‏نمایش پست‌ها با برچسب سیستان و بلوچستان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سیستان و بلوچستان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ فروردین ۸, جمعه

خجالت نمی شناسید تجارت که می شناسید !

از مرگ مظلومانه مرزبان ایرانی به دست تروریست های جیش العدل ، سه روز گذشت . اما هنوز هیچیک از مقامات جمهوری اسلامی برای تسلای خاطر بازماندگان ، سخنی نگفته اند. گروهی از مردم عادی هم که می خواستند غصه  خود از مرگ این فرزند میهن  و نگرانی خویش نسبت به سرنوشت چهار سرباز اسیر را اعلام کنند با واکنش خشن نیروهای انتظامی مواجه شدند.گسیل نیروهای انتظامی برای جلوگیری از تجمع اعتراضی در برابر سفارت پاکستان ، چند نکته را آشکار ساخت . نخست    اینکه ممانعت از تجمع اعتراضی در برابر سفارت پاکستان ،  نگرانی سران جمهوری اسلامی از به هم پیوستن مردم بر اساس فراخوان در شبکه های اجتماعی   را آشکار ساخت. نگرانی مقامات نظام   در حدی بودکه  حاضر شدند رسوایی مخالفت با این تجمع را بپذیرند اما ریسک تن دادن به تجمع مبتنی بر دعوت در شبکه های اجتماعی را نه  ! نکته مهم دیگر ، آشکار شدن ترس مقامات جمهوری اسلامی از  واکنش احتمالی سفارت پاکستان در تهران و وزارت خارجه آن کشور بود. دولت پاکستان  در نخستین واکنش به مرگ مرحوم دانایی فر ، اعلام کرد که مقامات جمهوری اسلامی ، از مدت ها قبل  پیگیری موضوع پنج گروگان را متوقف کرده بودند. تجمع در برابر سفارت پاکستان می توانست به حضور یکی از اعضای سفارت در میان تظاهر کنندگان و افشاگری بیشتر در این زمینه منجر شود.  نکته دیگر اعتراف ناخواسته جمهوری اسلامی به  این واقعیت بود که همه تجمعات  سالهای اخیر  در برابر سفارت خانه های خارجی  ، با موافقت و رضایت حاکمیت بوده و به همین دلیل  اراذلی که به دروغ تجمعات خود را " خود جوش "  می نامیدند  با هیچگونه مانعی برای  حضور و حتی حمله به سفارت خانه ها  مواجه نبوده اند.

قتل مرحوم دانایی فر، میزان حمیت و انسانیت سران جمهوری اسلامی در قوای سه گانه و بالاتر از آن را نیز به نمایش گذاشت. هم زمان با این مرگ مظلومانه ،  یک روحانی سالخورده در شیراز   دار فانی را وداع گفت . بلافاصله پس از انتشار خبر فوت او ، مسابقه تسلیت گویی میان مقامات جمهوری اسلامی به راه افتاد که پیشتاز این مسابقه ، حسن روحانی بود. بعد  از آن هم ، طلبه ای که می گویند چند سال قبل در حین امر به معروف ، مصدوم شده بود ازدنیا رفت . پس از فوت آن مرحوم ، رسانه های . حکومتی ، خبرهای متعدد در این مورد مخابره کردند وبرای مظلومیت او ، اشکها ریخته شد. البته قتل این طلبه  جوان نیز محکوم است. اما آنچه که افراط در تسلیت گویی نسبت به مرگ  طلبه  جوان  را غیر قابل تحمل می نماید   خودداری از کوچک ترین همدردی با خانواده سرباز شهید میهن  است. در حالی  که در مرگ طلبه ، شاهد بی طرف و مدرک معتبر در خصوص علت مرگ وجود ندارد  اما در مورد مرحوم دانایی فر ، همه می دانند که او در محل خدمت و هنگام انجام وظیفه در مناطق مرزی ، اسیر و شهید شده است.

آنچه بهانه  نوشتن این چند سطر شد، پیام تسلیت یکی از روحانیون مشهور قم  و در خواست   تعیین اشد مجازات برای کسانی بود که  او آنان را " عاملان شهادت طلبه جوان " نامیده است. در حالی  هیچیک از هم سلکان او در قم ، با خانواده سرباز میهن ، اعلام همدردی نکردند. خواستم به  آن جناب  و سایر "زبان بستگان " در فاجعه قتل مرحوم دانایی فر بگویم  آنچه فضای امن برای تجارت میلیاردی فراهم می کند جان همین  جوانانی است که  حتی یک تسلیت را از خانواده ایشان ، دریغ می کنید. شما اگر باواژه "خجالت " بیگانه اید واژه "تجارت " را که خوب می شناسید. اگر از سکوت خود در مرگ سرباز میهن ،  خجالت نمی کشید 
 حد اقل برای ادامه تجارت های سود آور آقازادگان ، هوای سربازان مظلوم وطن را داشته باشید.

۱۳۹۳ فروردین ۶, چهارشنبه

خامنه ای ، اسرائیل و جیش العدل

  در این یادداشت نمی خواهم به استدلال های پیچیده  روی بیاورم . به عبارت  دیگر ، این،  یک نوشته خودمانی است  که از این به بعد تصمیم دارم هر روز نمونه ای از آن را در اینجا منتشر نمایم.
مقامات جمهوری اسلامی  در تبلیغات پرحجم خود در سه دهه   گذشته ، همواره اتهاماتی را متوجه اسرائیل نموده اند که هدف عمده از این حملات ، نه دفاع از حقوق ضایع شده فلسطینیان بلکه فریب افکار عمومی ایرانیان و انحراف اذهان آنان ازواقعیت های درون ایران بوده است.  در چند سال اخیر ، برخی گروههای تروریستی فعال در جنوب شرق ایران  ازجمله جیش العدل هم  به سوژه های تبلیغاتی جمهوری اسلامی اضافه شده و البته رفتار وحشیانه بعضی از این گروهها هم به ماشین تبلیغاتی جمهوری فاسد ولایت فقیه کمک کرده است. من در این نوشته کوتاه ، فرض را بر صحت ادعاهای مقامات جمهوری اسلامی در خصوص  رفتار نظامیان اسرائیل و تروریستهای جیش العدل می گذارم . در عین حال با ذکر دو خبر که در رسانه های جمهوری اسلامی منتشر شده ، مخاطبان این یادداشت را به قضاوت دعوت می کنم.
خبر نخست در مورد فردی به نام شالوم است که سالهاست در دولت های مختلف اسرائیل ، با عنوان وزیر فعالیت نموده است .او اکنون از کاندیداهای احتمالی برای تصدی ریاست جمهوری اسرائیل  و وزیر نیرو در دولت نتانیاهو است. بنابر اعلام رسانه های جمهوری اسلامی - اینجا -  ، یک خانم اسرائیلی که از کارمندان آقای شالوم بوده ، اخیراً ادعا کرده که پانزده سال قبل ، به ناچار تن به رابطه جنسی با این مقام بلند پایه اسرائیلی داده است .  بنا بر ادعای همین رسانه ها، به دلیل گذشت بیش از ده سال از زمان وقوع جرم مورد ادعا ، امکان تعقیب قضایی متهم وجود ندارد اما اولاً پلیس اسرائیل اعلام کرده با توجه به کاندیداتوری متهم  برای احراز سمت ریاست جمهوری ،  در مورد ادعای آن خانم که یک کارمند عادی است  بررسی های پلیسی به عمل خواهد آمد. ثانیاً رادیو وابسته به ارتش اسرائیل ، تریبون خود را در اختیار شاکی گذاشته و او آزادانه ، ادعای خود را مطرح کرده است.
خبر دوم ، پس از جنایت اخیر گروه جیش العدل و قتل یک مرزبان ایرانی ، منتشر شد. به موجب این خبر، سخنگوی آن گروه تروریستی به اقدام جنایت کارانه  همفکران خود   اعتراض کرده است. 
حالا کمی در مورد جمهوری اسلامی  بیندیشیم. در نظام ولایت فقیه ، کسی که متهم به حداقل چهار مورد قتل در کهریزک است   نه تنها مجازات نمی شود بلکه ارتقا مقام پیدا می نماید و گستاخانه علیه قربانیان و خانواده های ایشان ، لجن پراکنی می نماید. رئیس دولتی که رهبر فاسد جمهوری اسلامی  باصراحت از او حمایت کرده ، به ثروت عمومی تجاوز می نماید و دهها هزار میلیارد تومان ثروت کشور را به باد میدهد. تجاوز این فرد به ثروت های عمومی  ، علاوه بر خسارت های مالی ، موجب  گسترش فقر در جامعه شده که انحراف هزاران دختر و بانوی  ایرانی یکی از تبعات آن بوده  است. یعنی  هزاران نفر به دلیل فساد مالی سران جمهوری اسلامی ، قربانی انواع مفاسد اخلاقی  ازجمله تجاوز و..... شده اند. اما   نه تنها کسی اجازه محاکمه  عاملان این فساد ها  را ندارد  بلکه رسانه هایی هم که می خواهند با احتیاط در خصوص این موضوع افشاگری کنند،  با نهیب خامنه ای مواجه می شوند که " کش ندهید". این را مقایسه کنید با همکاری رادیو ارتش اسرائیل برای بررسی ادعای زن اسرائیلی علیه یک مقام قدرتمند آن کشور. همچنین اعلام مخالفت سخنگوی جیش العدل با تصمیم رهبران  گروه برای اعدام یک گروگان خود  را بخوانید و یک لحظه بیندیشید" آیا  هیچکس می تواند در ایران ، حتی در لفافه ، با یک تصمیم خامنه ای مخالفت کند؟"
بازهم می گویم ادعاهای مقامات جمهوری اسلامی در خصوص اسرائیلی ها و گروههای تروریستی در شرق کشور را به صورت دربست قبول کنیم.  آنگاه با همان استانداردها ببینیم   فساد و دیکتاتوری در حکومت خامنه ای و حکومت او  بیشتر است یا  در دولت  اسرائیل و گروه تروریستی  جیش العدل ؟