سالگرد کودتای بیست و دوم خرداد در حالی فرا می رسد که آنچه در جریان مناظرات انتخاباتی ، توسط کروبی و موسوی مطرح یا پیش بینی شده بود به صورت اشکار در برابر چشمان مردم ایران قرار دارد و رسوایی روزافزون برای کارگزاران کودتافراهم نموده است . امروز دیگر برای اثبات رانت خواری های سیاسی واقتصادی دولت کودتا و حامیان آن ، تلاش زیادی لازم نیست زیرا بسیاری از مدعیان اصولگرایی برای تبرئه دیر هنگام خویش از همراهی با دولت فاسد وبی کفایت ، با یکدیگر مسابقه گذاشته اند و عده ای دیگر نیز که دوسال پیش ، موسوی را به خاطر افشای وجود «رمالی »و «جن گیری »در دولت مورد حمله قرار می دادند امروز به عوامل خود در قوه قضائیه دستور می دهند تا نزدیک ترین یاران احمدی نژاد را به اتهام همکاری با رمالان ، دستگیر و محاکمه نمایند . در این شرایط ، مردم ایران حق دارند با صدایی بلندتر از قبل ، آنچه را که در قالب رأی به موسوی و کروبی مطالبه کرده بودند فریاد بزنند والبته دو حق ضایع شده را نیز به آنچه در جریان فعالیت های انتخاباتی بیست و دوم خرداد در خواست کرده بودند بیفزایند . مردم ایران امروز دیگر در شعارهای خود سراغ « رأی دزدیده شده »خویش را نمی گیرند زیرا برای این حکومت مشروعیتی قائل نیستند تا حقوق ضایع شده خویش را از آن مطالبه کنند اما قطعآً در آینده ای نزدیک ، عوامل آن « رأی دزدی خونین » را به پای میز محاکمه خواهند کشید و در کنار آن ، وقاحت کسانی را به سخره خواهند کرفت که دو سال پیش ، با بی شرمی تمام ، مفاسد و بی کفایتی های افشا شده توسط کروبی و موسوی را تکذیب می کردند و امروز برای افزایش سهم خود از قدرت ، همان مفاسد را افشا می کنند. دعوت از مردم ایران برای راهپیمایی بیست ودوم خرداد ، نخستین گام در راستای محاکمه کودتاگران وحامیان آنهاست . بسیاری از مردم ایران علیرغم ایمان به وجود کاستی های فراوان در قانون اساسی وساختار های حکومت ، در بیست ودوم خرداد ۸۸ به پای صندوق های رأی رفتند و به این طریق ، فرصتی مجدد به حکومت دادند تا قابلیت اصلاح در قالب نظم موجود و تعریف شده در نظام را اثبات کند اما کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد و رفتار سرکوبگرانه بعد از آن نشان داد که کارگزاران نظام بیش از مخالفان آن ، به «اثبات ناکارآمدی ساختار های موجود »علاقه مند هستند .آنها با ارائه تفاسیر عجیب از قانون اساسی به خصوص در حوزه اختیارات رهبری ، عملا نشان داده اند که هر نوع تلاش برای اصلاح امور بر اساس قانون اساسی فعلی ، راه به جایی نخواهد برد . اکنون از روزهایی که کروبی بر لزوم ایجاد تغییراتی در قانون اساسی سخن می گفت دوسال می گذرد و شاید اگر تریبونی آزاد در اختیار شیخ شجاع قرار گیرد با اتکا به آنچه در دوسال اخیر با استناد به اصول قانون اساسی انجام شده ، اراده قوی تر خویش برای ایجاد تغییرات در قانون اساسی برای متوقف کردن « روند تضییع حقوق ملت با استناد به اختیارات قانونی حکومت » را فریاد بزند . البته همانگونه که در آخرین نوار ویدئویی شیخ آمده است او تحمیل هیچ عقیده ای به مردم را نمی پذیرد و در مورد قانون اساسی هم اگرچه خود بر ایجاد تغییرات مهم در آن تأکید کرده است اما تصمیم گیری در مورد آن را به عهده مردم می داند . راهپیمایی اعلام شده توسط شورای هماهنگی راه سبز امید ، گامی اساسی و البته ابتدایی در اعلام مطالبات گسنرده مردم از حاکمیتی است که در سالهای اخیر ، هر روز بیش از گذشته ، حقوق اساسی اقشار مختلف مردم را زیرپا گذاشته و به خاطر این تضییع حق نیز بر خود می بالد . شرکت هموطنان با دیدگاههای مختلف سیاسی ، نشان خواهد داد که « اعمال اراده ملت در اداره کشور» مطالبه ای همگانی است . حاکمیت فعلی هم اگر ازحداقل اعتماد به نفس بر خوردارباشد با کاهش میزان خشونت خود ، امکان وزن کشی واقعی میان طرفداران حاکمیت کودتایی وآزادیخواهان ایرانی را فراهم خواهد نمود . البته فریاد های همراه با عصبانیت دبیر فرتوت شورای نگهبان در تریبون نماز جمعه این هفته ، نشان می دهد مجموعه حاکمیت علیرغم اختلافات بی سابقه درون جناحی ، در موضوع سرکوب تحرکات مردمی با یکدیگر به تفاهم رسیده اند واز هماهنگی نحله های مختلف جنبش اعتراضی ایرانیان وحشت دارند . پس همه باهم با اعلام حمایت از راهپیمایی بیست و دوم خرداد ، بار دیگر خواب را از چشمان کودتاگران مستأصل دور کنیم . سخنگویان حاکمیت همچون روزنامه کیهان هم به جای تلاش نومیدانه برای القای اختلاف میان عناصر جنبش سبز (در مورد راهپیمایی بیست ودوم خرداد)، خود را برای روزهای آینده آماده کنند که ناچار خواهند شد به صورت علنی، حساب رئیس دولت کودتا را از حامی اصلی او جدا کنند و همه مفاسد و ناکار آمدی ها را به این « رئیس دست ساز » نسبت دهند شاید از این طریق ، نقش « رئیس جمهور ساز » در نابسامانی های روز افزون کشور تحت الشعاع قرارگیرد .
۱۳۹۰ خرداد ۲۰, جمعه
۱۳۸۹ شهریور ۱۸, پنجشنبه
جعل کارت بسیج برای شهید علیمحمدی
۱۳۸۹ خرداد ۲۱, جمعه
پاسخ به کودتا گران
دعوت برای روزشنبه سالگرد انتخابات
پس ازوحشت حکومت ازصدوراجازه برای راه پیمایی روزشنبه ودعوت آقایان موسوی وکروبی به ابرازمخالفت با روش های کم هزینه تر، کمیته اجرایی مقاومت مدنی مردم ایران(کاما)، براساس هماهنگی های به عمل آمده وپیرو اطلاعیه شماره دو، هم وطنان مبارز را به این سه حرکت دعوت می نماید:
فریاد کردن الله اکبربرسربام ها درساعت ده شب جمعه بیست ویک وشنبه بیست ودوخرداد
اعتصاب وکم کاری عمومی درروزشنبه بیست ودو خرداد به هرشکل ممکن
تظاهرات برق آسا درمیادین اصلی تهران وسایرشهرها وتظاهرات پراکنده درتمام محلات ازساعت پنج بعدازظهر به بعد
کمیته اجرایی مقاومت مدنی مردم ایران
(کاما)
جمعه بیست ویک خرداد هشتادو نه
۱۳۸۹ خرداد ۱۴, جمعه
همه جنایت کاران از یک قبیله اند!
همه جنایت کاران از یک قبیله اند!
جدیدترین جنایت نظامیان اسرائیلی آنقدر وقیحانه بود که حتی حامیان رژیم صهیونیستی در شورای امنیت نیز نتوانستند در قبال آن سکوت کنند . البته همراهی سران دولت های بزرگ با خیزش جهانی علیه جنایت اخیر را نباید متأ ثر از پایبندی اخلاقی سیاستمداران در « جهانِ جنگل گونه » کنونی دانست بلکه به نظر می رسد این وضعیت ، ناشی از افزایش چشمگیر نقش رسانه ها در انتقال اطلاعات و روشن گری افکار عمومی است. نقش انکار ناپذیر رسانه ها در جریان سازی های جهانی ، موضوعی نیست که کسی قادر به انکار آن باشد. حتی سران کشور هایی مانند ایران که بارها تنفر خود از جریان آزاد اطلاعات را به نمایش گذاشته اند عمیقا بر این تأثیر واقف هستند و بر همین اساس به خیال خود ، با محدود سازی رسانه ها ، صورت مسئله را پاک کرده اند تا ناچار نباشند برای جنایات ، خیانت ها وسوء مدیریت های خویش توجیهاتی ارائه نمایند. آنها در واقع با جلو گیری از فعالیت رسانه های مستقل ، زمان آگاهی ملت ها از برخی واقعیت ها را عقب می اندازند تا اندکی بر دوران حکومت متزلزل خود بیفزایند.
در موضوع اخیر ، قدرت رسانه ها ، اسرائیل را در شرایط بسیار نامطلوبی قرار داده ودر مقابل ، برای همه آزادگان جهان ، وظیفه سنگینی ایجاد کرده است تا ازفرصت اخیر برای مجبورسازی سران اسرائیل به کاهش جنایات خود استفاده نمایند. البته طی روزهای اخیر ، مردم آزادیخواه وانسان دوست در سراسر جهان ـ حتی در قلب اروپا وامریکا ـ تجمعات اعتراضی برگزارنمودند وایران از معدود کشورهایی بود که در آن ، هیچ تحرک مردمی وغیر دولتی مشاهده نگردید.از این به بعد هم قاعدتا در ایران چیزی جز یک تجمع کم رونق بر اساس دعوت مقامات حکومتی اتفاق نخواهد افتاد که دلیل این وضعیت را باید در عدم صداقت مسئولان دولتی و سوء استفاده های داخلی آنها از اتفاقات بین المللی جستجو کرد. نکته دیگری که در موضوع اخیر باید مورد توجه قرار گیرد شباهت کامل توجیهات صهیونیست ها با اظهاراتی است که مقامات حکومت کودتایی ایران برای موجه نشان دادن جنایات یک سال اخیر خود ـ وبرخی جنایات قبلی ـ بیان می کنند. اسرائیلی ها ادعا کرده اند حمله مرگبار آنها اقدام تدافعی در برابر حملاتی بوده که از سوی ساکنان کشتی ازادی صورت گرفته است ! این ادعاها شباهت بسیار به یاوه گویی های کودتا گران در ایران دارد که قتل ها ، شکنجه ها وضرب وشتم ها علیه معترضان انتخاباتی را پاسخ قانونی و اجتناب ناپذیر به « اقدامات براندازانه » می نامند و با همین استدلال ، نه تنها جنایات خویش را مشروع بر می شمارند بلکه به آنها افتخار می کنند! قبل از سری اخیر از جنایت و نقض گسترده حقوق بشر در ایران ، مقامات قضایی وامنیتی ایران که خود را ملزم به اجرای دستور رهبری برای خفه کردن صدای معترضان وشکستن قلم منتقدان می دانستند برای توجیه محدودسازی گسترده مطبوعات به « قانون اقدامات تأمینی وتربیتی » استناد کردند که در دهه ۱۳۳۰ به منظور پیشگیری از اقدامات جنایت کارانه اراذل واوباش تصویب شده بود . لابد صهیونیست های ایرانی هم مانند همتایان خود در اسرائیل ، معتقدند که برای سرکوب مخالفان اجازه دارند به هر وسیله وتوجیهی ، متوسل شوند. ملاحظه این شباهت در رفتار جنایت کاران صهیونیست با سران دولت کودتا درایران نشان می دهد که اسفندیار رحیم مشایی در اظهارات دوستی با اسرائیلی ها چندان هم بیراهه نرفته بود . این شباهت در رفتار ، گفتار وتفکرصهیونیست های اسرائیلی و کودتاگران آدمکش در ایران بایستی همه طرفداران جنبش سبز را قانع کند که هم زمان با ایستادگی در برابر اقدامات ضد انسانی دولت کودتا درایران ، گوشه چشمی هم به مظلومان فلسطینی داشته باشند که تحت ستم مضاعف اسرائیلی ها قرار گرفته اند وضمن تحمل درد و رنج ، بایستی ادعاهای ظا لمانه برخی رسانه های جهانی را تحمل نمایند ؛ همان رسانه هایی که برای توجیه جنایت اخیر ، از روش های تبلیغاتی ضرغامی در سیمای جمهوری اسلامی ، کپی برداری می کنند!
۱۳۸۹ خرداد ۷, جمعه
اطلاعیه شماره دو کمیته اجرایی مقاومت مدنی مردم ایران (کاما)
به نام خدا
پیشنهادات برای ماه خرداد
کمیته اجرایی مقاومت مدنی مردم ایران متشکل ازجمعی ازفعالین جنبش که به دلایل امنیتی فعلا مخفی است، می کوشد تا براساس بحث های مطرح شده ازسوی دست اندرکاران جنبش، برنامه های پیشنهادی را نهایی کرده وبرای اجرا مطرح و نتایج حاصله را هم بررسی وگزارش نماید. این برنامه ها برای ماه خرداد پیشنهاد می شود. تفصیل اجرایی آن ها دراطلاعیه های بعدی اعلام خواهد شد.
1-برگزاری انتخابات نمادین ومردمی
2-اعتصاب یک روزه درسالگرد انتخابات وشهادت شهدای جنبش
3-تظاهرات درسالگرد انتخابات
4-عدم پرداخت قبوض مربوط به سرویس ها وخدماتی که ازطرف دولت گران می شوند.
5-الله اکبرسربام ها درپاره ای ازشب ها
با ایمان به پیروزی راهمان
کمیته اجرایی مقاومت مدنی مردم اایران
ششم خرداد هشتاد ونه
۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۹, چهارشنبه
ما گول نخوریم
خارجیان رامی فریبند
ما گول نخوریم
نمی دانم آنچه را روز دوشنبه در تهران به امضا رسید چه باید نامید اما هر نامی که بر متن امضاشده در تهران نهاده شود تغییری در ماهیت آن ایجاد نخواهد کرد . اگر اجرای توافقات مندرج در این متن ، منجر به کاهش مشکلات مردم ایران شود ونگرانی های جهانی را برطرف کند ضمن حمایت از اجرای آن ، باید از دولتمردان سوپر انقلابی ایران سؤال کرد که « به کدام مجوز شرعی ، عقلی وقانونی ، با تآخیر چند ماهه در پذیرش تبادل سوخت، موجب به هدر رفتن فرصت های فراوان شده و هزینه های گزاف به ملت ایران تحمیل کرده اند؟» آیا آنها نمی توانستند در همان مراحل اولیه ، تن به این توافق بدهند تا به مرحله فعلی نرسند؟ دولتمـــــردان کم خِرد وخودخواه ایران ، به جای باج دهی به کشورهای نه چندان مهم وفرصت دهی به آنها برای امتیازگیری دو طرفه از ایران وگروه ۱+۵ ، می توانستند مستقیما با تصمیم گیران اصلی ـ یعنی همان کشورهایی که اجرای توافق نامه تهران به تآیید آنها موکول شده است ! ـ توافق کنند تا هزینه کمتری توسط ملت ایران پرداخت شود.این موضوع ، در کیفر خواست طولانی ملت ایران علیه کودتاگران گنجانده می شود ودر اینده ای نه چندان دور، پاسخگویی به آن از کودتا گران مطالبه خواهد شد.
اما ازسوی دیگر به نظر می رسد برای اجرای این توافق نامه ، اراده جدی در ایران وجود ندارد . مهـــ--م ترین سند برای اثبات این ادعا ، فخر فروشی وقیحانه مدیر مسئول کیهان به بهانه توافق نامه اخیر تهران است . حسین شریعتمداری که باید او را سخنگوی افراطی ترین فراکسیون کودتاگران نامید ، در سرمقاله امروز خود به نکاتی اشاره کرده است که بی شباهت به « بهانه جویی ها» ی او در اوایل پاییز ۸۸ برای توجیه مخالفت با « ارسال اورانیوم سه ونیم در صد به فرانسه »نیست. نقش آفرینی اخیر حسین شریعتمداری ، ثابت می کند که حل مسئله هسته ای ، برای کودتاگران اهمیت زیادی ندارد بلکه آنها به دنبال آن هستند که در چهار هفته باقیمانده تا سالگرد کودتا ، جهانیان را به امکان حل مسئله هسته ای امیدوارسازند واز این طریق از فشارهای احتمالی خارجی بر خود به خاطر موج فزاینده سرکوب در آستانه ۲۲ خرداد ، بکاهند. ظاهرا اراده دولتمردان برای توسل به بازداشت ، اعدام وسایر روشهای سرکوب به منظور جلو گیری از تحرکات جدید در نخستین سالگرد کودتا ، بسیار جدی است .آنها نه تنها تصمیمی برای پذیرش در خواست کروبی وموسوی وصدور مجوز راهپیمایی ندارند بلکه با از سرگیری بازداشتها واحضارها وحتی تهدید به گسترش اعدام ها می خواهند «فضای پلیسی » بر کشور حاکم نمایند اما آنچه آنها را نگران می سازد تلاش انسانی برخی رسانه های جهانی وتعدادی از مجامع حقوق بشری برای انعکاس واقعیات ایران وپیشرفت های جنبش سبزمی باشد لذا با تنظیم عجولانه « سناریوی تبادل سوخت » به دنبال امید آفرینی کاذب در افکار عمومی جهانی هستند . کودتـــــــاگران که می دانند احتمــــــــــال دسترسی آنها به سلاح هسته ای ، خـــــواب را از چشم همه «انسان دوستان » در جهان ربوده است با طراحی جدید و نه چندان غرور آفرین خویش، سرگرم سازی ملت ها ودولت ها به احتمال حل این دغدغه بزرگ را در دستور کار خود قرارداده اند تا ازاین طریق ، موضوع سرکوب مخالفان در ایران ونقض گسترده حقوق بشر را تحت الشعاع قرار دهند . تحولات یکسال گذشته ، کودتاگران را از فریب مردم ایران ناامید ساخته است زیرا ملتی که فریب «رآی سازی قلابی کودتا کران » را نخورد قطعا تحت تآثیر سناریو سازی های ناشیانه آنها در موضوع هسته ای قرار نخواهد گرفت اما گویا امیدواری به فریب برخی« دولت های امتیاز خواه »، سران دولت کودتا را به طراحی برای انحراف اذهان آنان از سرکوب های جدید در آستانه سالگرد کودتا تشویق کرده است . پس به هوش باشیم که در دام کودتاگران نیافتیم وخودرا بیش از حد به محتوای توافق اخیر سرگرم نکنیم زیرا همه ما در آستانه ۲۲ خرداد وظایف بزرگتری داریم.
۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۷, دوشنبه
ترس ودروغ !
ترس ودروغ !
دراوج مبارزات انتخاباتی سال گذشته ، همه اصلاح طلبان و گروهی از اصولگرایان ، ادعاهای مشترکی در خصوص دروغ پردازی های احمدی نژاد مطرح می کردند که البته نحوه طرح این ادعاها در میان جناح های گوناگون سیاسی ، تفاوت هایی داشت. محمود احمدی نژاد که قادر نبود با استدلال و منطق ، مدعیان را قانع کند به اقدامات روانی واحساسی روی آورد . او از یک سو با طرح دروغ های بزرگتر در خصوص دشمنی های داخلی وخارجی با خود ، به نوعی مظلوم نمایی دست زد و از سوی دیگر ، دروغ گویی را خصلت انسان های ترسو دانست وادعا کرد که هیچ نشانه ای از تـــــــرس در دولت او پیدا نمی شود.البته برای اثبات دروغ گو بودن دولتمردان ورئیس آنها شاهدانی تقریبا به تعداد مخاطبان صدا وسیما وجود داشتند ؛ کسانی که گرانی ، فقر و آشفتگی های مختلف در کشور را با گوشت وپوست خود لمس می کردند اما هر چند روز یکبار شاهد گزارش های تلویزیونی بودند که ادعاهای وقیحانه دولتمردان در خصوص کاهش تورم ومهار گرانی ها را شامل می شد. دروغ هایی که احمــــدی نژاد وهمکاران او در خصوص پیشرفت های اقتصادی وسیـــــــاسی مطرح می کردند آنقدر آشکار بود که هیچ کس در « کذاب » بودن سران دولت تردید نمی کرد اما خواست خداوند آن بود که همه مردم در روز برگزاری انتخابات شاهد چهره وحشت زده احمدی نژاد ـ به هنگام انداختن رآی خود به صندوق ـ باشند تا مشخص شود اواز شرط لازم برای دروغگویی برخوردار است. یک روز بعد ، صاحب آن چهره وحشت زده، به برکت حمایت « تفنگ بدستانِ کودتاگر » احساس پیروزی کرد ودر تجمع سفارشی میدان ولی عصر تهران ، مخالفان خود را خس وخاشاک نامید . اما چندروز بعد که تجمعات میلیونی بیست وپنجم خرداد ، لرزه بر اندام رئیس دولت و حامیان کودتاگرِ او انداخت ، احمدی نژاد با این دروغ آشکار که « مخالفان را خس وخاشاک ننامیده ام » باردیگر ترسو بودن خود را ثابت کرد .ازآن روز تا امروز هم ، رئیس دولت ومقامات بالادست و زیردست او ، در مقاطع گوناگون « ترسو بودن » خود را ثابت کرده اند که این اثبات ، گاه با دروغگویی های آشکار بوده ، گاه با رفتار ذلت آمیز در برابر کشورهای بزرگ وکوچک وگاهی با چشم بستن وسکوت در مقابل تهدید ها وافشاگری ها. چندی قبل ، رئیس جمهور آمریکا در اظهار نظری آشکاربه تهدید دولت ایران پرداخت . این تهدیدات ، بارها وبارها در رسانه های جهانی منعکس شد اما احمدی نژاد که جرئت پاسخگویی متناسب با تهدید ها را نداشت در اظهار نظری کودکانه، از احتمال « ترجمه اشتباه سخنان اوباما » سخن گفت. او به خوبی می دانست که وظیفه ترجمه سخنان مقامات خارجی برای رئیس کم سوادِدولت ِ ایران ، به عهده تشکیلات عریض وطویل و پرخرج در دفتر خود اوست و لذا ادعای ترجمه اشتباه ، تنها ناشی از ترس احمدی نژاد وتلاش او برای فراراز پاسخ گویی به تهدیدهای اوباما بود. هم زمان با این «تجاهلِ ترس آلود» خبــــــــر «نامه نگاری » احمدی نژاد با « اوباما » افشا شد واو که به خوبی می دانست انتشار متن نامه ، چیزی جز اثبات وحشت ، حقارت و ذلت رئیس دولت کودتا در برابر رئیس جمهور امریکا نخواهد بود ترجیح داد که اعلام محتوای نامه را به صلاحدید « آقای اوباما » واگذار کند. او به خیال خود با این حربه توانست برای مدتی متن حقارت آمیز نامه ارسالی برای اوباما را از دید مردم ایران مخفی نگه دارد اما از سوی دیگربا این مخــــــــفی کاری ، قلم بطلان بر ادعای پرسر وصدای خـــــــــــود وهمکارانش در خــــــــصوص « دیپلماسی عمومی » کشید. اما منتقدان ایرانی در داخل وخارج ، بیکــــــــــار ننشستند و برخورد حقارت آلود احمدی نژاد در برابر تهدید های آشکار آمریکا را به رخ او کشیدند تا جایی که او در یک سخنرانی عمومی ، به فحاشی علیه « اوباما » روی آورد والبته پس از چند روز در سفر به آمریکا ، با جدا کردن حساب « آقای اوباما» از سایر دولتمردان امریکا ، این پیام همراه با پشیمانی را برای آمریکا ارسال کرد که چهره اصلی رئیس دولت کودتا همان است که به صورت رفتارهای حقارت آمیز در برابر تهدید های خارجی آشکار می شود و فحاشی تریبونی علیه اوباما ، تنها « مصرف داخلی » داشته است. درهمین مدت ، « وحشت زدگی » احمدی نژاد وحامیان او ، در عرصه داخلی نیز هر روز جلوه های جدید تری می یافت. ترس از اعطای مجوز به مخالفان برای برگزاری راهپیمــــــــایی ، نخستین نشانه آشکار از « رعب ِ کودتاچیان » بود.اعدام دو جوان بیگناه برای ارعاب تظاهر کنندگان ، علنی کردن جنایات کهریزک برای ترساندن خانواده ها از سرنوشت کسانی که در اعتراضاتِ خیابانی دستگیر می شوند وارتقای مقام متهم اصلی کهریزک - برای تشویق سایر جنایت کاران - پرده هایی متفاوت از سناریوی «وحشت آفرینیِ » کسانی بود که وحشت وترس ، برسراسر وجود آنها سایه افکنده بود. در همین مدت، دولت کودتا در برابر اظهارات وزیر خارجه امارات که دولت ایران را با دولت اسرائیل مقایسه می کرد ، ترجیح داد به تذکر دوستانه اکتفا کند اما هم زمان ، درداخل کشور اقداماتی انجام داد که تنها با اقدامات برخی سربازان اسرائیلی در غزه ونسبت به فلسطینی های معترض ، قابل مقایسه بود .البته در این میان ، یک تفاوت اشکار نیز وجود داشت. سربازان اسرائیلی اگر تیراندازی می کنند یا مخالفان را سرکوب می نمایند خبرنگاران ـ از جمله خبرنگار شبکه های برون مرزی سیمای جمهوری اسلامی ـ را آزاد می گذارند که از تظاهرات وسرکوب آن ، گزارش تصویری تهیه نمایند اما دولتمردان ترسوی ایران ، ادم میکشند و هر خبر نگاری را هم که بخواهد گوشه ای از این جنایــــات را بازتاب دهد ســـــــرکوب می نمایند و رسانه های منعکس کننده این جنایات را با « فیلترینگ » یا « پارازیت » خفه می کنند! رئیس ترسوی دولت کودتا که در دوسه سال گذشته ،بارها « سفر از پیش اعلام شده به عراق » را نشانه شجاعت خود دانسته است اکنون ناچار است به صورت مخفیانه وبدون اعلام قبلی به دانشگاههای پایتخت برود ودر جمع افراد دستچین شده ـ وعمدتا مزدور ـ سخنرانی کند تا نشان دهد شجاعت او در سفر به عراق به پشت گرمی نیروهای نظامی امریکایی ـ که حفاظت اودر سفر به عراق را به عهده داشتند ـ بوده است واو توانمندی نیروهای سرکوبگر داخلی برای حفاظت از خویش را باور ندارد. دولت فاسد ودروغگوی احمدی نژاد ، هنگامی که با افشاگری رسوا کننده تعدادی از « اصولگرایانِ سهم خواه » در خصوص معاون اولِ متملقِ خود مواجه شد ابتدا عده ای را مآمور کرد تا افشاگران را تهدید کنند . بر همین اساس ، سایت های رسمی متعلق به دولت ،اعلام کردند که « دولت رسما از الیاس نادران به خاطر اتهام افکنی علیه محمد رضا رحیمی به دستگاه قضایی شکایت کرده است » اما دولتی ها که حتی از حضور در دادگاههای سفارشی صادق لاریجانی وحشت داشتند ترجیح دادند به جای پیگیری شکایت از « افشا کنندگان حلقه فاطمی » ، کمی آن طرف تر به سراغ حامی اولیه دولت کودتا در انتهای خیابان پاستور بروند وبستن دهان افشاکنندگان را خواستار شوند.
اکنون آخرین ماه از سال پس از کودتا در حالی فرا می رسد که « نشانه های ترس ودروغگویی کودتاگران » هرروز بیش از گذشته آشکار می شود وقاعدتا مخالفت با در خواست کروبی وموسوی برای راهپیمایی ۲۲ خرداد باردیگر بر همگان آشکار خواهد ساخت که چه کسانی از « اعتماد به نفس » برخوردارند و چه کسانی از ترس افشای دروغ هایشان در جریان انتخابات و حوادث پس از آن ، حاضر نیستند حتی در فضای پلیسی وامنیتی ، به یک « وزن کِشی واقعی » تن بدهند.در چنین شرایطی آیا احمدی نژاد بازهم می تواند ادعا کند که « من دروغ نمی گویم زیرا دروغ، خصلت ترسو هاست در حالی که هیچ نشانه ای ازترس در دولت من وجود ندارد » ؟