حکومتی اجازه حضور در ضیافت روحانی را نمی یابند و درخواست ها برای ممنوع البیان کردن خاتمی ، در حال افزایش است    این سخن قوچانی اگر تمسخر تحزب نباشد یک طنز است  که" شاید سال آینده هر دوجناح کشور به جای کارت دعوت برای حضور در دو ضیافت جداگانه ، یک کارت آن هم برای حضور در جشن تکوین نظام حزبی تثبیت شده ای دریافت کنند که رقابت سیاسی را برای همیشه تثبیت می کند ".

   اما در  مقاله یک صد خطی قوچانی ، دو سطر وجود دارد که همه ادعای او را رد می کند. قوچانی تلاش می کند اقدامات روحانی را در راستای بهره برداری از تجربه دموکراسی های جا افتاده جهان  وجدی بودن او برای رسیدن به این هدف  جلوه دهد. او همچنین به  دنبال القای توانمندی روحانی برای رسیدن به این هدف است . قوچانی   در این زمینه می نویسد :" هیچ دموکراسی به رهبران سابق خود توهین نمی کند  و خود را ازتجربه آنان محروم نمی کند." او  سپس  برای آنکه روحانی را تابع این اصل و مقید به رعایت آن نشان دهد می نویسد : " روحانی از توهین به شخصیت های ملی مانند هاشمی رفسنجانی ، خاتمی و ناطق، ابراز تأسف کرد وآنان را سرمایه اجتماعی ملت و انقلاب خواند که استوانه های  ثبات جامعه اند" . نکته جالب در این میان اظهار تأسف قوچانی  از عدم انتشار این بخش از سخنان روحانی در رسانه هاست. قوچانی به خوبی می داند اظهارات رئیس دولت توسط دفتر او تنظیم و در اختیار رسانه ها قرار می گیرد.  سانسور این بخش از سخنان روحانی توسط دفتر رئیس جمهور یا به دلیل عدم اعتقاد واقعی روحانی به این حرف هاست و نشان می دهد دعوت از جناح های سیاسی ، به تعبیر قوچانی تنها برای دلبری از آنها و کسب حمایت است یا آنکه نشان می دهد روحانی تاب ایستادگی در برابر اراذل واوباش حکومتی و گماشتگان رهبر را ندارد و حاضر نیست هزینه ابراز تأسف از اهانت به مقامات سابق کشور را بپردازد. 

در یک کلام ، محمد قوچانی  مقاله یک صد خطی  نوشته تا اراده روحانی برای نهادینه کردن دموکراسی از طریق نهادینه سازی تحزب و قدرت او برای رسیدن به این هدف  را ثابت کند اما اظهار تأسف قوچانی از سانسور سخنان روحانی - که توسط دفتر رئیس جمهور انجام شده -  بخشی از دم خروس در برابر این قسم حضرت عباس را به نمایش می گذارد.