۱۳۹۲ آبان ۶, دوشنبه

دروغ شرم آور یا سکوت شرم آور؟ کلید روحانی لازم است



در جریان بررسی صلاحیت  سه وزیر دولت روحانی ، مفاسدی  به وزیر  پیشنهادی ورزش و امور جوانان  نسبت داده شد که شاید در طول تاریخ استقرار جمهوری اسلامی ،  طرح مطالب مشابه آن در خصوص  هیچیک از وزیران پیشنهادی به مجلس سابقه نداشته است  . در این جلسه، الیاس نادران علاوه بر ادعای نقش داشتن صالحی امیری در پرونده فساد بیمه ایران ، او را متهم کرد که در زمان ممسئولیت اداره کل اطلاعات استان خوزستان ، دستور بازداشت و شکنجه تعدادی از  افراد  را صادر کرده که  علاوه بر سابقه  حضور در جبهه جنگ با عراق ، گرایش سیاسی آنها  چپ - اصلاح طلبانه  - بوده است. بر اساس ادعای الیاس نادران ،  شدت شکنجه و فشار وارده به این افراد، یکی از آنها را وادار به خودکشی کرده است.

فعلا هیچکس نمی تواند  به صورت قطعی   صحت ادعاهای نادران را تأیید یا تکذیب  نماید. اما  طرح ادعای دروغ در این سطح  در مورد فردی که از پشتیبانی رئیس جمهور برخوردار است و  سوابق امنیتی ، برای او حاشیه امنیتی ایجاد کرده  ،  چندان آسان نیست .  به هرروی ، راست یا دروغ ، مسائلی در حضور اعضای بلندپایه دولت و از تریبون باز مجلس مطرح شده و در حال انتشار وسیع  در سطح جهانی است. پس نمی توان و نباید در مورد آن سکوت کرد.به خصوص آنکه اگر ادعاهای نادران درست باشد نشان از خیانت مشاوران سیاسی و امنیتی روحانی به او دارد . در واقع آنها با مخفی نگهداشتن  برخی حقایق، باعث شده اند یک جنایت کار به جای معرفی به محاکم قضایی ، در لیست شخصیت های مورد اعتماد رئیس دولت قرار گیرد و از او برای عضویت در کابینه دعوت به عمل آید.( باز هم تأکید می کنم به فرض صحت ادعاهای الیاس نادران ).

کسانی که ادعاهای  نادران  در مورد صالحی امیری را شنیدند بر سر یک دوراهی قرار دارند. یا باید باور کنند مجلسی که امروز روحانی بر همکاری نزدیک با آن تأکید کرد مرکز اشاعه دروغ های  وحشت آفرین وخطرناک است یا آنکه بپذیرند در میان مشاوران رئیس دولت حتی یک نفر وچود ندارد که حقایق را  بگوید و مانع  نزدیک شدن  رئیس جمهور به یک جنایت کار فاسد شود. اگر فرض دوم درست باشد آنگاه بسیاری از رسانه های اصلاح طلب هم باید بابت سکوت شرم آور خود در برابر موضوعی تا این حد از اهمیت  از مردم عذرخواهی نمایند. تردیدی ندارم   اگر چنین موضوعی در خصوص یکی از وزیران پیشنهادی احمدی نژاد مطرح می شد  بلافاصله به تیتر اول همه رسانه های  مدعی اصلاح طلبی تبدیل می گردید.

 رد هر بک از دو فرضیه فوق تنها به دست حسن روحانی امکان پذیر است. ایا او از کلید خود برای گشودن این جعبه راز آلود استفاده می کند؟  

نوشته شده برای  http://www.cdi-iran.org/fa

۱۳۹۲ آبان ۴, شنبه

سیلی عید غدیر، بیانیه وزارت اطلاعات و چهار نکته

حدود بیست و چهار ساعت پس از افشای رفتار وحشیانه مأموران وزارت اطلاعات با دو تن از فرزندان میرحسین موسوی، وزارت اطلاعات بیانیه ای  - اینجا  - صادر کرد.  مایلم چهار نکته در مورد این بیانیه بنویسم.

یک - این بیانیه به همه ابهامات در خصوص عوامل خشونت با خانم ها نرگس و زهرا موسوی پایان داد. طی بیست و چهار ساعت گذشته گروهی از حامیان دولت روحانی تلاش کردند با انتساب موضوع به قوه قضائیه، دولت روحانی را فاقد هرگونه مسئولیت در این مورد معرفی نمایند.این درحالی است که بیانیه  وزارت اطلاعات با صراحت از مسئولیت  آن وزارت خانه  در برگزاری ملاقات  زهرا و نرگس با والدین خودسخن گفته است . به عبارت دیگر برگزار کننده ملاقات و مسئول حوادثی که در ملاقات به وقوع پیوسته ، وزارت اطلاعات بوده  است

دو - بیانیه وزارت اطلاعات نشان می دهد که هیچیک از مسئولان آن دستگاه ، نه صدای  هزاران طرفدار و رأی دهنده به روحانی   را شنیده اند که بارها شعار « روحانی یادت باشه / موسوی باید باشه»  را فریاد کشیدند ونه فریاد شجاعانه خبرنگاری را که  درنخستین کنفرانس  خبری  روحانی ، همین شعار را سرداد. ظاهرا همکاران اطلاعاتی آقای روحانی ، نه تنها این شعار را نشنیده اند  بلکه به خیل کودکانه خویش ،  اصرار به حذف  نام میرحسین موسوی دارند. در اطلاعیه وزارت اطلاعات ، بدون آنکه نامی از میر حسین برده شود  زهرا و نرگس موسوی،  فرزندان خانم رهنورد نامیده شده اند.

سه - بیانیه وزارت اطلاعات در اقدامی صد در صد  فریب  کارانه ،از تحقیق  برای کشف قصور احتمالی مأموران اطلاعاتی  درحادثه روز پنجشنبه  خبر  داده است در حالی که در بخش های مختلف همین اطلاعیه  با شفافیت کامل ، گناه حوادث روز عید غدیر  به عهده فرزندان موسوی قرار داده شده  و آنها  به وارونه نشان دادن حقایق متهم  گردیده اند.  وزارت اطلاعات  با این ادعا  که « پس از اتمام ملاقات، یکی از دختران ایشان دست به اقدامی خلاف ضابطه و مقررات زد و در واکنش به تذکر مأمور مربوطه، نسبت به توهین به وی و همچنین ضرب و شتم او با همکاری دو تن دیگر از منسوبین اقدام نمود»  در واقع پیشاپیش نتیجه هرگونه بررسی در خصوص رفتار مأموران اطلاعاتی را اعلام نموده و آنها را تبرئه نموده است . اما گروهی از حامیان افراطی دولت با نادیده گرفتن مهم ترین بخش از بیانیه وزارت اطلاعات ، به تمجید افراطی از بخش فریب کارانه آن پرداختند.

چهار- نکته پایانی ، کمک فکری من به حامیان افراطی دولت است. یقین دارم آنها اکنون به دنبال توجیه بافی برای بیانیه وزارت اطلاعات هستند .  توصیه من به آنها  بزرگ نمایی  پاراگراف اول  از بیانیه وزارت اطلاعات  است  که در آن با نادیده گرفته شدن نام میرحسین، از« فرزندان خانم رهنورد» نام برده شده است. آنها  با تمرکز بر این پاراگراف  می توانند  ادعا کنند  که این اطلاعیه ،  نشانه ای از احترام ویژه  دولت روحانی به زنان است!! با این ادعا به فریب کاری وزارت اطلاعات،   کمک شایانی خواهد شد.

۱۳۹۲ مهر ۶, شنبه

مذاکره با امریکا و ژرفای قلب مبارک آقا

چند سال قبل   و در حالی که  هنوزدولت جرج بوش - معرفی کننده جمهوری اسلامی به عنوان محور شرارت -  بر سر کار بود  سید علی خامنه ای در یک سخنرانی عمومی مجوز مذاکره با امریکا در مورد عراق  را صادر کرد. پس از چند روز و در حالی که دولت احمدی نژاد در حال آماده سازی مقدمات مذاکره بود حسین شریعتمداری در سرمقاله  روز سی ام اردیبهشت کیهان با اشاره به همین موضوع نوشت: « ممکن است آقا اجازه داده باشند.ولی باید حضرت ایشان از ژرفای قلب مبارک خویش راضی هم باشند.آیا راضی هستند؟ بعید به نظر می رسد و البته اگر راضی باشند هرچه آن خسرو کند شیرین بود». این واکنش در واقع پاسخ یکی از سخنگویان رهبر به موضع امریکایی ها بود که پس از علنی شدن آمادگی خامنه ای برای مذاکره ، اعلام کردند فقط در مورد عراق با جمهوری اسلامی مذاکره خواهند کرد  نه هیچ موضوع دیگر. ظاهراً همان وضعیت بار دیگر و البته این بار با احتیاط بیشتر در حال تکرار است. دیروز حسین شریعتمداری که خبرگزاری فارس برای او لقب « کارشناس مسائل استراتژیک » را انتخاب کرده ، به  انتقادی نرم از حسن روحانی به خاطر  گفتگوی تلفنی او با اوباما پرداخته  است. البته بر خلاف  سرمقاله چند سال قبل ، این بار از فحاشی به امریکا خبری نیست و نماینده رهبر در کیهان ، تنها به دنبال آنست که ثابت کند یا اوباما دروغگوست یا روحانی ونشانه هایی هم ارائه کرده تا این اتهام را بیشتر متوجه روحانی نماید.سخن اصلی شریعتمداری آنست که امریکایی ها می گویند مذاکره تلفنی به در خواست طرف ایرانی  بوده اما روحانی در فرودگاه مهر آباد اعلام کرده که این گفتگو به درخواست اوباما انجام شده است. او سپس در عبارتی طعنه آمیز خطاب به روحانی می گوید: « ا اگر اینگونه باشد اظهارت رئیس جمهور محترم هنگام ورود به تهران که طرف مقابل را درخواست کننده گفتگو معرفی کرده با شعار دولت راستگویان تناقص دارد و انتظار این بوده و هست که رئیس جمهور محترم واقعیات را با مردم در میان بگذارند.» -اینجا -
 
گمان نمی کنم این بار با سرعت چند سال قبل، شریعتمداری به سراغ ژرفای قلب مبارک آقا برود چون او بهتر از مشتی اجیر اعزامی به فرودگاه مهر آباد می داند که همان حضرت آقا از ژرفای قلب مبارک خویش، خطر را حس کرده و فعلاً چاره ای جز کوتاه آمدن در برابر امریکا ندارد. پس من هم نکته ای را که در یادداشت های اخیر خود نوشته ام تکرار می کنم البته این بار با استعاره از نکته نویسی حسین شریعتمداری:  « روحانی فرصت طلایی در اختیار دارد که علیرغم آنچه در ژرفای قلب مبارک حضرت آقا می گذرد  برای حل مشکلات فراوان مردم ایران- و نه برای عبور دادن رهبر از بحران - گام های اساسی بردارد» این گوی و این میدان.
 
نکته بعد التحریر نیز اینکه آقای روحانی حق ندارد از سرگرمی مردم و نخبگان به این موضوع مهم و حیاتی ، برای به حاشیه راندن مسائل حیاتی  دیگر از جمله زندانیان سیاسی و دفاع از آزادی های سیاسی و اجتماعی مردم, بهره برداری نماید.
 
 

از «ضد مذاکره» با برنز تا «فوت »در تلفن اوباما

چهار سال پیش  در چنین روزهایی ، سعید جلیلی به عنوان مذاکره کننده  اصلی هسته ای ، در حاشیه مذاکره با  نمایندگان گروه 1+5 با ویلیام برنز معاون وزیر خارجه امریکا مذاکره کرد. احمدی نژاد روز چهارشنبه پانزدهم مهرماه 88 پس از جلسه هیئت دولت در جمع خبرنگاران گفت :« جلیلی از درخواست طرف امریکایی برای مذاکره استقبال کرد و اتفاقا مذاکراتشان ، مذاکرات خوبی هم بود» - اینجا-   تا یازده روز بعد از این اظهار نظر، نه کیهان چیزی نوشت نه دیگران حرفی زدند . اما روز بیست و ششم مهرماه همان سال ،ناگهان حاج حسین شریعتمداری دچار مکاشفه شد که گفتگوی جلیلی با برنز « ضد مذاکره » بوده است  ( بند سه سرمقاله حسین شریعتمداری را از اینجا بخوانید)
حالا با این مقدمات ، شما فکر می کنید حسین شریعتمداری در مورد گفتگوی تلفنی روحانی و اوباما چه خواهد گفت؟ من فکر می کنم می گوید « اوباما به روحانی تلفن زده و رئیس جمهور انقلابی و ولایت مدار ما ، پاسخ او را با دمیدن چند فوت محکم   در گوشی تلفن ، داده است » البته این دفعه، ممکن است کشف شریعتمداری ، چند هفته یا حتی چند ماه یعنی تا زمان رفع نیاز آقا به امریکا، طول بکشد

۱۳۹۲ مهر ۵, جمعه

نمایش سه شنبه سرپوشی برای جام زهر پنجشنبه

 پس از حدود یکهفته گمانه زنی  و تبلیغ در مورد دیدار حسن روحانی و باراک اوباما ودر حالی که تعدادی از روزنامه  ها و رسانه های نزدیک به روحانی، خبر از قطعیت این ملاقات می دادند ناگهان این خبر کوتاه در اختیار رسانه ها قرار گرفت که « اوباما به واشنگتن بازگشت و ملاقاتی انجام نخواهدشد».ساعاتی قبل از آن ، عدم حضور روحانی در ضیافت ناهار دبیر کل سازمان ملل  بسیاری ار ایرانیان را متعجب ساخته بود. این موضوع در چهل و هشت ساعت گذشته ، تحلیل های متفاوتی را موجب شده است. گروهی آن را نشانه  غیرواقعی بودن ادعای روحانی در خصوص داشتن اختیارات تام در جریان سفر به  امریکا دانستند .درمقابل ، عده ای بر این باور بوده و هستند که  در آخرین دقایق قبل از دیدار،دستوری پیش بینی نشده از تهران رسیده و روحانی را ازانجام دیدار با اوباما منع کرده است. مدعیان فرضیه اول،  به سوابق رفتاری  رهبر جمهوری اسلامی اشاره می کنند که نشان می دهد او به هیچیک از اطرافیان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی اعتماد کامل ندارد و  اعطای اختیار واقعی به آنان را موجب به خطر افتادن موقعیت خویش می پندارد. گروه دوم اما با اشاره به عقب نشینی های ناگزیرسیدعلی خامنه ای در سه ماه اخیر، اعطای اختیار به روحانی را انتخاب ناگزیر رهبر برای عبور ازبحران های پیش روی خویش  می دانند. در عین حال به باور این گروه، فشار برخی حامیان نظامی و سنتی ، رهبر را وادار کرده با پس گرفتن بخشی از اختیار اعطایی به روحانی، او را ازحضور درضیافت دبیر کل سازمان ملل و دیدار با اوباما محروم نماید. اما آیا فرضیات ممکن فقط به همین دو مورد ختم می شود؟
 
نگارنده  بر این باور است که  فرض اعطای اختیار کامل به روحانی برای مذاکره واقعی و یافتن راه حل پشت در میز مذاکره، با روحیات رهبر جمهوری اسلامی همخوانی ندارد. از سوی دیگر ، نگرانی رهبر از تداوم فشارهای اقتصادی  و سیاسی ، راهی جز کوتاه آمدن از مواضع پیشین و تلاش برای حل مسائل فیمابین ایران و امریکا  برای او باقی نگذاشته است. خامنه ای  قبلا بارها از مقامات گروه 1+5 ونیز از صاحبنظران داخلی شنیده بود که حل بحران هسته ای به عنوان جدی ترین بحران نظام جمهوری اسلامی ، جز با کاهش چالش  میان امریکا و جمهوری اسلامی ، امکان پذیر نیست. اما  او تا کنون از حل وفصل قطعی مسائل با امریکا و نیز بستن پرونده هسته ای خودداری می کرد زیرا پیش از این هرگز  با مشکلاتی که در ماههای اخیر ، نظام حاکم بر ایران را تا مرز فلج شدن واقعی پیش برده است  مواجه نشده بود. اما اکنون   پس از تحمیل هزینه های فراوان به ملت و کشور، او در شرایطی خود را آماده تسلیم در برابر واقعیت ها می کند  که مهره چینی های نامناسب و اقدامات تبلیغاتی و فریب کارانه در بیش از دودهه رهبری آقای خامنه ای ، وضعیتی  ایجاد نموده که عقب نشینی مدبرانه ، به راحتی امکان پذیر نیست. ضمن آنکه صداقت رهبر برای بازگشت واقعی از اشتباهات هزینه ساز گذشته، با تردید اساسی مواجه است و  هنوز این احتمال وجود دارد که او پس از عبور از گردنه خطرناک تحریم ها ، باز هم به مواضع  خودخواهانه گذشته باز گردد.
 
در شرایط فعلی ، رهبراز یک سو  به حفظ  حامیان افراطی خویش - که تنها حامیان واقعی یا  منفعت طلب  باقیمانده برای او هستند -  نیاز قطعی دارد. در عین حال او  باید  مهم ترین چالش در مقابل حکومت خود یعنی پرونده هسته ای را به سامان مورد نظر قدرت های جهانی برساند و خود را از تحریم های فلج کننده برای حکومت نجات دهد  که این مسئله مستلزم توافق با امریکایی هاست. از سوی دیگر هنوز سخنان نابخردانه خامنه ای در ذهن حامیان است که « کسانی که دم از مذاکره با امریکا  به عنوان رأس استکبار می زنند یا الفبای غیرت را بلد نیستند یا الفبای سیاست.». همچنین درشت گویی ها و ادعاهای غیر واقعی در خصوص نفی هر گونه عقب نشینی  در روند فعالیت هسته ای ایران ، همچنان در ذهن   حامیان سنتی و عمدتاً افراطی او باقی مانده است. لذا او چاره را در آن دیده که  پروژه نجات خویش را به دو بخش « مذاکره برای تسلیم » و «نمایش اقتدار کاذب برای حفظ روحیه حامیان افراطی » تقسیم نماید. به نظر می رسد  هاشمی رفسنجانی و حامیان اصلاح طلب روحانی  هم در این مورد حاضر به همراهی با رهبر هستند. شاید بتوان  گفت گروه زیادی از نیروهای مخالف نظام نیز عبور موقت از بحران های اقتصادی  و کاهش فشار بر مردم را  جز از طریق همراهی با این روند، امکان پذیر نمی دانند.
 
با عنایت به موارد بالا اکنون می توان علت عدم حضور روحانی در ضیافت ناهار دبیر کل  و نیز عدم مواجهه او با اوباما را یافت. تبلیغات گسترده در داخل کشور و حمایت از اقدام متدینانه روحانی یعنی عدم حضور در ضیافتی که اسلام را به خطر می انداخت  نگاه بسیاری  از روحانیون سنتی و قشر مذهبی حامی نظام را از سایر ابعاد سفر روحانی منحرف می نماید . آنها  اکنون از اینکه به تعبیر ایرج میرزا« اسلامِ به باد رفته، با یک دو سه مشت گِل ، خریداری شده » آنچنان مشعوف هستند که تا مدت ها حتی از فشار های اقتصادی بر مردم هم سخن نخواهند گفت. حزب الهی های تندرو هم از اینکه  دکتر روحانی با رد درخواست اوباما برای ملاقات، بینی استکبار را به خاک مالیده ، به خود می بالند و سؤال نخواهند کرد « در جلسه با گروه پنج به اضافه یک ، چه امتیازی به آنها داده خواهد شد که آقای روحانی به حل و فصل سه ماهه موضوع هسته ای  چشم دوخته است در حالی که  دهسال مذاکره ، نتوانسته موضوع را فیصله دهد؟» در واقع رفتار روز سه شنبه روحانی ، نمایشی  بود برای مخفی نگهداشتن نوشیدن جام زهر در روز پنج شنبه .
 
شاید لازم به تأکید نباشد که توافق هسته ای با قدرت های جهانی، نه نوشیدن جام زهر که گام مثبت وبزرگی است وباید مجریان آن را ستود. در عین حال هیچکس حق ندارد عوامل طولانی شدن این روند که موجب تحمیل دهها میلیارد خسارت به ایران شدند را از مسئولیت مبرا بداند. دکتر روحانی هم که  می  داند در حال حاضر برای رهبر هیچ چاره ای جز حل وفصل این موضوع وجود ندارد باید همه تلاش خود را به کار بگیرد تا روند فعلی ، برگشت ناپذیر شود و رهبر نتواند به محض عبور از بحران تحریم ، بلند پروازی ها و نابخردی های خود را مجددا  بر پرونده هسته ای ، حاکم کند.رفتار روحانی و تیم همکاران او، در آینده نزدیک نشان خواهد داد که آنها تنها اجرا کننده سناریو ونمایش های رهبر هستند یا با هوشمندی از فرصتی که نگرانی واحساس خطر توسط رهبر در اختیار آنان گذاشته است  به نفع مردم و کشور استفاده خواهند کرد.

۱۳۹۲ مهر ۴, پنجشنبه

ازدواج با محارم و وکلای تسخیری جمهوری اسلامی

من در عجبم از کسانی که در مورد بحث شرم آور ازدواج با فرزند خوانده، بیش از محکوم کردن ذهن های بیماری که این موضوع را مطرح کردند به دنبال مچ گیری از مخالفان این طرح هستند. اصلا مسئله این نیست که این قانون تصویب می شود یا نه. حتی بحث بر سر این... نیست که اصولاچند نفر می توانند تا این حد از انسانیت به دور باشند که حتی به ازدواج با فرزند خوانده خویش بیندیشند. بحث بر سر نگاه یک عده به مقوله ای به نام انسان است. اما حالا که عده ای دوست دارند اقدام اخیر مجلس را یک گام به جلو برای محدود کردن این رسوایی بدانند، من ضمن نشر مجدد یادداشت قیلی خودم، این سؤال را مطرح می نمایم: خانواده های متدین که به مسئله «محرمیت » پایبندی جدی دارند قبل از پذیرفتن یک کودک به فرزند خواندگی، از راههای شرعی آن فرزند را به پدر - در مورد دختری که به فرزند خواندگی پذیرفته می شود - و به مادر- در مورد فرزند خوانده پسر- محرم می کنند. آنوقت اگر قرار باشد ازدواجی صورت بگیرد غیر ازضد اخلاقی و غیر انسانی بودن، ازدواج با محارم هم خواهد بود. یادداشت قبلی من را از اینجا بخوانید



 

هشدار ! رسوایی جدید در جمهوری اسلامی، ازدواج با فرزند خوانده

به نظرم برای همگانی کردن درخواست یک حکومت سکولار و برگشت نا پذیر کردن آن تا ابد، هیچ کار بهتر از این نیست که مدتی، کاری به حکومت اوباشان جمهوری اسلامی ،  نداشته باشیم خودشان آنقدر رسوایی به بار می آورندکه متدین ترین افراد هم برای سرنگونی این حکومت تلاش خواهند کرد. شما را به خدا آیا ،کثیف ترین حیوان هم حاضر است به فکر کامجویی از کسی باشد که او را به عنوان فرزند بزرگ کرده است؟ آیا اراذل حاکم بر ایران ، ثمره این کار را میدانند؟ برای من به عنوان یک فرد مذهبی   بسیار سخت است که خیلی از حرف ها  را بگویم اما چه کنم که اگر نگویم دق خواهم کرد.

اوباشی که در رأس آنها ولی فقیه قرار دارد ظاهرا بعد از سالها آموزش کشور داری با تحمیل هزینه های کلان مالی و جانی به ایران،هنوز از درک روشن ترین مسائل ، عاجزند . پس می گویم و می گوییم شاید در میان سران نظام  ، انسانی پیدا شود و علاج واقعه را قبل از وقوع بکند.
بر اساس اعلام یکی از گماشتگان مجلس شورای اسلامی ، بر اساس طرح جدیدی  که در مجلس است  کسانی که کودکی را به فرزند خواندگی قبول کرده اند بعداً با اجازه قاضی می توانند با همان فرزند ازدواج کنند. (توضیحات این عضو مجلس را در اینجا بخوانید )
 
می دانیم انسان نماهایی در ایران هستند که تنها اعتبار و امتیاز آنها، ثروتمندی است. این افراد در تمام سازمانها و ادارات ایران از جمله دستگاه قضایی ایران ، نفوذ گسترده دارند.  یقین دارم با تصویب قانون جدید، بسیاری از آنها برای قبول فرزند خوانده با یکدیگر مسابقه خواهند گذاشت تا برای آینده خود وسیله عیش فراهم کنند. البته عده ای از آنها که قطره ای انسانیت در وجودشان باشد احتمالا ً تا رسیدن این طفل معصوم ها به سن قانونی و رشد جسمی، تأمل خواهند کرد . اما چه کنیم با کسانی که  ازمیان همه احکام  و فتاوای مراجع تقلید ، فقط فتوای زیر را آموخته اند: « کسی که زوجه ای کمتر از نه سال دارد وطی - سکس - برای او جایز نیست چه زوجه دائمی باشد چه منقطع، اما سایر کام گیری ها از قبیل لمس به شهوت و آغوش گرفتن و تفخیذ* اشکال ندارد.»
 
پی نویس
-------------------------
شرمنده ام که نمی توانم تفخیذ را در اینجا توضیح دهم. البته مخاطبان این صفحه  نیازی به این فتوا ندارند. کسانی هم که منتظر قانون جدید مجلس هستند خودشان معنی آن را چیدا خواهند کرد