‏نمایش پست‌ها با برچسب علی مطهری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب علی مطهری. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ اسفند ۲۴, یکشنبه

علی نهج البلاغه ، علی جمهوری اسلامی (2)




مقدمه : این یادداشت برای مخاطبانی در داخل و خارج از کشور است که همچنان معتقدند جمهوری اسلامی ادامه راه امام علی (ع) است. در حال حاضر جمهوری اسلامی و گروهی از مخالفانش در یک موضوع اشتراک نظر دارند. رهبر جمهوری اسلامی و حامیانش ، بدعت ولایت فقیه را ادامه راه امام علی می دانند - یا اینگونه ادعا می کنند -  گروهی از مخالفان جمهوری اسلامی هم می خواهندبه هر طریق ثابت کنند آنچه در نظام ولایت فقیه انجام می شود چیزی نیست جز شیوه حکومتی امام علی . همین موضوع یکی از ابزارهای قوی است که جمهوری اسلامی را برای حفظ برخی حامیان متعصب و از جان گذشته خود یاری می کند.صاحب این قلم بدون آنکه وارد چالش با این گروه از مخالفان جمهوری اسلامی شود برخی توصیه های حکومتی امام علی ( ع) را در برابر چشمان حامیان عقیدتی  ولایت فقیه قرار می دهد و آنان را به تفکر دعوت می کند. ناگفته پیداست که رانت خوارانی که جمهوری اسلامی بازار مکاره ایشان برای ادامه چپاول است مخاطب این یادداشت نیستند.
 
----------------------------------------------------------------
 
علی نهج البلاغه  به کارگزار خود - مااک اشتر-  توصیه می کند برای قضاوت در میان مردم کسانی را انتخاب کند که دشمنی های دیگران بر او اثر نگذارد ، هر گاه حق را تشخیص داد از بازگشت به حقیقت ، واهمه نداشته باشد واگر نسبت به حقانیت و درستی فهم خود دچار کوچکترین شبهه ای شد آن شک را مورد توجه قرار دهد.به توصیه امام علی (ع) کسی صلاحیت قضاوت دارد که بیش از هرچیز به اسناد و دلایل توجه کند و با شکیبایی و بدون توجه به نزاع شاکی و متهم ، به دنبال کشف حقیقت باشد.  چنین قضاتی  که به تعبیر امام علی ( ع) تعداد آنان اندک است باید محترم شمرده شوند و کسی از اطرافیان و سوگلی های حاکم برای نفوذ بر ایشان و احکامی که صادر می کنند تلاش ننماید. اما علی جمهوری اسلامی بر سر قضاوت و دستگاه قضا در ایران چه آورده است ؟ نخستین قاضی القضات منصوب او  - شیخ محمد یزدی -   وقتی پس از دهسال تسلط بر آبرو، جان و مال مردم از دستگاه قضا رفت ارزیابی  جانشین اواز دهسال مدیریت  یزدی  این بود که " ویرانه ای را تحویل گرفتم ". هاشمی شاهرودی این سخن را گفت اما دوره دهساله ریاست خود او بر قوه قضائیه جمهوری اسلامی یکی از ننگین ترین دوره های تاریخ قضاوت در ایران است. بیست سال پیش به صورت اتفاقی در تهران  با پزشکی شریف از هموطنان مقیم امریکا  آشنا شدم . او فرزند مرحوم محمد سروری صاحب منصب عالیرتبه قضایی در دوره های گوناگون در رژیم گذشته بود. دشمنی مقامات و قضات جمهوری اسلامی نسبت این  مرد شریف در حکم مصادره اموال او و بستگان درجه اولش ، تجلی یافته بود . اما همه تلاش حضرات به یافتن خانه ای بسیار معمولی در اطراف خیابان طالقانی تهران به نام او و یک باب آپارتمان به نام فرزندش منتهی شده بود که آپارتمان فرزند نیز با وام بانک رهنی خریداری  گردیده بود.اما  صاحب منصبان  قضایی جمهوری اسلامی و اطرافیان آنها چه ؟ نزدیکان هاشمی شاهرودی علناً به کار چاق کنی مشغول  بودند  و هیچ حکمی در هیچ محکمه ای وجود نداشت  که دلالان سرشناس هاشمی شاهرودی ، امکان اثر گذاری بر آن را نداشته باشند. برادر بزرگتر و پر مدعای رئیس فعلی دستگاه قضا هم متهم بزرگ زمین خواری در اطراف تهران است . اما چه کسی جرئت دارد عامل مشکوک انگلیس در ایران و مشاور رئیس قوه قضائیه را مورد پرسش قرار دهد؟
 
توصیه نهج البلاغه در خصوص رفتار حاکم با کارگزاران آنست که همواره  بر کار آنان نظارت کند . علی از  مالک اشتر می خواهد کارگزاران خود را  از میان صاحبان تجربه و حیا پیشگانی انتخاب کند که در خانواده های اصیل پرورش یافته اند. اما در جمهوری اسلامی ، تجربه که هیچ جایگاهی ندارد زیرا هر که تا به حال بر مناصب مدیریتی تکیه زده ، اگر از نور چشمی ها نبوده،  پس از پایان کار به انواع مفاسد متهم شده و ادامه برنامه های او متوقف گردیده است. در خصوص نورچشمی ها هم  تکلیف مشخص است . اولا انتصاب آنها مشروط به داشتن تجربه نیست ثانیاً نه تنها نظارت مؤثر برآنان وجود ندارد بلکه هر گاه بر اثر تصادف ، مفسده ای از آنان کشف شود حاکم با وقاحت دستور" کش ندهید " صادر می کند و مانع پیگیری مفسده ای می شود که عامل آن نورچشمی حاکم است. در خصوص اصالت  و حیای کارگزاران جمهوری اسلامی هم که نیازی به سخن گفتن نیست. علی از مالک اشتر می خواهد چشم های مخفی از میان صداقت پیشگان ، مأمور نظارت بر عملکرد کارگزاران نماید. امروزه ، بهترین و امین ترین چشم های ناظر، مطبوعات و رسانه های مستقل هستند  که در جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگر ، تحت فشار قرار دارند. دستگاههایی همچون قوه قضائیه و مجلس هم که بر اساس قانون اساسی ، وظیفه نظارت بر عملکرد کارگزاران را دارند سالهاست که در جمهوری اسلامی ، اخته شده اند.امام علی می گوید اگر کسی از کارگزاران حکومت نسبت به آنچه ازبیت المال که در اختیار اوست خیانت کرد او را تنبیه کن و ننگ بدنامی را به گردن او بینداز. اما در جمهوری اسلامی ، رئیس فاسد ترین دولت تاریخ ایران ، همچنان قدر می یابد و حتی معاون او که برای بخش کوچکی از هزاران میلیارد تومان فساد به محاکمه نمایشی کشیده شده ، " متخلف خودی"  نامیده می شود.

در باب مالیات گیری ، توصیه امام علی به مالک اشتر آنست که انسان هایی سالم را برای این کار بگمارد. او فلسفه اصلی مالیات را عمران و آبادی می داند و به مالک می گویدهدف از  جمع آوری مالیات نباید جمع آوری مال توسط حکومت باشد و آنچه که به عنوان مالیات جمع آوری می گردد باید صرف  رفاه مردم شود . اما رسوایی سیستم مالیاتی جمهوری اسلامی به گونه ای است که اخیراً رهبر جمهوری اسلامی زبان به اعتراف گشود که " از کارمندان و ضعفا ، مالیات گرفته می شود اما گردن کلفت ها از مالیات دهی ، فرار می کنند". البته همین اعتراف هم با فریب کاری همراه بود. زیرا بزرگترین فرار های مالیاتی توسط نهادهایی صورت می گیرد که در آمد آنها به جای مصرف در مسیر عمران کشور و رفاه مردم ، برای ارضای شهوات سیاسی رهبر ، اتلاف می شود. امام علی به مالک اشتر یاد آوری می کند که " مملکت آباد ، تحمل سختی های احتمالی را خواهد داشت"  اما در جمهوری اسلامی ، عمران و آبادانی واقعی و پایدار ، هیچگاه دغدغه مسئولان نبوده در حالی که  همواره در انتظار تحمل سختی ها ازسوی مردم بوده اند تا سیاست های ماجراجویانه سران نظام با سهولت بیشتر انجام شود.نگاهی به عهدنامه مالک اشتر نشان می دهد گویی او نتیجه عملکرد مدعیان پیروی از خود را به خوبی مشاهده می کرده ، آنجا که می گوید " خرابی ها  به خاطر فقر مردم و کشور است و این فقر دلیلی ندارد جز زر اندوزی و حرام خواری حاکم  و نور چشمی های او ".

در بخش دیگری از عهدنامه مالک اشتر می خوانیم : " هنگامی که مردم می خواهند مشکلات خود را با تو در میان بگذارند اطرافیان  و محافظان را ازخود دور  کن تا آنان بدون لکنت و به دور از هرگونه ترس ، با تو سخن بگویند. اما در جمهوری اسلامی نه تنها مردم عادی نمی توانند به دور از چشم نگهبانان و اطرافیان با حاکم سخن بگویند بلکه ملاقات بلند پایگان کشور با عالی ترین مقام نظام با حضور خیل مخافظان و مراقبان انجام می شود.اگر هم کسی دچار ساده اندیشی شود و بخواهد حتی با لکنت بسیار، انتقادی به عملکرد رهبر داشته باشد سرنوشتی مانند علی مطهری پیدا می کند که هم از گماشتگان رهبر کتک می خورد هم نماینده رهبر- امام جمعه شیراز- ازحمله کنندگان حمایت می نماید. لابد امام جمعه شیراز ،  در هنگام دفاع از این اراذل و اوباش، خامنه ای را ، علی می بیند و خود را مالک اشتر.

امام علی برای آنکه مالک اشتر تحت تأثیر گزارش های اطرافیان ، از واقعیت های ملک و ملت غافل نشود به او می گوید هیچگاه به مدت طولانی از حضور در میان توده مردم را ترک نکند  اما حاکم فعلی جمهوری اسلامی ، بیست و شش سال است  که خود را به  ملاقات های رسمی و پر تکلف ، محدود کرده و این ملاقات ها نیز با حضور صدها  مراقب و محافظ بر گزار می شود. کسانی که سران جمهوری اسالمی را احاطه کرده اند به زیبایی در عهدنامه مالک اشتر توصیف شده اند : " حاکم ، نزدیکان و نورچشمانی دارد که خود خواه هستند و اهل دست اندازی به اموال عمومی. در رفتار با مردم کم انصافند . آنان از نزدیکی با حاکم ، سود می برند و رسوایی و عذاب آن در دنیا و آخرت برای حاکم باقی می ماند".

بر خلاف رویه حاکم در جمهوری اسلامی ، امام علی به کارگزاران خود دستور می دهد " هر گاه رفتار تو باعث بدگمانی مردم شد ، عذر و دلایل خود را با مردم در میان بگذار تا بد گمانی های آنان بر طرف شود" . او آنگاه توضیح می دهد که عادت استدلال برای مردم ،  حاکم را به رفتار پسندیده و اخلاق نیکو با آنان وادار خواهد کرد. به عبارت دیگر اگر حاکم بداند که همواره ناچار است برای رفتار خود دلایل قانع کننده عرضه نماید آنگاه  مراقب همه سخنان و حرکات خود خواهد بود. اما در جمهوری اسلامی نه تنها اقناع مردم مورد توجه نیست بلکه نماینده رهبر در قدرتمند ترین نهاد حکومتی  می گوید " ما اصلا حق نداریم در مورد دلایل و مبانی تصمیمات رهبر ، پرسش کنیم ".

ادامه دارد

۱۳۹۳ دی ۲۲, دوشنبه

ساپورت علی مطهری


از نظر من ، ارزش حرف های  علی مطهری به این نیست که  فقط از محصورین و محبوسین حمایت کرده بلکه مهم آنست که  اولا از تریبون باز مجلس ، فصل الخطاب بودن رهبر را زیر سوال برده است . چیزی که نه خاتمی جرئت آن را دارد نه روحانی انگیزه آن را. مطمئن باشید این کار اثر خودش را بر فضای سیاسی خواهد گذاشت و چماقداران رهبر را مجبور خواهد کرد همانند امروز استیصال و چماقداری خود را به نمایش بگذارند.  ثانیا او با شکستن جو دورویی و رودربایستی که بر  ملت و نظام حاکم است وارد عرصه ای شده که در صورت همراهی دیگران می تواند نتایج بسیار خوبی  برای فرهنگ عمومی داشته باشد .دستاورد این کار آنقدر هست که برخی نکات که از نظر ما منفی تلقی می شود را تحمل کنیم. در این میان ، وظیفه ما آنست که عادت " هو " کردن دیگران به خاطر عقایدشان را کنار بگذاریم. اگر در میان سیاستمداران اپوزیسیون، همان‌قدر " دورویی" رواج دارد که در میان سیاستمداران حاکم بر جمهوری اسلامی ، مقصر ما هستیم. به نظر من،  علی مطهری که علیرغم آگاهی از بازتاب سخنان خود ، در تریبون باز با ساپورت پوشی بانوان مخالفت می کند قابل  اعتماد تر از سیاستمدار اپوزیسیون است که در مهمانی شام حسن روحانی در نیویورک شرکت می کند و فقط مراقب است دوربین ها او را شکار نکنند. اگر " هو کردن " ، سکه رایج رسانه ها و فضاهای مجازی نبود امروز خیلی از افراد رسما موضع خود در برابر جمهوری اسلامی و رهبر خودخواه آن را مشخص می کردند.  آن نویسنده لندن نشین هنوز به احمدی نژاد فحش می دهد زیرا گمان می کند  افشای  مافی الضمیر خود در مورد  لزوم  کنار آمدن با رهبر ، موجب هو شدگی توسط  من  و شما خواهد شد .  پس او ناچار است همه هنر قلمی خود را به کار گیرد تا ثابت کند ام الفساد ایران ، احمدی نژاد است نه خامنه ای .اگر آن یکی در جلسات مخفی، ذوق زدگی خود  از تحریم های کارساز نفتی را ابراز و در برابر  دو ربین ها از صدمات تحریم بر مردم ایران سخن می گوید و  اگر سومی تنها راه خلاصی ایران را یک عامل خارجی می داند نه خیزش داخلی، اما در کمپین های فریب کارانه ضد آمریکایی رختخواب پهن کرده ، همه و همه تقصیر ماست . بیابید عادت کنیم به جای هو کردن،  به نقد واقعی سیاستمداران بپردازیم . یعنی خوبِ آنها را قبول کنیم و بدِ آنها را هم بدون جنجال و هو کردن ، زیر سوال ببریم. 

 البته دورویی نه مختص ایران است نه با جمهوری اسلامی زاده شده است . اما تبدیل آن به اپیدمی ، بلایی است که بی تردید  جمهوری اسلامی بر فرهنگ ما تحمیل کرده و ملتی تقریبا «یکپارچه در دورویی » تحویل داده است. فکر نکنید این مسئله فقط در میان اپوزیسیون است.  زمانی که آیت اله خمینی  بر طبل ادامه جنگ می کوبید اگر فرهنگ دورویی حاکم نبود همه سیاستمداران با او هم زبان نمی شدند بلکه  همان حرفهایی رو به او می گفتند که در سال شصت و هفت گفتند و او هم به  ناچار،  قطعنامه پانصد و نود هشت را پذیرفت. در موضوع هسته ای اگر  خاتمی و روحانی همان حرفهایی را که در جلسات خصوصی مطرح می کردند علنی می گفتند کار به اینجا نمی رسید. در تعریف و تمجید از امت همیشه در صحنه یا مردم آگاه ایران هم  ملغمه ای از دورویی ، رودربایستی و فریب کاری وجود دارد که انصافا در بهره مندی از  آن ، حکومت و اپوزیسیون  گوی سبقت را از هم می ربایند. کدام مردم آگاه ؟ منِ اپوزیسیون، خیلی فهیم هستم که جزو نخستین فریب خوردگان شستشوی مغزی آیت اله خمینی بودم یا اصلاح طلبان که فریب بازی رفسنجانی و روحانی در انتخابات را خوردند ؟ مردمی که فریب ساده زیستی احمدی نژاد را خوردند یا آنان که هنوز منتظرند کلید روحانی ، قفل های زنگ زده سیاست و اقتصاد ایران را باز کند ؟ مردمی که گمان می کنند اروپا و آمریکا واقعا به دنبال مبارزه با نقض حقوق بشر در ایران هستند یا آنها که هنوز می گویند " خامنه ای سید است و اهانت به او ، قهر خدا را به دنبال دارد "؟ 

می دانم بسیاری از آنها که برای ابراز ضد امریکایی بودن  و توصیف امریکا به جهنمی پر از ظلم و جور ، هیچ فرصتی را ازدست نمی دهند هیچگاه حاضر نیستند یک روز زندگی در این جهنم را با صد سال اقامت در یکی از بهشت های دروغین زمینی عوض کنند. برخی از آنها هم که حتی پس از افشای شکنجه در زندانهای امریکا بیش از امریکایی ها بر عدم نقض حقوق بشر در امریکا پای می فشارند به خوبی میدانند کدام «الزامِ  رودربایستی ساز»  ، آنها را به این موضع کشانده است . در حالی که  اگر ترس از هو شدن نباشد کم کم حرف های واقعی زده خواهد شد و هم مردم ایران تکلیف خود را باسیاستمداران خواهند دانست هم طرف های مذاکره خارجی که الان نمی دانند حکومت جمهوری اسلامی چه می خواهد و حرف واقعی اپوزیسیون چیست!
اشتباه نشود . نه من اینقدر ساده لوح هستم نه رفع فرهنگ دورویی از جامعه ایران کاری است که حتی با جابجایی یک نسل به سر انجام برسد.بحث بر سر دیواری از دورویی و رودربایستی است که به دور همه ما کشیده شده و ما  با رفتار خود هر روز خشتی بر این دیوار می افزاییم. شاید ما نتوانیم به راحتی این دیوار را فرو بریزیم  اما چرا باید با هو کردن افرادی  که شجاعت را چاشنی دیدگاهای سیاسی خود کرده اند آنها را هم وارد بازی  دو رویی کنیم ؟ کسانی  مانند علی مطهری که در این عرصه صف شکنی می کنند از یکسو   بسیاری از  رانت های حکومتی را از دست می دهند و از سوی دیگر برای امروز یا فردای خود و وابستگان خویش خطر آفرینی می نمایند. هو کردن های  ما می تواند آنان را از ادامه راه منصرف یا برخی نیروهای وفادار به نظام  که در آستانه پیوستن به قافله مطهری ها هستند را  دچار تردید نماید. کسانی که مواضع سیاسی من را تعقیب می نمایند می دانند هیچ قرابت فکری با هر کس که هنوز دلبند  جمهوری اسلامی است  ندارم. اما گمان می کنم باید به خود  بیاییم و قبل از برافراشتن پرچم مبارزه با معدودکسانی که آگاهانه یا ناخواسته در حال شکستن برخی رفتارهای نهادینه شده و خطرناک هستند  نقد منصفانه آنها را دنبال نماییم . من بزرگترین ایراد علی مطهری را نه مخالفت او با ساپورت پوشی خانم ها بلکه ساپورت  او از کلیت نظام جمهوری اسلامی می دانم . برای من عجیب است که مطهری هنوز نمی داند ساپورت پوشی بانوان در هیچ کشوری موجب دین گریزی جوانان نشده اما سه دهه حاکمیت جمهوری اسلامی قشر وسیعی از جوانان را«‌ضد دین » کرده است .  اگر انتقادی به مطهری وارد باشد آنست که او همچنان  در میان رده هایی پایین تر از رهبر به دنبال مسئول فسادهای مالی می گردد. اما  باور کنیم که همه باورمندان به جمهوری اسلامی و رهبر، رانت خوار نیستند . سخنان مطهری ،  بی تردید  اذهان پرسش گر این گروه از وفاداران نظام را متوجه سایر اقدامات خودخواهانه و مفسده انگیز خامنه ای خواهد کرد. پس به جای هو کردن های شجاعانه!!!!! در  فضاهای مجازی،  به او یاد آوری کنیم دخالت  در خصوصی ترین جنبه های زندگی مردم  از جمله  انتخاب پوشش بانوان  همان کاری است که خامنه ای در مقیاس وسیع تر انجام می دهد و فریاد مطهری را هم  علنی کرده است. در این طرف آبها و در داخل کشور هم با اظهار نظر کنندگان سیاسی به گونه ای رفتار نماییم که  کسی از گفتن  آنچه به آن باور دارد دچار ترس و تردید نشود.  بر همین اساس ضمن مخالفت با  برخی مواضع علی مطهری ، او را «ساپورت »‌- حمایت  - می کنم زیرا  خط شکنی او را بیش از  آنکه بر رفتار سیاسی حاکمان مؤثر بدانم موجب آغاز یک جریان اجتماعی برای در نوردیدن مرزهای دورویی و رودربایستی های فریبنده می پندارم و این چیزی است که امروز به شدت محتاج آن هستیم. 

۱۳۹۳ تیر ۱۰, سه‌شنبه

خامنه ای حق دارد بترسد علی مطهری چه؟

سخنان علی مطهری در خصوص ملاقات با سد علی خامنه ای و پاسخ دیکتاتور به در خواست مطهری برای ازادی موسوی ،کروبی ورهنورد باردیگر نشان داد که در ایران چه خبر است. به گفته مطهری ،  علی خامنه ای  با رد درخواست ازادی موسوی و کروبی ، اظهار داشته که " اگر آنها محاکمه شوند مجازاتشان بسیار سنگین خواهد بود". معنای این سخن آنست که  سد علی شخصاً موسوی و کروبی را به صورت غیابی و بدون امکان دفاع ، محاکمه کرده و حکم را هم صادر نموده اما به گفته خود ، در حق آنها ملاطفت نموده است.  خامنه ای با این اظهارات اولاً عدالت مورد نظر خویش را به صورت علنی و آشکار ، تعریف نموده و ثانیا نمادی دیگر از " اجرای بدون تنازل قانون اساسی " را به نمایش گذاشته است . بر اساس قانون اساسی ، قوای سه گانه کشور زیر نظر ولایت مطلقه امر ، فعالیت می کنند  .پس ولی مطلقه حق دارد رأساً به جای هر یک از قوا تصمیم بگیرد. البته  حتی اگر این تلقی  از قانون اساسی پر تنافض جمهوری اسلامی ، صحیح باشد خامنه ای موظف بوده که قبل از صدور حکم ، به متهمان خود اجازه دفاع دهد. این چیزی است که کروبی بارها درخواست کرده اما دیکتاتور حقیر و مواجب بگیران او در قوه قضائیه ، جرئت تن دادن به این خواسته طبیعی را نداشته اند. خامنه ای با این سخن ، نشان داده که نمرود دوران جدید است و برای خود شأن خدایی قائل است. اما چه چیز باعث شده که خامنه ای این رسوایی را بپذیرد و به صورت علنی ، هیچ کاره بودن قوه قضائیه و دخالت مستقیم خود در صدور احکام قضایی را فریاد کند؟ پاسخ این پرسش ، خیلی ساده است . خامنه ای می داند محاکمه کروبی و موسوی ، فرصتی در اختیار آنها خواهد گذاشت تا ضمن سخنان  پیشین خود در خصوص آتش افتادن  به ثروت و اعتبار ایران در فاصله سالهای هشتادو چهار تا نود ودو  را این بار  با ارائه اسناد غیر قابل انکار ، تکرار نمایند. نگرانی رهبر خودخواه و فساد پرور جمهوری اسلامی آنست که  افشاگری های موسوی و کروبی در دادگاه ، مردم را قانع خواهد کرد که در هشت سال ریاست جمهوری ظاهری احمدی نژاد ، او مهره ای بوده که در حد توان ، ازرانت های حکومتی بهره مند شده و جیب اطرافیان را پر نموده است اما منبع اصلی فساد ، شخص سد علی بوده که هم زمان با خالی کردن جیب ایرانیان هر روز بیش از روز گذشته ، خرانه اعتبار و آبروی ایرانیان را برای پیشبرد شهوات سیاسی و عقده گشایی های خویش ، خالی نموده است .

اظهار نظر اخیر خامنه ای ازسوی دیگر ، جدید ترین پیام او به خوش خیالان یا فریب کارانی است که می خواهند به زور، اصلاح پذیری نظام و امکان تن دادن رهبر به قانون را  ثابت کنند . خامنه ای دوازده سال پیش به کروبی گفته بود که هنوز حتی از یک دهم اختیارات خود هم استفتده نکرده واکنون با فرا تر رفتن  از آن موضع ،تلاش می کند به اصلاح طلبان حکومتی تفهیم نماید اختیارات او هیچ حد و مرزی ندارد و حتی   می تواند بدون محاکمه افراد ، مجازات ایشان را تعیین نماید.البته در این میان ، بیش از سد علی ، کسانی مقصر هستند که هر روز جلوه های جدیدی از ولایت پذیری را به نمایش می گذارند و بر توهمات این موجود متوهم می افزایند. خامنه ای در سالهای اخیر ، هرگاه دهان هرزه گوی خود را باز کرده  ، بلافاصله عده ای مزدور حکومتی، به تمجید و تعظیم از  هرزه گویی های او پرداخته اند و همین امر  هر روز بر غرور هزینه ساز او افزوده است .

اما این همه ماجرا تیست .خامنه ای قبلا ثابت کرده به هیچ اصل اخلاقی و انسانی پایبندی ندارد . برخی افراد هم که تصور می رفت دل در گروی اصلاح حکومت دارند در پنج سال اخیر نشان داده اند که حفظ روابط خود با خامنه ای را بر همراهی با ملت ترجیح می دهند. اما در این میان ، پدیده ای مانند علی مطهری ظهور کرده  که می خواهد   یک تنه با برخی اقدامات افراطی همفکران خود مقابله  نماید. مطهری  در دوران تبلیغات انتخاباتی مجلس نهم  ، جمله ای گفت که توجهات بسیاری را متوجه او نمود.او اظهار داشت ، " از رهبر هم می توان انتقاد نمود". مطهری با سخن گفتن بر خلاف میل رهبر در مورد سران زندانی جنبش سبز ، کینه ابدی خامنه ای را به جان خریده  وراهی برای بازگشت ندارد. پس بهتر است سخن رأی ساز خود یعنی امکان انتقاد ازرهبر را عملی سازد. اظهارات غیر حقوقی و همراه با عصبانیت خامنه ای در مورد موسوی و کروبی ،  نقض بدیهی ترین مبانی قضایی است. مطهری اگر به سخن خویش پایبند است اکنون باید به انتقاد از رهبر بپردازد و مبنای شرعی و قانونی سخنان او را جویا شود. مطهری همچنین می تواند خواسته قبلی خود در خصوص محاکمه احمدی نژاد را  تکرار کند. البته خامنه ای اجازه این کار را نخواهد داد زیرا   می داند محاکمه احمدی نژاد به معنای زنده شدن  خاطره هشت سال حمایت خودخواهانه رهبر و مزد بگیران او از فاسد ترین ترین دولت تاریخ ایران است. اما پافشاری مطهری بر این خواسته ، باعث خواهد شد برخی ساده لوحان که هنوز معتقدند " حتی یک نقطه خاکستری در رفتار اقتصادی خامنه ای وجود ندارد" تکلیف خود را با اینگونه ادعاهای ساده لوحانه یا کاسب کارانه ، روشن نمایند. 

در یک کلام ، خامنه ای از محاکمه کروبی و موسوی می ترسد و برای فرار از این ترس ، تن به رسوایی جدید داده و بدون محاکمه ، برای آنان حکم صادر کرده است. اما مطهری که ظاهراً ترسی از اشتلم های خامنه ای و قداره بندان او ندارد باید ار فرصتی که پس از اظهارات اخیر خامنه ای به وجود آمده بهره بردای نموده و  وعده  خویش برای انتقاد از رهبر را عملی نماید. این گوی و این میدان .

۱۳۹۱ آذر ۲۶, یکشنبه

آقای مطهری ! قدردانیم اما خود را گول نمی زنیم

در حکومتی که خود را جانشین امام علی ( ع ) می نامد کار به آنجا رسیده که وقتی گوشه ای از حق  با هزاران اما و اگر بیان می شود  همه ما  با دستپاچگی فکر می کنیم  پیروزی بزرگی نصیبمان   شده است .ظاهراً‌فراموش کرده ایم آیت اله خمینی و یاران او ،زمانی که می خواستند مردم را بر علیه یک سلطنت بشورانند و خود بر تخت سلطنت بنشینند چه بهشتی از حکومت علوی  ترسیم می کردند و رسیدن به همان بهشت را وعده می دادند. یکی از مشخصاتی که در مورد سلطنت فقیه ذکر می شد بخشی از توصیه امام علی ( ع) به مالک اشتر بود که « مردم باید بتوانند بدون لکنت ، با حاکم سخن بگویند». اما با آن دروغ ها ، حکومتی تشکیل داده اند که وقتی عضوی از مجلس فرمایشی ،  با احتیاط کامل ،  حقیقتی را بیان می کند که  مبتنی بر قانون اساسی همین حکومت دروغ پرداز است  شعفی  وصف ناشدنی بر تمامی رسانه های اپوزیسیون مستولی می شود . تازه این نماینده مجلس ، یک فرد عادی نیست که اراذل و اوباش وابسته به حکومت، به راحتی بتوانند او را مورد حمله فیزیکی یا اوباشگری زبانی قرار دهند.او «علی مطهری » فرزند نظریه پرداز انقلاب و برادر همسر رئیس مجلس  است.

حالا این نماینده مجلس چه گفته است؟  سخن او خطاب به شیخ احمد جنتی ، حاوی دو نکته ظاهراً مهم است . نخست اعلام پیشتازی احمدی نژاد در «هتاکی و بی ادبی» و انتقاد از «عدم برخورد با هتاکی های او در جریان تبلیغات انتخاباتی سال ۸۸». .سخن دوم او نیز  حقیقتی آشکار  است که  حتی هیچیک از  حامیان حکومت در صحت آن تردیدی ندارند: موسوی و کروبی ، هنوز محاکمه نشده اند پس هیچ  دلیل قانونی برای رد صلاحیت ایشان در انتخابات آینده وجود ندارد. در مورد سخن اول ، به نظر می رسد بیان آن، نه تنها در حال حاضر ، نیاز به شجاعت ندارد بلکه هرکس علیه احمدی نژاد سخنی بگوید موجب سرور رأس حاکمیت می شوداما آنچه که علی مطهری  در خصوص موسوی و کروبی گفته، ضمن درست بودن،  دادن  آدرس غلط   به مردم است. علی مطهری  انتقاد از احمدی نژاد و نکته قانونی  در خصوص رد صلاحیت کاندیداهارا خطاب به احمد جنتی گفته که به احتمال قوی ، در حال حاضر نه نام موسوی و کروبی را به یاد می آورد نه از احمدی نژاد ، چیزی در خاطر دارد. ضمن آنکه در روزهایی هم که  توصیه هایی  با صدای آزار دهنده او شنیده می شد کسی  آن سخنان را مبتنی بر تحلیل یا تصمیم جنتی  نمی دانست.  از اواسط پاییز ۱۳۸۹، مردم بارها این سخن را از مقامات قضایی و امنیتی شنیدند که « تصمیم گیری در مورد موسوی و کروبی ، مبتنی بر مصالح نظام خواهد بود »‌. این سخن برای همگان آشکار کرد که کسی جز سید علی خامنه ای بر پرونده دو کاندیدای معترض ، تسلط ندارد. در اوج تکرار این اظهار نظرها، شیخ احمد جنتی در آخرین نماز جمعه بهمن ماه ۱۳۸۹ تهران  حاضر شد و حکم  لازم را درمورد موسوی و  کروبی صادر کرد : « درهای خانه های آنها بسته شود، رفت و آمدهایشان قطع گردد، تلفن و اینترنت آنها از منازلشان جمع آوری شود...». آن روز همه فهمیدند که این دستور توسط چه کسی صادر شده و قطعاً‌علی مطهری هم  در حدی  از هوشمندی هست که مبنای اعمال محرومیت های غیر قانونی علیه  دو رقیب  محبوس احمدی نژاد را بداند. او همچنین به خوبی می داند  در مورد تأیید یا رد صلاحیت کاندیداهای سرشناس انتخابات ـ مجلس یا ریاست جمهوری ـ  جنتی هیچ اختیاری از خود ندارد وتنها ، مجری دستورات رهبر است . مطهری لابد به یاد می آورد سخن دو سال قبل احمد جنتی  را که«‌مگر ما مرده باشیم که صلاحیت مشایی  و افراد منتسب به جریان انحرافی تأیید شود»‌. در حالی که در  مصاحبه اخیر  منتسب به جنتی، تمام حملات  متوجه جریان موسوم  به «‌فتنه» است و سخن یا تهدیدی علیه  جریان موسوم به انحرافی در آن به چشم می خورد. و این یعنی اینکه اراده فعلی رهبر، عدم رد قطعی گروه مشایی در انتخابات است. راستی آیا علی مطهری به همین زودی فراموش کرده که تسلیت هاشمی رفسنجانی به میر حسین موسوی به خاطر فوت پدر او، چگونه سید علی خامنه ای را بر آشفته کرد و او را وادار به درشت گویی و ترشرویی با رفسنجانی در دیدار نوروزی ۱۳۹۰ نمود؟ کسی که  ابراز تسلیت در فوت پدر موسوی را بر نتابید  آیا به جنتی اجازه خواهد داد صلاحیت او را برای انتخابات تأیید کند؟ مطهری که این واقعیت را به خوبی می داند چرا  اکنون شیخ  بی اراده  - جنتی - را بابت انتقال نظر رهبر ،  مورد انتقاد قرار می دهد؟

با توضیحات فوق ، به نظر می رسد علی مطهری وعده خود به مردم تهران  در آستانه نمایش انتخابات مجلس نهم را زیر پا گذارده است. او در پاییز و زمستان ۱۳۹۰ برای جلب توجه بخشی از شرکت  کنندگان در آن نمایش، با صراحت از « امکان انتقاد به رهبر » سخن گفت. اما  با گذشت تنها چند ماه ، نه تنها  دستور گردنکشانه خامنه ای  برای « کش ندادن سؤال از احمدی نژاد » را با جان ودل پذیرا شد بلکه در ماجرای رد صلاحیت ها هم با نوشتن نامه اخیر ، به کمک « رهبر زورگو و قانون شکن» آمده و همه اعتراض ها را متوجه جنتی نموده که اکنون شاید نکات زیادی از کودتای انتخاباتی و حوادث آن به یاد نمی آورد.

 می دانم که رهبر جمهوری اسلامی بسیار کینه جو است و حتی  صحبت های نه چندان مهم علی مطهری ممکن است  در آینده .خطراتی را متوجه او نماید. به همین  جهت من هم مانند بسیاری از دوستانم،  قدردان سخنان ظاهراً شجاعانه او هستم. اما قطعاً‌خود را دلخوش نمی کنم وکسی را نیز با بزرگنمایی ناشیانه این سخنان ، گول نخواهم زد. همچنین هنوز آنقدر فراموش کار نشده ام که وعده های آیت اله خمینی و شاگرد مبرز او - مرحوم مرتضی مطهری - برای تأمین آزادی های اساسی  مردم را فراموش نمایم . سخن فریبای آقای علی مطهری در مورد «‌امکان انتقاد از رهبر » هم هنوز در خاطر بسیاری از هموطنان است . او اگر نمی خواهد به فریب کاری  متهم شود، نامه ای هم به رهبر بنویسد و در خصوص نقش غیر قابل انکار او در ظلم به همه زندانیان انتخاباتی از جمله کروبی و موسوی و نیز خط دهی خامنه ای برای تأیید یا رد صلاحیت کاندیداها از او انتقاد نماید . علی مطهری در نامه اخیر خود، احمد جنتی را مورد پرسش قرار داده که «چرا  در برابر  دروغ پردازی ها و هتاکی های احمدی نژاد در جریان مناظرات تلویزیونی ،سکوت کرده است؟» در حالی که می داند در همان زمان، درخواست  هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری  برای پاسخگویی از طریق تلویزیون ، با مخالفت  رهبر روبرو شد تا جایی که رفسنجانی را به صدور نامه سر گشاده ناچار ساخت. 

البته شاید همه دستورات رهبر مورد تأیید علی مطهری است  و او هنوز رفتار قابل انتقادی از رهبر مشاهده نکرده که شعار انتخاباتی خود را با آن بیازماید. اگر اینچنین است او  با شجاعتموضع حمایتی خود از رهبر را اعلام کند.در غیر اینصورت ، اگر قدری به  قدردانی ها  از خود بیندیشد آن را نشانه ای از نادر بودن  بیان سخن حق - ولو نیمه کاره   - توسط کارگزاران   حکومتی خواهد دانست.پس انتظار نداشته باشد همه، خود را بفریبند و سخنان او را  ناشی از «علوی شدن» حکومت  کسی بدانند که شاید منصفانه ترین عنوان برای او« یزید دوران » باشد.