‏نمایش پست‌ها با برچسب عقب نشینی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب عقب نشینی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ مهر ۲۱, دوشنبه

خامنه ای ازچه می ترسد؟ دومین قدرت نمایی احمدی نژاد

هفت  روز قبل معاون اول قوه قضائیه در مصاحبه هفتگی  وقتی با پرسش یکی از خبرنگاران در خصوص احضار  چهار وزیر دولت احمدی نژاد در ارتباط با پرونده بابک زنجانی  مواجه شد اظهار داشت : « تا کنون از سه وزیر سابق تحقیق شده است .» وی سپس خطاب به خبرنگار گفت : «‌شاید  رئیس کل بانک مرکزی هم مورد نظر شما هست . بله با احتساب او می شود چهار نفر .»‌این سخن را میلیونها ایرانی دوشنبه شب هفته گذشته از سیمای جمهوری اسلامی شنیدند. یک  روز بعد ، تعدادی  از روزنامه ها سخن معاون اول قوه قضائیه را به تیتر اول خود تبدیل کردند. تا شش روز  بعد از آن اظهار نظر صریح اژه ای ، هیچیک  از  مقامات جمهوری اسلامی که همواره آماده تکذیب و رفع و رجوع سخنان یکدیگر هستند در این مورد چیزی نگفت . اما ناگهان دیروز ورق برگشت و رئیس قوه قضائیه که معمولا به دستور، غیرتی می شود بار دیگر تظاهر به غیرتمندی کرد و در اخطاری  شدیداللحن خطاب به برخی  روزنامه ها گفت :« بر اساس رصد روزانه رسانه های زنجیره ای - کرایه ای  اصلاح طلب ، متوجه هماهنگی از پیش تعیین شده  این روزنامه ها در روزسه شنبه هفته گذشته می شویم »
شیخ بی سواد ظاهرا توجه ندارد که متهم کردن روزنامه ها به هماهنگی از پیش تعیین شده  در این موضوع ، به معنای متهم ساختن معاون اول قوه قضائیه است ، زیرا روزنامه های مورد نظر آملی لاریجانی چیزی ننوشته بودند جز سخنان صریح محسنی اژه ای. یقیناً اژه ای می دانسته این سخنان به تیتر نخست برخی از روزنامه ها تبدیل خواهد شد همانطور که دوشنبه شب گذشته ، این بخش ازسخنان معاون اول قوه قضائیه، با صدا و  تصویر خودش از بخش های مختلف خبری صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد. پس سخن گزاف آملی لاریجانی  که متهم کردن اژه ای از نتایج آنست ریشه در جای دیگر دارد. 

برای آشکار شدن بیشتر موضوع به حدود  ده ماه پیش باز می گردیم. روزدوشنبه  یازدهم آذرماه سال گذشته ، محسنی اژه ای در گفتگوی هفتگی با خبرنگاران اظهار داشت : « در جلسه نخست دادگاه ،آقای احمدی نژاد حاضر نشدند  ووکیل نیز به دادگاه مراجعه نکرده  است. قاضی نمی داند عذرش  موجه است یا خیر ، بنا براین وی را دوباره در تاریخ ۱۶ دی ماه - ۹۲- به دادگاه احضار کرده است » . اشاره محسنی اژه ای به خبر پر سر وصدایی بود که در مورد احضار احمدی نژاد برای حضور در دادگاه در تاریخ هفتم آذرماه ۹۲ منتشر و اژه ای هم آن را تأیید کرده بود . نکته جالب  در تاریخ  تعیین شده برای احضار  مجدداحمدی نژاد -  شانزدهم دی ماه - هم زمانی آن   با مصاحبه هفتگی سخنگوی قوه قضائیه بود تا احتمالاً دست اول ترین خبررسانی ها در خصوص تحقیر احمدی نژاد توسط کسی صورت گیرد که به خاطر عزل از وزارت اطلاعات به دست احمدی نژاد، تحقیر شده بود. اما ظاهراً‌دست اندرکاران قوه قضائیه از برگ های احمدی نژاد که تن رهبر را می لرزاند اطلاع دقیق نداشتند. روز شانزدهم دی ماه   فرارسید اما نه تنها احمدی نژاد در دادگاه حاضر نشد بلکه  سخنگوی قوه قضائیه در جمع خبرنگاران حاضر شد و در حالی که بسیاری از آنها سخن یازدهم آذر اورا به یاد داشتند  اعلام کرد : « جلسه امروز وقت نظارتی بود نه زمان رسیدگی . در خصوص امروز برای فرد مورد نظر احضاریه ای صادر نشده بود» . شاید خبر نگارانی که از سابقه اژه ای در گاز گرفتن  و پرتاب قندان مطلع بودند جرأت نکردند سخن پنج هفته قبل را به او یاد آوری کنند که گفته بود :« در جلسه نخست دادگاه آقای احمدی نژاد حاضر نشدند  و وکیل نیز به دادگاه مراجعه نکرده  است قاضی نمی داند عذرش  موجه است یا خیر ، بنا براین وی را دوباره در تاریخ ۱۶ دی ماه - ۹۲- به دادگاه احضار کرده است » اما خود او به خوبی می دانست کدام برگ برنده احمدی نژاد ، رهبر و عواملش را به عقب نشینی در برابر او  وادار کرده است.

ظاهراَ با  گذشت سیصد  و هشت روز  از عقب نشینی همراه با دروغ اژه ای ، او دچار این توهم شد که برگ های برنده احمدی نژاد کارآیی خود را از دست داده  و اکنون می توان بخشی از افتضاحات او را افشا کرد. پس دوباره در جمع خبرنگاران حاضر شد و از ارتباط چهار عضو کابینه احمدی نژاد با پرونده بابک زنجانی سخن گفت ،غافل از آنکه پرونده های رسوا ساز خامنه ای در دست احمدی نژاد آنقدر زیاد است که این بار دفاع از احمدی نژاد به مقام مافوق اژه ای محول می شود . دومین قدرت نمایی احمدی نژاد در برابر باند فاسد لاریجانی ها و سایر گماشتگان رهبر ، سخن دو سال قبل علی مطهری را در اذهان زنده می کند. او که برادر  همسر یکی از لاریجانی های فاسد است در جریان بازپس گیری سئوال مجلس از احمدی نژاد گفته بود :« نمی توان گفت کسی که تعدادی پرونده زیر بغل دارد و جسارت دارد باید تا پایان دوره اش صبر کنیم ». ظاهراَ‌علی مطهری در آن زمان خبر نداشته که حجم و محتوای پرونده هایی که احمدی نژاد زیر بغل دارد در حدی است که  کوتاه آمدن در برابر  او را نه تا پایان دوره بلکه تا پایان عمرش تضمین خواهد کرد. 

دوسال پیش مقاله ای در واکاوی کوتاه آمدن های خامنه ای در برابر احمدی نژاد نوشتم که با عنوان « پرونده رسواساز خامنه ای در دست  گماشته او »‌ منتشر شد. باعقب نشینی مفتضحانه اخیر در برابر احمدی نژاد  ، خواندن مجدد آن خالی از لطف نیست. آن را در  اینجا بخوانید.



۱۳۹۲ خرداد ۲۳, پنجشنبه

خامنه ای چرا گفت ؟ چرا عقب نشینی کرد؟

سید علی خامنه ای که چند روز قبل ، شرکت در انتخابات و رأی به هر یک از کاندیداهای هشت گانه را « رأی به نظام جمهوری اسلامی » خوانده بود در یک عقب نشینی آشکار اعلام کرد :« ممکن است بعضی افراد به دلیلی نخواهند از نظام اسلامی حمایت کنند اما از کشورشان که می خواهند حمایت کنند. همه باید در انتخابات حضور پیدا کنند».اکنون می توان این پرسش را مطرح کرد که علت آن ادعای مغرورانه چه بود و این عقب نشینی مفتضحانه به چه دلیل صورت گرفته است؟ برای پاسخ به این پرسش باید مدتی به عقب رفت و تحلیل های ارائه شده توسط برخی اصلاح طلبان حکومتی را مورد توجه مجدد قرار داد.

از نخستین روزهایی که موضوع نمایش انتخاباتی  به بحث اصلی گروهی از فعالان سیاسی تبدیل شد بسیاری از  افراد  بر این نکته تأکید می کردند که خامنه ای برای بازسازی بخشی از مشروعیت زایل شده خویش ، به برگزاری انتخاباتی با حضور گسترده مردم نیاز دارد. اما گروهی از اصلاح طلبان که گویی از قبل خود را برای شرکت بدون پیش شرط در انتخابات آماده می کردند مدعی شدند رهبر جمهوری اسلامی ، انتصاباتی آرام و بی دردسر را بر انتخاباتی با حضور گسترده و طلب کارانه مردم ترجیح می دهد.  سخنان چند روز قبل سید علی خامنه ای  و ادعای او در خصوص « رأی به هر کاندیدا  = حمایت از جمهوری اسلامی »، موجب شعف فراوان اصلاح طلبان حکومتی  و همفکران آنها گردید.  دوشب قبل یکی از همین دوستان ، با من تماس گرفت و با لحنی فاتحانه گفت : « دیدی اشتباه می کردی ؟ حالا قبول کردی که خامنه ای نه تنها نیازمند حضور پرشکوه مردم در انتخابات نیست بلکه با سخن اخیر خود در خصوص انتساب آرای شرکت کنندگان در انتخابات به حمایت از نظام در واقع به دنبال عصبانی کردن مردم و منصرف ساختن آنها از شرکت در انتخابات است ». به آن دوست گفتم : «‌من همچنان معتقدم خامنه ای به شدت محتاج حضور گسترده مردم درانتخابات است . اگر او اکنون شرکت در انتخابات را به معنای حمایت از نظام ـ بخوانید تمکین از رهبر ـ می داند تنها به این دلیل است که تقلای برخی چهره های شاخص اصلاحات و اصرار بخشی از اپوزیسیون بر حضور در انتخابات ، خیال او را آسوده کرده و لذا او در آخرین روزهای پیش از نمایش  انتخاباتی، به فکر مصادره حضور اصلاح طلبان و مخالفان افتاده است. »  به آن دوست گفتم : « خامنه ای به دروغ  از حماسه سیاسی سخن گفت و هدف او فقط کشاندن مردم به صف های انتخاباتی بود. او آشکارا مشاهده کرد که هیچیک از رفتارهای خودخواهانه اش  در حذف چهره هایی که می توانستند مورد اعتماد مردم باشند موجب کناره گیری اصلاح طلبان حکومتی از این نمایش نشده  و حتی شاهد آنست که رفسنجانی و خاتمی وبرخی افراد دیگر، بیش از خود او برای تحقق حماسه سیاسی ، تقلا می کنند . پس حق دارد به مصادره زود هنگام حضور احتمالی مردم در انتخابات بیندیشد.»  

اما ظاهراً ارزیابی های نهایی و بررسی های پایانی توسط نهادهای اطلاعاتی  وامنیتی ، خامنه ای را از خواب بیدار کرده و به این نتیجه رسانده که تلاش برخی چهره های موجه برای کشاندن مردم به عرصه انتخابات  نمی تواند موجب ایجاد موج انتخاباتی در کشورشود. لذا شخصاً به میدان آمده و با عقب نشینی از اظهار نظر خودخواهانه چند روز قبل، تلاش جدیدی را برای جلب مشارکت عمومی آغاز کرده است والبته این تلاش می تواند از سایر اقدامات او  مؤثر تر باشد. 
تردیدی ندارم که فردای برگزاری نمایش انتخاباتی، رهبر خود خواه جمهوری اسلامی بار دیگر ادعای گزاف خود را مطرح خواهد کرد و البته  آن روز در طرح مجدد ادعای خود- رأی به هر کاندیدا = حمایت از جمهوری اسلامی ـ  تنها نخواهد بود و همه کاندیداها از جمله حسن روحانی   همین سخن گزاف را تکرار خواهند کرد. برای اثبات ادعای من، زمان زیادی لازم نیست اما خوب است کسانی که تصمیم به حضور در نمایش انتخابات را دارند لختی به این سخن نیز بیندیشند