۱۳۹۱ خرداد ۴, پنجشنبه

حداد عادل ؛ ساواکی زاده یا ساواکی صفت؟

چهارم خرداد ماه ۹۱

چند روز قبل دوست خوبم روح اله زم نکته ای در مورد سوابق خانوادگی « غلام » علی حداد عادل نوشت که در آن ادعا شده بود «پدر رئیس مجلس هفتم ، رئیس ساواک شیراز بوده است ». نمی دانم این نکته ، نهایتاً برای حداد عادل آبرو می خرد یا از او آبرو می برد . زیرا رفتار حاکمیت در سالهای اخیر حتی فاطمه کروبی همسر مقاوم و شجاع مهدی کروبی را هم ناچار کرده تا رفتار ساواکی ها را قابل قبول تر از وحشی گری های بعضی مأموران اطلاعاتی آقای خامنه ای بداند . اما گمان می کنم آن « ساواک » که فرزند خلف محمد علی زم در موردآن سخن گفته ،همان باشد که سالها در گوش ما خواندند و آن را مظهر پلیدی ، شکنجه ، حق کُشی و بی مسئولیتی در برابر جان انسان ها نامیدند . اگر اینگونه باشد نیازی نیست به سراغ کسی برویم که سالهاست رخ در نقاب خاک کشیده و قادر به دفاع از خود نیست .

حقیقت آنست که تا قبل از ادعای اخیر روح اله زم ، آنچه من در مورد پدر حداد عادل شنیده بودم سابقه ریاست او بر «اتحادیه کامیون داران کشور» بود و هیچگاه از ارتباط او با ساواک یا سایر دستگاههای قدرتمند حکومت شاه ، سخنی به گوش من نرسیده بود . اما در مورد پسر او ـ همان که به طمع رسیدن به ریاست مجلس ، خود را «غلام ِ علی » می نامد ـ سخنان فراوان شنیده ام . از جمله ، روز اول اسفند ماه سال ۱۳۸۲یعنی روز بر گزاری انتخابات مفتضح مجلس هفتم را به یاد می آورم . درآن روز در خانه اقای کروبی ، همراه با او اخبار مربوط به دخالت مستقیم بسیج در انتخابات وتلاش گسترده بسیجی ها برای پُر کردن صندوق ها با آرای قلابی برای گروه « آبادگران » را پیگیری می کردیم. از مدت ها قبل برای همگان اشکار شده بود که دستور رهبری به بسیج ، بالا آوردن گروه آبادگران به سرپرستی غلامعلی حداد عادل و نشاندن « غلام » علی بر کرسی ریاست مجلس است . اقای کروبی مشغول صحبت تلفنی با فرماندار شهریار بود که سید حسن خمینی به همراه یکی از روحانیون سرشناس وارد منزل شیخ شدند .‌آن روحانی معروف ، قبل از آنکه سلام و احوالپرسی را آغاز کند با لحنی فریاد گونه گفت : « کار ما به جایی رسیده که می خواهند کسی را به ریاست مجلس برسانند که " کیف کِش " "رئیس دفتر فرح پهلوی بوده است .»

در مورد ارتباط حداد عادل با مسئولان دفتر فرح پهلوی ، قبل از آن نکاتی شنیده بودم اما اظهارات این روحانی ، شفاف ترین سخن از زبان کسی بود که شیخ کروبی هم به او اعتماد داشت .در عین حال ،به نظر من ، سابقه همکاری حداد عادل و « کیف کشی » او برای مقاماتی از رژیم گذشته و حتی رابطه فرضی پدرش با ساواک ، بسیارشرافتمندانه تر از رفتار و گفتار او در سه سال اخیر بوده است . ما ساواک را محکوم می کنیم زیرا معتقدیم در جنایت علیه مخالفان رژیم گذشته دست داشته است . در قصه پردازی های بعد از انقلاب هم شنیده ایم که سران ساواک نه تنها از کشته شدن جوانان بیگناه ایرانی به دست دژخیمان شکنجه گر ، ابرو در هم نمی کشیدند بلکه با شنیدن این خبرها ، مشعوف هم می شدند . در موردبی مسئولیتی سران رژیم گذشته نسبت به جان جوانان وطن ، فقفط از مخالفان رژیم گذشته شنیده ایم . اما آنچه می خواهم از سبعیت و دیگاه غیر انسانی حداد عادل نسبت به جوانان بی گناه این کشور بیان کنم مستند به خبری است که روز دوم مهرماه ۸۸ در روزنامه کیهان به چاپ رسیده است .به موجب آنچه که در روزنامه ولی فقیه به چاپ رسیده ، غلامعلی حداد عادل گفته است « اكنون بايد مراقب باشيم تا مثلا اين ماجرا كه 3 نفر در كهريزك مرده اند به مسئله اصلي تبديل نشود» . در واقع آقای حداد عادل ، با جدا کردن حساب « مرحوم محسن روح الامینی » از سه قربانی دیگر کهریزک، با سخنانی سخیف و با بی مسئولیتی کامل از « مردن سه نفر » در کهریزک سخن گفته تا بی اهمیتی موضوع از نظر خود و اربابانش را آشکار سازد . البته جدا کردن حساب محسن از سه یار شهیدش ، نه به معنای تأسف ویژه «غلام بی مقدار رهبر» نسبت به محسن عزیز بوده بلکه حداد عادل وظیفه داشته از این طریق ، پدر بی مسئولیت و متملق محسن را دلخوش نماید .

با گذشت دو سال و نیم از این سخن که بی مسئولیتی حداد عادل در خصوص جان جوانان وطن را آشکار می ساخت و در آغاز سالی که به گمان « پدر عروس رهبر » ، سال بازگشت به ریاست مجلس است او بار دیگر « ساواکی صفت » بودن خود را با فریب نمایندگان مجلس و کمک به عامل اصلی شکنجه و قتل در کهریزک ، آشکار ساخت . نامه فریب کارانه حداد عادل و وساطت او برای جلوگیری از استیضاح سعید مرتضوی ، به خوبی نشان داد که او نه تنها برای خون های به ناحق ریخته شده ، کوچک ترین ارزشی قائل نیست بلکه خود را موظف می داند از « ساواکی صفت ترین »‌مهره آقای خامنه ای یعنی سعید مرتضوی حمایت کند . راستی آیا توجه به این رفتار که بی شک « ساواکی صفت » بودن حداد عادل را با قاطعیت ثابت می کند مهم تر است یا خبر اثبات نشده در خصوص « ساواکی زاده » بودن او که منبع آن ، یکی از دروغگویان و آدمکشان اقای خامنه ای ـ علی فلاحیان ـ است؟

این سخن ، نافی ارزش های برادر خوبم روح اله زم و تلاش های او برای افشای مفاسد ، مظالم و بی کفایتی های حاکمان فعلی ایران ، نیست اما مطمئنم روح اله عزیز هم قصد ندارد گناه ثابت نشده پدری که دست او از دنیا کوتاه است را به حساب پسری بنویسد که رفتار وگفتار خود او برای اثبات غبر صالح بودنش کافی است.




۱ نظر:

  1. با سلام و عرض ادب ، چرا دروغ ؟ مگر شما نمی گوئید که احمدی نژاد فرد فاسدی است چون دروغ می گوید پس چرا خودتان دروغ میگوئید؟ پدر حداد عادل ساواکی بود؟رئیس ساواک شیراز زمان شاه فردی بود به نام محمدتقي جوان که در مورخه 1اردیبهشت 1358در دادگاه انقلاب محاکمه و اعدام شد .پدر غلامعلی حداد عادل ، حاج رضا حداد عادل از افراد مشهور به تدین بودند که در سال 1303 در يكى از محلات جنوبى تهران به دنیا آمد .پس از پايان تحصيلات ابتدايى به كار و پيشه‏ روى آورد، پدرش به كار حمل و نقل اشتغال داشت و او نيز به يارى و همكارى با پدر پرداخت.حاج رضا حداد عادل حدود بيست سال در راه هاى كشور و غالبا در جاده‏ ى تهران ـ مشهد با انواع اتومبيلهاى سوارى، اتوبوس و كاميون رانندگى كرد.پدر غلامعلی حداد عادل از آغاز نهضت امام خمينى از هواداران اين نهضت بود و به‏ شدت تحت‏ تأثير قيام حماسى 15 خرداد سال 42 قرار داشت. حاج رضا حداد عادل در چهاردهم اسفند 1373 در تهران درگذشت....برادر ! صادق باشید ...به خدا دروغ خوب نیست ، بگردید دلایل خوبی برای جهنم رفتن خودتان پیدا کنید...

    پاسخحذف